نتیجهگیری مباحث:از مجموع مباحث مطرح شده در این نوشته این نتایج به دست میآید که:1- نزاع و اعتراضات حضرت زهرا(س)بر علیه خلیفه اول، آنگونه که تاریخ نویسان و سیره نگاران اهل سنت پنداشته و به آن پرداختهاند، نزاع و اختلاف مالی صرف نبوده، بلکه در ورای اختلاف مالی و مادی اهداف و اغراض سیاسی نشأت گرفته از دین نهفته بوده است؛ علاوه اینکه: مهمترین اعتراض و برخورد حضرت زهرا(س) با خلیفه در مسایل سیاسی و اختلاف روی مسأله خلافت و رهبری امت بوده است.سخنان و گفتههای بجا مانده از حضرت زهرا(س)بیانگر این است که عمده تلاشها و موضع گیریهای او به دفاع از امامت و ولایت امام علی(ع)صورت گرفته است و اوعلاوه بر تأکید بر ویژگیهای شخصی علی بن ابی طالب بر نحوه و چگونگی حکومت بر امت اسلام تأکید داشته است.2- حضرت صدیقه طاهره(س) نقش عمده و چشمگیر در دفاع و پاسداری از امامت و ولایت داشته است و در موقعیت که امام علی(ع) بنابر مصالح عالیه اسلام و شرایط خطیر و حساس امت اسلامی پس از رسول خدا(ص)نمیتوانست به صورت آشکار از حقوق خویش دفاع نموده در برابر حاکم سقیفه بایستد، حضرت فاطمه(س)که بر اساس فرمایش رسول خدا(ص) ملاک و معیار حق بود، نقش این مبارزه و رهبری آن را برعهده گرفت، او به طرز شایسته از حق امام علی(ع) دفاع نمود و با بر شمردن فضایل و شایستگیهای امام علی(ع) او را مستحق امامت وخلافتدانست.او بارها بر این مطلب تصریح نمود که امامت و ولایت امام علی به نصب رسول خدا و دستور خداوند بوده است. او با بیان روشن و شفاف اهمیت و جایگاه امامت و ولایت را در اسلام تبیین نموده و از این طریق سعی کرد زمینه پذیرش رهبری امام علی(ع)را در جامعه به وجود آورد.مهمترین نتایج که موضع گیریها و دفاع حضرت زهرا(س) از امام علی(ع) به دنبال داشت این بود که:او توانست با تلاشهای خویش یاد و نام علی(ع)را در اذهان و افکار مردم زنده نگهدارد و او را به عنوان شخص مطرح برای مقام خلافت و ولایت پس از رسول خدا(ص)معرفی نماید، این مسأله در آن روز که تلاشهای فراوان برای کتمان فضایل امام علی(ع)از طرف عدهای صورت میگرفت اهمیت فراوانی داشت.3- حضرت زهرا(س)حوادث و وقایع هنگام و پس از رحلت رسول خدا(ص)رابه صورت ژرف و عمیق موشکافی و از دسیسهها و توطئههای عدهای که بر خلاف دستور رسول خدا(ص) برای دستیابی به خلافت و رهبری امت تلاش نموده بودند پرده برداشت و ابعاد این توطئه را برای مردم توضیح داد، او با جایگاه و موقعیت دینی و اجتماعی که در میان مسلمانان داشت به خوبی توانست در برابر توطئه غصب خلافت که گردانندگان آن از اصحاب رسول خدا(ص) بودند بایستد و آنان را در برابر خویش متقاعد سازند.4- حضرت زهرا (س) نقش عمده در ترسیم خطوط و اندیشههای سیاسی شیعه داشته است، او با تبیین مقام و جایگاه اهل بیت: آنان را به مردم معرفی نمود و لزوم پیروی از آنان را در کنار قران بیان داشت و نیز به فلسفه بودن آنان در کنار قرآن اشاره نمود و این استراتژی حضرت به عنوان خطوط اصلی تفکر شیعی در مسایل سیاسی قرار گرفت.5- حضرت زهرا(س) که به شهادت آیه تطهیر عصمت او ثابت میشود و با حدیث ثقلین وابستگی کتاب و عترت ثابت میگردد، بنأاً او در گفتار و رفتار خویش معصوم بود و همه آنچه او گفته کتاب خدا تأیید میکند، از این رو باید گفتهها و سخنان او علاوه بر این که از اصول سیاسی و دینی شیعه قرار گرفته از اصول مورد پذیرش تمام مسلمانان قرار گیرد تا بتوانند در سایه این اصول به اسلام وسنت ناب نبوی دست یافته به سعادت دنیوی و اخروی نایل شوند.
پی نوشت ها :1.ان الله یغضب لغضبک ویرضی لرضاک.مستدرک الصحیحین ج 3 ص 1532. درمنابع اهل سنت اگر مراجعه شود کتابهای فراوانی به چشم میخورد که در باره زندگی عایشه نوشته شده.3.نوشته اسماعیل انصاری، که بیش از دو هزار کتاب مستقل در مورد حضرت زهرا(س) را جمع آورینمودهاست.4.العقد الفرید، ج 4، ص 260.5.رک: انساب الاشراف، ج 2، ص 268؛ تاریخ طبری، ج 2، ص 443؛ شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج،2ص 5 الی 60؛ کنزالعمال، منتخب حاشیه مسند احمد، ج 2، ص 174.6.لاعهدلی به قومٍ اسوأ محضراً منکم ترکتم رسول الله جنازًْه بین ایدینا و قطعتم امرکم بینکم لم تستأمرونا ولمتردوا لنا حقاًالامامْه و السیاسْه، ج1، ص 13.7.کانکم لم تعلموا ماقال یوم غدیرخم، واللهلقد عقد له یومئذٍ الولأ لیقطع منکم بذالک منها الرجأ، ولکنکم قطعتم الاسباب بینکم و بین نبیکم، والله حسیبٌ بیننا و بینکم فی الدنیا والاخرْاحتجاج، ج 1،صص86 -87.8.سلیم ابن قیس هلای، اسرار آل محمد، ترجمه کتاب سلیم، مترجم اسماعیل انصاری، قم دلیل ما، 1381ش، چاپ سوم، ص 227.9.طوسی محمد ابن حسن، تلخیص الشافی، قم، دارالکتب الاسلامیه، 1394 ه، چاپ سوم، ج 3، ص 76.10.تلخیص الشافی، ج 3، ص 7611حافظ، محمدابراهیم، دیوان شاعر نیل، چاپ مصر، ج 1، ص 82.2، ص12.تاریخ طبری، ج 3، ص 236؛ شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 2، ص 46313.یَاأَیُّهَا الَّذِینَ اَّمَنُوا لاَ تَدْخُلُوا بُیُوتاً غَیْرَ بُیُوتِکُمْ حَتَّی تَسْتَأْنِسُوا وَتُسَلِّمُوا عَلَی أَهْلِهَا ذلِکُمْ خَیْرٌ لَّکُمْ لَعَلَّکُمْ تَذَکَّرُونَ فَاًِّن لَّمْ تَجِدُوا فِیهَا أَحَداً فَلاَ تَدْخُلُوهَا حَتَّی یُؤْذَنَ لَکُمْ وَاًِّن قِیلَ لَکُمُ ارْجِعُوا فَارْجِعُوا هُوَ أَزْکَی لَکُمْ وَاللَّهُ به ما تَعْمَلُونَ عَلِیمٌ سوره نور، آیات 28 – 27.14.فِی بُیُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَن تُرْفَعَ وَیُذْکَرَ فِیهَا اسْمُهُ یُسَبِّحُ لَهُ فِیهَا بِالْغُدُوِّ وَالاَّصَالِ سوره نور، آیه 36.15.یَا أَیُّهَا الَّذِینَ اَّمَنُوا لاَ تَدْخُلُوا بُیُوتَ النَّبِیِّ اًِّلاَّض أَن یُؤْذَنَ لَکُمْ سوره احزاب، آیه 53..16.الدرالمنثور، ج 5، ص 91، شواهد التنزیل، ج 1، ص 53317.صحیح البخاری، ص 749، صحیح مسلم، ص 887؛ تاریخ طبری، ج2، ص448؛ شرح ابن ابی الحدید، ج6،ص 46؛ مسند احمد حنبل، ج 1، ص 9(لازم به ذکراینکه درباره دروغ بودن این حدیث در صفحات بعد بحث وافی صورت گرفته است )18.تاریخ الخمیس، ج 2، ص 174 – 17319.یاقوت، حموی، المعجم البلدان، بیروت، دارالاحیأ التراث العربی، بی تا، ج6، ص 417؛ علی بن احمدسمهودی، وفأ الوفأ، بیروت، دار احیأالتراث العربی، 1401 ه، ص 1280.ابن منظور، لسان العرب، بیروت، دارالاحیأ،… بی تا، ج10، ص 203.20.احمد، الفیومی، المصباح المنیر، قم، دارالهجرْه، 1405 ه، ص 46521.ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج2، ص 15222.وَمَا أَفَأَ اللَّهُ عَلَی رَسُولِهِ مِنْهُمْ فَمَا أَوْجَفْتُمْ عَلَیْهِ مِنْ خَیْلٍ وَلاَ رِکَابٍ وَلکِنَّ اللَّهَ یُسَلِّطُ رُسُلَهُ عَلَی مَن یَشَأُوَاللَّهُ عَلَی کُلِّ شَئٍ قَدِیرٌ مَا أَفَأَ اللَّهُ عَلَی رَسُولِهِ مِنْ أَهْلِ الْقُرَی فَلِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِی الْقُرْبَی وَالْیَتَامَیوَالْمَسَاکِینِ وَابْنِ السَّبِیلِ سوره حشر، آیات 6و723.یَسْأَلُونَکَ عَنِ الْأَنْفَالِ قُلِ الْأَنْفَالُ لِلّهِ وَالرَّسُولِ انفال، 124.اسرأ، آیه26.25.مجمع الزاوائد، ج7، ص 139.26.الدر المنثور، ج4، ص 32127.تفسیر عیاشی، ج2، ص 28728.محمد ابن علی، صدوق بن بابویه، عیون اخبار الرضا، ترجمهای حمیدرضا مستفید، علی اکبر غفاری،تهران: دارالکتب الاسلامیه، 1380 ش، چاپ اول، ج 1، ص 23329.برای آگاهی بیشتر از روایات که در این مورد از رسول خدا و ائمه: نقل شده به کتابهای زیرمراجعهگردد.ملحقات احقاق الحق، ج 33، ص 35؛ بحارالانوار، ج 29، ص 106؛ عوالم العلوم، ج 11، ص 427؛ اصول کافی، ج 1، ص 494؛ قطب الدین راوندی، الخرائج والجرایح، ص 105 – 103..188 المعجم البلدان، ج3، ص 41730.المعجم البلدان، ج3، ص 417.31. محمدباقر، صدر، فدک فی التاریخ، قم، مرکز الغدیر، بی تا، به نقل از سیره حلبیه، ج 3، ص 391.32. شرح نهج البلاغه، ج16، ص 236؛ ابن ابی الحدید در قرن ششم هجری میزیسته است.33.عباس، قمی، سفینْ البحار، دارالاسوْ، 1414 ه، چاپ اول، ج7، ص 4534.سید جعفر شهیدی، فاطمه دختر محمد، تهران کتابفروشی حافظ، بی تا، چاپ سوم، ص 5935.صحیح مسلم، ص 887-886، صحیح البخاری، ص 749.36.شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدیدج16، ص 252.37.یابن ابی قحافه، افی کتاب الله أن ترث اباک و لاارث ابی؟ لقد جئت شیئاً فریّا افعلی عمدٍ فرکتم کتاب الله ونبذتمونه ورأ ظهورکم؟ احتجاج، ج 1، ص 234.38.وَوَرِثَ سُلَیْمَانُ دَاوُدَ، نمل، آیه 16.39.فَهَبْ لِی مِن لَّدُنکَ وَلِیّاًیَرِثُنِی وَیَرِثُ مِنْ اَّلِ یَعْقُوبَ مریم، 540.وأُولُوا الْأَرْحَامِ بَعْضُهُمْ أَوْلَی به بعضٍ فِی کِتَابِ اللّهِ اًِّنَّ اللّهَ به کلِّ شَیٍْ عَلِیمٌانفال، آیه 7541.یُوصِیکُمُ اللّهُ فِی أَوْلاَدِکُم لِلْذَّکَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنْثَیَیْنِ نسأ، 11..42.و زعمتم ان لاحظ لی ولاارث من ابی و لارحم بیننا افخصکم الله به آیه اخرج ابی منها ام هل تقولون انّا اهل ملتین لایتوارثان اولست انا و ابی من اهل ملْه واحدْ؟ احتجاج، ج 1، ص 23543.شرح نهج البلاغه، ج16، ص 241، المعجم البلدان، ص 417.44.ذبیح الله، محلاتی، ریاحین الشریعْه، تهران: دارالکتب الاسلامیْ، بی تا، ج2، ص 331.45.شرح نهج البلاغه، همان، ص 252؛ ابن ابی الحدید گفته است، این مطلب که تنها راوی این حدیث ابی بکرمیباشد مورد اتفاق است زیرا اگر کسانی دیگر این حدیث را نقل نمودهاند از زبان ابی بکر نقل کردهاند نه رسولخدا)ص(، همان، ص 252.46.رضا استادی، دانشنامه امام علی، تهران: پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، 1380 ش، مقاله فدک، ج8،ص 382.47.برای اطلاع بیشتر مراجعه شود به دانشنامه امام علی مقاله فدک، ص 372 – 37020748.صحیح بخاری، کتاب الشهادات، ص 474.49.طبقات الکبری، ج2، ص 318.50.رجوع شود به فصل اول همین نوشته بحث فضایل حضرت زهرا.51.باید از خلیفه پرسید بر اساس چه مجوزی وصیت کرد او را در خانهی رسول خدا به خاک بسپارند، اگر گوئیم اموال رسول خدا(ص) به گفته خلیفه متعلق به همهای مسلمانان است، او چگونه از همه که در میان آنان بچههای خردسال و مجانین قرار داشت اذن گرفت؟ اگر گوئیم از دخترش عایشه اجازه گرفت و او از رسول خدا ارث برده بود، ، بر فرض که زن از زمین و خانه ارث ببرد و تقسیمی عایشه از نُه قسمت یک قسمت میباشد واین یک قسمت چنین گنجایش داشته باشد، این مطلب ثابت میگرد که خلیفه از رأیش برگشته و قایل به ارث گذاری پیامبران است!!52.الغدیر، ج8، ص 336، به نقل از سیره حلبیه..21153.همان، ص 336.54.همان، ص33555.از امام صادق روایت شده، پس از به خلافت رسیدن ابی بکر عمر به او گفت: مردم بندگان دنیا هستند و جزآن هدفی ندارند، تو خمس و غنایم را از علی باز دار و فدک را آزاو بگیر، وقتی مردم دست او را خالی دیدند او رارها کرده به تو رو میآورند. بحارالانوار، ج29، ص194.56.ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج16، ص 230، تاریخ طبری، ج3، ص 208.57.محمدحسین، مظفر، دلایل الصدق، قم، مکتبْه بصیرت، 1395 ق، ج3، ص 44.58.شرح نهج البلاغه، ج16، ص 284.59.مناقب آل ابی طالب ج 4، ص 320.60.الامامهْ و السیاسْه، ج1، ص1361.شرح نهج البلاغه، ج16، صص 46-12؛ مروج الذهب، ج 1، ص62.الامامهْ و السیاسْه، ج 1، ص 14.63.شرح نهج البلاغه، ج 16، ص 21464.ر.ک: العقد الفرید، ج 4، ص 259، الامامهْ والسیاسْه، ج 1، ص 13.65.الامامْه و السیاسْه، ج1، ص 12- 13…66.الشریف المرتضی، الشافی فی الامامْ، تهران، مؤسسْ الصادق، 1410 ق، ج4، ص 7167.عبدالحسین، شرف الدین موسوی عاملی، المراجعات، تهران، دارالاسوْه، 1422 ه،ص 410.68.احمد بن ابی طیفور، بلاغات النسأ، قم، شریف رضی، بی تا، ص 4769.السقیفه و فدک، ص100.70.کشف الغمه، ج2، ص 1-771.شرح نهج البلاغه، همان، ج16، ص 213 – 21072.الشافی، فی الامامْ، ج 4، ص 70.73.برای اطلاع بیشتر مراجعه شود به کتاب، فاطمهْ الزهرا بهجْه قلب المصطفی، ص 388 – 377.74.در ترجمه و شرح این خطبه از کتابهای ذیل استفاده شده است، اللمعْه البیضأ فی شرح خطبْه الزهرا،محمدعلی قراچه داغی، بحار الانوار، ج 29، شرح خطبه حضرت زهرا حسین علی منتظری75.ر.ک: شرح نهج البلاغه، ج 16، ص 21176.فجعل الله الایمان تطهیراً لکم من الشرک والصلاْه تنزیهاً لکم عن الکبر والزکاْه تزکیًْ للنفس و نمأاً فی الرزق احتجاج، ج 1، ص 230.77.همان، ص 230.78. و مکان القیّم بالامر مکان النظام من الخرز یجمعه و یضمه، فان انقطع النظام تفرق الخرز و ذهب، ثم لم یجتمع بحذا فیره ابداً ، نهج البلاغه، قم، نشر امام علی، بی نا، خطبه 146 ص 74 ،79.همان، ص 232 – 231.80.فانقذکم الله تبارک و تعالی بابی محمد)ص( بعد اللتیا واللتی و بعد ان منی به بهم الرجال و ذؤبان العرب ومردْ اهل الکتاب همان، ص 233.81.کلّما او قدوا ناراً للحرب اطفأهاالله و نجم قرن الشیطان او فغرت فاغرْ من ا لمشرکین قذف اخاه فی لهواتهافلاینکفئ حتی یطأصماخها باخمصه و یخمد لهبها بسیفه، همان، ص 232.82.شرح نهج البلاغه، ج12، ص 82583.امالی طوسی، ص 44684.سوره بقره، آیه 207.85.لوتظاهرت العرب علی قتالی لماولیت عنهانهج البلاغه، نامهای 45، ص 555.86.مکدوداً فی ذات الله، مجتهداً فی امرالله قریباً من رسول الله= ، سیداً فی اولیأ الله مشمراً ناصحاً مجداً کادحا،لاتأخذه فی الله لومهْ لائم ، احتجاج، ج 1، ص 232.87.وانتم فی رفاهیْ من العیش وادعون فاکهون آمنون، تتربصون بنا الدوائر و تتوکفون الاخبار و تنکصونعندالنزال و تفرون من القتال ، همان، ص 23288.فلما اختار الله لنبیه دار انبیائه و مأوی اصفیائه ظهر فیکم حسکْ النفاق و سمل جلباب الدین و نطق کاظم الغاوین و نبغ خامل الاقلین احتجاج، ج 1، ص 233.89.بحار، ج28، ص 104 و 10190.و اطلع الشیطان رأسه من مغرزه هاتفاً بکم فالفاکم لدعوته مستجبین و للعزْ فیه ملاحضین ثم استنهضکم فوجدکم خفافا و احمشکم فالفاکم غضانا ، احتجاج، ج 1، ص 233.91.اسرار آل محمد، ترجمه کتاب سلیم، ص 22092.ابتداراً زعمتم خوف الفتنْ الا فی الفتنْ سقطوا احتجاج، ج 1، ص 23393.ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج6، ص 47..94.فوسمتم غیر ابلکم و وردتم غیر مشربکم ، احتجاج، ج 1، ص 23395.الامامهْ و السیاسْه، ج 1، ص 1896.هذا والعهد قریب والکلم رحیب والجرح لما یندمل والرسول لمایقبراحتجاج، ج 1، ص 233.97.ثم لم تلبثوا الا ریث ان تسکن نفرتها و یسلس قیادها ثم اخذتم تورون وقدتها و تهیجون جمرتها وتستجیبون لهتاف الشیطان الغوی و اطفأ انوارالدین الجلی و اهماد سنن النبی الصفی تشربون حسواً فی ارتغا وتمشون لاهله و ولده فی الخمرْ والضرأهمان، ص 234.98.ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، همان، ج16، ص 21599.همان، ص 215.100.پس از سقیفه ابی بکر اطلاع یافت که عدهای به مخالفت با او در خانه فاطمه تجمع نمودهاند، به عمر دستورداد به خانه زهرا رفته آنها را خارج کند، و به اودستور داد که در صورت مخالفت با آنها مقاتله نما، مشاهده میگردد که ابی بکرهیچگونه احترام به خانه زهرا(س) نداشته حکم جنگ را صادر میکنند، عقدالفرید، ج4،ص 259101ر.ک: به فصل اول این نوشتار بحث فضایل حضرت زهرا(س(102.حلیْ الاولیأ، ج 2، ص 42103.لدرالنظیم، ص 480.104.شرح نهج البلاغه، ج16، ص 215.105.دلایل الامامْ، ص 38.106.الدر النظیم، ص 480.107.الامامهْ و السیاسْه، ج1، ص 12و 13 و شرح نهج البلاغه، ج6، ص 13108.محمد بن علی بن بابویه، صدوق، الخصال، قم، جامعه مدرسین، 1382، ش، ج 1، ص 173.109.یا معشر النقیبه و اعضاد الملْ و حضنْ الاسلام، ماهذه الغمیزْ فی حقی والسنْ عن ظلامتی؟… و لکم قوْ به ما احاول و قوْ علی ما اطلب و ازاول… ایهاً بنی قیلْ اهضم تراث ابی؟ وانتم بمرأیً و مسمع و منتدیً و مجمع تلبسکم الدعوْ و تشملکم الخبرْ وانتم ذوالعد والعدْ والاداْ والقوْ و عندکم السلاح والجنْ توافیکم الدعوْ فلاتجیبون و تاتیکم الصرخْ فلاتغیثون وانتم موصوفون باالکفاح و معروفون باالخیروالصلاح احتجاج، ج 1، ص237110.الا و قد اری ان قد اخلدتم الی الخفض وابعدتم من هو احقّ باالبسط والقبض وخلوتم بالدعْ و نجوتم بالضیق من السعْ فمججتم ماوعیتم و دسعتم الذی تسوغتم ، همان، ج 1، ص 273.111.خصال،شیخ صدوق ص 273112.ابراهیم، امینی، بانوی نمونه اسلام، انتشارات شفق، 1369 ش، بی جا، ص 187.113.خصال صدوق، ج1، ص 273، کشف الغمه، ج2، ص 124.114.بحارالانوار، ج43، ص 177.115.سیدجعفر عاملی، رنجهای حضرت زهرا(س)، ترجمه محمدسپهری، قم، انتشارات تهذیب، 1381 ش، ص 309116ریاحین الشریعه، ج1، ص 251 – 250.117.رنجهای حضرت زهرا(ص)، ص 309.118.عبدالحسین، شرف الدین، النص الاجتهاد، ص 234.119.محمد کاظم، قزوینی، فاطمهْ الزهرا، ناشر مکتبْ بصیرتی، قم، 1414 ق، ص 441.120.بلاغات النسأ، ص 19، کشف الغمه، ج2، ص 118-119.دلایل الامامْ، صص 41-40 شرح نهج البلاغه، ج16، صص 234 – 233 و احتجاج، ج1، ص 246 -250؛ محمد بن علی، صدوق، معانی الاخبار، تهران، مکتبْ الصدوق، 1379 ق، صص 355 – 354.121.اصبحت والله عائفًْ لدنیا کن قالیًْ لرجالکنّ لفظتهم بعد ان عجمتهم و شنأتهم بعد ان سبرتهم فقبحاً لفلول الحد واللعب بعد الجد ، احتجاج، ج 1، ص 246.122.الامامهْ و السیاسْه، ج 1، ص 12123.احتجاج، ج1، ص 247.والله اخشئت ان اخبر کل رجل منکم بمخرجه ومولجه و جمیع شأنه لفعلتهمان، خطبه 175.124.الامامهْ والسیاسْه، ج 1، ص 16.125.ایهاالناس سلونی قبل ان تفقدونی فلأنا به طرق السمأ اعلم منی به طرق الارض نهج البلاغه، خطبه 189.126.والله اخشئت ان اخبر کل رجل منکم بمخرجه ومولجه و جمیع شأنه لفعلتهمان، خطبه 175.127.و ماالذی نقموا من ابی الحسن)ع( نقموا والله نکیرسیفه و قلْ مبالاته لحتفه و شدْ وطأته و نکال وقعته و تنمره فی ذات الله احتجاج، ج 1، ص 247.128. اما الاسبتداد علینا بهذالمقام و نحن الاعلون نسبا والاشدون به رسول الله ص( نوطا فانها کنت اثرًْ شحّت علیها نفوس قومٍ و سخت عنها نفوس آخرین نهج البلاغه، خطبه 162، ص 304.129.ما تنقم منّا قریش الا ان الله اختارنا علیهم همان، خطبه33، ص 84.130.و تاالله لوما لوا عن المحجْ اللایحْ و زالو عن قبول الحجْ الواضحْ لردّهم الیها و حملهم علیها و لسار بهم سیراً سجحا لایکلم خشاشه ولایکلّ سائره ولایمل راکبه و لاوردهم منهلاً نمیراً صافیاً رویا احتجاج،ج1،ص247.131.کشف الغمه، ج2، ص 115.132.الامامهْ و السیاسه، ج 1، ص 13.133.اما لعمری لقد لقحت فنظرٌْ ریثما تنتج ثم احتلبوا مل القعب دماً عبیطا و ذغافاً مبیدا هنالک یخسرالمبطلون و یعرف التالون غبّ ما اسس الاولون ثم طیبوا عن دنیاکم انفسا واطمئنوا للفتنْ جأشا و ابشرو به سیفٍ صارم وسطوٍْ معتدٍ غاشم و بهرج شامل و استبدادٍ من الظالمین یدع فیئکم ذهیدا و جمعکم حصیدا فیاحسرًْ لکم! وانی بکم و قد عمیت علیکم انلزمکموها وانتم لها کارهوناحتجاج، ج 1، ص249134.اسد الغابْه، ج4، ص 259.135.النص والاجتهاد، ص 208.136.اسدالغابه، ج4، ص 351.137.تاریخ یعقوبی، ج1، ص 58.138.الغدیر، ج8، ص 379139.مروج الذهب، ج2، ص 34، الکامل فی التاریخ، ج3، ص 53، اسدالغابه، ج4، ص 652.140انساب الاشراف، ج6، ص 141.141.همان، ص 146.142.همان، ج6، ص 168، و 170، مروج الذهب، ج 1، ص 490.143.الغدیر، ج8، ص 392.

















هیچ نظری وجود ندارد