متوکل و تخريب قبر امام حسين×
متوکل ميديد بارگاه ملکوتي سبط رسول خدا| و سرور جوانان اهل بهشت، امام حسين×، مورد عنايت مردم است، و به عنوان يکي از پايگاههاي مهم انقلابيون علوي به شمار ميرود و حق طلبان و ظلم ستيزان، به ويژه علويان ـ از جمله يحيي بن عمر ـ با اجتماع و ازدحام در اين پايگاه و الهام از روح ظلم ستيز فرزند عزيز پيامبر| و خون پاک او، مبارزات خود را شکل ميدهند و مردم را به قيام عليه ستمگران عباسي و مفاسد اجتماعي دعوت ميکنند، و اين در حالي بود که قبور اجداد او و همکيشان اموياش، مزبله شده و يا در نقطهاي متروک، محل درندگان بياباني است، از اين رو تصميم گرفت دست مردم به ويژه شيعيان را از اين پايگاه الهام بخش کوتاه کند.
عاملي که آتش کين متوکل را شعلهورتر و او را در ويران کردن مرقد مطهر اباعبد الله× مصمّمتر ساخت، اين بود که پيش از آنکه او به خلافت برسد، يکي از زنان خواننده، کنيزکان خود را نزد متوکل ميفرستاد تا به هنگام مستي برايش آواز بخوانند.
زماني که متوکل به خلافت رسيد، کسي را نزد آن زن فرستاد تا خوانندگاني برايش بفرستد، گفتند: او در سفر است و به زيارت قبر امام حسين× رفته است. زن ياد شده در کربلا از درخواست متوکل آگاه شد؛ از اين رو با شتاب به بغداد بازگشت و يکي از کنيزان خود را که مورد علاقه متوکل بود براي او فرستاد.
متوکل از او پرسيد: کجا بوديد؟ گفت: بانويم به حج رفته بود، ما را نيز همراه خود برده بود ـ اين قضيه در ماه شعبان رخ داده بود ـ متوکل حيرت زده پرسيد: در ماه شعبان به کدام حج رفته بوديد!؟ زن گفت: به زيارت قبر حسين×.
متوکل با شنيدن اين سخن برافروخته شد، به حدّي که رگهاي گردنش برخاست و دماغش پر باد شد. دستور داد بانوي آن کنيزک را دستگير کرده به زندان افکنند و تمام اموالش را مصادره نمايند.([1]) در پي اين قضيه، متوکل به فرمانده نيروهاي خويش دستور داد اعلام کند: مردم موظفند تا سه روز کربلا را ترک کنند؛ بديهي است پس از انقضاي اين مدت هر کسي در کربلا ديده شود، دستگير و راهي زندان «مُطبِق» خواهد شد.([2]) سپس پاسگاههايي به فاصله يک ميل بر سر راههاي منتهي به کربلا ايجاد کرد و افرادي را بر آنها گمارد تا هر کس براي زيارت قبر مطهر امام حسين× ميرود دستگير کرده به نزد وي ببرند و او دستور قتل يا شکنجة آنان را صادر ميکرد.([3])
متوکل پس از ايجاد جوّ ترور و اختناق و پراکنده ساختن شيعيان از اطراف حرم مقدس امام حسين× به کارگزارانش دستور داد تا آن قبر مطهر را خراب کنند؛ ليکن کارگزاران مسلمان از ارتکاب اين جنايت بزرگ سرباز زدند. ناچار يهوديان را مأمور اجراي اين توطئه کرد.([4])
متوکل اين کار را بر عهدة «ديزح» يهودي تازه مسلمان گذاشت و به او دستور داد قبر مطهر و خانههاي اطراف آن را ويران سازد! «ديزح» حرم حسيني و خانههاي اطراف آنرا تا شعاع دويست متري ويران کرد، سپس به يهودياني که همراه خود برده بود دستور داد تا همه آن زمينها را زراعت کنند و در همة زمينهاي ياد شده آب جاري ساخت.([5])
اين جنايت، خشم مردم به ويژه دوستان اهل بيت^ را برانگيخت و موجب شد تا چهرة خودکامه و ضد اسلامي اين خليفه عباسي براي همگان برملا شود.
بزرگترين جنايت متوکل در حق اهل بيت^ جلوگيري مردم از زيارت قبر مطهر فرزند رسول خدا|، حضرت سيد الشهداء×، و ويران کردن آن است که به دست يهوديان انجام گرفت.
اين جنايت از سوي مردم با واکنش منفي مواجه شد و اعتراض آنان را در قالب شعار نويسي بر در و ديوار، پخش اطلاعيه در مراکز عمومي و نيز هجو خليفه در زبان شعر در پي داشت.
[1]. مقاتل الطالبیین، ص395.
[2]. کامل، ابن اثیر، ج 7، ص55.
[3]. مقاتل الطالبیین، ص395.
[4]. حیاهًْ الامام الهادی×، ص302.
[5]. مقاتل الطالبیین، ص395ـ296.
















هیچ نظری وجود ندارد