۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۵

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home شخصیت های شیعه

ابراهیم بن مالک اشتر نخعی

ابراهیم بن مالک اشتر نخعی
0
SHARES
15
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

  ابراهیم فرزند برومند مالک اشتر یار صمیمی و صحابی خاص امیرالمؤمنین علی(ع) است. در کتب علما و نسب شناسان نسب کامل او را چنین بیان کرده  اند: ابراهیم بن مالک اشتر بن حارث بن عبد یغوث بن سلمه بن ربیعه بن حارث بن جذیمه بن سعد بن مالک بن نخع بن   مذحج.[۱]
ابراهیم سرور قبیله نخع و یکه تاز آنان[۲] از فرماندهان شریف و با سیادتی بود که به شجاعت و تدبیر مشهور بود.[۳] بسیاری از مورخان او را در شجاعت ستوده  اند.[۴] و از قهرمانی ها و شجاعت هایش در میدان جنگ که به مانند صاعقه بی امان بر قلب دشمن می تاخت و از یمین و یسار از کشته پشته می ساخت با شگفتی یاد کرده  سخن ها گفته اند.
از دیگر مواردی که مورخان در وصف شجاعتش گفته اند، حضور او در جنگ صفین است. او با وجود آن که نوجوانی کم  سن و سال بود، در این جنگ حضور یافت و در کنار امیرالمؤمنین(ع) و پدرش مالک اشتر رشادت ها از خود نشان داد.[۵]
نقل است که در یوم خازر،[۶] عمیر بن حباب و فرات بن سالم از همراهان و یاران ابن زیاد بودند؛ اما در بین راه از لشکر شام جدا شده، به لشکر ابراهیم پیوستند آن دو هنگامی که به اردوگاه ابراهیم رسیدند، دیدند آتشی افروخته و ابراهیم در حالی که پیراهن زرد هراتی و بالا پوشی  گل دار بر تن کرده، شمشیر به دوش ایستاده است و لشکرش را سازماندهی می کند. عمیر از پشت به ابراهیم نزدیک شد و ناگهان او را از پشت در بغل گرفت ابراهیم بدون این که از جای خود تکانی بخورد، سر را برگرداند و پرسید: کیستی؟ عمیر گفت: عمیر بن حباب…[۷]
ابراهیم نه تنها در شجاعت و شهامت؛ بلکه در سخاوت و جوانمردی و ایمان و اخلاق و محبت به اهل بیت(ع) نیز  برترین مردم عراق بود.[۸] علامه سید محسن امین نیز او را در کتابش اعیان الشیعه چنین می ستاید:«ابراهیم مردی شجاع، سلحشور، با شهامت، صف  شکن و رئیس بود، او دارای طبعی عالی و همتی بلند و طرفدار حق بود و دارای طبع شعر و زبانی فصیح و هوادار و دوستدار خاندان عصمت و طهارت؛ همان گونه که پدرش مالک اشتر نیز دارای چنین صفات و امتیازات عالی بود و حق هم همین است که چنین فرزندی مجسمه چنین پدری باشد.»[۹]
قیام مردم کوفه به رهبری مختار، عرصه بروز صفات کرامت و حلم و گذشت ابراهیم بود، نقل است که در گرماگرم قیام مردم علیه حاکم زبیری کوفه، ابراهیم خود را به ابن مساحق فرمانده لشکر دشمن رساند و افسار اسبش را به دست گرفت و شمشیرش را با دست دیگر بالا برد، ابن مساحق که سخت وحشت زده شده بود به التماس افتاد و گفت: «ای پسر اشتر تو را  به خدا از جان من چه می خواهی آیا خونی از من طلب داری و یا سابقه دشمنی بین من و تو بوده است؟» ابراهیم اشتر بزرگوارانه لجام اسب او را رها کرد و شمشیرش را پایین آورد و از جلو او کنار رفت و گفت: «این صحنه را به خاطر بسپار و فراموشش مکن.»ابن مساحق بعدها از این گذشت و بزرگواری ابراهیم به نیکی یاد        می کرد.[۱۰]

ابراهیم و قیام مختار
در قیام مختار بسیاری از بزرگان و سران شیعه نقشی فعال داشتند؛ ولی شاید به جرأت بتوان گفت که هیچ چهره ای تأثیرگذاری و درخشندگی و شکوه ابراهیم فرزند برومند مالک اشتر در بین اصحاب و یاران مختار نبود. قطعاً چهره ای مانند ابراهیم موجبات اعتلای هر چه بیشتر مختار را فراهم آورده بود و موفقیت های بسیاری را نصیب قیام کرده بود.
شخصیت نافذ ابراهیم و فکر بلند و شجاعت و کاردانی او در امور جنگ از یک سو و علاقه شدید و اخلاص او نسبت به ساحت مقدس اهل بیت پیامبر(ص) از سوی دیگر و سایر صفات برجسته ای که در وجود ابراهیم جمع شده بود، مختار و سران شیعه عراق را به پیوستن او به قیام امیدوار کرده بود. آن ها او را مایه امید و پشتیبانی قوی و فرماندهی لایق برای قیام می دانستند،[۱۱] پس تصمیم گرفتند که با ابراهیم ملاقات و او را به قیام دعوت نمایند؛ از این رو پس از فراهم آمدن مقدمات قیام و پیش از اعلان آن تنی چند از سران شیعه با مختار ملاقات کردند و پیشنهاد دادند که اگر مردی چون ابراهیم فرزند مالک اشتر به ما بپیوندد، امید زیادی به پیروزی خواهیم داشت. مختار از این پیشنهاد استقبال کرد و آن ها را نزد ابراهیم فرستاد تا مسأله را با او در میان بگذارند. آن ها نزد ابراهیم رفتند و ضمن بیان موضوع هدف از قیام خود را تنها خون خواهی امام حسین(ع) و اهل بیت او بیان کرده و متذکر شدند که از سوی اهل بیت پیامبر(ص) در این کار اجازه نیز دارند. ابراهیم در این جلسه در پاسخ به بزرگان کوفه شرط کرد که در صورتی دعوتشان را می پذیرد که فرماندهی قیام با او باشد؛ اما سران شیعه نپذیرفته، رهبر قیام را مختار معرفی کردند که از سوی محمد بن حنفیه عهده دار این امر گردیده است.[۱۲] سه روز پس از این جلسه مختار و ده نفر از سران قوم به خانه ابراهیم رفتند، پس از تعارفات معمول مختار نامه ای به ابراهیم داد و مدعی شد که نامه حنفیه است که برای ابراهیم فرستاده است.[۱۳]
در این نامه آمده بود:
«از محمد مهدی به ابراهیم بن مالک اشتر درود بر تو؛ و من حمد خدایی می کنم که خدایی جز او نیست؛ اما بعد؛ من وزیر و امین و منتخب خویش را که برای خویشتن پسندیده ام، سوی شما فرستاده ام و به او گفته ام که با دشمن من نبرد کند و به خون خواهی خاندان من قیام کند، خودت و عشیره ات و مطیعانت با وی به پاخیزید که اگر مرا یاری کنی و دعوت مرا بپذیری و به وزیر من کمک کنی نبرد من مایه ی برتری تو شود و سالاری سواران و همه سپاهیان عازم نبرد؛ و هر شهر و هر منبر و مرزی که بر آن تسلط یابی از کوفه تا اقصای شام از آن تو خواهد بود و با پیمان مؤکد به قسم انجام این به عهده من است، اگر چنین کنی به وسیله آن به نزد خدای حرمت بالا یابی و اگر دریغ کنی، به هلاکت سخت در افتی که هرگز از آن رها نشوی.»[۱۴]
ابراهیم به جهت عنوان نام «مهدی» بعد از نام محمد حنفیه، در صحت نامه تردید کرد؛ اما مختار و بزرگانی که همراه مختار آمده بودند، به صحت مفاد نامه شهادت دادند.[۱۵] ابراهیم پذیرفت و با مختار بیعت کرد و به همراه او قیام بزرگ شیعیان عراق را به راه انداخت. او پس از آغاز قیام و بدست گرفتن امور کوفه به عنوان فرمانده کل سپاه مختار انتخاب شده، اقدامات بسیاری را در کوفه و عراق به انجام رسانید. جنگ  نهر خازر بارزترین عرصه ظهور و بروز قابلیت های فرماندهی این فرمانده شجاع بود. در این جنگ سپاه بیست هزار نفری عراق بر لشکر هشتاد و سه هزار نفری شام به فرماندهی عبیدالله بن زیاد فائق آمد  و ابن زیاد نیز در نبردی تن به تن با ابراهیم کشته شد.[۱۶]
ابراهیم بعد از اتمام کار از موصل به نصیبین رفت و کارگزاران خود را به نواحی مختلف جزیره فرستاد.[۱۷]
گویا ابراهیم در ادامه کار از نهضت مختار کناره گرفته بود، از این رو در پی حادثه حمله مصعب بن زبیر در پیوستن به مختار تعلل و سستی می ورزید[۱۸] و حتی گفته شده به نامه های مکرر و پشت سر هم مختار پس از شکست اولیه اش از قوای مصعب، توجهی نکرده، نزد او باز نگشت.[۱۹] از این رو شاید بتوان حضور نداشتن ابراهیم در کوفه را از دلایل عمده شکست مختار از سپاه مصعب بن زبیر برشمرد و نیز ممکن است بتوان گفت، همین کناره گیری او از مختار باعث شده بود که بعد از شهادت مختار مصعب بن زبیر از یک سو و عبدالملک مروان از سوی دیگر در او طمع ببندند تا ابراهیم را که مردی پر نفوذ و مدیر بود، را با خود همراه سازند؛ از این رو مصعب نامه ای به ابراهیم نوشته به او وعده داد که در صورتی که حکومت ابن زبیر را بپذیرد، امارت مناطق شمالی عراق را به او می سپارد.[۲۰]  نامه ی مشابهی نیز از سوی عبدالملک مروان -خلیفه اموی شام- به دست ابراهیم رسید.[۲۱] ابراهیم با یاران و مشاورانش در این باب به مشورت پرداخت و سرانجام تصمیم گرفت با مصعب بن زبیر همراه شود، پس نامه ای به مصعب نوشت و با گروهی از یاران خود از موصل یا نصیبین -مقر حکومت خود- حرکت کرد و به کوفه آمد و با مصعب ملاقات کرد.[۲۲]
سرانجام ابراهیم در سال ۷۲ هجری در پی شکست لشکر عراق از سپاهیان عبدالملک مروان که برای تصرف عراق به جنگ مصعب بن عمیر فرستاده شده بودند، در ۱۳ جمادی الاولی در سن چهل سالگی کشته شد[۲۳]-[۲۴] و نزدیک سامراء به خاک سپرده شد.[۲۵]

شخصیت روایی
منابع روایی شیعه و سنی از ابراهیم بن مالک اشتر به عنوان یکی از روات حدیث نام برده  اند. او یکی از راویان روایت های پدرش مالک بن اشتر برشمرده شده، روایت هایی را از او نقل کرده است که حدیث وفات ابوذر در ربذه از آن جمله است.[۲۶]

[۱]. ابن  حزم اندلسی؛ جمهره انساب العرب، دارالکتب العلمیه، بیروت، ۱۴۱۸، ص۴۱۵ و طبری؛ تاریخ الطبری، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت، دارالتراث، چاپ دوم، ۱۹۶۷، ج۱۱، ص۶۶۴.
[۲]. امین؛ محسن؛ اعیان الشیعه، بیروت، دارالتعارف، چاپ اول، ۱۹۸۳، ج۲، ص۲۰۰.
[۳]. ذهبی؛ تاریخ اسلام و وفیات المشاهیر و الأعلام، تحقیق عمر عبدالسلام تدمری، دارالکتاب العربی، چاپ دوم، ۱۹۹۳، ج۵، ص۳۴۴.
[۴]. بلاذری؛ انساب الاشراف، تحقیق سهیل زکار و ریاض زرکلی، بیروت، دارالفکر، چاپ اول، ۱۹۹۶، ج۶، ص۳۸۹ و تاریخ الطبری، پیشین، ج۶، ص۱۹ و مسکویه، ابو علی؛ تجارت الامم، تحقیق ابوالقاسم امامی، تهران، سروش، چاپ دوم، ۱۳۷۹ش، ج۲، ص۱۴۸.
[۵]. منقری، نصر بن مزاحم؛ وقعه صفین، تحقیق عبد السلام محمد هارون، قاهره، مؤسسه العربیه الحدیثه، چاپ دوم، ۱۳۸۲، افست قم، منشورات مکتبه المرعشی النجفی، ۱۴۰۴، ص۴۴۱ و ابن ابی الحدید؛ شرح نهج البلاغه، قم، کتابخانه آیت الله مرعشی نجفی، ۱۴۰۴، ج۸، ص۸۱.
[۶]. جنگ بین ابراهیم بن مالک اشتر و عبیدالله بن زیاد در جریان مختار در کنار رودی به نام خازر در شمال عراق در سال ۶۷هجری که بر هلاکت ابن زیاد انجامید.
[۷]. دینوری، ابوحنیفه احمد بن داوود؛ اخبار الطوال، تحقیق عبدالمنعم عامر، قم، منشورات رضی، ۱۳۶۸ش، ص۲۹۴.
[۸]. اعیان الشیعه، پیشین، ص۲۰۰.
[۹].  اعیان الشیعه، پیشین، ج۲، ص۲۰۰.
[۱۰]. تاریخ الطبری، پیشین، ج۶، ص۳۰.
[۱۱]. انساب الاشراف، پیشین، ص۳۸۵ و تاریخ الطبری، پیشین، ج۶، ص۳۰ و تجارت الامم، پیشین، ص۱۴۱ و اخبار الطوال، پیشین، ص۲۸۸.
[۱۲]. تجارت الامم، پیشین، ص۱۴۲.  ۱۴۳ و تاریخ الطبری، پیشین، ص۱۵- ۱۶ و ابن اعثم کوفی؛ الفتوح، تحقیق علی شیری، بیروت، دارالأضواء، چاپ اول، ۱۹۹۱، ص۲۲۹.
[۱۳]. انساب الاشراف، پیشین، ص۳۸۵.  ۳۸۶ و تاریخ الطبری، پیشین، ص۱۶- ۱۷ و ابن اثیر؛ الکامل فی التاریخ، بیروت، دارصادر.  داربیروت، ۱۹۶۵، ج۴، ص۲۱۵.
[۱۴]. تاریخ الطبری، پیشین، ص۱۶- ۱۷.
[۱۵]. همان و انساب الاشراف، پیشین، ص۳۸۵ – ۳۸۶ و الکامل، پیشین، ص۲۱۵.
[۱۶].  الکامل، پیشین، ص۲۶۱ و تاریخ الطبری، پیشین، ص۸۶.
[۱۷]. انساب الاشراف، پیشین، ص۴۴۷ و تاریخ الطبری، پیشین، ص۹۲ و اخبار الطوال، پیشین، ص۲۹۶ و تجارب الامم، پیشین، ص۲۳۶.
[۱۸]. تاریخ الطبری، پیشین، ص۹۵.
[۱۹]. الفتوح، پیشین، ج۶، ص۲۸۷.
[۲۰]. تاریخ الطبری، پیشین، ۱۱۱- ۱۱۲ و الکامل، پیشین، ج۴، ص۲۷۵ و الفتوح، پیشین، ص۲۹۴ و تجارت الامم، پیشین، ص۲۱۳.
[۲۱]. الکامل، پیشین، ص۲۷۵ و الفتوح، پیشین، ص۲۹۴ و تجارت الامم، پیشین، ص۲۱۳.
[۲۲]. الفتوح، پیشین، ص۲۹۵.
[۲۳]. انساب الاشراف، پیشین، ج۷، ص۹۱ و الکامل، پیشین، ج۴، ص۳۲۶ و تجارب الامم، پیشین، ص۲۳۶.
[۲۴]. البته این سن با توجه به روایت منقری و ابن ابی الحدید که او را با وجود سن کمش، یکی از حاضرین در جنگ صفین می دانند بعید به نظر می رسد. وقعه صفین، پیشین، ص۴۴۱ و شرح نهج البلاغه، پیشین، ص۸۱.
[۲۵]. زرکلی، خیرالدین؛ الاعلام، بیروت، دارالعلم للملایین، چاپ هشتم، ۱۹۸۶، ج۱، ص۵۸.
[۲۶]. ابن سعد؛ الطبقات الکبری، تحقیق محمد عبد القادر عطا، بیروت، دار الکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۹۹۰، ج۴، ص۱۷۶ و ابن عبد البر؛ الاستیعاب فی معرفه الاصحاب، تحقیق علی محمد البجاوی، بیروت،دار الجیل، چاپ اول، ۱۹۹۲، ج۱، ص۲۵۳ و عسقلانی، ابن حجر؛ الاصابه فی تمییز الصحابه، بیروت،دار الکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۴۱۵، ج۲، ص۳۲.
منبع :سایت پژوهه؛سید علی اکبر حسینی

نوشته قبلی

مالک اشتر نخعی

نوشته‌ی بعدی

اشعار صاحب بن عباد در مدح اهل بیت(علیه السلام)

مرتبط نوشته ها

صفوان بن یحیی
شخصیت های شیعه

صفوان بن یحیی

ستاره اندلس مادر امام موسی کاظم (ع)
شخصیت های شیعه

ستاره اندلس مادر امام موسی کاظم (ع)

سرو قامتی استوار در بوستان فقاهت
شخصیت های شیعه

سرو قامتی استوار در بوستان فقاهت

حقیقت و فلسفه امامت
شخصیت های شیعه

محمد بن مسلم ثقفی

جعفر بن ابی‌طالب
شخصیت های شیعه

جعفر بن ابی‌طالب

مالک اشتر و اوضاع زمانه
شخصیت های شیعه

مالک اشتر و اوضاع زمانه

نوشته‌ی بعدی
اشعار صاحب بن عباد در مدح اهل بیت(علیه السلام)

اشعار صاحب بن عباد در مدح اهل بیت(علیه السلام)

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

الو سلام حاج آقا / ۴۹

الو سلام حاج آقا / ۴۹

صفوان بن یحیی

صفوان بن یحیی

حضرت زهرا (ع) از منظر امام صادق (ع)

حضرت زهرا (ع) از منظر امام صادق (ع)

مناظره امام رضا (ع) با جاثلیق

میراث ماندگار خورشید هشتم

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا