۴ اردیبهشت ۱۴۰۵

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home انقلاب مهدوی

آزادی عقیده در نگرش قرآنی (۲)

0
SHARES
5
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

ب) آزادی عقیده از دیدگاه روایات
برای دفاع از دین مشاجره نکنید:
امام صادق (علیه السلام ) : «وَلَا تُخاصِمُوا النّاسَ لِدینِکُمْ فَانَّ الخُصومَهَ مُمرِضَهٌ لِلقَلب(۴۵) برای دفاع از دینتان، با مردم نزاع و مشاجره‌ی لفظی نکنید،زیرا این کار دل را بیمار سازد. نزاع و مشاجره انسان ها را به لجبازی می‌کشاند و ثمری جز پیدا شدن کینه در دل‌ها ندارد.قرآن برای دفاع از دین و اعتقادات دینی روش جدال احسن را به کار گرفته است؛ به این صورت که ابتدا به صورت فرضی،نظرطرف مقابل را می پذیرد و با او همراه می‌شود و هنگامی که فرد پذیرش پیدا کرد،به جا وبه موقع با آوردن استدلال و منطق، نظر باطل او را رّد می کند و نظرحق را به جای آن می‌نشاند. ابراهیم علیه السلام نیز برای دفاع از اعتقاد توحیدی خویش و بیدارگری مردم در مواجه با گروههای مختلف مشرکان از روش جدال احسن مدد می‌گرفت و همواره با استدلهای کوبنده ی خود به روشنگری می‌پرداخت. به آیات ۴۱ تا ۴۷ مریم – 52 تا ۵۶ و ۵۸ تا ۶۹ انبیاء – ۷۶ تا ۷۹ انعام مراجعه کنید.از این روایت و عملکرد ابراهیم (علیه‌السلام) متوجه می‌شویم که در بحث با منکران و مخالفان دین باید به روشی هوشمندانه، آنها را نسبت به اعتقادات باطل‌شان آگاه کرد. این آگاهی‌بخشی هرگز با مشاجره حاصل نمی‌شود، چرا که مشاجره بازخوردی منفی دارد و فاصله‌ها را بیشتر می‌کند؛ پس برای هدایت این افراد، گاهی به صورت ظاهری هم که شده باید با آنها همراه شد و اجازه داد تا عقایدشان را مطرح سازند و هر گاه زمینه‌ی مناسبی پیش آمد با استدلال ‌های محکم بطلان عقایدشان و حقانیت دین را اثبات کرد.
پاداش یا عقاب، نتیجه‌ی آزادی در انتخاب:
ابوصلت هروی گوید: روزی مأمون به حضرت رضا (علیه‌السلام) عرض کرد:مراد از این آیه که می‌فرماید: «وَلَو شاءَ رَبُکَ لَآمَنَ مَن فِی الأَرضِ…»، (اگر خدا می خواست همه مردم روی زمین ایمان می آوردند آیا تو می خواهی مردم را به ایمان مجبور سازی؟) چیست؟ حضرت فرمودند:داستان چنین بود که مسلمانان به پیغمبر(صلی الله علیه وآله) پیشنهاد کردند که خوب است تا جایی که بتوانی مردمان را به پذیرش اسلام مجبور نمایی تا جمعیتمان زیاد شود و نیرویمان علیه دشمن فزونی یابد.پیغمبر (صلی الله علیه وآله) فرمودند:من هرگز نمی‌خواهم خدای را درحالی ملاقات کنم،که بدعتی با خود همراه داشته و بی دستور او کاری انجام داده باشم و من کسی نیستم که امری را بر کسی تحمیل کنم.آنگاه خداوند این آیه را نازل فرمود.(لوشاءربک)(۴۶)اگر خدا می‌خواست آنچنان حقایق را به چشم ظاهر آنان آشکار می‌ساخت که به ناچار ایمان آرند، بدان گونه که در قیامت چنین شود،اگر این کار می‌کردم،آنان مستوجب پاداش و ستایشی نمی‌بودند، درصورتی که من می‌خواهم آنها خود به اختیار و تشخیص خویش ایمان آرند تا مستحق کرامت من و مقام و منزلت به نزد من و مستوجب بهشت جاوید من گردند.
برخورد علمی با مخالفان دینی :
امامان ما در بحث‌ها و مناظره‌های علمی، هرگز با سوال کنندگان و یا مخالفان دینی، برخوردی تند و خشن نداشتند، بلکه به آنها اجازه می‌دادند تا آزادانه عقاید و سوال‌های خود را بیان کنند، ائمه(علیه‌السلام) با صبر و تحمل به آنها گوش می‌دادند و بدون هیچگونه تحقیر و توهینی به سوالات ‌آنها پاسخ می‌دادند و با منطق و استدلال سعی در اصلاح اندیشه‌های باطل مخالفان و هدایت ‌آنان داشتند از این سیره ائمه (علیهم السلام) نتایج زیر بدست می آید: ۱ . در حوزه‌ی داخلی اسلام سوال و تردید هر مسلمانی رواست و مقدمه‌ی ایمان محض و استوار اوست . ۲ . در حوزه‌ی خارج از اسلام، هر کس می تواند برای فهم حقیقت به صورت آزادانه به بحث و گفتگو و تحقیق پیرامون اسلام بپردازد . ۳ – برگزاری مناظرات علمی متعدد توسط امامان معصوم(علیهم‌السلام) با غیر مسلمانان حکایت از آن دارد که ائمه(علیهم‌السلام) به آنها اجازه می داند در محیط علمی آزادانه عقاید مخالف خویش را مطرح کنند . ۴ . تشویق و تربیت شاگردانی چون مفضل، هُشام بن حکم، هُشام بن سالم و غیره توسط امامان ما جهت برگزاری مناظره‌های علمی با مخالفان دینی، حکایت از آن دارد که ائمه(علیهم‌السلام) برخورد علمی را در مواجه با این گروه اولویت می دادند .(۴۷)
آزادی عقیده در نگاه امام علی(علیه‌السلام) :
در آثار ارزند‌‌ه‌ی معصومان (علیهم‌السلام) پیام آزادی خواهی موج می‌زند. گویاترین سند در این مورد همان بیان امام علی (علیه‌السلام) است خطاب به فرزندش امام مجتبی (علیه‌السلام): « لا تَکُنْ عَبْدَ غَیْرِکَ وَ قَدْ جَعَلَکَ اللهُ حُرَّاً »(48) بنده‌ی جز خدا مباش؛ زیرا خداوند تو را آزاد آفریده است. می‌بینید که در این پیام، آزادی در رهایی از بندگی غیر خدا خلاصه می‌شود. به همین دلیل امام علی (علیه‌السلام) خود عزت و افتخار خویش را در همین آزادی می‌یابد: «الهی کَفی بی عِِزَاَ أَنْ اکونَ لَکَ عَبْداً وَ کَفی بی فَخْراً أَنْ تَکونَ لی رَبّاً »(49) خدایا! مرا این بزرگواری بس که بنده‌ی توأم؛ و این افتخار مرا بس که تو پروردگار منی. علی (علیه‌السلام) که انسانی کامل و از آزاد مردان تاریخ بشر است، آزادی را در اعتقاد توحیدی و رهایی از پرستش هر آنچه غیر خداست می‌‌داند؛ او بندگی خدا را موجب عزت و افتخار انسان و بندگی غیر خدا را موجب بردگی و ذلت او می‌شمارد.
روش و برنامه تربیتی اسلام برای اعطای آزادی به انسان چیست؟
انبیا الهی وکتب آسمانی چراغهای فروزنده‌ای هستند که هر کدام در مقطعی از تاریخ تاریک بشریت درخشیدند تا پرده‌ی جهل و ظلمتها را پاره کنند و نور هدایت ر ا به بشر ارزانی دارند. یکی از این مقاطع حساس تاریخ، عصر بعثت حضرت رسول (صلی الله علیه وآله) است که جهان وضعی آشفته و پُر غوغا دارد. امیر مومنان علی(علیه‌السلام) این وضع را چنین توصیف می کند: «خداوند پیامبر اسلام را وقتی فرستاد که از دیرباز پیامبری نیامده بود، ملت ها در خوابی طولانی فرو رفته بودند، سررشته ی کارها از هم گسیخته بود، آتش جنگ ها در همه جا شعله‌ور بود، دنیا را تاریکی و جهل وگناه تیره کرده بود، فریب‌کاری آشکار بود، برگهای درخت زندگی پژمرده و زرد شده بود و امید ثمری از آن نبود،آبها فرو رفته بود و فروغ هدایت خاموش شده بود، بدبختی به بشر هجوم آورده و چهره کریه خود را نمایان کرده بود، ترس دلهای مردم را فرا گرفته و تنها پناهگاهشان شمشیر بود»(50)آری بشریت در پرتگاه نابودی بود، ادیان گذشته به انحراف کشیده شده بودندو رهبران آنها نیز گر فتار فساد و دنیا طلبی بودند. همه منتظر بودند تا دستی از غیب برون آید وکاری بکند.خدای هادی بار دیگر از سر لطف و مهربانی بشریت را مورد توجه خاص خود قرارداد. و اسلام حیات بخش را به آنها هدیه کرد. و به کالبدهای بیجان و انسانهای تشنه و چشم به انتظار نشسته، جانی تازه بخشید. محمد(صلی الله علیه وآله) بدون ساز و برگ و قدرت نظامی اما با منطق قرآنی وارد میدان پرآشوب افکار و عقاید بشریت شد.او بر اساس برنامه‌ی تر بیتی قر آن در راستای اصلاح بشر ابتدا کوشید تا نگرشها و بینشهای فاسد را ریشه‌کن کند و با اعطای بینش های صحیح به آدمیان شاکله‌ی عقاید و باورهای آنها را به طرز مطلوبی شکل دهد و با تقویت ایمان و ایجاد تفکر صحیح، رفتار و اعمال آنها را صالح گرداند.اکنون به توضیح بینشهای عمده‌ای که در قرآن برای تغییر تلقی انسان از امور مطرح گردیده می‌پردازیم و آنها را به صورت خلاصه توضیح می دهیم :
۱ . روش اعطای بینش :
الف) بینش در مورد خدا: قرآن و پیام‌آور آن با منطق و استدلال آلهه‌ها، طاغوتها، و بت‌ها را نفی کرد و شعار «لا اله الا الله» را اثبات کرد و بینش آدمیان را نسبت به خدای خویش بر اساس توحید شکل داد. خدایی واحد که همه‌ی هستی بر او مشهود است و بر آن احاطه‌ی علمی دارد.همگان تحت نفوذ قدرت او هستند و او نیز پیوسته به مخلوقاتش فیض و عطا دارد.با فراهم آوردن چنین بینشی در مورد مبداء هستی با سه ضلع شهادت، احاطه و افاضه، زمینه‌ی تغییر‌آفرینی در بسیاری از رفتارها و اعمال آدمی فراهم می‌آید. ب) بینش در مورد حقیقت انسان : قرآن انسان ها را که بر اثر پیروی از هوی و هوس، دنیا‌طلبی،‌ خودخواهی و غرور، از اصل خویش دور افتاده بودند و در «خویشتن وهمی» خود می زیستند با حقیقت خویش آشنا کرد و یادشان آوردکه : « یَأَیهَُّا النَّاسُ أَنتُمُ الْفُقَرَاءُ إِلىَ اللَّهِ وَ اللَّهُ هُوَ الْغَنىِ‏ُّ الْحَمِید»(51) ای آدمیان حقیقت وجود شما احتیاج به خدا است و اوست که شما را ایجاد کرده و ابقاءمی‌کند و بدین گونه نگرش آنها را نسبت به خود اصلاح کرد. ج) بینش درمورد دنیا : قرآن باشرح داستان بی‌وفایی دنیا نسبت به گذشتگان، چهره واقعی دنیا را به انسانها نمایاند و به آنها فهماند که این عجوزه‌ی پیر به عقد هیچ کس در نیامده و نمی‌آید و به هیچ کس وفا نکر ده و نمی‌کند و متاعش متاع فریب و غرور است، هر چه درآن است هیچ بر هیچ است و فانی که «کلُ‏ُّ مَنْ عَلَیهَْا فَان‏ وَ یَبْقَى‏ وَجْهُ رَبِّکَ ذُو الجَْلَلِ وَ الْاکْرَام» (52)پیامبر انسانها را در معامله هشیار کرد تا برای دنیا بهای گز اف نپردازند و جلوه‌ها و زینت‌های آن را به جد نگیرند.به عنوا ن مزرعه ای به آن بنگرند و با پاشیدن بذر اعمال صالح در آن به گرفتن نصیب خویش در آخرت اکتفا کنند و از نعمت های آن در جهت ساختن آخرت خویش بهره جویند. د) بینش در مورد مر گ و پس از مرگ : بارها و هزاران بار روی مسئله معاد، مرگ و حیات پس از مرگ تأکید شده تا جایی که حدود یک چهارم آیات قرآن به این موضوع اختصاص دارد.جهان بینی قرآنی، تفکری که مرگ را پایان کار بشر می‌داند را نفی می‌کند و مرگ را به عنوان آغازی برای زندگی حقیقی انسانها در سرای آخرت معرفی می‌کند. وجود چنین تداومی پس از حیات دنیا رنگ بی‌معنایی و عبث بودن را از حیات دنیا می زداید.قرآن همچنین رخداد قیامت را حتمی شمرده و حساب وکتاب اعما ل در قیامت را نزدیک دانسته است. با ارائه‌ی چنین بینشی در مورد مر گ و حیات پس از مر گ و مسئله معاد و حساب و کتاب اعمال، خوف و رجایی در دل انسان می‌ریزد که مانند دو میزان، تعادل و توازنی مطلو‌ب در حرکت انسان پدید می‌آورند.
۲٫ روش دعوت به ایمان :
الف – جایگاه ایمان: ایمان به معنی باور و اعتقادی است که عمیقاً در وجود انسان رسوخ یابد جایگاه ایمان قلب است. لذا در قرآن کسانی که به «زبان» می‌گفتند ایمان آوردیم از این قول نهی شدند زیرا ایمان در قلب آنان داخل نشده بود «و لما یدخل الایمان فی قلوبکم»(53)در احادیث گفته شده که ایمان عبارت از اعتقاد قلبی، اقرار به زبان و عمل با اعضاء و جوارح است. ب) ایمان بدون عمل دروغی بیش نیست : ایمان به توسط عمل اثبات می شود «لا یُثْبُتُ الْایمانُ اِلا بِا لْعَمَلِ»(54)به علاوه حتی اگر کسی در اثر اجبار ناگزیر شود کلمه کفر را بر زبان براند و تظاهر به کفر کند اما به آن دل ندهد ایمانش محفوظ است (… اِلا مَنْ اُکْرِهَ وَ قَلْبُهُ مُطْمَئِنٌ بِالْایمانِ….)(۵۵)این آیه در مورد عماراست که با تقیه‌ی ایمانش خود را ازمرگ نجات داد در حالی‌که در درونش ایمان موج می زد.
ایمان فعلی ارادی و اختیاری است :
حصول ایمان چنین نیست که انسان، ناگهان، ندانسته و نخواسته ایمان را در قلب خود بیابد بلکه فعلی ارادی و اختیاری است و از این رو، هم دانسته است و هم خواسته. دلیل این سخن آن است که خداوند مردم را به ایمان دعوت کرده است و دعوت و امر و نهی همواره به امور ارادی و اختیاری تعلق می‌گیرد.از اینکه گفتیم ایمان هم دانسته است و هم خواسته ارتباط دو روش تربیتی اعطای بینش و دعوت به ایمان مشخص می شود. ایمان بر بستر بینش‌ها و دانسته‌ها می روید. برای ظهور ایمان در کسی باید بینش‌های مورد نظر را در وی فراهم آورد. با تغییر تلقی فرد در مورد ویژگی نظام هستی، زندگی دنیا، حقیقت وجودانسان، تاریخ بشر وآینده‌ی آن، مرگ و پس از مرگ، شرط لازم برای ایمان در وی آماده می‌شود.اسلام هرگز بر آن نیست که با زور، عقاید و افکار آدمیان را تنظیم کند بلکه درصدد روشنگری است، راه را از چاه مشخص می‌کند به انسان آگاهی می‌دهد و او را تربیت می‌کند و عاقبت و سرانجام بد را برای او بیان می‌کند آنگاه روی سرمایه‌های درونی او (عقل و فطر ت و وجدان) حساب باز می‌کند و دست او را در انتخاب باز می‌گذارد.اگر بعد از این همه توضیح باز هم کسی به اسلام اشکال گرفت وآن را آیینی تحمیلی خواند از او می‌پرسیم مگر برای زور‌گویی و اجبار بازوی سیاسی، نظامی و یا اقتصادی لازم نیست ؟ پیامبر کدام یک از این اهرم‌ها را در آغاز کارش داشت ؟ زر و زور و قدرت در ابتدای کار در دست پیامبر (صلی الله علیه و آله) بود یا مشرکان ؟ دوام و استمرار امور تحمیلی چقدر است ؟ مگر نه اینکه در ابتدا تعداد مسلمانان اندک بود و بیشترشان از قشرهای ضعیف و مظلومان جامعه بودند؟ مگر این گروه اندک به خاطر پذیرش اسلام زیر لگدها و شلاق‌های شکنجه‌ی کافران قرار نگرفتند تا دست از آیین جدید بردارند؟ مگرآنها از شهر و خانه‌شان اخراج نشدند؟ مگر یاسر و سمیه زیر شکنجه‌های سخت کافران صاحب قدرت و ثروت جان ندادند؟ به راستی اگر اسلام امری تحمیلی بود هیچ کس حاضر می‌شد سختی بی‌خانه‌مان شدن، شکنجه شدن و جان دادن را در قبال آن بپرداز د ؟ در حقیقت آنچه که باعث توفیق و رشد این آیین جدید شد محتوای عمیق و ارزشمند اسلام، دلسوزی‌ها و تلاشهای بی‌وقفه‌ی پیام‌آور آن و برنامه‌ی غنی تربیتی قرآن بود به گونه ای که در کمتر از یک قرن آوازه‌ی آن به اطراف روم و ری و چین و هند رسید و درآنجا نیز طرفدارانی پیدا کرد.
حکم مرتد چگونه با مسئله آزادی عقیده جمع می شود؟
برخی از مخالفان اسلام و عده‌ای که شناخت کاملی از اصول و احکام اسلامی ندارند می‌گویند: اگر در اسلام آزادی عقیده وجود دارد، پس چرا کسانی که از اسلام برمی‌گردند، به ارتداد محکوم شده و حکم قتل آنها واجب می شود؟ مگر انسان در انتخاب دین آزاد نیست؟ آنها می‌گویند: دموکراسی رو به گسترش در دنیای امروز، چنین برخوردی را با آراء و اندیشه ها نمی پذیرد و سخت با آن مخالف است.این اعتراض‌ها، ما را وا می‌دارد، نگاهی دوباره به موضوع ارتداد بیندازیم تا پاسخی شایسته به آنها بدهیم: ارتداد در لغت از ماده‌ی «ردد» به معنای «بازگشت از راه » آمده است .(۵۶) این واژه در اصطلاح فقیهان به معنای بازگشت فرد مسلمان از دین اسلام و پذیرش کفر است. امام خمینی (رحمه الله) می فرمایند: «المُرتُدُّ هُوَ مَن خَرَجَ عَن الاسلام وَ اختارَ الکُفر»(57)
ارتداد توطئه‌ای از جانب یهود :
۱٫ «وَقَالَت طَّآئِفَهٌ مِّنْ أَهْلِ الْکِتَابِ آمِنُواْ بِالَّذِیَ أُنزِلَ عَلَى الَّذِینَ آمَنُواْ وَجْهَ النَّهَارِ وَاکْفُرُواْ آخِرَهُ لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُونَ » (58) ترجمه: جمعی از اهل کتاب به یارانشان گفتند، شما درآغاز روز ایمان آوردید و در پایان روز کافر شوید تا شاید مسلمانان متزلزل شوند و از آئین خود باز گردند . تفسیر: در این آیه ارتداد توطئه‌ای از جانب یهود معرفی شده است تا بدین وسیله میان صفوف مسلمانان تزلزل ایجاد کنند وآنها را سست عقیده سازند ، وحدت کلمه جامعه اسلامی شکسته شود و نور اسلام آهسته آهسته خاموش شود. ولی خداوند در این آیه با افشای این توطئه آنان را رسوا ساخت و با تشریع حکم ارتداد راه نفوذ دشمنان و ایادی آنها را به میان جبهه ی داخلی اسلام بست.(۵۹)آنچه که از آیات قرآن در رابطه ی موضوع ارتداد فهمیده می شود این است که قرآن ارتداد را توطئه ای برخاسته از سوی دشمنان جهت ضربه زدن به اسلام می داند، در برابر آن قاطعیت وصلابت به خرج داده و برای اینکه مسلمانان گرفتار این توطئه نشوند حکم سختی در این مورد قرار داده است.
اقسام مرتد و حکم هر کدام:
از نظر مکتب تشیع مرتد بر دو قسم است : ۱ – مرتد فطری: به کسی گفته می شود که از پدر یا مادر مسلمان متولد شده باشد و پس از قبول اسلام اظهار کفر کرده باشد . ۲ . مرتد ملی: کسی که از پدر و مادر غیر مسلمان متولد شود و پس از بلوغ اسلام را بپذیرد و سپس از آن باز گردد . در مورد حکم قتل مرتد فقهای شیعه بین زن و مرد تفاوت قایل اند. زن مرتد فطری یا ملی در صورت توبه کردن، توبه‌ی او پذیرفته است و احکام ارتداد از او برداشته می‌شود. مرد مرتد فطری: حکمش اعدام است و توبه اش پذیرفته نیست. مرد مرتد ملی: اگر توبه کرد مورد قبول واقع خواهد شد. و همه‌ی مجازاتها از میان خواهد رفت. پس، از میان اقسام مرتدان فقط مرد مرتد فطری است که سخت ترین مجازات برایش در نظر گرفته می‌شود، چرا که از پدر و مادر مسلمان متولد شده، در یک محیط اسلامی پرورش یافته و می داندکه پذیرش اسلام باید بر اساس تحقیق باشد ، نه تقلید .چنین فردی بسیار بعید به نظر می رسد که محتوای اسلام را تشخیص نداده باشد . بنابراین عدول و بازگشت او به توطئه و خیانت شبیه‌تر است تا به اشتباه وعدم درک حقیقت و چنین کسی استحقاق چنان مجازاتی را دارد . نکته‌ی دیگر که لازم است به آن توجه شود این است که ، حکم اعدام مرتد مربوط به کسی نیست که اعتقادی در درون دارد ودر مقام اظهار آن برنیامد، بلکه تنها کسی را شامل می شود که به اظهار یا تبلیغ پردازد و بر ضد رژیم موجود جامعه قیام کند.، و بخواهد نظام اجتماعی جامعه اسلامی را متزلزل سازد و در ایمان مردم خلل وارد کند. روشن می‌شود که این خشونت بی‌دلیل نیست و با مسئله‌ی آزادی اندیشه نیز منافات ندارد. شبیه این قانون در بسیاری از کشورهای شرق و غرب در مورد چنین افرادی وجود دارد(۶۰)
ارتداد شرایطی دارد و هر کسی مرتد نیست
شرایط تحقق ارتداد عبارتند از: عقل، بلوغ، اختیار و آزادی. پس اگر کسی عاقل و یا بالغ نباشد و یا با تهدید و شکنجه اظهار کفر کند چنین کسی مرتد نخواهد بود.بلکه ارتداد انسان باید با میل و اراده جدی باشد و در مقام تقیه نباشد. قرآن کریم می-فرماید: «مَن کَفَرَ بالله مِن بَعدِ ایمانِهِ اِلّا مَن اُکْرِهَ و قَلبُهُ مُطمَئُنُّ بالایمان… »(61)مصداق روشن این آیه عمار است که پس از به شهادت رسیدن پدر و مادرش زیر شکنجه های مشرکان ایمان خویش را انکار کرد تا جانش حفظ شود در حالی که قلبش آکنده از ایمان بود. قرآن کریم چنین فردی را مرتدد نمی داند.(۶۲)ماهیت ارتداد از نوع سوال ، تردید و ابهام نیست ، بلکه از سنخ انکار و نفی است آن هم انکاری که از روی دشمنی باشد نه انکاری که از روی ناتوانی در پاسخگویی به سؤالات معرفتی و شبهه افکنی‌ها و وجود مشکلات فکری رخ داده باشد .چرا که اسلام از مردم می خواهد برای پذیرش دین تحقیق کنند و به وجود آمدن سؤال و ابهام و تردید در ضمن تحقیق ممکن است و اگر به نحو صحیحی پاسخ داده شود موجب محکم تر شدن ایمان می شود. در فقه شیعه در بحث حدود و دیات قاعده ای با عنوان «اِدْرئوُا الْحُدود بِالشُبهات»(63) وجود دارد و می‌گوید: « با اندک شبهه ای اجرای حدود را متوقف سازید» پس اگر حاکم شرع در تحقیقات خود به این نتیجه برسد که رویگردانی فرد از اسلام به دلیل برخی از مشکلات فکری و مسائل حل نشده برای او بوده است نمی تواند او را « مرتد» شمرده و حکم ارتداد را بر او جاری سازد. نتیجه‌ی نهایی آنکه؛ حکم ارتداد با آزادی عقیده‌ی اسلامی منافاتی ندارد؛ چرا که اسلام از آدمی می خواهد بر اساس مطالعه و تحقیق و با دلیل موجه، عقیده‌ی صحیح را آزادانه برگزیند وگزینش او مسئولانه باشد. حال اگر حقانیت اسلام برای فردی واضح شد و آن را انتخاب کرد، شارع هرگز اجازه عدول از حق و گزینش دوباره کفر را به او نمی دهد و برای اینکه از پیامدهای فردی و اجتماعی ارتداد جلوگیری نماید برای آن کیفر قرار داده. و این به معنای سلب آزادی نیست،‌چرا که آزادی در جایی معنی پیدا می‌کند که انسان بر سر دو راهی قرار گیرد و بخواهد یک راه را برگزیند، اما اگر می داند که راه کدام است ؟ و چاه کدام؟ گزینش چاه به جای راه ، مصداق خیره سری و عناد است .بازگشتن از اسلام، از سوی فردی که به حقانیت آن عالم است و اقدام عملی برای ایجاد شبهه در افکار مسلمین، در واقع یک نوع توطئه جهت براندازی نظام اسلامی است که باید با آن برخورد قاطع شود.
حکم جهاد چگونه با مسئله آزادی عقیده جمع می‌شود ؟
برخی معتقدند حکم جهاد، آزادی عقیده از دیدگاه اسلام را زیر سئوال برده است. این گروه اشکال وارد می‌کنند که، اگر اسلام آزادی عقیده را به رسمیت می‌شناسد، چرا حکم جهاد علیه کافران را تشریع کرده است است؟ برای پاسخ این گروه توجه به نکات زیر ضروری است:
۱ .وجود سیستم دفاعی در موجودات، امری طبیعی و فطری است .
اسلام نیز به عنوان یک دین جامع، پویا و زنده دارای سیستم دفاعی است تا در برابر دشمنان به حیات خود ادامه دهد.
۲٫ برهان قرآن این است که با ائمه کفر بجنگید.
«وَ إِن نَّکَثُواْ أَیْماَنَهُم مِّن بَعْدِ عَهْدِهِمْ وَ طَعَنُواْ فىِ دِینِکُمْ فَقَاتِلُواْ أَئمَّهَ الْکُفْرِ إِنَّهُمْ لَا أَیْمَانَ لَهُمْ لَعَلَّهُمْ یَنتَهُون»(64) ترجمه : «و اگر پیمان‌های خود را پس از عهد خویش بشکنند، و آیین شما را مورد طعن قرار دهند،با پیشوایان کفر پیکار کنید،چرا که آنها پیمانی ندارند،شاید (با شدت عمل ) دست بردارند. تفسیر: در این آیه دستور جنگ با ائمه کفر داده شده است،نه به خاطر بی ایمان بودنشان ، بلکه (إِنَّهُمْ لَا أَیْماَنَ لَهُمْ) ،به خاطر اینکه آنها اصلاً ارزشی برای شما قائل نیستند و اگر بر شما مسلط شوند نه رعایت خویشاوندی را می کنند و نه عهد و پیمان نگه میدارند.نکته‌ی جالب اینجا است که قرآن دستور جنگ با پیشوایان این گروه را داده است ،چرا که آنها در کفر خویش ودشمنی با اسلام سابقه دار ترند و آنها هستند که از یک سو با تبلیغ کفر و فریب مردم ناآگاه آنها را به این راه می کشانند و از راه خدا باز میدارند، و از سوی دیگر به هر نحو ممکن جلوی آزادی تبلیغ حق گویان وبیدار گران را می گیرند ، تا مبادا مردم آگاه شوند و موقعیت آنها به خطر افتد. بنابراین قرآن در مورد این گروه شدت عمل به خرج داده و به زور متوسل شده بلکه بدین وسیله دست از عهد شکنی خود بردارند.نگاهی به تاریخ نشان میدهد که هر جا موانع رسید ن پیام الهی به مردم از سر راه برداشته شده است؛ (یَدْخُلُونَ فىِ دِینِ اللَّهِ أَفْوَاجًا) رخ داده و مردم گروه گروه و شتابان وارد دین خدا شده اند ، همان دینی که هماهنگ با فطرت آنهاست ، فطرتی که خداوند آنرا سرشته و هیچ کس توان تغییر آنرا ندارد.لذا برخی از جنگهای ابتدایی پیامبر با مستکبران و حاکمان ظالمی بود که دعوت نامه های حق را پاره می کردند و مبلغان آزادی اسلامی را در بند می کردند و می کشتند ؛اما در مورد مشرکان و کافرانی که در امر دین با مسلمانان پیکاری ندارند ، و آنها را از خانه و دیارشان بیرون نمی کنند ،خداوند نیکی کردن و رعایت عدالت را نهی نمی کند. ( لَّا یَنْهَاکمُ‏ُ اللَّهُ عَنِ الَّذِینَ لَمْ یُقاَتِلُوکُمْ فىِ الدِّینِ وَ لَمْ یخُْرِجُوکمُ مِّن دِیَارِکُمْ أَن تَبرَُّوهُمْ وَ تُقْسِطُواْ إِلَیهِْمْ إِنَّ اللَّهَ یحُِبُّ الْمُقْسِطِین ). (۶۵)خدا شما را از نیکى کردن و رعایت عدالت نسبت به کسانى که در راه دین با شما پیکار نکردند و از خانه و دیارتان بیرون نراندند نهى نمى‏کند چرا که خداوند عدالت‏پیشگان را دوست دارد. به این ترتیب کفار به دو گروه تقسیم می شوند: الف:گروهی که در مقابل مسلمانان ایستادند و شمشیر به روی آنها کشیدند و آنها را از خانه و کاشاسنه شان به زور بیرون کردند و دشمنی خود را با اسلام و مسلمین به هر نحو ممکن نشان دادند ، ایشان پیشوایان کفرند و تکلیف مسلمانان این است که از هر گونه مراوده و پیوند با این گروه خودداری نمایند و به مبارزه با آنها بپردازند. ب: اما دسته ی دیگری بودند که در عین کفر و شرک ، کاری به مسلمانان نداشتند ، با آنها دشمنی و پیکار نکردند و ظلمی علیه مسلمانان مرتکب نشدند. نیکی کردن با این دسته و اظهار محبت با آنها و رعایت عدالت در مورد آنها مانعی ندارد و اینها همان مردمی هستند که در اثر بی خبری و ناآگاهی فریب مستکبران را خورده و جزو گروه کفار شده اند.(۶۶) بنابراین پیامبر در مورد این گروه می فرمودند: « لا تقتلوهم حتی تدعوهم الی الاسلام »(67)جنگ و ستیز نکنید مگر اینکه نخست مردم را به اسلام دعوت کرده باشید
۳٫ جهاد در اسلام، جهاد آزادی بخش و دفاعی است:
منظور از جهاد در اسلام، دفع شر و دفاع از مسلمانان است، نه کشتار مخالفان دین آن هم به صرف عقیده ؛ و نه برای استثمار و کشورگشایی. به علاوه اگر فقط کفر دلیل جنگ بود ، پیامبر با کفار صلح نمی کرد و اگر اجبار در پذیرش دین، دلیل آن بود، قانون «جزیه»(68) معنا نداشت.از بررسی جنگ های پیامبر به خوبی آشکار میشود که بیشتر این جنگ ها جنبه ی دفاعی داشته است؛ مانند جنگ های احد ، احزاب ، حنین ، موته ، تبوک و خندق ، همچنین جنگ بدر را که به جهت رهایی از محاصره ی اقتصادی روی داد می توان جهاد دفاعی دانست. علی علیه السلام در فرمان خود به مالک اشتر می نویسد: «اَلنّاسُ صِنفانِ اِمّا اَخٌّ لَکَ فِی الدِّینِ اَو نَظیرٌ لَکَ فَی الخَلقِ…»(69) ، مردم یا برادران دینی تو هستند ، یا مانند تو انسانند ، پس یا حق برادری یا حق انسانی بر تو دارند.پس بر این مبنا وظیفه‌ی هر مسلمانی است که از خود و هم‌کیشان خود که حق برادری بر او دارند و یا حتی غیر هم‌کیشان خود که حقوق انسانی بر او دارند دفاع کند. در دیدگاه اسلامی حقوق انسانی و معنوی مسلمانان و غیر مسلمانان محترم است و باید حفظ شود مانند (حق حیات، حقوق مادی، حق آزادی، برخورداری از سعادت واقعی و شنیدن قول حق) بنابر این اگر قرآن حکم جهاد تشریع کرده، منظور جنگیدن با کسانی است که حقوق طبیعی و الهی انسان‌ها را زیر پا گذ اشته و آنها را به بردگی در جهت منافع خویش کشانده، در اینجا جهاد ابتدائی نوعی جهاد دفاعی محسوب می‌شود. علامه طباطبائی می‌گویند: «اگر جهاد و نبرد ابتدایی برای دفاع از آزادی واقعی انسان‌ها باشد، که حق طبیعی و فطری آنها است، خود به معنای دفاع است» (70)استاد جوادی آملی نیز همین نظر را در رابطه با جهاد ابتدایی دارد و معتقدند که جهاد ابتدایی اسلام هم به دفاع برمی‌گردد. استاد شهید مطهری نیز از جهاد ابتدایی در اسلام با عنوان (جهاد آزادی‌بخش) یاد می‌کند یعنی مبارزه برای واژ‌گون کردن نظامات غلط و ظالمانه‌ای که جلوی آزادی تبلیغ و آگاه شدن مردم را می‌گیرند.(۷۱) مبارزه در اینجا به منزله تلاش برای رساندن اکسیژن و هوای سالم برای تنفس انسانها و بیماران مشرف به مرگ است، و شمشیر جهادگر در این گونه موارد به منزله‌ی چاقوی جراحی است که عضو فاسدی را می برد و یا قیچی باغبانی که علف هرزه‌هایی را قطع می‌کند، و این نه خشونت است و نه بی‌رحمی! پس جهاد ابتدایی هم گامی برای پیشگیری و مبارزه با کسانی است که راه الهی را سدّ می‌کنند و مانع رسیدن انسانها به سعادت، آزادی و حقوق طبیعی خود می‌شوند. چنین کسانی حتی از میکروب‌های واگیردار و مرگ‌آور نیز خطرناک‌ترند، و مبارزه در اینجا به منزله‌ی میکروب‌زدایی برای بهداشت محیط است. از آنچه گفته شد نتیجه می‌گیریم که حکم جهاد برای تحمیل اسلام به عنوان یک عقیده نیست و نه تنها تضادی با اصل آزادی عقیده ندارند. بلکه اسلام با تشریع این حکم درصدد فراهم کردن شرایطی است که در آن عقیده‌ی صحیح آزادانه مطرح شود و مانع موجود میان اسلام و انسانها از میان برداشته شود. جهاد باعث می‌شود حکومت‌ها و قدرت‌های ظالمی که سدّ راه رسیدن اسلام به مردم و شناخت آن می‌شدند، شکسته شوند، آن گاه انسان‌ها آزادند که اسلام را بپذیرند یا نپذیرند.
تجزیه،تحلیل و نتیجه گیری :
عده‌ای تلاش می‌کنند تا از دموکراسی قرآنی، تعریفی امروزی و هماهنگ با دموکراسی غربی ارائه کنند؛ و در این راه آیاتی مانند «لا اکراه فی الدین» را مؤید بند نوزده اعلامیه‌ی جهانی حقوق بشر می-دانند.بند نوزده این اعلامیه مبنای دموکراسی را آزاد بودن انسانها در داشتن هر گونه عقیده ای بیان می‌کند.این افراد مرتکب اشتباهی بزرگ شده اند، چرا که نظر خویش را بر قرآن تحمیل نموده اند، اما مراجعه به آیات دیگر قرآن ، بطلان نظر این افراد را اثبات می کند و برمطلبی دیگر گواهی می دهد. و آن اینکه از نظر قرآن هر عقیده ای محترم نیست. بسیاری از آیات قرآنی، برخی از عقاید و باورها را به شدت به باد انتقاد گرفته و نفی می‌کند و نه تنها برای آنها کیفر اخروی قرار داده بلکه دراین دنیا نیز، از مسلمین و حکومت می‌خواهند تا درجهت برچیدن این گونه عقاید اقدامی شایسته انجام دهند.فرقان: ۲۱٫ هود: ۶۲ – مائده: ۱۰۴ بقره: ۱۷۰ و ۱۹۰- یوسف: ۴۰- آل عمران: ۱۶۷ – حج: ۳۹ و۴۰ – نساء:۷۵ عقیده ی شرک، بت پرستی، خورشید و ماه و ستاره پرستی، در قرآن به عنوان عقاید جاهلی خرافی و انحرافی معرفی شده است و به افرادی که چنین باورهای غلطی دارند وعده‌ی عذابی سخت داده شده است.مبارزه با چنین افکاری از وظایف حکومت اسلامی است، بدین گونه که حکومت نخست باید از طرق تبلیغ حق وآگاهی بخشی، فاسد بودن این عقاید را روشن کند و افراد را از عمل کردن بر اساس آن باز دارد، اما اگر از این راه ممکن نشد با اعمال فشار و توسل به زور، حتی به قیمت جنگ هم که شده بت وبتخانه را ویران وآثار شوم شرک را از جامعه ریشه کن کند، چرا که بت پرستی و شرک نه دین است و نه آئین بلکه یک نوع بیماری فکری و اخلاقی است که باید جلوی آن گرفته شود تا به کل جامعه سرایت نکند،وگرنه موجب هلاکت جامعه خواهد شد.اگر بخواهیم برداشت صحیحی از آیه “لا اکراه فی الدین” بیان کنیم میتوانیم بگوییم که این آیه به آزادی در اصل ورود به اسلام مربوط می شود، از آن جایی که آدمی دارای اراده و اختیار است و نیز عقیده از اموری است که طبعاً اجبار بردار نیست اسلام نیز هرگز کسی را با زور معتقد به اصولش نمی کند بلکه از افراد می‌خواهد: آزادانه و بر اساس مطالعه وتحقیق، این دین را برگزینند چرا که ایمان اجباری سودی ندارد و اصولاً اعتقاد به دین با اجبار حاصل نمی‌شود.آزادی عقیده در نگاه اسلامی یعنی آزادی از هر قید و بند خرافی و جاهلی و نفی هر عبودیتی به جز عبودیت خدای سبحان و این زمینه ساز رسیدن انسان به کمال مطلوب و سعادت ابدی می باشد. همچنین تشریع حکم مرتد و حکم جهاد در اسلام به منظور رفع تسلط طاغوت ها و حفاظت از ایمان و باور های حق مردم است.
پی‌نوشت‌ها:

۴۵٫ البرهان، ج ۴، ص ۲۷۹ – تفسیر عیاشی، ج ۲، ص ۱۳۷ ۴۶٫ بحار الانوار، ج۵،ص۱۴۹ ۴۷٫مجله تحصصی کلام اسلامی، شماره ۴۳، سال ۱۳۸۱، ص ۱۲۶ . ۴۸٫ علی ابن ابی طالب (علیه السلام) ، نهج‌البلاغه، نامه ۳۱ ۴۹٫ بحارالانوار ، ج ۷۴، ص ۴۲، ۵۰٫ علی ابن ابی طالب (علیه السلام) ، نهج البلاغه ، خطبه ۸۸ ۵۱٫ فاطر: ۱۵ ۵۲٫ الرحمن: ۲۶ – 27 (هر چه بر زمین است فانی شونده است و ذات با شکوه و ارجمند پروردگارت باقی خواهد ماند) ۵۳٫ حجرات: ۱۴ ۵۴٫ اصول کافی ، ج۲ ،ص ۳۸ ۵۵٫ نحل: آیه ۱۰۶ ۵۶٫ المفرادات فی غریب القرآن، ص ۳۴۹٫ ۵۷٫ تحریر الوسیله، ص۷۹۴ ۵۸٫ آل عمران،۷۲ ۵۹٫ نمونه ج۲، ص۶۱۳ – المیزان،ج۳، ص ۴۰۴ ۶۰٫تفسیر نمونه ، ج ۱۱، ص ۴۲۶ و ۴۲۷ ۶۱٫نحل:۱۰۶ ۶۲٫ تفسیر نمونه،ج۱۱،ص۴۱۷ ۶۳٫ من لا یَحضره الفقیه، ج۴ ، ص۷۴ ۶۴٫ توبه :۱۲ ۶۵٫ ممتحنه : ۸ ۶۶٫ تفسیر نمونه ، ج ۲۴ ، ص ۳۱ – تفسیر المیزان ، ج ۱۹ ، ص ۳۹۹ ۶۷٫ تاریخ تحلیلی و سیاسی اسلام ،ص ۲۱۷ . ۶۸٫ جزیه ، مالیاتی است سالیانه که اهل کتاب باید به حاکم مسلمانان بپردازند ، و در مقابل ، حکومت اسلامی ، حقوق آنان را محترم شمارد و مال و جانشان را از تعرض محفوظ دارد. ۶۹٫ نهج البلاغه ، نامه ی۵۳ ۷۰٫ المیزان،‌ ج ۲، ص ۶۸٫ ۷۱٫ جهاد و مشروعیت آن در قرآن، ص ۴۰
فهرست منابع: ۱ . باقری، خسرو، نگاهی دوباره به تربیت اسلامی، تهران، انتشارات مدرسه، (۱۳۸۲). ۲ . بحرانی،سید هاشم، البرهان فی تفسیر القرآن،تهران،مؤسسه البعثه(۱۴۱۵ ق). ۳ . تونی، دیویس، اومانیسم، ترجمه عباس مخبر ، تهران، مؤسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران، چاپ دوم، ۱۳۷۷٫ ۴ . جوادی آملی، عبدالله، تفسیر تسنیم، قم،‌ مرکز نشر اسراء، چاپ سوم، (۱۳۸۱). ۵ . جواد آملی،عبدالله،فلسفه ی حقوق بشر،قم،مرکز نشر اسراء، (۱۳۷۵). ۶ . حسنی ، علی اکبر، تاریخ تحلیلی و سیاسی اسلام ، تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامی، (۱۳۸۱). ۷ . خامنه‌ای، سیدعلی، طرح کلی اندیشه‌ی اسلامی در قرآن، بیجا، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، چاپ سیزدهم، (۱۳۶۸).. ۸ . خمینی روح‌الله، تحریر الوسیله، قم، مؤسسه انتشاراتی دارالعلم، چاپ هشتم، (۱۳۷۸). ۹ .دورانت، ویلیام جیمز، لذات فلسفه، ترجمه‌ی عباس زریاب، تهران، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی (۱۳۷۴). ۱۰٫ ذوفقاری، شهاب‌الدین، جزوه‌ی خداشناسی ۱۱٫ راغب اصفهانی، حسین‌بن محمد، المفردات فی غریب القرآن، بیروت، دارالعلم الدار شامیه، (۱۴۱۲ ق) ۱۲٫ روزنتا، فرانس، مفهوم آزادی عقیده از دیدگاه مسلمانان، ترجمه‌ی منصور میراحمدی، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، (۱۳۷۹) ۱۳ . سبحانی ،‌جعفر، ‌فروغ ابدیت ، قم ، انتشارات دارالتبلیغ اسلامی ، (۱۳۵۱) ۱۴ .سبحانی ، جعفر، پرسشها و پاسخها ، قم ، انتشارات مؤسسه سید الشهداء (ع ) ، (۱۳۶۹ ش) ۱۵ . سیوطی ،‌جلال الدین عبدالرحمن، الدرالمنصور فی تفسیر المأثور،‌ قم ، مکتبه آیه الله المرعشی النجفی، (۱۴۰۴ ق) ۱۶ .طباطبائی ، سید محمد حسین ، المیزان فی تفسیر القرآن ، قم ، مؤسسه النشر الاسلامی ، (۱۴۱۷ ق) ۱۷ . طباطبائی ، سید محمد حسین ، ترجمه تفسیر المیزان ، ترجمه سید محمد باقر موسوی همدانی،قم ، انتشارات اسلامی ، (۱۳۷۴ ش ) ۱۸٫ طبرسی ، فضل بن حسن ، مجمع البیان فی تفسیر قرآن ، بیروت ، دارالمعرفه ، (۱۴۰۶ ق) ۱۹٫ علی ابن ابیطالب (علیه السلام)، نهج‌البلاغه، ترجمه سید جعفر شهیدی، تهران، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۷۴، نامه ۳۱٫ ۲۰ .عروسی هویزی، عبد علی بن جمعه ،‌تفسیر نور الثقلین ، قم ، مؤسسه اسماعیلیان (۱۴۱۵ ق) ۲۱٫ عمید ، حسن ، فرهنگ فارسی عمید ، تهران ،‌انتشارات امیر کبیر،‌چاپ دوازدهم (۱۳۳۶) ۲۲ . عیاشی ، محمد بن مسعود ، کتاب التفسیر (العیاشی ) ، تهران ، چاپخانه علمیه ،(۱۳۸۰ ق) ۲۳ . قرآن کریم، مترجم، آیت الله مکارم شیرازی، تهران، خجسته، (۱۳۸۲). ۲۴٫ قرآن کریم، مترجم،‌مهدی فولادوند، تهران، دارالقرآن کریم، (۱۳۸۲). ۲۵ . قرشی ، سید علی اکبر، قاموس قرآن ، تهران ، دارالکتب اسلامیه، (۱۳۵۲) ۲۶ . قمی، علی بن ابراهیم بن هاشم ، تفسیر قمی ، قم ، دار الکتب ،(۱۳۶۷ ) ۲۷٫ قمی ، محمد بن علی بن بابویه (شیخ صدوق)، من لا یحضره الفقیه ، دارالکتب اسلامیه ، (۱۳۹۰ ه . ق) ۲۸ . قمی ، محمد بن علی بن بابویه (شیخ صدوق)، معانی الاخبار ، تصحیح علی اکبر قفاری ، قم ، انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین ،(۱۳۶۱) ۲۹ . گروه دانش‌نامه کلام اسلامی، ارتداد، آزادی اندیشه و آزادی بیان، مجله‌ی تخصصی کلام اسلامی، شماره‌های ۴۱ – 42 و ۴۳ سال (۱۳۸۱). ۳۰ – گروهی از مترجمان، تفسیر هدایت، ترجمه‌ی تفسیر من هدی القرآن، مشهد، بنیاد پژوهش‌های اسلامی آستان قدس، (۱۳۷۷). ۳۱ . مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت، مؤسسه الوفا، چاپ دوم، ۱۴۰۳ ق، ۷۴٫ ۳۲ – مسعود، جبران، فرهنگ الفبایی الرائد، ترجمه‌ی دکتر رضا انزاوی‌نژاد، مشهد، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول، (۱۳۷۳). ۳۳ – مصباح یزدی، محمدتقی، پرسش‌ها و پاسخ‌ها، قم، مؤسسه‌ی آموزشی و پژوهشی امام خمینی، (۱۳۸۱). ۳۴ – مصباح یزدی، محمدتقی، سلسله مباحث اسلام، سیاست و حکومت، بیجا، سازمان تبلیغات، (۱۳۷۸). ۳۵ – مطهری، مرتضی، جهاد و مشروعیت آن در قرآن، قم، دفتر انتشارات اسلامی، (۱۳۶۷). ۳۶ – مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیه، (۱۳۷۴ ش). ۳۷ – مکارم شیرازی، ناصر، پیام قرآن، تهران، دارالکتب الاسلامیه، چاپ هفتم، (۱۳۸۴). ۳۸٫ مهدی عزیزان ، حبیب حیدری ( ارتداد، آزادی اندیشه و آزادی بیان) مجله تحصصی کلام اسلامی، شماره ۴۳، سال ۱۳۸۱، ص ۱۲۶ . ۳۹ – میبدی، ابوالفضل، کشف‌الاسرار و عده الابرار، تفسیر، تهران، انتشارات امیرکبیر، (۱۳۶۳). ۴۰ – محمدی ری شهری، محمد، میزان الحکمه، ترجمه‌ی حمیدرضا شیخی، قم، دارالحدیث، (۱۳۷۷).

نوشته قبلی

معیار حب و بغض

نوشته‌ی بعدی

آزادی عقیده در نگرش قرآنی (۱)

مرتبط نوشته ها

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)
انقلاب مهدوی

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)

چرا امام قائم (عج) در قرآن نیامده است‌؟
انقلاب مهدوی

جهانی شدن و حکومت جهانی مهدی (عج)

نقش انتظار در پویایى جامعه اسلامى
انقلاب مهدوی

نقش انتظار در پویایى جامعه اسلامى

اهل کتاب در دولت مهدوی (عج)
انقلاب مهدوی

جهانی شدن و حکومت جهانی حضرت مهدی (عج)

مدینه فاضله امام زمان (عج)
انقلاب مهدوی

مدینه فاضله امام زمان (عج)

سه برداشت از شکوفایی علم در عصر ظهور
انقلاب مهدوی

سه برداشت از شکوفایی علم در عصر ظهور

نوشته‌ی بعدی

آزادی عقیده در نگرش قرآنی (۱)

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

قدرت خاموش ساختار غیرنظامی ایران

قدرت خاموش ساختار غیرنظامی ایران

امتیاز شیعه در حوزه اجتهاد

امتیاز شیعه در حوزه اجتهاد

اعتقاد به عصمت ائمه علیهم السلام

اعتقاد به عصمت ائمه علیهم السلام

زیارت در اندیشه و بینش شیعی

زیارت در اندیشه و بینش شیعی

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا