21 می 2026

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • محور مقاومت
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • محور مقاومت
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home بدون دسته ( پیشفرض)

شواهد صدور حديث «من كنت مولاه»

عدم اطاعت از علی علیه السلام و کفر به خدا
0
SHARES
2
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

گذشته از وضوح مسأله شواهدى وجود دارد كه نزول آيه در غدير و صدور حديث «من كنت مولاه» را از رسولخدا| قطعى مى‏كند كه اكنون به بررسى اين شواهد در منابع اهل سنت مى‏پردازيم:

1- عمامه‏گذارى على ×

از قرائنى كه بیانگر امامت علی ×از حديث غدير است، كيفيت مراسم بعد از پايان سخنرانى است كه به بعضى از آنها اشاره مى‏كنيم.

يكى از آنها مراسم عمامه گذاری امام علی × توسط رسول خدا است و توجيه اين رفتار اين است كه در دنياى سياست و نظامهاى پادشاهى در مراسم به قدرت رسيدن پادشاه جديد مراسم تاجگذارى برگزار میکردند كه اين تاجها از طلا و نقره و… ساخته شده بود. در اين مراسم، براى اين كه حاضران را متوجه اهميت موضوع كنند، تاج مخصوصى ساخته، در مراسمى رسمى تاجگذارى مى‏كردند و چون در دنياى عرب تاجگذارى مرسوم نبود، به جاى آن «عمامه» مى‏گذاشتند. اين عمامه گذاری مخصوص شخصيتها بود، در اين مراسم رسول خدا |براى اين كه توجه ديگران را به اهميت موضوع جلب كند با دست خود عمامه بر سر على × گذاشت. به اين روايت توجه كنيد:

«عن على قال: عمّمنى رسول اللّه |يوم غدير خم بعمامة فسدلها خلفى، ثم قال: انّ اللّه امدّنى يوم بدر و حنين بملائكة يعتمون هذه العمة.»([1])

«على × فرمود: رسول خدا | در روز غدير عمامه‏اى بر سرم گذاشت و يك طرف آن را از پشتم آويزان كرد و فرمود: خداوند در جنگ بدر و حنين با ملائكه‏اى به من كمك كرد كه اين گونه عمامه داشتند».

2- تبريك گفتن به على × به عنوان رهبر مسلمانان

از قرائنى كه دلالت مى‏كند حديث غدير، امامت على × را اثبات مى‏كند، اين است كه پس از پايان مراسم، رسول خدا |دستور داد على × در خيمه‏اى بنشيند و مردم به او تبريك بگويند.

تاريخ، تبريك مسلمانان را به على × ثبت كرده است؛ عمر و ابوبكر در همان روز اين مسأله را با اين عبارت به على × تبريك گفتند:

«بخ بخ يا علىّ اصحبت مولاى و مولا كل مؤمن و مؤمنة.»([2])

«به به اى على ×! مولاى من و هر زن و مرد مؤمن شدى!»

اين تبريكها كه از طرف عموم مسلمانان مطرح شده است، نشان مى‏دهد كه ديگران نيز از اين مراسم همين امامت و رهبری را فهميده‏اند.

3- سروده شاعران

از دیگر قرائن اثبات امامت حضرت علی × در حديث غدير اين است كه شاعران نيز همين جريان را به شعر درآورده و از جريان غدير امامت مخصوص را فهميده‏اند. جريان سرودن شعر درباره حادثه غدير اختصاص به ديروز و امروز ندارد؛ چنان كه مختصّ يك نفر و دو نفر نيست. اخيرا يكى از انديشمندان اقدام به گردآورى اشعار غدير كرده و توانسته است، اشعار شعرايى را كه در اين‏باره شعر سروده‏اند، در يازده جلد گردآورى كند كه كتابهايش در آستانه چاپ است.([3])

پرداختن به اشعار ياد شده مجال ديگرى مى‏طلبد و ما در اينجا تنها شعرى را كه در همان لحظات سروده شده است، مى‏آوريم.

همان طور كه مى‏دانيد، حسان بن ثابت شاعر معاصر رسول خداست، كه با زبان شعر از رسول خدا | و اقدامات ايشان حمايت مى‏كرد و هر جا حادثه‏اى اتفاق مى‏افتاد، با زبان شعر به ثبت آن در تاريخ كمك مى‏كرد.

در اين جريان نيز بعد از آن كه رسول خدا | اين مراسم را برگزار كرد، حسان بن ثابت خدمت رسول خدا | رسيد و اجازه خواست در اين زمينه شعرى بسرايد كه با اجازه حضرت اين اشعار راسرود:

يناديهم يوم الغدير نبيّهم

بخم فاسمع بالرسول مناديا

و قال فمن مولاكم و وليّكم

فقالوا ولم يبدوا هناك التعاديا

فقال له قم يا على فانّنى

رضيتك من بعدى اماما و هاديا

فمن كنت مولاه فهذا وليّه

فكونوا له انصار صدق مواليا

هناك دعا اللّهم وال وليّه

و كن للذى عادا عليّا معاديا

«و يروون انّ النبى | لما سمعه ينشد هذه‏الابيات، قال له: يا حسان لا تزال مؤيدا بروح القدس ما نصرتنا او نافحت عنّا بلسانك.»([4])

«پيامبر مسلمانان را در غديرخم صدا زد. من آن صداى رسول‏خدا | را مى‏شنوم که فرمود: مولا و ولى شما كيست؟ مسلمانان بى‏درنگ گفتند: مولاى ما خداى توست و تو ولى ما هستى. و آنها مخالفت نكردند. سپس رسولخدا | به على فرمود: برخيز. بدون ترديد من تو را به عنوان امام و هادى بعد از خود انتخاب كردم.

سپس فرمود: هر كه من مولاى اويم، اين على مولاى اوست. برايش ياوران و دوستانى صادق باشيد.

در آن جا رسول خدا | دعا كرد؛ خدايا! دوستان على × را دوست بدار و دشمنان على × را دشمن بدار.»

و روايت مى‏شود كه وقتى رسول خدا |اين اشعار را شنيد به حسان بن ثابت فرمود: اى حسان! تا ما را با زبانت يارى و از ما دفاع مى‏كنى، روح القدس تو را تاييد مى‏كند. استدلال به سرودههای شاعران در اثبات دلالت غدیر بر امامت را در آینده به صورت مشروح بیان خواهیم نمود.

4- اعتراف صحابه

يكى دیگر از قرائن دلالت این حديث بر امامت على ×، اعتراف صحابه است:

«عن ابى الطفيل قال: سمعت عليا و هو ينشد الناس فى الرحبة انشد اللّه امرا سمع رسول اللّه يقول فى يوم غديرخم ما قال الاّ قام، فقام ناس من الناس فشهدوا انّا راينا رسول اللّه اخذ بيد علىّ و هو يقول: اللّهم وال من والاه و عاد من عاداه. قال ابوالطفيل: فخرجت و فى نفسى شى‏ء مما سمعت، فلقيت زيد بن ارقم فذكرت ذلك له، فقال ما تنكر قد سمعناه.»([5])

«ابوالطفيل مى‏گويد: از على × شنيدم كه در رحبه كوفه مردم را قسم مى‏داد كه هر كس آنچه از رسول خدا |درباره من در حادثه غدير شنيده است، برخيزد و شهادت دهد. عده‏اى برخاستند و شهادت دادند كه ما ديديم كه رسول خدا | دست على × را گرفت و مى‏گفت: خدايا! با دوستان على دوست باش و با دشمنان او دشمن باش.

ابوالطفيل مى‏گويد: از مسجد خارج شدم، ولى در دلم چيزى بود، تا اين كه با زيد بن ارقم برخوردم و جريان را براى او گفتم. زيد بن ارقم گفت: چه چيزى را منكر هستى ما خودمان از پيامبر شنيديم».

شايان ذكر است كه در مجلس ياد شده حضرت به جريان حديث غدير استدلال كرده است به واسطه آن حكومت خود را مشروعیت بخشید. با اين حال، هيچ‏يك از ياران على × كه عده‏اى از آنان عصر رسول خدا | را درك كرده بودند و از اصحاب حضرت محسوب مى‏شدند و همچنين بقيه عربها كه حادثه غدير را درك نكرده بودند ولى عبارات رسول خدا | را مى‏شنيدند، هيچ‏كس نگفت كه اين جملات بیانگر امامت علی × نیست.

اعتراف صحابه به زيد بن ارقم اختصاص ندارد، بلكه بسيارى از صحابه به آن اعتراف كرده‏اند و همه افرادى كه بدون غرض مى‏خواهند حادثه غدير را تجزيه و تحليل كنند، مى‏توانند اين اعترافات را در تاريخ ببينند؛ تاريخ كلماتى را كه عمر خليفه دوم با آنها به على × تبريك گفت، ثبت كرده است.

مگر معناى كلمه «اصبحت مولاى و مولا كل مومن» غير از امامت چيز ديگرى هم هست؟

5- فهم صحابه

از قرائنى كه دلالت حديث غدير را بر امامت على × تقويت مى‏كند، فهم صحابه رسول خداست. آنان نيز از حديث غدير امامت على × را مى‏فهميدند كه نمونه‏هاى فراوانى را تاكنون نقل كرديم؛ چه آنان كه به اين نصب اعتراض داشتند، مثل حارث بن نعمان كه از حديث غدير نصب على ×را به امامت فهميده بود، و خدمت رسول خدا |آمد و به اين نصب اعتراض كرد و سبب نزول آياتى شد، و چه كسانى كه به اين نصب اعتراض نداشتند؛ همانند آنان كه در غدير به على × تبريك گفتند كه حداقل از شيخين نقل كرديم، و چه آنان كه در غدير نبودند و پس از آن شنيدند كه رسول خدا |چنين فرموده است؛ مثل جريان ابوالطفيل و زيد بن ارقم كه گفتيم ابوالطفيل با تعجب از زيد بن ارقم مى‏پرسد كه آيا تو خود ديدى؟ زيد پاسخ داد: همه كسانى كه در آن جا بودند با چشم خود ديدند و با گوشهاى خود شنيدند! و بقيه صحابه و كسانى كه از اين حديث اطلاع پيدا كردند، همان امامت مخصوص را فهميدند.

6- اطلاق لقب مولى بر على ×

از قرائنى كه دلالت مى‏كند جريان غدير، امامت على × را اثبات مى‏كند، اين است كه بعد از اين جريان، از ميان اصحاب رسول خدا |آنان كه عنادى نداشتند، هنگام سلام كردن بر على ×از او با لقب مولى ياد مى‏كردند. اين حادثه حکایت از استنباط امامت آن حضرت توسط آنان دارد. به اين جريان توجه كنيد:

«عن رباح بن الحارث قال جاء رهط الى علىّ بالرحبة، فقالوا: السلام عليك يا مولانا. قال: كيف اكون مولاكم و انتم قوم عرب؟ قالوا سمعنا رسول اللّه |يوم غديرخم يقول: من كنت مولاه، فان هذا مولاه. قال رباح: فلما مضوا تبعتهم فسألت من هؤلاء، قالوا: نفر من الانصار فيهم ابو ايوب الانصارى.»([6])

«رباح بن حارث مى‏گويد: جمعيتى در رحبه وارد شدند و به آن حضرت چنين سلام كردند: السلام عليك يا مولانا؛ سلام بر تو اى مولاى ما. على× فرمود: با اين كه شما جمعيت بيابان‏نشين هستيد چگونه من مولاى شما هستم. آنان گفتند: ما در غديرخم از رسول خدا | شنيديم كه فرمود: هر كه من مولاى اويم اين على مولاى اوست».

«رباح مى‏گويد: وقتى اين جمعيت از نزد على × خارج شدند آنان را تعقيب كردم، تا اين كه پرسيدم اين گروه چه كسانى هستند، گفتند: گروهى از انصار هستند كه ابو ايوب انصارى صحابى بزرگوار رسولخدا| هم در بين آنان است.»

7- مناشده به حديث غدير

از قرائنى كه دلالت حديث غدير را بر امامت على × قطعى مى‏كند، گذشته از اعتراف اصحاب رسول خدا |و فهم آنان از اين حديث، مناشده آنان به اين حديث است. اهل‏بيت و اصحاب رسول خدا |در تمام مناظراتى كه مى‏خواستند شايستگى على ×را براى جانشينى رسول خدا |اثبات كنند، به حديث غدير استدلال مى‏كردند؛ آن هم نه صرف استدلال، بلكه استدلال همراه با اعتراف و قسم به خداوند كه به آن، «مناشده» گويند.

شخص را قسم مى‏دادند كه آيا چنين چيزى را قبول دارد يا نه؟ و سپس شخص اعتراف مى‏كرد كه چنين چيزى وجود دارد.

مناشده به حديث غدير از همان روزى كه عده‏اى حق على × را غصب كردند آغاز شد و در طول تاريخ اسلام هر جا كه طرفداران على × در برابر مخالفان آن حضرت قرار گرفته‏اند، به اين حديث استدلال كرده‏اند. تنها كسى كه در موارد گوناگون بیشترین استدلال را به اين حديث كرده خود على × است ولى چون ما از ابتدا بنا داشتيم تنها از منابع اهل سنت حديث نقل كنيم، تنها چند مورد از استدلالهاى امام على × به اين روايت را مى‏آوريم:

مناشده يوم ‏الشورى:

وقتى عمر در آستانه مرگ قرار گرفت و شوراى شش نفرى را تشكيل داد تا براى جامعه رهبر تعيين كنند، على ×نيز يكى از آنان بود. على × براى اثبات اين كه شايسته‏ترين فرد امت براى رهبرى جامعه است به استدلال پرداخت. ابوالطفيل مى‏گويد: من در روز شورا پشت درِ اين محل بودم كه جر و بحث بين آنان بالا گرفت و على × فرمود:

«لا حتجّنّ عليكم بما لا يستطيع عربيّكم و لا عجميّكم تغيير ذلك، ثم قال: فانشدكم باللّه هل فيكم احد قال له رسول اللّه من كنت مولاه فعلىّ مولاه، اللّهم وال من والاه و عاد من عاداه و انصر من نصره. فليبلّغ الشاهد الغائب غيرى؟ قالوا اللّهم لا.»([7])

«استدلالى برايتان مى‏آورم كه هيچ كس نتواند آن را تغيير دهد، سپس فرمود: شما را به خدا قسم آيا در بين شما غير از من كسى هست كه رسول‏خدا | درباره‏اش گفته باشد: «هر كه من مولاى اويم اين على مولاى اوست. خدايا دوست دار او را دوست بدار و با دشمنان او دشمن باش وياورانش را ياورى فرما. حاضران به غائبان برسانند»؟ همه گفتند: به خدا سوگند نه»!

مناشده ايام عثمان:

در ايام خلافت عثمان روزى حدود دويست نفر از مهاجران و انصار در مسجد گردآمده بودند و از صبح تا ظهر درباره فضائل قريش سخن مى‏گفتند و على × ساكت بود. در پايان جلسه عده‏اى از آن حضرت خواستند درباره مسائل مطرح شده اظهارنظر كند. حضرت وارد بحث شد و به سخنان آنان پاسخ داد و سپس به بيان امتيازات خود براى رهبرى جامعه اسلامى پرداخت؛ و سخنانش را این گونه به پایان بُرد:

«انشدكم باللّه اتعلمون انّ رسول اللّه قال: ايها الناس انّ اللّه ارسلنى برسالة ضاق بها صدرى و ظننت انّ الناس مكذّبى فاوعدنى لا بلّغها او ليعذّبنى، ثم امر فنودى بالصلاة جامعة ثم خطب فقال: يا علىّ فقمت، فقال: من كنت مولاه فعلى مولاه اللّهم وال من والاه و عاد من عاداه».

«فقام سلمان فقال: يا رسول اللّه ولائه كما ذا؟ فقال ولائه، ولاى، من كنت اولى به من نفسه فعلى اولى به من نفسه».

«فانزل اللّه تعالى ذكره: {اليوم اكملت لكم دينكم} ([8]) فكبّر رسول‏اللّه | و قال: اللّه‏اكبر، تمام نبوّتى و تمام دين اللّه ولاية علىّ بعدى فقام ابوبكر و عمر، فقالا، يا رسول اللّه هولاء الآيات خاصّة فى علىّ؟ قال: بلى فيه و فى اوصيائى الى يوم القيامة. قالا: يا رسول اللّه بيّنهم لنا. قال: علىّ اخى و وزيرى و وارثى و وصيّى و خليفتى فى امّتى و ولىّ كلّ مؤمن بعدى ثم ابنى الحسن ثم الحسين ثم تسعة من ولد ابنى الحسين واحد بعد واحد، القرآن معهم و هم مع القرآن لا يفارقونه و لا يفارقهم حتى يردوا علىّ الحوض. فقالوا كلهم: اللّهم نعم، قد سمعنا ذلك و شهدنا كما قلت.»([9])

«شما را به خدا قسم آيا مى‏دانيد كه رسول خدا | فرمود: خداوند مأموريتى به من واگذار كرد كه سينه‏ام تنگى كرد و پنداشتم كه مردم مرا تكذيب مى‏كنند. خداوند مرا تهديد كرد كه يا بايد اين پيام را ابلاغ كنم، يا اين كه مرا عذاب خواهد كرد. سپس پيامبر دستور داد تا مردم گرد هم آيند. آن‏گاه سخنرانى كرد و فرمود: اى مردم! آيا نمى‏دانيد خداوند مولاى من است و من ولى مؤمنان هستم و من از آنان سزاوارتر هستم؟ مردم گفتند: درست است.رسول خدا | فرمود: اى على برخيز، برخاستم و رسول خدا | فرمود: هر كه من مولاى اويم اين على مولاى اوست. خداوندا دوستدار او را دوست بدار و با دشمنانش، دشمن باش.سلمان برخاست و عرض كرد: اى رسول خدا | ولايت على × چگونه است؟ پيامبر فرمود: ولايتش همانند ولايت من است؛ هر كه من از خودش سزاوارتر هستم على هم سزاوارتر است.در پى اين جريان، خداوند آيه اكمال را نازل كرد كه رسولخدا| تكبير گفت و فرمود: اللّه ‏اكبر! ولايت على بعد از من، تکمیل دین خدا و پیامبری من است.

ابوبكر و عمر برخاستند و عرض كردند: اى رسولخدا| اين آيات اختصاص به على ×دارد؟

پيامبر فرمود: آرى! درباره او و درباره اوصياى من [از فرزندان او] تا قيامت نازل شده است.

آنان عرض كردند: اى رسول خدا، اوصياى خودت را براى ما معرفی كن؟

رسول خدا |فرمود: على × برادر، وزير، وارث، وصى و جانشين من در بين امتم و ولى هر مؤمنى بعد از من است؛ بعد از او پسرم حسن و بعد از او پسرم حسين و بعد از او نُه نفر از فرزندان پسرم حسين يكى پس از ديگرى هستند. قرآن با آنان است و آنان با قرآن هستند، از قرآن جدا نمى‏شوند و قرآن هم از آنان جدا نمى‏شود، تا اين كه در كنار حوض بر من وارد شوند.

همه گفتند: به خدا سوگند آرى! اى على همان طور كه تو مى‏گويى، ما شاهد بوديم و شنيديم».

مناشده يوم‏الرحبه:

در دوران خلافت امام على ×، معاويه و طرفداران او بسیار تلاش کردند تا مشروعيت حكومت امام را زير سؤال ببرند و چنين القا كنند كه حكومت على× هم همانند حكومت معاويه است؛ یکی از اين تلاشها آن بود كه آن حضرت را متهم كردند كه به رسول خدا |تهمت مى‏زند كه مى‏گويد: رسول‏خدا| او را بر ديگران مقدم داشته است؟!

به دنبال اين جريان، امام على × در جمع مردم رحبه كوفه حضور يافت و ضمن يك سخنرانى فرمود:

«انشدكم اللّه ايّكم سمع رسول اللّه |يقول: من كنت مولاه فعلى مولاه. فقام اثنا عشر رجلاً فشهدوا بها و انس بن مالك فى القوم لم يقم. فقال يا انس ما يمنعك ان تقوم فتشهد و لقد حضرتها؟ فقال: يا اميرالمؤمنين كبرت و نسيت. فقال: اللّهم ان كان كاذبا فارمه بها بيضاء لا تواريها العمامة.

«قال طلحة بن عمير: فواللّه لقد رايت الوضح به بعد ذلك ابيض بين عينيه و روى عثمان بن مطرّف انّ رجلاً سأل انس بن مالك فى آخر عمره عن على بن ابى‏طالب فقال: انى آليت الا اكتم حديثا سئلت عنه فى على بعد يوم الرحبة، ذاك رأس المتقين يوم القيامة سمعته و اللّه من نبيّكم.»([10])

«شما را به خدا چه كسى از شما از رسول خدا | شنيده است كه آن حضرت درباره من فرمود: هر كه من مولاى اويم اين على مولاى اوست؟ دوازده نفر برخاستند و بر اين حادثه شهادت دادند. حضرت نگاهى به جمعيت كرد و ديد انس بن مالك در بين جمعيت است. رو به انس کرد و فرمود: اى انس! با اين كه تو در حادثه غدير حضور داشتى چرا شهادت نمى‏دهى؟ انس گفت: اى اميرالمؤمنين من پير شده‏ام و فراموش كرده‏ام؟!

على × فرمود: خدايا! اگر دروغ مى‏گويد او را به بيمارى برصى دچار كن كه نتواند با عمامه آن را بپوشاند.

طلحه بن عمير مى‏گويد: به خدا قسم بعد از اين جريان، انس به بيمارى برصى دچار شد كه تا بين دو چشم او را فراگرفته بود.

عثمان بن مطرف مى‏گويد: در روزهاى پايان عمر انس كسى از او درباره على چيزى پرسيد، انس گفت: بعد از جريان رحبه قسم ياد كردم كه اگر از احاديث درباره على از من بپرسند، چيزى را پنهان نكنم. به خدا قسم از پيامبرتان شنيدم كه مى‏فرمود: على× در قيامت سرور و سالار پرهيزكاران است.»

مناشده يوم‏الجمل:

در جريان جنگ جمل – كه اولين جنگ داخلى مسلمانان بود و رهبرى جريان مخالف امام را همسر رسول خدا |و طلحه و زبير دو نفر از اصحاب با سابقه رسول خدا |به عهده داشتند، – حضرت امام علی × براى اين كه حقانيت خود را اثبات كند تا شايد از اين طريق جلو خونريزى را بگيرد، به حديث غدير استدلال كرد. به اين جريان توجه كنيد:

«عن رفاعة بن اياس عن جدّه قال: كنت مع على فى الجمل فبعث الى طلحة ان القنى فلقيه، فقال: انشدك اللّه اسمعت رسول‏ اللّه| يقول: من كنت مولاه فعلى مولاه. اللّهم وال من والاه و عاد من عاداه. قال: نعم. قال فلم تقاتلنى؟ قال: لم اذكر. قال: فانصرف طلحة.»([11])

«رفاعه از جدش نقل مى‏كند كه در جنگ جمل همراه على × بودم. حضرت فرمود: به طلحه بگوييد به ملاقات من بيايد. طلحه آمد. حضرت فرمود: تو را به خدا قسم آيا از رسولخدا| شنيده‏اى كه درباره من فرمود: هر كه من مولاى اويم اين على مولاى اوست، خدايا با دوستان او دوست باش و با دشمنان او دشمن باش»؟

طلحه گفت: آرى شنيدم!

حضرت فرمود: پس چرا با من مى‏جنگى؟

طلحه گفت: يادم نبود و از ميدان جنگ كناره گرفت.

و دهها مورد ديگر كه حضرت و ياران او به صورت مناشده يا احتجاج به حديث غدير، امامت على × را اثبات كرده‏اند.

اجتجاج به حديث غدير اختصاص به امام على × ندارد، بلكه در عصر خود حضرت بسيارى از صحابه در مناظرات خود در جايى كه حقى از على× از بين رفته بود، به آن اشاره مى‏كردند.

احتجاج صحابه به حدیث غدیر

1- امام حسن مجتبی ×: حضرت، ضمن سخنرانى و تحليل شرايطى كه او را وادار به صلح كرد، به عملكرد رسولخدا| در غدير و نصب امامعلى× به عنوان رهبر براى امت احتجاج كرده است.([12])

2- برد همدانى در حضور معاويه كه عمرو بن عاص از امام على × بدگويى مى‏كرد. براى دفاع از امام على × به حديث غدير احتجاج كرد كه آيا اين حديث حق است يا باطل؟

«فقال عمرو بن العاص: حق و انا ازيدك انّه ليس احد من صحابة رسول الله له مناقب مثل مناقب على.»([13])

«عمروبن عاص گفت: حديث غدير حق است و من هم چيزى از على × برايت مى‏گويم و آن اين كه هيچ يك از اصحاب رسول خدا | به اندازه على × شايستگى ندارد».

3- عمرو بن عاص: قبل از شروع جنگ صفين معاويه احساس كرد به تدبير افرادى همانند عمرو بن العاص نيازمند است. نامه‏اى به او نوشت و از او تقاضا كرد براى خونخواهى عثمان به معاويه بپيوندد و در ضمن نامه از على × بدگويى كرد. عمرو بن عاص در پاسخ به اين نامه بخشى از آيات و رواياتى را كه در شأن امام على × وارد شده است، به معاويه تذكر مى‏دهد، و حديث غدير را يادآور مى‏شود.([14])

4- عمار ياسر: در جنگ صفين روزى عمار ياسر در مناظره با عمرو بن عاص خطاب كرد:

«ايّها الابتر الست تعلم ان رسول | قال لعلىّ من كنت مولاه فعلى مولاه، اللهم وال من والاه و عاد من عاداه.»([15])

«اى مقطوع النسل مگر نمى‏دانى كه رسول خدا | به على× فرمود: هر كه من مولاى اويم اين على مولاى اوست، خدايا با دوستان او دوست باش و با دشمنانش دشمن باش».

5- اصبغ بن نباته: در جنگ صفين روزى امام على × نامه‏اى به معاويه نوشت و به اصبغ بن نباته داد كه به او برساند. اصبغ وارد خيمه معاويه شد و نامه را داد. معاويه پس از مطالعه نامه به جمعيت رو كرد و گفت: على × قاتلان عثمان را تحويل نمى‏دهد.

اصبغ به معاويه گفت: چرا بهانه جويى مى‏كنى، تو درصدد كسب قدرت هستى نه انتقام خون عثمان؟

معاويه از اين سخن عصبانى مى‏شود. اصبغ به جمعيت نگاه مى‏كند، مى‏بيند در جمع آنان ابوهريره نيز حضور دارد، خطاب به ابوهريره مى‏گويد:

«يا صاحب رسول الله إنىّ احلفك بالذى لا اله الاّ هو، عالم الغيب و الشهادة و بحقّ حبيبه المصطفى | الاّ اخبرتنى اشهدت يوم غدير خم؟ قال: بلى شهدته. قلت: فما سمعته يقول فى علىّ؟ قال: سمعته يقول: من كنت مولاه فعلى مولاه، اللهم وال من والاه و عاد من عاداه و انصر من نصره و اخذل من خذله.»([16])

«اى صحابى رسول خدا |، تو را به آن خدايى كه جز او خدايى نيست و عالم به غيب و شهود است و به حق پيامبرش قسم مى‏دهم آيا در غديرخم حضور داشتى؟

ابوهريره گفت: آرى! حضور داشتم.

به او گفتم: رسول خدا |درباره على × چه گفت؟

ابوهريره گفت: خود از رسول خدا | شنيدم كه فرمود: هر كه من مولاى اويم اين على مولاى اوست. خدايا با دوستانش دوست باش و با دشمنانش دشمن باش. هر كه او را يارى كند، يارش باش و هر كه او را خوار كند، خوارش كن».

آنچه بيان شد، احتجاج اصحاب رسول خدا |با يكديگر در مناظرات بود، ولى احتجاج به حديث غدير به اصحاب رسول خدا |اختصاص نداشت،

([1]) كنزالعمال، ج 15، حديث 41909.

([2]) تذكرة الخواص، ص 36؛ تفسير غرائب القرآن، ج 6، ص 129؛ تفسير فخررازى، ج 11، ص 49؛ مسند احمد بن حنبل، ج 5، ص 355؛ البداية و النهاية، ج 4، ص 169؛ تاريخ بغداد، ج 8، ص 290؛ مناقب ابن مغازلى، ص 19؛ فرائدالسمطين، ج 1، ص 71 و 77؛ تنبيه الغافلين عن فضائل الطالبيين، ص 59؛ المعيار و الموازنة، ص 212.

([3]) مرحوم حجت‏الاسلام والمسلمين دكتر محمد هادى امينى فرزند علامه امينىR».

([4]) تذكرة الخواص، ص 39؛ مناقب ابن مردويه، ص 233، 240؛ مناقب با عونى، ج 1، ص119؛ النورالمشتعل، ص 57؛ فرائد السمطين، ج 1، ص 73؛ تنبيه الغافلين عن فضائل الطالبيين، ص60.

([5]) تاريخ دمشق، ج 42، ص 205.

([6]) مسند، احمد بن حنبل، ج 6، ص 583، حديث 23051.

([7]) مناقب خوارزمى، ص 313، حديث 314.

([8]) مائده/3.

([9]) فرائد السمطين، ج 1، ص 312، حديث 250.

([10]) شرح نهج‏البلاغه، ابن ابى الحديد، ج 4، ص 74؛ اسنى‏المطالب فى مناقب علی ابن ابى طالب، ص48؛ تنبيه الغافلين عن فضائل الطالبيين، ص 62.

([11]) كنزالعمّال، ج 11، ص 332، حديث 31662.

([12]) ينابيع المودة، باب 90، ص 482.

([13]) الامامة و السياسة، ج 1، ص 97.

([14]) مناقب، خوارزمى، ص 199، حديث 240.

([15]) وقعة صفين، ص 338؛ شرح نهج البلاغه، ابن ابى الحديد، ج 8، ص 21

([16]) مناقب خوارزمى، ص 205، حديث 240؛ تذكرة الخواص، ص 85.

نوشته قبلی

صدور جمله «من كنت مولاه فهذا علي مولاه» از رسول‏ خدا

نوشته‌ی بعدی

احتجاج به حدیث غدیر در طول تاریخ

مرتبط نوشته ها

بدون دسته ( پیشفرض)

توحید از دیدگاه شیعه چگونه است؟

صفای باطن و دوری امامان (ع) از کینه توزی
بدون دسته ( پیشفرض)

صفای باطن و دوری امامان (ع) از کینه توزی

میانه روی در نهج البلاغه
بدون دسته ( پیشفرض)

میانه روی در نهج البلاغه

ادوار اجتهاد
بدون دسته ( پیشفرض)

ادوار اجتهاد

آثار محبّت اهل بیت (ع) در قرآن
بدون دسته ( پیشفرض)

آثار محبّت اهل بیت (ع) در قرآن

بدون دسته ( پیشفرض)

قاطعیت و عطوفت در سیره امام علی(علیه السلام)

نوشته‌ی بعدی
عدم اطاعت از علی علیه السلام و کفر به خدا

احتجاج به حدیث غدیر در طول تاریخ

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

جنگ‌ داخلی؛ خواب شوم دشمن

جنگ‌ داخلی؛ خواب شوم دشمن

فرهنگ عاشورا در سیره معصومین (ع)

نهضت کربلا از دیدگاه اهل سنت

مناجات شعبانیه و سند آن

مناجات شعبانیه و سند آن

آزادى از منظر شیعه

آزادى از منظر شیعه

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا