21 می 2026

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • محور مقاومت
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • محور مقاومت
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home بدون دسته ( پیشفرض)

شبهاتی به آیه تبلیغ

عبارات «قبل» و «من قبل» در قرآن کریم، چه تفاوتی با یکدیگر دارند؟
0
SHARES
3
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

 

در يك تقسيم‏بندى كلى اين شبهات را مى‏توان در چند محور ياد كرد:

بعضى از شبهاتى كه متوجه این استدلال كرده‏اند؛ شبهات كلامى زیر است:

1- نگفتن رسول خدا |

يكى از شبهاتى كه متوجه این استدلال كرده‏اند؛ اين است كه رسولخدا| در روز غديرخم سخنى درباره جانشينى خود نگفته است. به اين شبهه توجه كنيد:

«لو اراد النبى | النص على خليفته من بعده و تبليغ ذلك للناس لقاله فى خطبته فى حجة ‏الوداع و هى التى استشهد الناس فيها على تبليغه، فشهدوا و اشهد الله على ذلك.»([1])

اگر پيامبر | مى‏خواست بر جانشينى خود تصريح و آن را براى مردم بيان كند، چنين كارى را در خطبه حجة‏الوداع مى‏كرد، در حالى كه در آن خطبه رسول خدا | از مردم خواست بر تبليغى كه انجام مى‏دهد، شهادت دهند رسولخدا| نيز خداوند را شاهد بر اين كار داشت.

قبل از نقد شبهات اين آيه، تذكر چند نكته زیر لازم است:

الف – استدلال شيعه به آيات متوقف بر مقدماتى است كه با توجه به آنها اين استدلال شكل مى‏گيرد. يكى از مقدمات در آيه مورد بحث اين بود كه رسولخدا| در خطبه غديريه جمله «من كنت مولاه فعلى مولاه» را گفته است.

ب – يكى از مشكلات دنياى اسلام بخصوص اهل سنت اين است كه كسانى به هجوم فرهنگى عليه مكتب اهل‏البيت × رو آورده‏اند كه از متون حديثى و تاريخى و تفسيرى خود نيز اطلاع چندانى ندارند. طرفداران انديشه وهابیت كه همه تلاش خود را براى نابودى مكتب اهل‏البيت × به كار گرفته‏اند يا نسبت به ميراث علمى خود بى‏اطلاع هستند، يا اين كه خود را بى‏اطلاع وانمود مى‏كنند. به عنوان نمونه رشيد رضا در آن حدى نيست كه تفسير قرآن بنويسد و آنچه از او به عنوان تفسير المنار منتشر شده است برداشتهاى او از درس تفسير استادش محمد عبده است. عبده از عاشقان اهل‏البيت × بود، ولى رشيد رضا بجز دو جلد اول تفسيرش كه در حيات عبده منتشر شده، تلاش كرده است انديشه‏هاى وهابى را تبليغ كند. از اين جهت اين شبهات را تنها در اين تفسير و كتبى از اين نوع – كه بعد از روى كار آمدن وهابيان در عربستان تدوين و يا تحقيق شده است – مى‏توان يافت.

نقد

الف – همان طور كه پيشتر براساس اسناد و مدارك تاريخى اهل‏سنت بيان كرديم، رسول خدا |در حجة‏الوداع شش سخنرانى ايراد كرده است كه يكى از آنها خطبه غديريه در غديرخم است. همه كسانى كه با سيره رسول خدا| آشنا هستند توقف او در غدير را يكى از مسلمات تاريخ اسلام مى‏دانند، حتى كسانى كه گرايش شديد ضد تشيع داشته‏اند وقوع اين كار را پذيرفته‏اند. ابن‏كثير – كه شاگرد ابن تيميه است و در تمام كتب خود گرايش ضد شيعى دارد – يك فصل كتابش را با اين عنوان مطرح كرده است:

«فصل فى خطبته. بمكان بين مكه و مدينه يقال له غديرخم»

در عين حال گرايش ضد شيعى خود را چنين بيان مى‏كند:

«نحن نورد عيون ما روى فى ذلك مع اعلامنا انه لاحظ للشيعه فيه و لا مستمسك لهم»([2])

«ما رواياتى را كه در اين باره وارد شده است، بيان مى‏كنيم و اعلام مى‏كنيم كه شيعه از حديث غدير بهره‏اى ندارد و دليلى براى آنان نيست».

بدين سان بعيد است كه رشيد رضا از وقوع چنين حادثه‏اى بى‏اطلاع باشد و در واقع خود را به تجاهل زده است و بنا ندارد حقيقت را دريابد.

ب – طرح مسأله جانشينى از طرف رسول خدا | در حجة‏الوداع به خطبه غديريه اختصاص ندارد، بلكه در خطبه عرفه هم رسول خدا | آن را مطرح كرده است كه چون بحث مشروح آن در آيه اكمال خواهد آمد، از طرح آن در اين جا پرهيز مى‏كنيم. رسول خدا |در آن خطبه نيز حديث ثقلين را بيان كرده است و يكى از موارد چهارگانه حديث ثقلين روز عرفه است كه راوى آن نيز جابر بن عبدالله انصارى است.([3]) با تبيين درست حديث ثقلين، مرجعيت اهل‏البيت× براى امت بعد از رسول خدا | روشن و غیر قابل انکار است..

ج – در خطبه غديريه رسول خدا | مسأله جانشينى خود را چند بار و به چند شکل و در قالب حديث ثقلين مطرح كرده است.

اصطلاح ثقلين در فرهنگ اسلامى درباره كتاب خدا و اهل‏بيت رسولخدا| برگرفته از كاربرد آن از طرف رسول خدا | در مراسم حجة‏الوداع است كه در ضمن دو خطبه از خطبه‏هاى حجة‏الوداع آمده است.

اصطلاح ثقلين از اصطلاحات جا افتاده در متون حديثى فريقين است كه در خطبه غديريه آمده است([4]) كه طرح مشروح آن خارج از حوزه اين بحث است. ما در كتابى با عنوان تلاش نبى | برای تثبيت رهبرى على ×، از دهها طريق آنها را آورده‏ايم.

يكى از جملاتى كه رسول خدا | درباره جانشينى خود در آن خطبه به كار برده جمله «من كنت مولاه فعلى مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه» است. درباره دلالت اين جمله بر جانشينى رسول خدا | پيشتر از قول دو نفر از دانشمندان اهل سنت يعنى صاحب كفاية‏الطالب([5]) و سبط ابن جوزى([6]) نقل كرديم كه تكرار نمى‏كنيم و درباره صدور اين كلام از رسول خدا | نيز گفتيم همه كسانى كه خطبه غديريه را نقل كرده‏اند، اين جمله رسول خدا | را آورده‏اند و از طرفى نيز گفتيم همه كسانى كه سيره رسول خدا | را نوشته‏اند اعتراف كرده‏اند كه فرازى از زندگى رسول خدا | توقف در غديرخم و سخنرانى در آن مكان است. تواتر حديث غدير نزد اهل تحقيق مسلم است و به گفته جزرى شافعى از دانشمندان اهل‏سنت «لا عبرة بمن حاول تضعيفه ممّن لا اطلاع له فى هذا العلم»؛([7]) نبايد به تلاش عده‏اى در تضعيف اين روايت كه تخصصى در علم حديث ندارند، اعتنا كرد.

گذشته از تواتر روايت بين شيعه و اهل سنت، دانشمندان اهل‏سنت در طول تاريخ اسلام كتابهاى بسيارى درباره اين حديث نوشته‏اند كه به بعضى از آنها به ترتيب تاريخى اشاره مى‏كنيم:

سخنان اهل سنت در مورد حدیث غدیر

1 – كتاب الولاية، درباره طرق حديث غدير از محمد بن جرير طبرى، صاحب تاريخ و تفسير و دهها كتاب ديگر (224 – 310 ق).

اين كتاب امروز در اختيار ما نيست، ولى بسيارى از دانشمندان اهل‏سنت اين كتاب را ديده و از آن ياد كرده‏اند؛ ياقوت درباره اين كتاب مى‏نویسد:

«و كتاب فضائل على بن ابى طالب رضى الله عنه تكلّم فى اوّله بصحة الاخبار الواردة فى غديرخم ثم تلاه بالفضائل و لم يتم»([8])

«از كتابهاى طبرى، كتاب فضائل على بن ابى طالب× است كه در آغاز كتاب درباره صحت اخبار غدير سخن گفته و سپس فضائل آن حضرت را آورده است كه نتوانسته تمام كند.»

ذهبى مورخ مشهور اهل‏سنت درباره اين كتاب مى‏نويسد:

«جمع طرق حديث غديرخم فى اربعة اجزاء رايت شطره فبهرنى سعة رواياته و جزمت بوقوع ذلك.»([9])

«محمد بن جرير طبرى راويان حديث غديرخم را در چهار جلد گردآورى كرده است. من بخشى از آن را ديده‏ام و با ديدن اين كتاب و گستردگى روايات غديرخم مبهوت شدم و يقين پيدا كردم كه چنين حادثه‏اى در تاريخ اسلام از طرف رسولخدا| رخ داده است»!

ابن كثير درباره اين كتاب مى‏نویسد:

«و قد رايت له كتابا جمع فيه احاديث غديرخم فى مجلدين ضخمين.»([10])

«كتابى از محمد بن جرير طبرى درباره احاديث غدير در دو جلد بزرگ ديده‏ام كه روايات آن را جمع كرده است».

البته نبايد از اشخاصى مانند رشيد رضا، انتظارى بيش از اين داشت كه صدور حديث را انكار كند؛ چرا كه همفكران او در طول تاريخ تمام تلاش خود را براى حذف مكتب اهل‏البيت × و پيروان آن انجام داده‏اند؛ در اين ميان، نابودى متونى كه درباره اهل‏بيت × از طرف انديشمندان اهل سنت نوشته شده است، قصه‏اى غم‏انگيز در تاريخ دارد. در همين كتاب ياد شده از طبرى که هيچ اثرى از آن در دست نيست؛ كتابى كه روى امثال ذهبى تأثير فراوانى داشته است. تنها بخشهاى به جا مانده از آن در متون بعدى – كه به استناد كتاب طبرى نقل حديث كرده‏اند- توسط يكى از معاصران گردآورى شده است، از یکصد صفحه تجاوز نمى‏كند.([11])

2- كتاب من روى حديث غديرخم، از ابوبكر الجعابى محمد بن عمر بن سالم (284 – 355 ق)([12]).

براساس شرح زندگى مؤلف كه در كتاب سير اعلام النبلاء ذهبى (ج 16، ص 88) آمده، وى بيش از چهارصد هزار حديث حفظ بوده است. خطيب بغدادى نيز در تاريخ بغداد (ج 3، ص 31-26) شرح مفصل زندگى او را آورده است و اقوالى از دانشمندان درباره حافظه و شخصيت علمى او نقل مى‏كند كه اعجاب انسان را برمى‏انگيزد.

3- كتاب طرق حديث الغدير، از ابوالحسن على بن عمر بغدادى معروف به حافظ دارقطنى (306 – 385 ق).

شرح حال او را مورخان، محدثان و… آورده‏اند؛ از جمله خطيب بغدادى در تاريخ بغداد (ج 12، ص 34) او را سرآمد محدثان عصر خود مى‏داند و در سير اعلام النبلاء (ج 16، ص 461 – 449) چندين بار از كثرت تأليفات او ياد مى‏كند، به گونه‏اى كه ذكر آنها را خارج از كتاب مى‏داند

گنجى شافعى نيز اين كتاب را ديده و از آن حديث نقل كرده است.([13])

4- كتاب طرق حديث «من كنت مولاه فعلى مولاه»: از محمد بن عبدالله بن محمد معروف به حاكم نيشابورى ابن البيّع (321 – 404 ق).

ذهبى او را شيخ المحدثين مى‏نامد؛ (سير اعلام النبلاء، ج 17، ص163). او از بيش از دو هزار نفر شيخ حديث شنيده و خود در يكى از آثارش([14]) از اين كتاب ياد كرده است.

5- كتاب دعاء الهداة الى اداء حق الموالات، از ابوالقاسم عبيدالله بن عبدالله ابن احمد معروف به حاكم حسكانى (متوفاى بعداز 470 ق).

ذهبى از او به عنوان الامام المحدث البارع ياد مى‏كند. (سيرة اعلام النبلاء، ج‏18، ص 268). او كتابهاى بسيارى دارد؛ كتابى را درباره آياتى که درباره اهل‏البيت× نازل شده است تدوين كرده و در آن 210 آيه از آيات نازل شده را آورده است. او وقتى آيه مورد بحث يعنى {يا ايها الرسول بلّغ ما انزل اليك…} را از چندين طريق نقل مى‏كند كه در غدير نازل شده است، مى‏نویسد:

«و طرق هذا الحديث مستقصات فى كتاب دعاء الهداة الى اداء حق الموالات من تصنيفى فى عشرة اجزاء.»([15])

«طرق حديث غدير را در كتابى به نام دعاء الهداة الى اداء حق الموالات كه در ده جلد تأليف كرده‏ام به طور كامل آورده‏ام.»

6- كتاب الدارية فى حديث الولاية، حديث من كنت مولاه فعلى مولاه، از ابوسعيد مسعود بن ناصر الجستانى (المتوفى 477 ق). مورخان شرح حال مفصلى براى او نوشته‏اند. سمعانى از دانشمندان اهل‏سنت از كتاب وى – كه داراى 17 جزء است – ياد مى‏كند.([16]) از دانشمندان شيعه نيز ابن شهرآشوب از اين كتاب ياد كرده، مى‏نويسد: مؤلف، اين حديث را از 120 صحابى نقل كرده است.([17])

7- كتاب حديث «من كنت مولاه فعلى مولاه»، از شمس الدين محمد بن احمد بن عثمان مشهور به ذهبى (673 – 748 ق).

ذهبى مشهورتر از آن است كه نياز به معرفى داشته باشد. پيشتر از قول او درباره كتاب طبرى درباره حديث غدير نقل كرديم كه مى‏گفت: وقتى كتاب طبرى را ديدم مبهوت شدم و يقين پيدا كردم كه چنين حادثه‏اى در تاريخ اسلام اتفاق افتاده است. او خود كتابى در اين‏ باره دارد و در شرح حال حاكم نيشابورى پس از آن كه قضيه‏اى از او درباره حديث طير – كه يكى از فضائل امام على × است – ياد مى‏كند مى‏نويسد:

«و قد جمعت طرق حديث الطير فى جزء و طرق حديث من كنت مولاه و هو اصح و اصّح منهما ما اخرجه مسلم عن على قال: انّه لعهد النبى الامى | الىّ انّه لا يحبّك الاّ مؤمن و لا يبغضك الاّ منافق.»([18])

«من طرق حديث طير را در يك جزء گردآورى كرده‏ام. همچنين طرق حديث من كنت مولاه را نيز در يك جزء گردآورى كرده‏ام كه اين حديث از حديث طير درست‏تر است و درست‏تر از هر دو حديث، حديثى است كه مسلم آورده است كه على × فرمود: بدون ترديد نبى امّى | به من فرموده است كه جز مؤمن كسى مرا دوست ندارد و جز منافق كسى با من دشمن نيست».

8- طراز الكم فى ما روى فى غديرخم، از محمد بن على بن محمد معروف به ابن طولون (880 – 953 ق).

مترجمان در شرح حال او نوشته‏اند كه در بسيارى از علوم معاصر خود تخصص داشته است و تأليفات او را به بيش از 700 عنوان كتاب رسانده‏اند.([19])

کتاب الفلك المشحون فى احوالات ابن طولون، درباره شرح حال و فهرست كتابهاى خود اوست و… كه او در اين كتاب از اين كتابش درباره حديث غدير ياد مى‏كند.([20])

آنچه بيان شد، بخشى از كتابهايى است كه دانشمندان مشهور اهل سنت در چندين جلد درباره حديث غدير تدوين كرده‏اند. حال با توجه به آنچه درباره تواتر حديث و نيز دلالت حديث از دانشمندان اهل‏سنت نقل كرديم، آيا منطقى است كه بگوييم رسول خدا | در حجة‏الوداع چيزى درباره جانشينى پس از خود نفرموده است؟!

گذشته از بحث سندى حديث غدير، همان طور كه رشيد رضا مى‏گويد؛ رسول خدا | در اين خطبه‏ها به شيوه‏اى خاص سخنرانى كرده است، به گونه‏اى كه بعد از بيان هر مطلبى از مردم اعتراف مى‏گرفت كه آيا چنين چيزى را تبليغ كرده‏ام؟ پس از آن كه مردم اعتراف مى‏كردند كه چنين چيزى را تبليغ كرده است، خداوند را به عنوان شاهد بر جريان مورد خطاب قرار مى‏دهد كه اين شيوه منحصر به فرد دليل بر اهميت اين خطبه و مطالب ياد شده در آن است كه يكى از آنها مسأله جانشينى اوست.

([1]) تفسير المنار، ج 6، ص 466.

([2]) البداية و النهاية، ج 4، ص 167.

([3]) سنن، ترمذى، ج 5، ص 432، حديث 3811؛ تاريخ، طبرى، ج 2، ص 402؛ سيره، ابن هشام، ج 4، ص 248؛ تاريخ الاسلام، ذهبى، ج 2، ص 709؛ تاريخ، يعقوبى، ج 2، ص 111 و منابع ديگر.

([4]) صحيح، مسلم، ج 4، ص 122؛ خصائص، نسايى، ص 119؛ كفاية ‏الطالب، ص 53؛ مستدرك حاكم، ج 3، ص 161.

([5]) كفاية‏الطالب، ص 167.

([6]) تذكرة الخواص، ص 38.

([7]) اسنى المطالب فى مناقب على بن ابى طالب، ص 48.

([8]) معجم الادباء، ج 6، ص 452.

([9]) سير اعلام النبلاء، ج 14، ص 277.

([10]) البداية و النهاية، ج 7، حوادث سال 310، ص 537.

([11]) كتاب فضائل على بن ابى طالب × و كتاب الولاية، رسول جعفريان.

([12]) اهل البيت فى المكتبة العربية، ص 622.

([13]) كفاية الطالب، ص 60.

([14]) معرفة علوم الحديث، ص 312.

([15]) شواهد التنزيل لقواعد التفضيل، ج 1، ص 190.

([16]) الانساب، ج 7، ص 86.

([17]) مناقب آل ابى طالب، ج 1، ص 529.

([18]) سير اعلام النبلاء، ج 17، ص 169.

([19]) اهل‏البيت فى المكتبة العربية، ص 275.

([20]) الفلك المشحون فى احوال ابن طالون، ص 48.

نوشته قبلی

احتجاج به حدیث غدیر در طول تاریخ

نوشته‌ی بعدی

آیا نصی بر امامت نداریم؟

مرتبط نوشته ها

بدون دسته ( پیشفرض)

توحید از دیدگاه شیعه چگونه است؟

صفای باطن و دوری امامان (ع) از کینه توزی
بدون دسته ( پیشفرض)

صفای باطن و دوری امامان (ع) از کینه توزی

میانه روی در نهج البلاغه
بدون دسته ( پیشفرض)

میانه روی در نهج البلاغه

ادوار اجتهاد
بدون دسته ( پیشفرض)

ادوار اجتهاد

آثار محبّت اهل بیت (ع) در قرآن
بدون دسته ( پیشفرض)

آثار محبّت اهل بیت (ع) در قرآن

بدون دسته ( پیشفرض)

قاطعیت و عطوفت در سیره امام علی(علیه السلام)

نوشته‌ی بعدی
شبکه جهاني ولايت

آیا نصی بر امامت نداریم؟

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

جنگ‌ داخلی؛ خواب شوم دشمن

جنگ‌ داخلی؛ خواب شوم دشمن

فرهنگ عاشورا در سیره معصومین (ع)

نهضت کربلا از دیدگاه اهل سنت

مناجات شعبانیه و سند آن

مناجات شعبانیه و سند آن

آزادى از منظر شیعه

آزادى از منظر شیعه

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا