نسب ضحّاک بن قیس فهری ضحّاک بن خالد بن وهب بن ثعلبه بن وائله بن عمرو بن شیبان بن محارب بن فهر القریشی الفهری (۱) منتسب به فهر بن مالک بن نضر بن کنانه که قریش به او نسب میبرند.(۲) مادر او امیمه دختر ربیعه بن حذیم ابن غانم بود.(۳)منابع تاریخی از یکی از خواهران او به نام فاطمه نیز یاد میکنند که بزرگتر از ضحّاک بود و یکی از همسران اسامه بن زید بود که برای او جبیر، زید و عایشه را به دنیا آورد.(۴)مورّخان کنیههای ابو انیس، ابو عبدالرحمان و ابو سعید را برای او ذکر کردهاند(۵)که از میان آنها کنیه ابو انیس از همه مشهورتر است.
دوران تولّد و نوجوانی درباره تاریخ تولّد ضحّاک بن قیس نیز همچون بسیاری از رجال صدر اسلام، میان مورّخان اختلاف است؛ ولی همه بر این نکته اتفاق دارند که وی پیش از رحلت پیامبر(ص) به دنیا آمده است. منابع تاریخی تولّد او را از هفت سال تا یک سال پیش از رحلت پیامبر(ص) ذکر کردهاند. (۶) امّا از آن جایی که احادیثی نیز به او منتسب است به نظر میآید دست کم هفت سال پیش از رحلت پیامبر(ص) به دنیا آمده باشد، که این امر به عنوان یکی از امتیازات او به شمار میآید؛ چرا که پیامبر(ص) را دیده و نام وی در زمره صحابه ذکر میشود.(۷)از دوران کودکی و نوجوانی ضحّاک بن قیس آگاهی چندانی در دست نیست. تنها در برخی موارد به ندرت به دوران کودکی و نوجوانی او یا فعالیتهای پدرش پیش از اسلام اشاراتی شده است. برای نمونه، براساس روایت طبری از ابومخنف، حضرت علی در اثنای جنگ صفیّن که به بیان برخی ویژگیهای معاویه و اصحاب او از جمله ضحّاک بن قیس میپردازد؛ میفرماید: آنها اصحاب دین و قرآن نیستند. من بهتر از شما آنها را میشناسم. من در کودکی و بزرگسالی همراه آنها بودهام. آنها در کودکی شرورترین اطفال و در میانسالی شرورترین مردان بودند.(۸) اگرچه چنین جملاتی آگاهیهای چندانی از دوره نوجوانی و کودکی او به دست نمیدهد، امّا همین قدر میتوان دریافت که وی از جوانی در زمره گروه بنی امیه بوده است.هم چنین در مورد شغل پدر او یعنی قیس در جاهلیّت روایت شده که روزی عقیل بن ابیطالب نزد معاویه بود و معاویه از او خواست که درباره یارانش سخنانی بگوید و آنها را وصف کند، عقیل در سخنان خود درباره قیس (پدر ضحّاک) گفت که او در زمان پیش از اسلام حیوانات نر را بر حیوانات مادّه میجهانید و از این راه امرار معاش میکرد.(۹)برخی منابع تاریخی ضحّاک بن قیس را صحابی پیامبر(ص) دانسته و احادیثی را به او منسوب میکنند. براساس گزارش این منابع وی از پیامبر اکرم(ص)، حبیب بن مسلمه فهری و عمر بن خطّاب روایت کرده و افرادی چون تمیم بن طرف، حسن بصری، سعید بن جبیر از او روایت کردهاند.(۱۰)از جمله احادیثی که از ضحّاک بن قیس روایت شده این است که، پیوسته بر مردم، حاکمی از قریش است. (۱۱) حدیثی که ابوبکر در سقیفه آن را دستآویز خود قرار داد و با این حدیث بود که توانست مانع ادّعای انصار در جانشینی پیامبر(ص)، شود. هم چنین نسایی نیز از وی یک حدیث درباره نماز بر میّت روایت کرده است. (۱۲)اگر چه این منابع ضحّاک را صحابی پیامبر(ص) دانسته و احادیثی را نیز به او منسوب میکنند؛ امّا چنان که پیش از این ذکر شد، از آن جا که وی در خوشبینانهترین حالت همزمان با رحلت پیامبر(ص) حدّ اکثر هفت ساله بوده است، به نظر میرسد که پیامبر(ص) را درک کرده باشد؛ امّا به دلیل کمی سن نمیتوانسته حدیثی را از ایشان به یاد داشته باشد و این احادیث را از دیگر اصحاب پیامبر(ص) شنیده؛ ولی راویان در سلسله سند خود نام راوی اصلی را نیاوردهاند.
آغاز فعّالیتهای سیاسی و نظامی آنگونه که منابع گوناگون تاریخی اشاره کردهاند، ضحّاک از آغاز نوجوانی در فعّالیتهای مختلف نظامی به ویژه در منطقه شام و مرزهای روم حضوری فعّال داشته و از همین زمان در پی تثبیت جایگاه خود در این منطقه بوده است. بررسی منابع گوناگون ما را در درک بهتر این مسئله یاری میکند.نخستین گزارشی که از حضور ضحّاک بن قیس فهری در صحنههای سیاسی و نظامی خبر میدهد مربوط به فتح دمشق است که براساس برخی گزارشها ضحّاک نیز در این فتح حضور داشته است. (۱۳) هم چنین ردّ پای ضحّاک را در زمان خلافت ابوبکر و عمر میتوان در جنگهای با سپاه روم یافت. در اواخر دوران خلافت ابوبکر که عمروعاص برای جهاد روم نامزد شده بود، ضحّاک بن قیس از جمله کسانی بود که به همراه سیصد سوار به او ملحق شد.(۱۴)در زمان خلافت خلیفه دوم نیز وقتی عمر پس از مرگ ابوعبیده جرّاح، معاذبن جبل و خالد بن ولید، زمام لشکر روم را به یزید بن ابی سفیان داد، در لشکرکشی او به سوی قیساریه، ضحّاک بن قیس فرماندهی میسره ی سپاه او را برعهده داشت. در این جنگ مسلمانان بر سپاه روم پیروز شدند.(۱۵)از همین زمان بود که ضحّاک بن قیس فهری در منطقه شام مستقر و همکاری او با خاندان اموی آغاز شد.منابع تاریخی در بیان رویدادهای دوران خلافت خلیفه سوم اشارهای به نقش و فعّالیت ضحّاک بن قیس فهری در این دوره نمیکنند و احتمالاً وی در این دوره هم چنان در شام و در خدمت حاکمان اموی بوده است.
پی نوشت ها :
*دانشجوی دکتری تاریخ اسلام دانشگاه تهران۱) ابن عبدالبر قرطبی، الاستیعاب فی معرفه الاصحاب، تحقیق علی محمد معوض و عادل احمد عبدالموجود (بیروت: دار الکتب العلمیه، الطبعه الاولی، ۱۴۱۵ ه / ۱۹۹۵ م) ج ۲، ص ۲۹۷؛ ابومحمد علی ابن احمد ابن سعید ابن حزم اندلسی، جمهره انساب العرب (بیروت: دارالکتب العلمیه، الطبعه الاولی، ۱۴۰۳ ه / ۱۹۸۲ م) ص ۱۷۸؛ ابن عساکر، ابوالقاسم علی ابن الحسن، تاریخ مدینه دمشق و ذکر فضلها و…، تحقیق علی شیری (بیروت: دارالفکر، ۱۴۱۵ ه / ۱۹۹۵ م) ج ۲۴، ص ۲۸۰٫۲) ابوسعد عبدالکریم ابن محمد بن منصور سمعانی، الانساب، تحت مراقبت سید شرف الدین احمد (حیدرآباد دکن: مجلس دائره المعارف العثمانیه، الطبعه الاولی، ۱۳۹۹ ه / ۱۹۷۹ م) ج ۱۰، ص ۲۶۸٫۳) جمال الدین ابی الحجّاج یوسف مزی، تهذب الکمال فی اسماء الرجال، تحقیق سهیل زکار و احمد علی عبید، حسن احمد اغا (بیروت: دارالفکر، ۱۴۲۱ ه / ۲۰۰۰ م) ج ۹، ص ۱۶۶٫۴) محمّد ابن سعید، الطبقات الکبری (بیروت: دار بیروت، ۱۴۰۵ ه / ۱۹۸۵ م) ج ۴، ص ۷۱٫۵) شمسالدین محمد ابن احمد ذهبی، سیر اعلام النبلاء، تحقیق شعیب الارنوط (بیروت: مؤسسه الرساله، الطبیعه الثانیه، ۱۴۰۲ ه / ۱۹۸۲ م) ج ۳، ص ۴۱؛ ابن عساکر، همان، ج ۲۴، ص ۲۸۰ و ابن عبدالبر قرطبی، همان، ج ۲، ص ۲۹۷٫۶) صلاح الدین خلیل ابن ایبک صفدی، الوافی بالوفیات، باعتناء ودادالقاضی (بیجا، دارالنشر فرانز شتایز بقیسبادان، ۱۴۰۲ ه / ۱۹۸۲ م) ج ۶، ص ۳۵۱؛ ابومحمد عبدالرحمن ابن ابی حاتم رازی، الجرح و التعدیل (حیدرآباد دکن: الطبعه الثانیه، بیتا) ج ۴، ص ۴۵۷؛ ابن عساکر، همان، ج ۲۴، ص ۲۸۴ و ابن عبدالبر قرطبی، همان، ج ۲، ص ۲۹۷٫۷) ذهبی، همان، ج ۳، ص ۲۴۱؛ یوسف مزی، همان، ج ۹، ص ۱۶۶؛ رازی، همان، ج ۴، ص ۴۵۷ و ابن عساکر، همان، ج ۲۴، ص ۲۸۱٫۸) محمد ابن جریر طبری، تاریخ الرسل و الملوک، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم (بیروت: دارسویدان، ۱۳۸۲ ه) ج ۵، ص ۴۹؛ ابو محمد احمد ابن اعثم کوفی، الفتوح، تحقیق علی شیری، (بیروت: دار الاضواء، الطبعه الاولی، ۱۴۱۱ ه / ۱۹۹۱ م) ج ۳، ص ۱۸۹٫۹) ابواسحاق ابراهیم ابن محمد ثقفی کوفی، الغارات، مقدمه و حواشی میرجلال الدین حسینی ارموی (بیجا: انتشارات انجمن آثار ملّی، بیتا) ج ۱، ص ۶۵؛ ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، تحقیق محمّد ابوالفضل ابراهیم (بیروت: دارالجیل، الطبعه الاولی، ۱۴۰۷ ه / ۱۹۸۷ م) ج ۲، ص ۱۲۴٫۱۰) ذهبی، همان، ج ۳، ص ۲۴۱؛ یوسف مزی، همان، ج ۹، ص ۱۶۶؛ رازی، همان، ج ۴، ص ۴۵۷ و ابن عساکر، همان، ج ۲۴، ص ۲۸۱٫۱۱) ابن عساکر، همان، ج ۲۴، ص ۲۸۱٫۱۲) یوسف مزی، همان، ج ۱۲، ص ۷۸۰؛ ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، تحقیق عادل احمد عبدالموجود، علی معوض (بیروت: دارالکتب العلمیه، ۱۴۱۵ ه) ج ۳، ص ۳۸۹٫۱۳) ابن عساکر، همان، ج ۲۴، ص ۲۸۰ و یوسف مزی، همان، ج ۹، ص ۱۶۷٫۱۴) ابن اعثم، همان، ج ۱، ص ۱۰۰٫۱۵) ابن اعثم، همان، ج ۱، ص ۵ ـ ۲۴۴٫ منبع: فصلنامه تخصصی تاریخ اسلام شماره ۳۷ادامه دارد…

















هیچ نظری وجود ندارد