21 می 2026

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • محور مقاومت
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • محور مقاومت
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home بدون دسته ( پیشفرض)

مصادیق «اولی الامر» از دیدگاه اهل سنت

منظور از اولی الأمر
0
SHARES
5
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

مصادیق «اولی الامر» از دیدگاه اهل سنت

1– اصحاب رسول خدا |:

عده‏اى بر اين باورند كه «اولى الامر انّهم اصحاب محمّد | خاصّه»؛([1]) مقصود از «اولی الامر» اصحاب محمد | هستند».

نقد

الف – پيشتر بيان شد كه از آيه مورد بحث عصمت اولى الامر استفاده مى‏شود، در حالى كه در بين امت اسلامى هيچ‏كس براى همه اصحاب رسولخدا| عصمت قائل نيست، تا اطاعت از آنان واجب باشد.

ب – اصحاب رسول خدا | چنين شأنى براى خود قائل نبودند كه مصداق آيه ما هستيم.

ج – گر چه در برخى از آيات و روايات از جمعى از اصحاب رسول‏خدا| بسيار تجليل شده است و آن تجليل‏ها نيز واقعى است، ولى با توجه به تعريفى كه اهل سنت درباره صحابه دارند، بررسی مجموع آيات و روايات درباره صحابه بیانگر این است كه عده‏اى از صحابه در عصر خود حضرت رسولخدا| و عده‏اى بعد از آن حضرت مرتد شده‏اند؛ برخى از آنان مريض‏دلان بوده‏اند؛ عده‏اى از آنان در زمره منافقان پنهان و عده‏اى از منافقان آشكار و شمارى از آنان، همكاران و جاسوسان دشمن بوده‏اند و عده‏اى از دستورات آن حضرت تخلف مى‏كردند و… .

تاريخ اسلام، چه در عصر رسول خدا | و چه بعد از آن تا زمانى كه آنان زنده بودند، از تخلفات آنان از احكام اسلام حكايت مى‏كند.

1 – انس بن مالك:

وى از تخلفات و تغييراتى كه اصحاب در احكام اسلامى به وجود آورده‏اند، چنين ياد مى‏كند:

«سمعت ابا عمران الجونى يقول سمعت انس بن مالك يقول: ما اعرف شيئا اليوم ممّا كنّا عليه على عهد رسولالله |. قال: قلنا له: فاين الصلاة؟ قال: او لم تصنعوا فى الصلاة ما قد علمتم.»([2])

ابو عمران جونى مى‏گويد: شنيدم انس بن مالك مى‏گفت: آنچه در عصر رسول خدا | انجام مى‏داديم امروز خبرى از آن نيست!

به او گفتيم: نماز كه هست؟

گفت: شما مى‏دانيد در نماز چه تغييراتى داده‏ايد!

حال چگونه مى‏توان گفت مصداق اولى الامرى كه معصوم هستند و اطاعت آنان واجب است، همه صحابه باشند؟

2– ابوبكر و عمر:

عده‏اى از اهل تسنن بر اين باورند كه:

«انها اشارة الى ابى بكر و عمر رضى الله عنهما خاصّه»؛([3])

مقصود از اولى الامر ابوبكر و عمر هستند!

نقد

ابتدا رأى ياد شده درباره ابوبكر را به نقد مى‏كشيم:

الف – با توجه به اين كه ابوبكر و عمر از اصحاب رسول خدا | هستند تمام ايرادهايى كه درباره نظريه قبل ياد شد، بر اين نظر هم وارد مى‏شود.

ب – ابوبكر نه تنها ادعاى عصمت نداشت، بلكه خودش را از بقيه مردم هم ضعيف‏تر مى‏دانست؛ به گونه‏اى كه نمى‏تواند حكومت را براساس دين اداره كند و از آنان تقاضا مى‏كرد تا هر كجا که بر خلاف دين رفتار كرد، او را هدايت كنند و به صراحت در حضور اصحاب رسول خدا | گفت: من شيطانى دارم كه متعرض من مى‏شود و و وقتى نزد من آمد، از من دورى كنيد. به اين كلمات توجه كنيد:

«ايها الناس فانّى قد وليّت عليكم و لست بخيركم، فان احسنت فاعينونى و ان اسأت فقوّمونى… اطيعونى ما اطعت الله و رسوله، فاذا عصيت الله و رسوله، فلا طاعة لى عليكم… و انّ لى شيطانا يعترينى، فاذا اتانى فاجتنبونى.»([4])

حال چگونه مى‏توان گفت چنين فردى مصداق اولى الامرى است كه خداوند دستور داده بدون قيد و شرط از او اطاعت كنند؟

ج – آنچه بيان شد، مربوط به ابتداى حاكميت ابوبكر بود كه از زبان خود وى نقل كرديم، اما پايان حكومت او را هم از زبان خودش بشنويم:

در آخرين روز حيات ابوبكر، عبدالرحمان بن عوف بر او وارد شد و خواست او را تسلّى دهد كه ابوبكر گفت:

«اما انّى لا آسى الاّ على ثلاث فعلتهنّ وددت انّى لم افعلهنّ، ثلاث لم افعلهنّ وددت انّى فعلتهنّ، و ثلاث وددت انّى سألت رسول‏الله| عنهن فامّا الثلاث اتى فعلتها وددت انّى لم اكن فعلتها فوددت انّى لم اكن كشفت عن بيت فاطمة و تركته و لو اغلق على حرب ووددت انّى يوم سقيفة بنى ساعدة كنت قذفت الامر فى عنق احد الرجلين عمر او ابى عبيدة، فكان اميرا و كنت وزيرا ووددت انّى اذا اتيت بالفجاة لم اكن احرقته و كنت قتلته بالحديد او اطلقته.»

اما من تأسف نمیخورم مگر بر سه كارى كه انجام داده‏ام، ولى اى كاش انجام نمى‏دادم [از اين قرارند]:

1- اى كاش هرگز درِ خانه فاطمه ÷را نمى‏گشودم؛ گر چه آن در براى جنگ بسته شده بود؛([5])

2- اى كاش در روز «سقيفه بنى‏ساعده» خلافت را به عمر يا ابوعبيده واگذار مى‏كردم و آنان حاكم بودند و من مشاور؛([6])

3- و اى كاش هنگامى كه فجات([7]) را آوردند او را نمى‏سوزاندم، بلكه او را با آهن مى‏كشتم يا آزاد مى‏كردم.

«و اما الثلاث التى تركتها و وددت انّى فعلتها فوددت انّى يوم اتيت بالاشعث كنت ضربت عنقه فانّه يخيل الىّ انّه لا يرى شرّا الاّ اعان عليه و وددت انّى حيث وجّهت خالدا الى اهل الردة اقمت بذى القصّة فان ظفر المسلمون و الا كنت ردءا لهم وودت حيث وجّهت خالدا الى الشام كنت وجّهت عمر الى العراق فاكون قد بسطت كلتا يدى اليمين و الشمال فى سبيل الله»

و اما آن سه كارى كه انجام ندادم و اى كاش انجام مى‏دادم [اينها بودند]:

1- اى كاش روزى كه اشعث را به عنوان اسير نزد من آوردند گردنش را مى‏زدم؛([8]) زيرا چنين به نظرم مى‏رسد كه هيچ شرّى برايش پيش نيايد، مگر اين كه او به آن دامن زد.

2- اى كاش وقتى خالد را براى جنگ مرتدان فرستادم، در ذى‏القصه مى‏ماندم كه در صورت شكست مسلمانان به آنان كمك مى‏كردم؛([9])

3- و اى كاش هنگامى كه خالد را براى فتح شام فرستادم عمر را نيز براى فتح عراق مى‏فرستادم به گونه‏اى كه با هردو بازويم در راه خدا مى‏جنگيدم.

«و اما الثلاث اللواتى وددت انّى كنت سألت رسولالله| عنهنّ فوردت انّى سألته فيمن هذا الامر فكنّا لا ننازعه اهله و وددت انّى كنت سألته هل للانصار فى هذاالامر نصيب و وددت انّى سألته عن ميراث العمة و ابنة الاخت، فانّ فى نفسى منهما حاجة.»([10])

و اما آن سه چيزى كه ‏اى كاش از رسول خدا| مى‏پرسيدم: [از اين قرار بودند]

1- اى كاش از رسول خدا | مى‏پرسيدم كه خلافت حق كيست، تا با صاحبان آن به نزاع برنخيزيم؛

2- اى كاش از رسول خدا | مى‏پرسيدم كه آيا انصار هم در خلافت حقى دارند يا نه؟

3- اى كاش از رسول خدا | درباره ارث عمه و دختر خواهر مى‏پرسيدم؛ زيرا در دلم نسبت به ارث اين دو شبهه‏اى است.

آنچه بيان شد؛ سخنان ابوبكر در آخرين روز حيات او در اين دنياست. يكبار ديگر اين مطالب را مرور كنيد. سه كارى كه ابوبكر انجام داده است و آرزو مى‏كرد كه هرگز انجام نمى‏داد، كه اين مسأله مشروعيت حكومت او را زير سؤال مى‏برد، كه بنا نداريم بيشتر آن را توضيح دهيم.

اما آن سه كارى كه انجام نداده است و آرزو مى‏كرد كه اى كاش انجام داده بود يك بار ديگر مرور كنيد. در جريان حركت‏هاى نظامى خالد كه موجب اعتراض عمر – که هم يار صميمى ابوبكر بود و در خيرخواهى او نسبت به ابوبكر شبهه‏اى نيست – شده است، چه انسانهاى بى‏گناهى كشته شدند و چه اموالى به غارت رفت و چه هتك حرمت‏هايى كه از زنان مسلمان شد و… كه داستانى بسيار غم‏انگيز است

اما سه سؤالى كه آرزو مى‏كرد، از رسول خدا | مى‏پرسيد، قابل توجه است.

يكى از محورهاى سخنرانى‏هاى «حجة‏الوداع» رسول خدا | همين مسأله بود كه اصحاب با صاحبان امر درگير نشوند و يكى از مواردى كه در پيمان عقبه دوم – كه به «بيعة ‏الحرب» شهرت يافت – اين بود كه مسلمانان با پيامبر| بيعت كردند كه با صاحبان امر درگير نشوند.

بدين ترتيب نمى‏توان پذيرفت كه با سابقه طرح اين مسأله در بين مسلمانان، به خصوص در حجة‏الوداع – كه ابوبكر حضور داشت – او نپرسيده باشد كه صاحبان امر چه كسانى هستند، با اين كه او در سقيفه براى خارج كردن انصار از ميدان خود را احق و أولى به خلافت مى‏دانست و حال كه در پايان راه است از هجوم به خانه فاطمه ÷، كه در واقع صاحب امر در آنجا بود، تأسف مى‏خورد و… كه جاى توضیح بيشتر آن نيست.

اكنون سؤال اين است که آيا شايسته است که چنين انسانى را با اين اعترافات صريح، نسبت به كارهايى كه نبايد انجام مى‏داد و كارهايى كه مى‏بايست انجام مى‏داد و انجام نداده است، مصداق اولى الامرى بدانيم كه خداوند دستور داده است در هر شرايطى از او پيروى كنيم؟!

در ادامه، به نقد رأى ياد شده درباره عمر مى‏پردازيم:

1- نقدهايى كه بر همه صحابه به عنوان كلى مطرح شد بر او نيز وارد است؛

2- عمر در به قدرت رسيدن ابوبكر و ادامه حكومت او نقش اساسى داشت؛ بنابر اين او در كارهاى ابوبكر شريك است و بخش عمده‏اى از نقدهايى كه بر ابوبكر ياد شد، بر او نيز وارد است.

3- اگر بخواهيم عملكرد عمر را نقد كنيم سخن بسيار طولانى خواهد بود و تنها به يك عملكرد او اشاره مى‏كنيم.

قرآن مى‏فرمايد:

{وَما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا}([11])

و آيات ديگرى كه به متابعت مطلق از رسول خدا | دستور مى‏دهد و آياتى كه سخن رسول خدا | را وحى مى‏داند نه سخن از روى هواى نفس؛

{وَما يَنْطِقُ عَنِ الهَوى * إِنْ هُوَ إِلاّ وَحْيٌ يُوحى}([12])

با اين وصف، در روز پنجشنبه كه رسول خدا | در حجره‏اش در حضور اصحاب دستور داد [كاغذ و قلمى] بياوريد تا چيزى بنويسم كه هرگز گمراه نشويد، عمر فرياد زد:

«ان الرجل ليهجر، حسبنا كتاب الله.»([13])

اكنون سؤال اين است كه براستى كسى كه با صراحت به مخالفت با دستور رسول خدا | برمى‏خيزد؛ همان أولى الامرى است كه خداوند دستور داده است، در هر شرايطى، از او اطاعت كنند؟ و اگر شما در آنجا بوديد، چه مى‏كرديد؟ آيا به دستور رسول خدا | عمل مى‏كرديد يا به دستور عمر؟

([10]) تاريخ طبرى، ج 2، ص 619؛ شرح نهج البلاغه، ابن ابى الحديد، ج 2، ص 46.

([11]) حشر/7.

([12]) نجم/5-4.

([13]) صحيح، البخارى، كتاب المريض باب قول المريض قوموا عنّى؛ صحيح، مسلم، باب ترك الوصيه، ص 76؛ مسند، احمد بن حنبل، ج 1، ص 552، ج 4، ص 308؛ تاريخ، طبرى، ج 2، ص 436؛ كامل، ابن اثير، ج 2، ص 320.

([14]) الكشاف، ج 1، ص 535؛ تفسير، قرطبى، ج 5، ص 260.

نوشته قبلی

آية اطاعت

نوشته‌ی بعدی

آیا منظور از اولی الامر صاحبان قدرت‌اند؟

مرتبط نوشته ها

بدون دسته ( پیشفرض)

توحید از دیدگاه شیعه چگونه است؟

صفای باطن و دوری امامان (ع) از کینه توزی
بدون دسته ( پیشفرض)

صفای باطن و دوری امامان (ع) از کینه توزی

میانه روی در نهج البلاغه
بدون دسته ( پیشفرض)

میانه روی در نهج البلاغه

ادوار اجتهاد
بدون دسته ( پیشفرض)

ادوار اجتهاد

آثار محبّت اهل بیت (ع) در قرآن
بدون دسته ( پیشفرض)

آثار محبّت اهل بیت (ع) در قرآن

بدون دسته ( پیشفرض)

قاطعیت و عطوفت در سیره امام علی(علیه السلام)

نوشته‌ی بعدی
منظور از اولی الأمر

آیا منظور از اولی الامر صاحبان قدرت‌اند؟

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

جنگ‌ داخلی؛ خواب شوم دشمن

جنگ‌ داخلی؛ خواب شوم دشمن

فرهنگ عاشورا در سیره معصومین (ع)

نهضت کربلا از دیدگاه اهل سنت

مناجات شعبانیه و سند آن

مناجات شعبانیه و سند آن

آزادى از منظر شیعه

آزادى از منظر شیعه

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا