۲۷ دی ۱۴۰۴

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • انقلاب اسلامی
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • انقلاب اسلامی
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری

ویژگی‌های حکومت امام علی(علیه السلام)

0
SHARES
3
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

حکومت آن حضرت، دارای محورهای اساسی و ویژگی‌های فوق العاده‌ای بود که به اختصار برخی را بیان می‌نماییم:
1- مشروعیت الاهی با عنایت به ادلۀ عقلی و نقلی فراوان در مکتب اسلام، نائل آمدن به مقام رفیع امامت و رهبری پس از رسول خدا(صل الله علیه و آله و سلم)، تعیین آن به دستور الاهى و نصب و ابلاغ آن توسط پیامبر(صل الله علیه و آله و سلم) است. حضرت على(علیه السلام)  بعد از انبیاء الاهى، اولین کسى است که حکومت و ولایتش برخوردار از تأیید الاهى است. به جز امام امیر المؤمنین(علیه السلام) هیچ کس در تاریخ بشر نمى‌تواند ادعا کند، که مستقیماً آیاتى از قرآن در رابطه با حکومت و ولایت او نازل شده و مصداق بارز ولایت امر در حکومتی الاهى پس از رسول خدا(صل الله علیه و آله و سلم) است. خداى متعال آیاتى را بر پیامبر(صل الله علیه و آله و سلم) نازل و مصداق بارز خلیفه بعد از ایشان را مشخص نموده است. برخی آیات قرآن که تأییدات الاهى بر حکومت امیرالمؤمنین(علیه السلام)  هستند، عبارتند از: – آیۀ انذار: سورۀ رعد/آیۀ ۷. ۲- آیۀ تطهیر: سورۀ احزاب/آیۀ ۳۳. ۳- آیۀ خیر البریّه: سورۀ بینه/آیۀ ۷. ۴- آیۀ مودت: سورۀ شورى/آیۀ ۲۳. ۵- آیۀ مباهله: سورۀ آل عمران/آیۀ ۶۱. ۶- آیۀ ابلاغ: سورۀ مائده/آیۀ ۶۷. ۷- آیۀ اکمال دین و اتمام نعمت: سورۀ مائده/آیۀ ۳. ۸- آیه صادقین: سورۀ توبه/آیۀ ۱۱۹. ۹- آیۀ ولایت: سورۀ مائده/آیۀ ۵۵. ۱۰- آیۀ اطاعت: سورۀ نساء/آیۀ ۵۹ و… (به ترجمه و تفسیر آیات مراجعه شود). علاوه بر قرآن، احادیث زیادى از پیامبر(صل الله علیه و آله و سلم) در تأیید خلافت بلافصل حضرت على‌(علیه السلام)  رسیده است. که به برخى از آنها اشاره مى‌کنیم: ۱- حدیث یوم الدار؛ ۲- حدیث ثقلین؛ ۳- حدیث سفینه؛ ۴- حدیث منزلت؛ ۵- حدیث ولایت؛ ۶- حدیث دوازده خلیفه؛ ۷- حدیث وصایت؛ ۸- حدیث خلافت؛ ۹- حدیث و خطبۀ غدیر خم؛ ۱۰ـ حدیث طیر و… . پیامبر(صل الله علیه و آله و سلم) از یوم الانذار تا بزرگترین گردهمایى مسلمین در غدیر و تا آخرین لحظه عمر شریفش پیوسته خلافت بلافصل امیرالمؤمنین على(علیه السلام)  را ابلاغ و اعلام مى‌فرمود و بر آن اصرار و تأکید داشت. ۲- اصرار عموم امت بر بیعت جریان تجمع عمومى و اصرار بر بیعت با امام علی(علیه السلام)  از طرف امّت اسلام، موضوعی مهم و بسیار ارزشمند در چگونگی شروع حکومت امیر المؤمنین(علیه السلام)  است. در هیچ برهه‌اى از زمان این گونه نبوده، که امت تجمع کنند و اصرار بر بیعت داشته باشند. امام على(علیه السلام) نه تنها از پافشارى مردم براى خلافت خوشحال نشدند، بلکه مشروط به شرایط متعددى نمودند. این از نادرترین مواردى است که در روزگار مى‌توان پیدا کرد. افراد براى رسیدن به مقام‌ها و مسئولیت‌ها، زمینه‌سازى مى‌کنند، هزینه‌هاى بسیارى خرج مى‌کنند، به روش‌هاى مختلفى عمل مى‌کنند تا به منصبى برسند، اما آنگاه که از تمام بلاد اسلامى هجوم عمومى مى‌شود و اصرار بر بیعت با امام علی(علیه السلام)  مى‌کنند، با آن توصیفى که حضرت مى‌فرمایند: «نزدیک بود حسن و حسینم زیر دست و پا له شوند، دو طرف جامه‌ام پاره شد و حتى جهت پذیرش تهدید به قتل مى‌کردند»، ولى با وجود این اصرارها، حضرت على(علیه السلام) مى‌فرماید: «با این شرط خلافت بر شما را قبول مى‌کنم که طبق فرمان الاهى و سنّت رسول الله عمل کنم، از من نخواهید که طبق روش خلفاى پیشین عمل کنم.» بعد از قبول شرایط توسط مردم، حضرت اجازۀ بیعت فرمودند و برای بیعت به مسجد رفتند. همه بلاد اسلامى که در زمرۀ مسلمین بودند، با امیرالمؤمنین(علیه السلام) اعلام بیعت کردند. یعقوبى مى‌نویسد: «همه مردم جز سه تن بیعت کردند، یکى از آنها نیز اندکى بعد بیعت کرد» (تاریخ یعقوبى/ج۲/ص۱۷۸وص۱۷۹) براى بیعت با ابوبکر و گرفتن بیعت برای او چه فجایعى به بار آوردند، بیعت با عمر چگونه و در چه سطحی بود؟ نصب و بیعت با عثمان چگونه بود؟ امیرالمؤمنین(علیه السلام)  مى‌فرمایند:  « و بایعنى النّاس غیر مستکرهین و لامجبرین بل طائعین مخیّرین»(نهج‌البلاغه/نامه۱/ص۲۷۱) مردم با من بیعت کردند در حالى که هیچ کس اکراه نداشت و هیچ کس را هم مجبور نکردند، بلکه همه علاقه‌مندانى بودند که از روى اختیار بیعت کردند. این اصرار و اجماع عمومی امت اسلام، برای بیعت با امیرالمؤمنین(علیه السلام)  و مشروط کردن آن توسط امام علی(علیه السلام)  در عمل به سنت رسول الله(صل الله علیه و آله و سلم) و اسلام اصیل، از ویژگى‌هاى حکومت امیرالمؤمنین(علیه السلام)  است. ۳- برخورداری از سیاست مشروع و صحیح در حکومت امام علی(علیه السلام)  سیاست، در پرتو معارف اسلام اصیل، مبانی اعتقادی دینی و برگرفته از سیره و سنت رسول الله، اعمال می‌شد. سیاست حقیقی و واقعی غیر از سیاست رندان بی‌دین و فرصت‌طلبان جاه‌طلب است. برخی تصور مى‌کنند که امیرالمؤمنین(علیه السلام)  سیاستمدار موّفقى نبودند و مى‌گویند معاویه از نظر سیاست از امیرالمؤمنین(علیه السلام)  قوى‌تر بود لذا با سیاستى عمل کرد که حکومت خود را طولانى کرد و توانست بر همه فائق بیاید، در حالى که اگر امیرالمؤمنین(علیه السلام) با سیاست‌تر بودند او را شکست مى‌دادند. ابتدا باید ببینیم که تعریف ما از سیاست چیست؟ گاهى مى‌خواهیم سیاست را مانند دنیاپرستان تعریف کنیم، اما گاهى مى‌خواهیم آنچه را که خداوند به عنوان سیاست از ما مى‌خواهد دنبال کنیم؛ اگر سیاست، حیله گرى، مکر، فریب، دیگران را فداى خود کردن و حقه بازى است، همان‌گونه که معاویه طلحه و زبیر را فریب داد و عایشه را فداى خودش کرد، این تفکر از شأن و مقام و منزلت امیرالمؤمنین(علیه السلام)  به دور و دون شأن امیرالمؤمنین(علیه السلام)  است. و اگر هم از روى مسامحه اسم سیاست روى آن بگذاریم، سیاست شیطانى است نه سیاست الاهى. سیاستى که همه چیز را براى رسیدن به هدف شخصی خود بخواهیم خباثت و خیانت است. اما اگر سیاست را به معناى «سامان دادن و به سامان رساندن امور کشور و هدایت مردم به سوى حق و سعادت دنیا و آخرت» بدانیم، در این صورت معاویه، بیگانه ترین فرد به سیاست است؛ چرا که اصلاً پایبند اینگونه مسائل نبود. امام علی(علیه السلام)  مى‌فرمایند: «ما در زمانى واقع شده‌ایم که اکثر مردم آن، فریبکارى را زیرکى و عاقلى مى‌پندارند و نا آگاهان، ایشان را به تدبیر و چاره‌ورزى نسبت مى‌دهند»… .(نهج‌البلاغه/خطبه۴۱) به خدا قسم! معاویه از من با هوش‌تر و با تدبیرتر نیست، ولى او فریبکارى و بزهکارى مى‌کند، من نیرنگ به کار نمى‌بندم اما بوسیلۀ فریب و نیرنگ نیز اغفال نمى‌شوم و هیچ نیروى شدیدى موجب ضعف من نتواند شد.»(نهج‌البلاغه/خطبه۱۹۱) بنابراین آنچه که معاویه انجام مى‌داد، دغل‌بازى و حیله‌گرى بوده نه سیاست، اما آنچه که امیرالمؤمنین(علیه السلام)  به آن تمسک مى‌جستند، سیاست الاهى بود؛ در حقیقت سیاست واقعی و مشروع همان چیزى است که امیرالمؤمنین(علیه السلام)  به آن تمسّک جستند. امام علی(علیه السلام)  با اتخاد سیاست صحیح و مشروع اصلاحات همه جانبه‌ای را در ابعاد مختلف اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و به ویژه در بعد سیاسی شروع کردند. ایشان با رویکرد شایسته سالاری، تصدی امورات مختلف جامعه اسلامی را، به شایستگان و کارگزاران لایق واگذار نمودند. آن حضرت بدون مصلحت‌اندیشی و در قالب اسلام ناب محمّدی(صل الله علیه و آله و سلم) تا آخرین لحظات عمر مبارکشان، به سیاست صحیح، مشروع و خدا محور پایبند و عامل بودند. ۴ ـ عدالت در حکومت امام علی(علیه السلام) واژه‌های عدل علی(علیه السلام)  و عدالت علوی از جمله واژه‌هایی است که کمتر کسی می‌تواند ادعا کند، چنین کلماتی را نشنیده است. بزرگ امام شیعیان چنان به الفاظ عدل و عدالت بار ارزشی و عظمت معرفتی بخشیده که با نام مبارک آن حضرت عجین شده است. شیعه با استناد به آیات قرآن (کهف/۴۹، روم/۹، آل‌عمران/۱۰۸، انبیاء/۴۷، یونس/۴۴، فصّلت/۴۶) و روایات فراوان (نهج البلاغه/خطبه‌های۱۸۵و۱۹۱و۲۱۴و…)، عدالت الاهی، اعم از عدل تکوینی، عدل تشریعی و عدل جزایی را استنباط نموده و از اصول دین شمرده است. از آن‌رو، عدل چنین جایگاه باعظمت و رفیعی در مکتب تشیع یافته است که اول امام شیعیان، امیرالمؤمنین(علیه السلام) مجسمه کامل و عالم عامل به عدل الاهی و احقاق حق بوده است. حضرتش فرمودند: «اَعْدَلُ الخلق اَقضاهُمْ بالحقِّ»؛ دادگرترین مردم کسی است که بهتر و بیشتر حکم به حق کند.(غرر الحکم/ج۱/ص۱۸۴/حدیث۱۸۸) در حکومت امام علی(علیه السلام) ، تناسب، موزونیت، برابری، مساوات، ادای حق دیگران، فهم و درک قابلیت‌ها، استحقاق‌ها، شایستگی‌ها و همۀ فعالیت‌های فردی و اجتماعی بر پایۀ عدالت و عدالت‌محوری بود. عدالت اجتماعی از پایه‌های اساسی حکومت امام علی(علیه السلام)  به شمار می‌رفت. آن امام معصوم(علیهم السلام) دادگری و قسط و عدل را معنای واقعی بخشید. نقش دقیق چگونگی رفتار عادلانه حاکم اسلامی با تمامی اقشار جامعه را، در عهدنامه مالک اشتر علی(علیه السلام)  می‌تواند به زیبایی دریافت نمود.(نهج البلاغه/نامه۵۳) چه زیبا می‌توان جلوۀ عدالت علوی را از حدیث ناب پیامبر اسلام(صل الله علیه و آله و سلم) که فرمود: «علیٌّ مع الحقّ والحقّ مع علیٌّ» در قضاوت‌های حیرت‌انگیز و شگرف آن امام همام به دست آورد. عدالت از مفاهیمى است که جامع و در برگیرندۀ تمام مبانى حقیقت است. اگر عنوان عدالت را به معنى واقعى کلمه در نظر بگیریم کوچک‌ترین عمل نامشروعى در کنار آن نمى‌تواند قرار گیرد. به همین سبب، عدالت‌محورى‌ترین شاخصۀ حکومت امام على(علیه السلام)  و تنها کسى که اسمش قرین با عدالت است و کفو عدالت است، امیرالمؤمنین على(علیه السلام)  است. یکى از چیزهایى که امیرالمؤمنین(علیه السلام)  را همیشه، همراه عدالت نگاه داشته، این است که پیوسته حرکات و سکنات حضرت مرتبط با خدا و رسول بوده است. امیرالمؤمنین(علیه السلام) در خانه خدا متولد شد، در خانه خدا با او بیعت کردند و در خانه خدا هم شهید شدند و این یکى از رمزهاى خدایى بودن امیرالمؤمنین(علیه السلام) است. جایى که پاى عدالت درمیان باشد، بزرگترین صحابى با بقیه افراد در نگاه امیرالمؤمنین(علیه السلام)  هیچ تفاوتى نمى‌کند. همان برخوردى را که با غلام حبشى مى‌کنند با عقیل هم مى‌کنند، همان برخوردى را که با کنیزهاى خدمتگزار مى‌کند، همان برخورد را با امّ کلثوم مى‌کنند. برخى دم از عدالت مى‌زنند، داعیه عدالت را دارند و شاید تلاش هم مى‌کنند عادل باشند، امّا وقتى پاى امتحان پیش مى‌آید، خواسته‌ها و موقعیّت شخصى، فردى و سیاسى آنها به خطر می‌افتد، به شکل دیگرى عمل مى‌کنند. امّا امیرالمؤمنین(علیه السلام)  تحت هیچ شرایطى از عدالت عدول نکرد و ذرّ‌ه‌اى ظلم نکرد. حضرت تعبیرهاى زیبایى دارد، مى‌فرماید: «به خدا سوگند! اگر شب را با خار سعدان بیدار بگذرانم، یا مرا در غل‌ها و زنجیرهاى بسته بکشانند، بیشتر دوست دارم از این که خدا و رسول او را روز قیامت ملاقات کنم در حالى که به برخى بندگان ستمى روا داشته باشم و چیزى از مال دنیا را غصب کرده باشم. به خدا سوگند! اگر هفت اقلیم را با هر چه زیر افلاک آن است به من بدهند تا با نافرمانى خدا، پوست جوى را از دهان مورى بربایم، چنین نخواهم کرد.»(نهج البلاغه/خطبه۲۲۴/ص ۲۶۰) ۵ ـ اهتمام در عدم سازش با مخالفان اسلام اصیل حکومت حضرت على(علیه السلام)  بطور طبیعى وارث نابسامانى‌هاى بسیار زیادى بود؛ خلفای سه‌گانه، آن چنان اسلام را تخطئه کرده بودند و آن چنان مسائل اصلى را رها کرده و به مسائل حاشیه‌اى و جانبى و غیراصیل پرداخته بودند، که اگر پیامبر(صل الله علیه و آله و سلم) دوباره زنده مى‌شد، سال‌های سال طول مى‌کشید تا این مشکلات را بر طرف کند. امیرالمؤمنین(علیه السلام) از یک طرف نیازها و ضرورت‌هاى به روز جامعه اسلامى را بیان مى‌کرد و جلو مى‌برد و از طرف دیگر باید مشکلاتى را که آن سه گروه عمده مخالف با امیرالمؤمنین(علیه السلام)  (ناکثین، مارقین، قاسطین) براى حضرت به وجود مى‌آوردند، خنثى مى‌کردند. به این نکته باید توجه داشت که دشمنان اصلی پیامبر(صل الله علیه و آله و سلم) کفار و منافقین بودند؛ کسانى که پس از استقرار اسلام جرأت رویارویى مستقیم با پیامبر(صل الله علیه و آله و سلم) را نداشتند. نبوت پیامبر(صل الله علیه و آله و سلم) آن قدر بین مسلمین جا افتاده و اشتهار پیدا کرده بود که دیگر هیچ کس توانایى مبارزۀ مستقیم با پیامبر(صل الله علیه و آله و سلم) را نداشت. در زمان خلفا نیز وضع به گونه‌اى بود که خلفا از یک طرف ظاهر قضیه را حفظ و در عمل با کفار و منافقین مدارا مى‌کردند. شاید هم عمده منافقین در زمان خلفاى ثلاث به نان‌ونوا و مقام رسیده بودند که پس از وفات پیامبر(صل الله علیه و آله و سلم) و در عهد خلفاء هیچ نام و نشانى از مخالفت و مبارزات آنها دیده نمى‌شود و گویا به یکباره خود به خود ناپدید شده بودند. از طرف دیگر مخالفین جدّى را گاهى با تطمیع و پست و مقام و وعده‌هاى آن چنانى مى‌خریدند و اگر کسى را هم نمى‌توانستند بخرند، در تبعید و شکنجه و از بین‌بردنش واهمه‌اى نداشتند، اما زمان امیرالمؤمنین(علیه السلام) اینگونه نبود، حضرت دشمنان متعدد و فراوانی داشتند؛ زیرا اسلامى که همانند اسلام پیامبر(صل الله علیه و آله و سلم) باشد و ایمان و ولایتى که همانند ایمان و ولایت پیامبر(صل الله علیه و آله و سلم) باشد در چهرۀ حضرت على(علیه السلام)  دیده مى‌شد. در واقع وارثان جبهه‌های اصلى مبارزه با پیامبر(صل الله علیه و آله و سلم)، همه در مقابل حضرت على(علیه السلام) قرار گرفتند، چه آن‌هایى که با اسلام مخالف بودند، چه آنهایى که با پیامبر(صل الله علیه و آله و سلم) مخالف بودند، چه آنهایى که خود را رقیب حضرت على× مى‌دیدند و چه آنهایى که ضربه‌خورده دست امیرالمؤمنین(علیه السلام)  بودند. همه به صورت متحدّ در مقابل حکومت حضرت على(علیه السلام)  ایستاده بودند. از همۀ اینها بدتر مصائب و خبائث معاویه بود، که مجال تحریر بر تفصیل نیست. به هر حال امام علی(علیه السلام)  تا آخرین لحظۀ زندگی مبارکشان مقتدرانه با مخالفان و معاندان مبارزه نمودند و لحظه‌ای در حفظ و حراست از اسلام و مبانی به حق حاکمیت اسلامی کوتاه نیامدند. ۶- اقتدار امام علی(علیه السلام)  در مقابل قانون‌شکنی و بی‌دینی یکی از صفات بارز امام علی(علیه السلام)  روحیه صلابت و مقاومت و سازش‌ناپذیری با دشمنان دین و امت اسلامی بوده که نمونه‌های بسیار فراوان از پایمردی و استقامت او در تاریخ اسلام ثبت گردیده است. وی تا آخر در برابر سه پدیده شوم، ناکثین، قاسطین و مارقین، مقاومت نمود و با انحرافات گوناگون آنان مقابله و در برابر خواسته‌های باطل و نامشروع آنان و هیچ کس دیگری تسلیم نگردید. در دوران خلافت، هرگز با خواسته‌های نامشروع موافقت نکرده و حفظ مصالح امت اسلامی را بر همه چیز مقدم می‌داشت. از این روی در حکومت امام علی(علیه السلام) ، با عمل به همۀ دستورات اسلام، الگو و نمونه‌ای از ارتباط دولت و ملّت و احقاق حقوق متقابل، پایه‌ریزی و استقرار یافت. اگرچه آن حضرت عمر مبارکشان فدای اسلام شد و مدّت کوتاهی حکومت کردند، امّا همین مدّت کوتاه می‌تواند، الگوی بسیار مناسبی برای برپایی مجدد عظمت و شکوه تمدن اسلامی باشد. «ان‌ شاء الله»
ماهنامه شیعه شناسی شماره ۶

برچسب ها: حکومت دینی
نوشته قبلی

معرفى اجمالى شیعه

نوشته‌ی بعدی

امام شناسی در قرآن

مرتبط نوشته ها

شیعه در هندوستان
جغرافیای شیعه

شیعه در هندوستان

چرا نام ائمه شیعه در قرآن نیامده است؟
ولایت و امامت

چرا نام ائمه شیعه در قرآن نیامده است؟

بررسی علل وقوع سقیفه
فاطمه زهرا (س)

بررسی علل وقوع سقیفه

مأموریت اهل بیت علیهم السلام
علوم شیعه

چشمه سار علوم اهل بیت (ع)

دلایل تاریخی حقانیت مذهب شیعه
شیعه شناسی

دلایل تاریخی حقانیت مذهب شیعه

آیه ولایت، مدال حقانیت شیعیان
عقاید شیعه

آیه ولایت، مدال حقانیت شیعیان

نوشته‌ی بعدی

امام شناسی در قرآن

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

تفاوت پیامبر با امام در چیست؟

تفاوت پیامبر با امام در چیست؟

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

شیعه در هندوستان

شیعه در هندوستان

چرا نام ائمه شیعه در قرآن نیامده است؟

چرا نام ائمه شیعه در قرآن نیامده است؟

بررسی علل وقوع سقیفه

بررسی علل وقوع سقیفه

مأموریت اهل بیت علیهم السلام

چشمه سار علوم اهل بیت (ع)

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا