2 می 2026

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home انقلاب مهدوی

استقلال قرآن از امور انسانی (۲)

0
SHARES
2
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

۲- اثر پذیری قرآن از فرهنگ و باورهای مردم عصر نزول
براساس این دیدگاه ، قرآن از امورانسانی مانند فرهنگ و باورهای مردم زمان نزول اثر پذیرفته و آنها را در متن خود آورده است. فرق این دیدگاه با دیدگاه پیشین در این است که طبق این دیدگاه ، اثر پذیری قرآن از فرهنگ و باورهای مردم نه قهری و ناخودآگاه بلکه با توجه بوده است. اثرپذیری قرآن از این امور به دو گونه ی متفاوت تبیین شده است : یکی مصلحت اندیشی و دیگری تجربه ی نبوی بودن وحی و اثر پذیری قرآن در اثر تعامل با حوادث اجتماعی .
الف. مصلحت اندیشی قرآن در بیان واقع
براساس این تبیین ، خداوند در بیان احکام و معارف از طریق قرآن ، مصلحت اندیشی کرده و با آگاهی از موقعیت و اوضاع اجتماعی حاکم بر جامعه ی عرب آن روز ، برخی عقاید و آداب و رسوم نادرست آنان مانند جن ، چشم زخم و سحر را در قرآن کریم راه داده است تا پیامبر بهتر بتواند احکام متعالی را برای مردم بیان کند و آسان تر به هدف اصلی رسالت ، یعنی دعوت به توحید و دوری از طاغوت ، دست یابد. (۱) نقد : با توجه به صفات باری تعالی ، قطعا خداوند در قرآن کریم ، این گونه مصلحت اندیشی نکرده و عین واقع را بیان نموده است ؛ زیرا وجود مطلب خلاف واقع در آن به گم راهی مردم می انجامد ، به ویژه در بیان اصول عقاید ؛ زیرا لازم می آید که مردم در برهه ای از زمان ، حد نصاب ایمان را ، که مایه ی سعادت است ، نداشته باشند و این خلاف اهداف آفرینش انسان و رسالت انبیای الهی و به دور از ساحت قدس ربوبی است. (۲) افزون بر آن ، قرآن خود را معرفت بخش ،(۳) بیانگر حق (۴) و جدا سازنده ی حق از باطل (۵) معرفی می کند و در موارد متعددی ، از اعتقادات غلط جاهلی انتقاد کرده است ؛ مانند : (۶) « أفحکم الجاهلیه یبغون و من أحسن من الله حکما لقوم یوقنون» ( مائده : ۵۰)؛ آیا خواستار حکم جاهلیت اند ؟ و برای مردمی که یقین دارند ، داوری چه کسی از خدا بهتر است ؟ « و ما جعل أزواجکم اللائی تظاهرون منهن امهاتکم و ما جعل أدعیاءکم أبناءکم ذلکم قولکم بافواهکم و الله یقول الحق و هو یهدی السبیل» ( احزاب :۴) ؛ و [خدا] آن همسرانتان را که مورد ظهار قرار می دهید ، مادران شما نگردانیده و پسر خواندگانتان را پسران [واقعی] شما قرار نداده است . این گفتار شما به زبان شماست و[لی] خدا حقیقت را می گوید و او[ست که] به راه راست هدایت می کند. از این آیات و آیات مشابهی که قرآن را « حکیم» و «حق» (7) معرفی می کنند ، بر می آید که هیچ امر باطلی در قرآن راه نیافته است ،(۸) مگر اینکه واضح البطلان بوده و نیازی به رد آن ندیده و یا به بطلان آن اشاره دارد. علامه طباطبائی در این باره می نویسد : چگونه ممکن است مقصدی حق مطلق باشد و باطل در طریق دعوت به آن ، اندکی راه یابد؟!(۹) بنابراین ، مصلحت اندیشی خداوند در قرآن نباید به گونه ای باشد که موجب برداشت انحرافی و گم راه شدن آنان شود. از این رو ، آنجا که قرآن خبر می دهد صادق و مطابق واقع است. برخی از طرف داران این دیدگاه ، شواهدی بر اثبات مدعای خود آورده اند که هیچ کدام مدعای آنان را ثابت نمی کند ؛ (۱۰) از جمله : ۱٫ ادعا شده است : شاعران و حکما گاه از مقولات رایج زمان خود سخن می گویند ؛ قرآن نیز از این عرف محاوره ی بشری خارج نیست و این مصداق سخن گفتن پیامبران به قدر عقول مردم است. ( ۱۱) پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند : « إنا معاشر الانبیا امرنا أن نکلم الناس علی قدر عقولهم» (12) جواب : مقصود حضرت این است که ما پیامبران به اندازه ی ظرفیت علمی و عقلانی قوم خود با آنان سخن می گوییم که لازمه ی تبلیغ صحیح و موفق است. مراد این نیست که وحی نازل شده به پیامبران طبق فهم مردم از حقایق سخن می گوید، گرچه غیر واقعی باشد. ۲٫ گفته شده است : آیه ی « لقد انزلنا إلیکم کتابا فیه ذکرکم افلا تعقلون » (انبیاء : ۱۰) با بازتاب فرهنگ زمانه در قرآن کریم ارتباط کامل دارد. (۱۳) جواب : کلمه ی « ذکر» در آیه ی شریفه ، به معنای « سخن » و « فرهنگ » گرفته شده که درست نیست ؛ زیرا معنای لغوی این واژه نه « سخن» و « فرهنگ» ، بلکه « حفظ و یادآوری چیزی » یا « شرف» است. (۱۴) مفسران نیز واژه ی « ذکر» در آیه ی مورد نظر را به « سخن » و « فرهنگ» تفسیر نکرده اند. برخی معانی که مفسران برای عبارت «ذکرکم» گفته اند، عبارتند از : « شرف شما» ، (۱۵) « چیزی لایق شما » (16) و « مایه ی یادآوری ، بیداری دل ، و حرکت اندیشه های شما » (17). 3. برای اثبات این نظر ، مثال هایی از قرآن کریم نیز شاهد آورده شده که برخی از آنها مربوط به عنایت قرآن به فضای حاکم و استفاده از قالب های زبانی و تشبیهات معهود و واژگان دخیل است. (۱۸). چنان که در دیدگاه سوم خواهد آمد ؛ این موارد پذیرفتی اند ، ولی شاهد بر مدعای آنان نیست. بعضی دیگر از این نمونه ها عبارتند از : الف. برخی از نظریه های نادرست علمی در قرآن کریم منعکس شده است ؛ مانند نظریه ی هیئت بطلمیوسی ؛ یعنی اعتقاد به ایستایی زمین و حرکت خورشید. (۱۹) در آیات متعددی نیز به هفت گانه بودن تعداد آسمان ها اشاره شده است ؛ مانند : « فسواهن سبع سماوات » ( بقره : ۲۹) ؛ سپس به [ آفرینش] آسمان پرداخت و هفت آسمان استوار کرد. جواب : اولا ، تطبیق آیات قرآن بر هیئت بطلمیوسی و نظایر آن ، خطای مفسران در تطبیق است ، نه بیان صریح قرآنی ، تا شاهدی بر مدعای طرف داران این نظریه باشد. برای مثال ، آنچه در آیات آمده وجود هفت آسمان (بر فرض آنکه مراد عدد هفت باشد) است ؛ اما دیگر خصوصیات ذکر شده در هیئت بطلمیوسی در آیات نیامده یا بیان روشنی در خصوص آنها وجود ندارد. ثانیا ، ممکن است مراد از کلمه ی « سبع»، بیان کثرت ( تعداد زیاد) آسمان باشد. (۲۰) ب: امضای برخی مقررات و احکام موجود در جامعه ، که تاییدی بر فرهنگ و مقررات آن روز عرب بوده و با تحول شرایط زمان و مکان ،ممکن است حتی در چشم معتقدان به قرآن ، موضوعیت عملی خود را در آن قالب خاص از دست بدهد ؛ مانند قوامیت مرد بر زن ، تعدد زوجات ، حجاب به شکل خاص آن و حرمت بهره ی وام. بنابراین ، اگر قرآن امروز نازل می شد ، آداب و رسوم و قواعد مفید و مؤثر امروزی را امضا و تایید می کرد. (۲۱) جواب : اولا ، وجود برخی احکام امضایی در قرآن کریم ، به معنای پذیرش عقاید خرافی مردم عرب نیست ، بلکه انعکاس آنها در قرآن کریم از باب گزینش عناصر صحیح فرهنگی جامعه است که بیشتر ، از آموزه های پیامبران پیشین در میان آنان بر جای مانده است. ثانیا ، این احکام با عنایت ویژگی های واقعی انسان و جامعه مورد نظر قرآن کریم همیشه قابل اجرا است.
ب. اثر پذیری قرآن در تعامل با حوادث اجتماعی
قرآن کریم از امور مرتبط با زندگی اجتماعی و سیاسی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم متاثر بوده ، زیرا واکنش پیامبر نسبت به امور پیش آمده است. توضیح آنکه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم در برابر حوادث اجتماعی موضع گیری های خاصی داشت و موضع گیری های آن حضرت با شرایط اجتماعی دارای رابطه ی داد و ستدی بود. قرآن چیزی به شرایط جامعه می دهد و چیزی از آن می گیرد. در نتیجه، قرآن محتوایی ثابت نداشته و تا حدی شرایط اجتماعی ، محتوای آن را تعیین کرده است. پیامبر مانند استادی بود که پا به کلاس می گذارد و اجمالاً می دانست که چه نکات و مطالبی را می خواهد برای شاگردان بیان کند و این حد از مسئله برای استاد قابل تهیه و پیش بینی است ؛ اما از این مرحله به بعد ، استاد دقیقاً نمی داند در سر کلاس، چه پیش خواهد آمد. امور غیر قابل پیش بینی بودند و در عین حال ، مؤثر در تعلیم و تربیت. (۲۲) وحی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و تجربه ی او پاسخ سؤال ها و راه حل مشکلات …. بود ؛ صرف ادای تکلیف و ارائه ی یک ایدئولوژی از پیش طراحی شده نبود. (۲۳) اگر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم عمر بیشتری می کردند و حوادث بیشتری به سر او می بارید ، لاجرم مواجهه ها و مقابله های ایشان هم بیشتر می شد و این است معنای آنکه قرآن می توانست بسی بیشتر از این باشد که هست . (۲۴) نقد : بر خلاف این دیدگاه ، آنچه بر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم به عنوان قرآن نازل شده ، پیش تر مشخص بوده است. طبق بیان خداوند ، قرآن کریم پیش از نزول ، به نحوی وجود داشته است: (۲۵) « و الکتاب المبین انا جعلنا قرآنا عرییا لعلکم تعقلون و انه فی ام الکتاب لدینا لعلی حکیم» (زخرف : ۲-۴) ؛ سوگند به کتاب روشنگر ! ما آن را قرآنی عربی قرار دادیم و باشد که بیندیشید. و همانا که آن در کتاب اصلی [ لوح محفوظ] نزد ما سخت والا و پر حکمت است. « بل هو قرآن مجید فی لوح محفوظ» ( بروج : ۲۱-۲۲) آری ، آن قرآنی ارجمند است که در لوح محفوظ است. نیز با عنایت به دو دسته آیات مربوط به نزول قرآن در شب قدر یا شب مبارک و یا ماه رمضان ، و نزول قرآن در طول رسالت حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم ، (۲۶) برخی از مفسران بر این باورند که قرآن کریم دو نزول داشته است: یکی دفعی و دیگری تدریجی. (۲۷) آیات دال بر نظر نخست : « شهر رمضان الذی انزل فیه القرآن هدی للناس و بینات من الهدی و الفرقان» ( بقره : ۱۸۵) ؛ ماه رمضان که در آن قرآن فرود آمد ، رهنمودی برای مردم و نشانه های روشنی از هدایت [ به سوی حق] و [ مایه ی ] جدایی [ و تشخیص ] حق از باطل. از این آیه ، می توان دریافت که قرآن کریم در ماه مبارک رمضان نازل شده است. « انا انزلناه فی لیله مبارکه إنا کنا منذرین » (دخان: ۳) ؛ به راستی ، ما آن [ قرآن] را در شبی با برکت فرو فرستادیم. به راستی که ما هشدار دهنده بوده ایم. این آیه بر نزول قرآن در شبی با برکت دلالت دارد و با توجه به آیه قبل ، معلوم می شود که این شب یکی از شب های ماه مبارک رمضان است و از آیه ی اول سوره قدر ، که می فرماید : « إنا انزلناه فی لیله القدر» و تایید روایت ، (۲۸) معلوم می شود که زمان نزول قرآن شب قدر است . بنابراین ، از این سه آیه به دست می آید که در ماه مبارک رمضان ، شب با برکتی به نام « شب قدر» وجود دارد که قرآن مجید در آن نازل شده است. آیات دال بر نظر دوم که بر نزول تدریجی گواهی می دهند ، چند گونه اند : آیاتی که با صراحت از تدریجی بودن نزول قرآن سخن گفته اند ، مانند : « و قرآنا فرقناه لتقرأه علی الناس علی مکث و نزلنا تنزیلا » ( اسراء : ۱۰۶) (۲۹) و قرآنی که آن را بخش بخش فرو فرستادیم تا با درنگ بر مردم بخوانی و آن را به گونه ای خاص چندین مرتبه تنزل دادیم و فرود آوردیم. همچنین برخی آیات همزمان با برخی رویدادها نازل شده و بر آنها اشاره دارند ؛ مانند : « و لقد نصر کم الله ببدر و انتم أذله » ( آل عمران : ۱۲۳) (۳۰) ؛ به تحقیق ، خداوند شما را در بدر یاری کرد ، با آنکه خوار و ناتوان بودید. البته – چنان که در ادامه خواهد آمد – قبول داریم که قرآن با اوضاع و احوال روزگار و مخاطبان بی ارتباط نبوده و پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم نیز به این امور توجه داشته اند ؛ اما نه همانند استادی که در کلاس نظریه ای طرح می کند و پس از مواجهه با اشکال دانشجویان ، درنظریه اش تغییراتی می دهد تا شکل منطقی پیدا نماید؛ بلکه پیامبر مانند استادی است که نظریه ای صحیح و منطقی را طرح می کند ، آن گاه در پاسخ برخی از شاگردان درباره ی نظریه ، توضیح می دهد و کاربردهای آن را بیان می کند ، بدون اینکه مضمون نظریه ، ثبات خود را از دست دهد ، به همین دلیل ، یکی از وظایف پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم افزون بر بیان قرآن کریم ، تفسیر آن است. بنابراین ، موضع گیری های اجتماعی پیامبر اولا ، به دستور خداوند و جزو وظایف ایشان بوده است ، و ثانیا این موضع گیری ها در اصل قرآن تاثیر نداشته و تنها تفسیر و کاربردهایی از پیام ثابت قرآن را نشان می دهد. (۳۱) ۳٫ عنایت قرآن به امور انسانی و استفاده ی بهینه از آنها این دیدگاه درست به نظر می رسد؛ چرا که قرآن کریم وسیله ی هدایت الهی است و از این رو ، برای تاثیر هر چه بیشتر ، از عوامل مثبت انسانی نیز بهره می گیرد. (۳۲) در ذیل به این استفاده ها اشاره می شود:
الف: عنایت قرآن به فضای نزول
خداوند در ارسال قرآن به پیامبر ، یقینا به فضای حاکم مانند سبب نزول ، فرهنگ زمان نزول ، مکان نزول ، زمان نزول ، و ویژگی های مخاطبان (۳۳) عنایت داشته است تا مردم بیشتر و راحت تر به قرآن هدایت یابند، به ویژه اینکه گاه خداوند به مناسبت یک حادثه و یا پاسخ به پرسشی و یا حل مشکلی به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم وحی می فرستاد؛ (۳۴) و چنان که گذشت – پیامبران با عناصر ناهنجار عقیدتی و فرهنگی مبارزه می کردند. قرآن کریم در آیات متعددی با حساسیت تمام ، برخی آداب مردم زمانه را باطل می شمرد؛ مانند : دختر خدا دانستن فرشتگان ، (۳۵) نذرهای بیجا و غلط ، (۳۶) بار کردن احکام مربوط به پسر واقعی بر پسر خوانده (۳۷) زنده به گور کردن دختران ، (۳۸) ظهار ، (۳۹) و قربانی برای بتان(۴۰)
ب: قرآن به زبان قوم
قرآنی که از سوی خداوند بر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم نازل شده است ، باید در قالب واژگان بشری برای مردم بیان می شد تا آنان بفهمند و به کار بندند. از سوی دیگر ، نزول وحی بر پیامبران در قالب واژگان رایج در میان قوم هر پیامبر ، یک جریان طبیعی است و در خصوص همه ی پیام هایی که مخاطبان نخستین قوم یا گروهی خاص هستند ، جریان دارد ؛ زیرا هر سخنور حکیم ، مطالب خویش را با زبان مخاطبان خود بیان می کند ، مگر آنکه چنین امری غیر ممکن و یا اتخاذ روش دیگر ، ضروری باشد. قرآن کریم می فرماید: « و ما ارسلنا من رسول الا بلسان قومه لیبین لهم فیضل الله من یشاء و یهدی من یشاء و هو العزیز الحکیم » ( ابراهیم : ۴) ؛ و ما هیچ فرستاده ای را جز با زبان مردمش نفرستادیم تا [ بتواند حقایق را ] برای آنان به روشنی بیان کند . پس خداوند هر کس را بخواهد گم راه و هر کس را بخواهد ، هدایت می کند و او شکست ناپذیر و فرزانه است. نزول قرآن به زبان قوم ، زمینه ساز فهم و پذیرش مردم است. بنابر برخی آیات ، عربی بودن زبان قرآن کریم کار تبلیغ را برای حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم آسان کرده بود. (۴۱) « فانما یسرناه بلسانک لتبشر به المتقین و تنذر به قوما لدا» ( مریم : ۹۷) ؛ در حقیقت ما این [قرآن ] را بر زبان تو آسان ساختیم تا پرهیزگاران را بدان نوید ، و مردم ستیزه جو را بدان بیم دهی. البته به زبان قوم بودن قرآن تنها به معنای استفاده از لغت آن قوم نیست ؛ مثلا ، خداوند از باب آسان سازی برای مردم در بیان قرآن کریم ، برخی مثال ها، تعبیرات ، استعارات ، کنایات و لغات دخیل ، (۴۲) جاری در بین مردم زمان را نیز به کار برده و گاهی برخی از مسلمات آنان را از باب جدل (۴۳) آورده است. آمدن این گونه امور در قرآن نه تاثیر پذیری از امور انسانی ، بلکه به گزینی است ، مانند محاجه ی حضرت ابراهیم علیه السلام با نمرود که به بر آمدن خورشید از مشرق اشاره نموده و نیز درباره ی ذو القرنین آمده است : « حتی إذا بلغ مغرب الشمس وجدها تغرب فی عین حمئه » ( کهف : ۸۶) ؛ تا آن گاه که به محل غروب خورشید رسید ، به نظرش آمد که [ خورشید] در چشمه ای گل آلود غروب می کند. خداوند برای نشان دادن مشرق و مغربی که ذوالقرنین پیمود ، تشبیه به کار برده است و اشاره به مغرب دارد (۴۴) و از این تعبیر « وجدها» استفاده می شود. مراد این است که ذوالقرنین خورشید را دید که گویی در چاهی تاریک پنهان می شود ؛ همانند دریا نوردی که خورشید را می بیند که گویی در دریا فرود می رود (۴۵) آمدن این آیه در قرآن چنان که برخی گمان کرده اند – به معنای همراهی و همسویی قرآن کریم با باور غلط قدما نیست که در مغرب ، چاهی است که خورشید در آن فرو می رود و دوباره از آن بر می خیزد. (۴۶)
ج . رعایت حال و ویژگی های مخاطبان
از جمله امور انسانی مورد عنایت خداوند در بیان قرآن ، ویژگی های مخاطبان است که به دو شکل ذیل تبلور یافته است: ۱- بیان تدریجی احکام: قرآن با توجه به قابلیت های جامعه ، برخی احکام مانند حرمت شراب را به تدریج بیان نموده است ؛ زیرا زمینه ی پذیرش یکباره آن در جامعه وجود نداشت. ۲- لحاظ فهم مخاطبان در بیان واقع : قرآن فهم و حساسیت توده ی مردم را رعایت کرده و آیات را به نحوی بیان نموده است که لوازم معنایی غیر صحیح نداشته باشد ؛ مثلا اگر درباره ی صفات باری تعالی می فرماید : «ید الله فوق ایدیهم » ( فتح : ۱۰) ، که ظاهرش نسبت دادن امور مادی به خداست ، در جایی دیگر فرموده است: « لیس کمثله شیء» (شوری : ۱۱) و « سبحان الله عما یصفون» ( مؤمنون : ۹۱) تا سوء برداشتی رخ ندهد. این روش بهتر از آن است که امور سلبی را بیان کند و بگوید: خدا مانند شما نمی بیند و مانند شما نمی شنود. از این رو ، این مصلحت اندیشی ها صورت گرفته و دروغ و خلافی هم لازم نیامده است.
جمع بندی و نتیجه گیری
همان گونه که ذکر شده ، قرآن کریم پیش از نزول ، نزد خداوند معین و مشخص بوده و هنگام نزول نیز استقلال داشته و فرهنگ غلط زمانه در آن منعکس نشده و از امور انسانی نیز تأثیر نپذیرفته است . قرآن کریم به برخی امور انسانی عنایت داشته و از آنها استفاده و به گزینی کرده است ؛ مثلاً ، به زبان قوم نازل شده و از برخی مثال ها ، تعبیرات ، استعارات ، کنایات و لغات دخیل رایج در بین مردم بهره جسته و مصلحت مخاطبان را رعایت نموده است . بنابراین ، هیچ باطل و خلاف واقعی در آنان راه نیافته است. نتیجه آنکه هیچ مطلب غیر واقعی در قرآن کریم راه نیافته است و این امر باید یکی از مبانی تفسیر به شمار آید و در عمل تفسیر بدان توجه شود. براین اساس ، هر فهمی که وجود مطلب خلاف واقع در قرآن را مفروض گیرد ، نادرست است.
پی نوشت :

۱-ر.ک. بهاء الدین خرمشاهی ، « بازتاب فرهنگ زمانه در قرآن کریم » ، بینات ۵ ( بهار ۱۳۷۴) ، ص ۹۵-۹۷/ مقصود فراستخواه ، « قرآن ، آراء و انتظارات گوناگون »، دانشگاه انقلاب ۱۱۰ ( پاییز و زمستان ۱۳۷۶) ، ص ۱۲۷٫ ۲- ر. ک. سید محمد حسین طباطبائی ، پیشین ، ج ۴ ، ص ۱۵۵-۱۵۶٫ ۳- نحل : ۸۹٫ ۴- « و الذی اوحینا إلیک من الکتاب هو الحق» ( فاطر : ۳۱) و آنچه از کتاب به سوی تو وحی کرده ایم. خود حق است . نیز ر.ک. آل عمران : ۶۲ / مائده : ۲۷ / قصص: ۱۳٫ ۵- « انه لقول فصل» ( طارق : ۱۳) ؛ در حقیقت ، قرآن گفتاری روشنگر است. ۶- نیز ر.ک. احزاب : ۴٫ ۷- مانند آل عمران : ۵۸ / یس : ۲ / احقاف ۳۰/ لقمان : ۱٫ ۸- ر. ک. سید محمد حسین طباطبائی ، پیشین ، ج ۷ ، ص ۱۶۶؛ ج ۱۶ ، ص ۲۰۹٫ ۹- همان ، ج ۷ ، ص ۱۶۶٫ ۱۰- در این باره ، ر.ک . محمد هادی معرفت ، شبهات و ردود حول القرآن الکریم ( قم ، مؤسسه التمهید ، ۱۴۲۳) ، ص ۲۱۰-۲۴۲/ محمد هادی مؤذن ، « نقد نظریه ی بازتاب فرهنگ زمانه » ، بینات ۷ ( پایز ۱۳۷۴) ، ص ۱۵۴-۱۶۰٫ ۱۱- ر. ک. مقصود فراستخواه ، پیشین ، ص ۱۳۵-۱۳۶٫ ۱۲- محمد بن یعقوب کلینی ، الکافی ( تهران ، دارالکتب الاسلامیه ، ۱۳۸۸) ، ج ۱ ، کتاب « العقل و الجهل» ، ح ۱۵ و ۳۹۴٫ ۱۳- بهاء الدین خرمشاهی « بازتاب فرهنگ زمانه در قرآن کریم » ، بینات ۵ ، ص ۹۷٫ ۱۴-ر.ک. احمد بن فارس ، پیشین ، ماده ی «ذکر» 15- فضل بن حسن طبرسی ، پیشین ، ج ۷-۸ ، ص ۶۵٫ ۱۶- سید محمد حسین طباطبائی ، پیشین ، ج ۱۴، ص ۲۷۷٫ ۱۷- ناصر مکارم شیرازی و دیگران ، پیشین ، ج ۱۳، ص ۳۶۳٫ ۱۸- مقصود فراستخواه ، پیشین ، ص ۱۴۱٫ ۱۹- بهاء الدین خرمشاهی ، پیشین ، ص ۹۵/ هدایت جلیلی ، « قرآن در همزبانی با بشر» ، کیان ۲۳ ( بهمن و اسفند ۱۳۷۲) ، ص ۹۰٫ ۲۰- ر.ک. سید محمد حسین طباطبائی ، پیشین ، ج ۱۶ ، ص ۲۷۴ و ج ۱۹ ، ص ۳۲۷ / ناصر مکارم شیرازی و دیگران، پیشین ، ج ۱ ، ص ۱۶۵-۱۶۷٫ ۲۱- مقصود فراستخواه ، پیشین ، ص ۱۳۵٫ ۲۲- ر. ک . عبدالکریم سروش ، بسط تجربه نبوی ( تهرا« ،صراط ، ۱۳۷۹) ، ص ۲۰ و ۲۴٫ ۲۳- همان ، ص ۲۸٫ ۲۴- همان ، ص ۲۰٫ ۲۵- در این باره ، ر. ک. سید محمد حسین طباطبائی ، پیشین ، ج ۳ ، ص ۵۳٫ ۲۶- برای آگاهی بیشتر از اقوال دیگر در مسئله ر. ک . بدرالدین زرکشی ، البرهان فی علوم القرآن ( بیروت دارالکتب العلمیه ، ۱۴۰۸) ، ج ۱ ، ص ۲۸۹ / محمد هادی معرفت ، علوم قرآنی ( قم ، مؤسسه التهمید ، ۱۳۷۸) ، ص ۶۱/ سید قطب ، فی ظلال القرآن ( بیروت ، دارالشرق ، بی تا ) ، ج ۱ ، ص ۱۷۱ / محمد رشید رضا ، المنار ( بی جا ، ادب الحوزه ، ۱۳۴۱) ، ج ۲ ، ص ۱۶۱/ محمد بن عمر فخر الدین رازی ، مفاتیح الغیب ( بیروت، دارالکتب الاسلامیه ، ۱۴۱۱) ج ۵ ، ص ۸۵ و ج ۳۲ ، ص ۲۷-۲۸ / فضل بن حسن طبرسی ، پیشین ، ج ۱ ، ص ۲۷۶و ج ۱۰ ، ص ۵۱۸٫ ۲۷- علامه طباطبائی این دو نزول را چنین تبیین می کند : قرآن مجید دارای دو وجود است : یک وجود بسیط که در آن تکثر ، بخش ها و اجزا ( آیات و سور و کلمات ) نیست و در لوح محفوظ است و به صورت دفعی بر قلب مقدس پیامبر صلی الله علیه و اله و سلم نازل شده ؛ و یک وجود تفضیل یافته و دارای اجزا که به صورت تدریجی ، در ظرف ۲۳ سال بر پیامبر فرود آمده است . آیات دال بر نزول دفعی ، نزول وجود اول را در نظر دارد ، و آیات نزول تدریجی ، نزول وجود مفصل را مطرح می کند. ( ر. ک. سید محمد حسین طباطبائی ، پیشین ، ج ۲ ، ص ۱۶-۱۸). ۲۸- ر. ک. محمد بن یعقوب کلینی ، پیشین ، ج ۱ ، ص ۲۴۸ ، ح ۳٫ ۲۹- و نیز ر. ک . فرقان : ۳۳٫ ۳۰- نیز ر. ک. انفال : ۶۶ / روم : ۲،۳،۴ . ۳۱- برای توضیح بیشتر ر. ک . علیرضا قائمی نیا ، « معرفت شناسی متن » ، قبسات ۱۲ ( تابستان ۱۳۷۸) ، ص ۲۲۵-۲۳۸٫ ۳۲- برای تفصیل بیشتر ، ر، ک ، سید محمد حسین طباطبائی ، پیشین ، ج ۴ ، ص ۱۶۰ / محمد هادی معرفت ، شبهان و ردود حول القرآن الکریم ، ص ۱۱۰- ۲۴۲ / سید محمد علی ایازی، پیشین ، ص ۶۶-۱۰۲/ سید مصطفی حسینی طباطبائی ، « زبان قوم نه فرهنگ ایشان » ، بینات ۶ ( تابستان ۱۳۷۴) ، ص ۱۲۵-۱۳۰٫ ۳۳- برای توضیح این اصطلاحات ، ر.ک . علی اکبر بابایی و همکاران ، روش شناسی تفسیر ( قم ، پژوهشکده ی حوزه و دانشگاه / سمت ، ۱۳۷۹) ، ص ۱۴۴-۱۶۵ و ۱۷۱-۱۷۹٫ ۳۴- ر.ک. علی بن احمد واحدی نیسابوری ، اسباب النزول ( بیروت ، دارالفکر ، ۱۴۱۱) / جلال الدین سیوطی ، لباب النقول فی اسباب النزول ، ( بیروت ، دارالکتب العلمیه ، بی تا) ۳۵- ر. ک . اسراء : ۴۰ / نجم : ۲۷٫ ۳۶- ر. ک. مائده : ۱۰۳ ۳۷- ر. ک. احزاب : ۴٫ ۳۸- ر. ک . حجر : ۵۸ و ۵۹٫ ۳۹- ر. ک . احزاب : ۴٫ ۴۰- ر. ک . مائده : ۳٫ ۴۱- و نیز در آیات ۱۸۹ و ۱۹۹ شعراء آمده است : « و لو نزلنا علی بعض الاعجمین فقراء علیهم ما کانوا به مؤمنین» که به این نکته اشاره دارد که ملت عرب ( دست کم اعراب معاصر) نزول قرآن ، سخن و پیام خدا را از سوی فردی غیر عرب پذیرا نبوده اند و اگر قرآن بر فردی غیر عرب نازل می شد ، پیامبری وی و سخنش را نمی پذیرفتند. ۴۲- افزون بر کتاب های تفسیر و علوم قرآن ، که گه گاه به ذکر نمونه هایی از لغات دخیل در قرآن پرداخته اند ، برخی از دانشمندان کتاب مستقلی درباره این لغات نوشته اند . برای مثال ، جلال الدین سیوطی کتابی با عنوان المهذب فی ما وقع فی القرآن من المعرب تالیف و در آن ۱۲۵ واژه ی دخیل در قرآن را بررسی کرده است. آرتور جفری نیز کتابی با عنوان واژه های دخیل در قرآن نوشته و بجز اعلام ، ۲۷۵ واژه ی دخیل در قرآن را ذکر و بررسی کرده است. این کتاب را فریدون بدره ای ترجمه و انتشارات توس منتشر کرده است. ۴۳- « جدل به روش احسن » ، از توصیه های خود قرآن کریم است . « ادع الی سبیل ربک بالحکمه و الموعظه الحسنه و جادلهم بالتی هی احسن …» ( نحل : ۱۲۵) ۴۴- محمد بن عمر فخر الدین رازی ، پیشین ، ج ۲۱-۲۲ ، ص ۱۴۱٫ ۴۵- ر. ک. محمد محمود حجازی ، التفسیر الواضح ، ط . العاشره ، ( بیروت ، دارالجیل ، ۱۴۱۳) ، ج ۲ ریال ص ۴۳۶ / محمد باقر مجلسی ، پیشین ، ج ۱۲ ، ص ۱۷۳٫ ۴۶٫هدایت الله جلیلی ، پیشین ، ص ۴۳٫
منبع: مجله معرفت شماره ۱۲۲
 

برچسب ها: shia
نوشته قبلی

فضه زهرا(س)ستاره‏اى از آفریقا(۱)

نوشته‌ی بعدی

استقلال قرآن از امور انسانی (۱)

مرتبط نوشته ها

پیامبر اکرم (ص) از نگاه امام صادق (ع)
پیامبر اکرم (ص)

پیامبر اکرم (ص) از نگاه امام صادق (ع)

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)
انقلاب مهدوی

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)

چرا امام قائم (عج) در قرآن نيامده است‌؟
انقلاب مهدوی

جهانی شدن و حکومت جهانی مهدی (عج)

نقش انتظار در پویایى جامعه اسلامى
انقلاب مهدوی

نقش انتظار در پویایى جامعه اسلامى

اهل کتاب در دولت مهدوی (عج)
انقلاب مهدوی

جهانی شدن و حکومت جهانی حضرت مهدی (عج)

مدینه فاضله امام زمان (عج)
انقلاب مهدوی

مدینه فاضله امام زمان (عج)

نوشته‌ی بعدی

استقلال قرآن از امور انسانی (۱)

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

الو سلام حاج آقا / 49

الو سلام حاج آقا / 49

صفوان بن یحیی

صفوان بن یحیی

حضرت زهرا (ع) از منظر امام صادق (ع)

حضرت زهرا (ع) از منظر امام صادق (ع)

مناظره امام رضا (ع) با جاثليق

میراث ماندگار خورشید هشتم

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا