21 می 2026

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • محور مقاومت
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • محور مقاومت
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home غدیر خم

احتجاج به حدیث غدیر در طول تاریخ

عدم اطاعت از علی علیه السلام و کفر به خدا
0
SHARES
5
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

احتجاج به حدیث غدیر در طول تاریخ

1- مرد كوفى و ابوهريره:

معاويه در ايام حكومت خويش، در سفرى به كوفه ابوهريره را نيز به همراه خود آورده بود. در برحى منابع مى‏نويسند:

«دخل ابوهريرة المسجد فاجتمع اليه الناس فقام اليه شاب فقال: انشدك بالله سمعت رسول الله |يقول من كنت مولاه فعلىّ مولاه و عاد من عاداه؟ قال فقال: انّى اشهد انّى سمعت رسول الله يقول: من كنت مولاه فعلىّ مولاه، اللهم وال من والاه و عاد من عاداه.»([1])

«ابوهريره وارد مسجد شد. مردم اطراف او گرد آمدند. جوانى برخاست و گفت: اى ابوهريره، تو را به خدا قسم مى‏دهم كه آيا از رسول خدا شنيده‏اى كه فرمود: هركه من مولاى اويم، اين على مولاى اوست و با هر كه دشمن اوست، دشمن باش».

ابوهريره گفت: بدون ترديد شهادت مى‏دهم كه من از رسولخدا| شنيدم كه فرمود: هر كه من مولاى اويم اين على مولاى اوست. خدايا با دوستان او دوست و با دشمنانش دشمن باش.

2- مرد مدنى و زيد بن ارقم:

ابو عبدالله شيبانى نقل مى‏كند:

«بينما انا جالس عند زيد بن ارقم اذ جاء رجل فقال: ايّكم زيد بن ارقم؟ فقال القوم: هذا زيد فقال: نشدك بالذى لا اله الاّ هو سمعت رسول خدا |يقول من كنت مولاه فعلىّ مولاه، اللهم و ال من والاه و عاد من عاداه؟ قال: نعم.»([2])

«من نزد زيد بن ارقم بودم كه مردى آمد و پرسيد: كدام يك از شما زيد بن ارقم هستيد؟مردم به او گفتند: اين زيد است.»

آن مرد به زيد گفت: تو را به آن خدايى كه غير از او خدايى نیست قسم مى‏دهم آيا از رسول خدا | شنيده‏اى كه فرمود: هر كه من مولاى اويم اين على مولاى اوست، خدايا با دوستان او دوست و با دشمنان او دشمن باش.

زيد گفت: آرى».

3- مرد عراقى و جابر بن عبدالله انصارى:

محمد بن عقيل مى‏گويد: نزد جابربن عبدالله انصارى بوديم و جمعى حضور داشتند:

«فدخل رجل من اهل العراق فقال: انشدك الله الاحد الاّ ما حدثتنى ما رايت و ما سمعت من رسول الله|، فقال: كنّا بالجحفه بغدير خم و ثم ناس كثير من جهينه و مزينه و غفار، فخرج علينا رسول‏الله | من فسطاط فاشار بيده ثلاثا فاخذ بيد علىّ ابن ابى طالب و قال: من كنت مولاه فعلىّ مولاه.»([3])

«مردى عراقى وارد شد و به جابر گفت: تو را به خداى يگانه قسم مى‏دهم آنچه از رسول خدا | ديده‏اى و شنيده‏اى برايم بگو. جابر گفت: در جحفه در غدير خم بوديم. مردم بسيارى از قبيله‏هاى جهينه، مزينه، غفار و… آنجا حضور داشتند كه رسول خدا| از خيمه بيرون آمده سه بار با دستش اشاره كرد، سپس دست على ×را گرفت و فرمود: هر كه من مولاى اويم اين على × مولاى اوست».

4- دارميه حجونيه و معاويه:

دارميه از زنان فعال عصر معاويه بود كه به دفاع از امام على × شهرت داشت. معاويه در ايام حج در مكه او را احضار كرد و به او گفت:

«هل تعلمين لم دعوتك؟ قالت: يا سبحان الله و انّى لم اعلم الغيب. قال: لا سألك لم اجبت عليّا و ابغضتنى و واليته و عاديتنى؟ قالت: او تعفنى؟ قال: لا.

قالت: امّا اذا ابيت، فانّى اجبت عليا على عدله فى الرعيّة و قسمه بالسويّة و ابغضتك على قتال من هو اولى بالامر منك و طلبك ما ليس لك و واليت عليّا على ما عقد له رسول الله |من الولاية يوم خم بمشهد منك و حبّه للمساكين و اعظامه لاهل الدين، و عادتيك على سفكك الدماء و شقّك العصا و جورك فى القضاء و حكمك بالهوى.»([4])

«آيا مى‏دانى براى چه تو را احضار كرده‏ام؟ دارميه گفت: خداوند منزه است، من غيب نمى‏دانم.

معاويه گفت: مى‏خواهم بپرسم به چه دليل عاشق على × هستى و از من نفرت دارى؟ چرا از على تبعيت مى‏كنى و با من دشمنى مى‏ورزى؟

دارميه گفت: مى‏شود مرا [از پاسخ دادن] معذور بدارى؟

معاويه گفت: نه.

دارميه گفت: حال كه مجبورم جواب دهم، من على × را دوست دارم؛ چون عدالت را در بين مردم رعايت مى‏كند، در تقسيم بيت‏المال مساوات دارد و از تو نفرت دارم؛ چون به جنگ با كسى برخاستى كه از تو به حكومت شايسته‏تر است و درصدد به دست آوردن چيزى هستى كه حق تو نيست. از على× پيروى مى‏كنم؛ چون رسول خدا | پيروى از او را در غديرخم واجب كرده است و تو خود در آنجا حضور داشتى، و على× فقرا را دوست دارد و دينداران را بزرگ مى‏شمرد و با تو مبارزه مى‏كنم؛ چون خونريزى مى‏كنى، بين امت اختلاف مى‏اندازى، در قضاوت ستم مى‏كنى و به هواى نفس حكم مى‏رانى.»

5- عمر بن عبدالعزيز و يزيد بن عمر:

يزيد بن عمر بن مورق مى‏گويد: در دوران عمر بن عبدالعزيز در شام بودم. عمر بن عبدالعزيز به مردم بخشش مى‏كرد، جلو رفتم تا به من هم بدهد. عمر بن عبدالعزيز پرسيد؟ از كدام قبيله‏اى؟

گفتم: از قريش

گفت: از كدام قبيله قريش؟

گفتم: بنى هاشم.

گفت: از كدام تيره بنى هاشم؟

گفتم: دوستدار على × هستم.

گفت: كدام على ×

ساكت شدم.

«فوضع يده على صدره فقال: و انا و الله مولى على بن ابى طالب كرّم الله وجهه، ثم قال: حدثّنى عدّة انّهم سمعوا النبى × يقول: من كنت مولاه فعلى مولاه، ثم قال: يا مزاحم كم تعطى امثاله؟

قال: مائة او مأتى درهم، قال: اعطه ستّين دينارا لولايته على بن ابى طالب، ثم قال: الحق ببلدك فسياتيك مثل ما ياتى نظراك.»([5])

«سپس دستش را روى سينه‏اش گذاشت و گفت: به خدا قسم من هم دوستدار على بن ابى طالب × هستم. عده زيادى به من گزارش داده‏اند كه از رسول خدا | شنيده‏اند كه آن حضرت در حق على× فرمود: هر كه من مولاى اويم اين على× مولاى اوست. سپس به مزاحم گفت: به امثال ايشان چقدر مى‏دهى؟

گفت: یکصد يا دويست درهم».

عمر بن عبدالعزيز گفت: به خاطر عشق على × شصت دينار به او بده، آن‏گاه به من گفت: به شهرت برو، آنچه براى ديگران در نظر گرفته شده است براى تو هم در نظر گرفته مى‏شود.

بنابر اين، احتجاج به حديث غدير نه تنها توسط خود آن حضرت و اهل‏بيت رسول‏خدا |و دوستان آن حضرت انجام گرفته، بلكه مخالفان سياسى آن حضرت همانند عمروبن عاص نيز به حديث ياد شده احتجاج كرده‏اند و اين نكته حكايت از آن دارد كه اين مسأله در آن دروان به قدرى روشن بوده كه قابل انكار نبوده است.

بايد توجه داشت كه اين مناشده‏ها از راه ديگرى نيز براى استدلال كافى است و آن فهم صحابه است؛ يعنى وقتى حضرت به حديث غدير استدلال مى‏كند صحابه رسول خدا | اعتراض نمى‏كنند كه اين حديث چه ربطى به امامت شما دارد، بلكه همه بدون استثنا اين دلالت را قبول داشتند.

8- نزول آيه عذاب

از شواهدى كه بر نزول آيه و صدور كلام رسول خدا |در نصب امامعلى× به عنوان خليفه و جانشين دلالت دارد، مقاومتهايى است كه در برابر اقدام رسول خدا | انجام گرفته است

وقتى به حارث بن نعمان خبر رسيد كه پيامبر | در حق على × گفته است: «من كنت مولاه فعليّ مولاه»؛ سوار، بر شترش شد و خدمت رسولخدا| رسيد و گفت:

«يا محمد امرتنا عن الله ان نشهد ان لا اله الاّ الله و انّك رسول الله فقبلناه منك، و ان نصلّى خمسا فقبلناه منك، و ان نزكّى اموالنا فقبلناه منك، و ان نصوم شهر رمضان فى كل عام فقبلناه منك و ان نحّج فقبلناه منك، ثم لم ترض بهذا حتى فضّلت ابن عمّك علينا! افهذا شى‏ء منك ام من الله! فقال النّبى |: و الله الذى لا اله الاّ هو ما هو الاّ من الله، فولّى الحارث و هو يقول: اللهم ان كان ما يقول محمد حقا فامطر علينا حجارة من السماء او ائتنا بعذاب اليم، فوالله ما وصل الى ناقته حتى رماه الله بحجر فوقع عن دماغه فخرج من دبره، فقتله فنزلت: سأل سائل بعذاب واقع.»([6])

«اى محمد! به ما دستور دادى كه به وحدانيت خدا و رسالت خودت شهادت بدهيم، ما هم قبول كرديم.

اى محمد! به ما دستور دادى كه پنج بار نماز بخوانيم، از تو پذيرفتيم.

اى محمد! به ما دستور دادى كه زكات اموالمان را بدهيم، از تو قبول كرديم. اى محمد! به ما دستور دادى كه به زيارت خانه خدا برويم، از تو پذيرفتيم.

اى محمد! به اين هم راضى نشدى تا اين كه پسر عمويت را برما برترى دادى. اين دستور از ناحيه توست يا از طرف خداست؟

پيامبر| فرمود: قسم به خدايى كه جز او خدايى نيست اين دستور از طرف خداست.

حارث بعد از سخن رسول خدا| به طرف شترش برگشت، در حالى كه مى‏گفت: خدايا اگر آنچه محمد مى‏گويد حق است از آسمان عذابى دردناك بفرست، يا سنگى بر ما ببار!

به خدا قسم هنوز حارث به شترش نرسيده بود كه خداوند با سنگى از آسمان او را نشانه رفت و بر فرق سرش فرود آمد و از نشمينگاهش خارج شد و او را كشت و آن گاه اين آيه نازل شد: {سأل سائل بعذاب واقع}.([7])

9- اختلاف قرائت

گذشته از شواهدى كه هر يك به تنهايى كافى است كه نزول آيه در غدير و صدور حديث از آن حضرت را اثبات كند، مسأله ديگرى كه به عنوان يك شاهد بسيار قوى بر نزول آيه در غدير وجود دارد، مسأله اختلاف قرائت آن است و آنان كه با تاريخ گردآورى قرآن و وادار كردن مردم به انجام قرائت واحد آشنايند، مى‏دانند كه اين قرائتها تا چه اندازه اعتبار دارد. اكنون به اختلاف قرائت آيه توجه كنيد:

«عن ابن مسعود قال كنّا نقرأ على عهد رسول‏الله|:

{يا أَيُّها الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ}([8])

«ابن مسعود مى‏گويد: ما در زمان رسول خدا | اين آيه را چنين مى‏خوانديم: اى پيامبر! آنچه از سوى خداوند درباره على بر تو نازل شده است تبليغ كن كه علىّ ولىّ مؤمنان است و اگر اين كار را انجام ندهى، رسالت را تبليغ نكرده‏اى».

([1]) مسند، ابى يعلى، ج 11، ص 307، ج 6423؛ شرح نهج البلاغه، ابن ابى الحديد، ج 4، ص68.

([2]) ينابيع المودة، ص 249؛ مسند، احمد، ج 5، ص 502، حديث 18841.

([3]) كفاية الطالب، ص 61؛ فرائدالسمطين، ج 1، ص 62، ح 29.

([4]) العقد الفريد، ج 10، ص 352؛ ربيع الابرار، ج 2، ص 599؛ صبح الاعشى، ج 1، ص 306؛ بلاغات النساء، ص 105.

([5]) الاغانى، ج 9، ص 301؛ فرائدالسمطين، ج 1، ص 66، ج 32؛ نظم دررالسمطين، ص 112؛ جواهر العقدين، ص 303.

([6]) تفسير قرطبى، ج 18، ص 278.

([7]) معارج/1.

([8]) الدرّالمنثور، ج 2، ص 298؛ شواهد التنزيل لقواعد التفضيل، ج 1، ص 257؛ فتح القدير، ج 2، ص 60؛ مناقب، ابن مردويه، ص 239.

نوشته قبلی

شواهد صدور حديث «من كنت مولاه»

نوشته‌ی بعدی

شبهاتی به آیه تبلیغ

مرتبط نوشته ها

حدیث غدیر در منابع روایی اهل سنت
غدیر خم

حدیث غدیر در منابع روایی اهل سنت

پاسخ به شبهات حدیث غدیر
غدیر خم

غدیر و فلسفه سیاسی اسلام

جلوه های آخرالزّمانی زندگی های ما
غدیر خم

پیام غدیر

تبیین نظام سیاسى اسلام در غدیر خم
غدیر خم

غدیر در آئینه انصاف

تبیین نظام سیاسى اسلام در غدیر خم
غدیر خم

عید غدیر در سیره اهل بیت (ع)

غدير خم و سقيفه بنى ساعده
غدیر خم

غدير خم و سقيفه بنى ساعده

نوشته‌ی بعدی
عبارات «قبل» و «من قبل» در قرآن کریم، چه تفاوتی با یکدیگر دارند؟

شبهاتی به آیه تبلیغ

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

جنگ‌ داخلی؛ خواب شوم دشمن

جنگ‌ داخلی؛ خواب شوم دشمن

فرهنگ عاشورا در سیره معصومین (ع)

نهضت کربلا از دیدگاه اهل سنت

مناجات شعبانیه و سند آن

مناجات شعبانیه و سند آن

آزادى از منظر شیعه

آزادى از منظر شیعه

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا