القاب حضرت مهدی علیه السلام،راهی برای شناخت بیشتر (مضطر،منتقم،منصور،مهدی)
نویسنده:خدامراد سلیمیانمنبع: درسنامه مهدویت۱-ص۲۲۲تا ص۲۳۶۱۴٫ مُضْطَر«مضطر» در لغت به معنای کسی است که بیماری، فقر و یا سختیهای روزگار، او را ناگزیر به تضرّع در درگاه خداوند کرده است.۱ در برخی روایات از این لقب، به عنوان یکی از القاب حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) یاد شده و در قرآن مجید نیز مورد اشاره قرار گرفته است: اَمََّنْ یجِیبُ المُضْطَرَّ اِذا دَعاهُ وَیکْشِفُ السُوءَ؛۲ «ای کسی که دعای مضطر را اجابت میکند و گرفتاری را بر طرف میسازد».در برخی از روایات، این آیه تفسیر به حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) و قیام ایشان شده است. امام صادق(علیه السلام) میفرماید: «این آیه درمورد مهدی از آلمحمد(علیهم السلام) نازل شده است؛ به خدا سوگند! مضطر او است؛ هنگامی که در مقام ابراهیم دو رکعت نماز به جا میآورد و دست به درگاه خداوند متعال بر میدارد؛ خداوند دعای او را اجابت میکند، ناراحتیها را بر طرف میسازد و او را خلیفه روی زمین قرار میدهد».3بدون شک منظور از این تفسیر، منحصر ساختن مفهوم آیه، به وجود مبارک حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) نیست؛ بلکه آیه معنای گستردهای دارد که یکی از مصداقهای روشن آن، وجود حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) است. پس زمانی که همه جا را فساد میگیرد، درها بسته میشود، کارد به استخوان میرسد، بشریّت در بنبست سختی قرار میگیرد و حالت اضطرار در کل عالم نمایان میشود؛ در این هنگام حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) در مقدسترین نقطه روی زمین، دست به دعا بر میدارد و تقاضای کشف سوء میکند. خداوند نیز این دعا را سرآغاز انقلاب مقدس جهانی او قرار میدهد و به مصداق یجْعلکم خلفاء الارض او و یارانش را جانشینان روی زمین میکند».415. منتَظَریکی از القاب حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) ، «منتظَر» است که در روایات فراوانی به آن اشاره شده است. حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) خود نیز همانند دیگر انسانها، منتظر است تا روزی فرا رسد و اراده خداوند متعال، به برپایی حاکمیت جهانی عدل و قسط تعلق گیرد. اما تنها کسی است که انتظار ظهورش کشیده میشود؛ از این رو «منتظَر» نیز نامیده شده است.از امام جواد(علیه السلام) پرسیده شد:ای فرزند رسول خدا! مهدی، به چه دلیل منتَظَر نامیده شده است؟ فرمود: «لاَنَّ لَهُ غَیبَهً یکْثُرُ اَیامُها وَیطُولُ اَمَدُها فَینتَظِرُ خُرُوجَهُ المُخلِصُونَ وَینکِرُهُ المُرْتابُونَ…»؛۵ «به این علت که برای او غیبتی است که روزهایش زیاد میشود و مدتش بسیار طول میکشد. پس مخلصان، انتظار ظهورش را میکشند و اهل تردید او را نکار خواهند کرد…».زراره بن اعین نیز میگوید: از امام صادق(علیه السلام) شنیدم که میفرمود: «اِنَّ لِلْقائِمِ غَیبَهً قَبْلَ اَنْ یقُومَ»؛ قُلتُ لَهُ: وَ لِمَ؟ قالَ: «یخافُ»؛ _ و اَوْمأَ بِیدِهِ اِلی بَطْنِهِ _ ثُمّ قالَ: یا زُرارَهُ وَهُوَ المُنتَظَرُ الَّذی یشُکُّ النَّاسُ فِی وِلادَتِهِ…»؛۶ «به درستی که برای قائم پیش از آنکه قیام کند، غیبتی است. عرض کردم: قربانت شوم! برای چه؟ فرمود: میترسد ـ و به شکم خود اشاره کرد ـ سپس فرمود: او است منتظری که مردم در تولدش شک کنند…».16. مُنتقم«منتقم»، به معنای انتقام گیرنده و یکی از القاب حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) است. آن حضرت میفرماید: «اَنَا بَقِیهُ اللَّهِ فِی اَرْضِهِ وَالمُنتَقِمُ مِنْ اَعْدائِهِ»؛۷ «من باقیمانده خدا در روی زمین و انتقام گیرنده از دشمنان او هستم».امام صادق(علیه السلام) نیز فرمود: «چون حسین بن علی(علیهما السلام) به شهادت رسید، فرشتگان الهی ضجه سردادند و گفتند: پروردگارا! با حسین چنین شد؛ درحالی که او صفیّ تو و فرزند پیامبرت است!؟ پس خداوند نور قائم(علیه السلام) را به آنان نشان داد و فرمود: به وسیله این ]شخص [ انتقام او را خواهم گرفت».8البته در پارهای از روایات نیز گفته شده است: «آن حضرت انتقام گیرنده خون تمامی امامان(علیهم السلام) و مظلومان است».917. منصوردر احادیث فراوانی رسیده است که حضرت مهدی(علیه السلام) ، «مَنْصُورٌ بِالرُّعْب» وَ «مُؤَیدٌ بِالنَّصْر» است؛ یعنی، به هنگام ظهور، رعب او در دلهای قدرت مندان میافتد و نیروهای غیبی و نامرئی، به کمک او و یاران او میشتابند. البته آنچه درباره یاری آن حضرت به وسیله نیروهای غیبی گفته شده، منافاتی با لزوم حضور مردم در صحنه ندارد و بایسته است که مردم، آن حضرت را تا رسیدن به اهداف متعالی اش یاری رسانند.امام صادق(علیه السلام) فرمود: «انقلاب مهدی را سه سپاه یاری میکنند و در پیروزی او شرکت دارند: سپاهی از فرشتگان، سپاهی از مؤمنان و سپاهی از رعب و وحشت».10محمد بن مسلم ثقفی از امام باقر(علیه السلام) نقل میکند که فرمود: «اَلْقائِمُ مِنَّا مَنْصُورٌ بِالرُّعْبِ»؛۱۱ «قائم ما به ]افتادن[ ترس در دل دشمنان، یاری شده است».18. مهدییکی از مشهورترین القاب قائم آل محمد(عجل الله تعالی فرجه الشریف) ، مهدی است. «مهدی»، اسم مفعول و به معنای هدایت شده است. کلمه «مهدویّت» نیز بر گرفته از همین ریشه است. این واژه در بین اهل سنّت، از شهرت بیشتری برخوردار است؛ به گونهای که آن حضرت بیشتر با این واژه نزد آنها شناخته میشود.البته گاهی نیز در معنای فاعلی به معنای «هدایت کننده» به کار رفته است. محمدبن عجلان از امام صادق(علیه السلام) نقل کرده است: «… و قائم(عجل الله تعالی فرجه الشریف) را از آن جهت مهدی گفتهاند که مردم را به آیینی که از دست دادهاند، هدایت میکند…».12اما آنچه بیشتر در روایات آمده، همان معنای نخست است. امام باقر(علیه السلام) در این باره فرمود: «به درستی که مهدی نامیده شد؛ به جهت اینکه به امر مخفی هدایت میشود. او تورات و سایر کتابهای الهی را از غاری در انطاکیه بیرون خواهد آورد».13امام صادق(علیه السلام) نیز در پاسخ پرسشی فرمود: «لانَّهُ یهْدی اِلی کُلِّ اَمْرٍ خَفی»؛۱۴«به جهت اینکه به تمامی امور پنهان هدایت میشود».گفتنی است لقب «مهدی»، بیشتر درباره آن حضرت بعد از ظهور و قیام و لقب «قائم»، قبل از ظهور و قیام استفاده شده است. امام صادق(علیه السلام) درباره برخی از وقایع پس از ظهور می¬فرماید: «… ثُمَّ یأمُرُ مُنادِیاً فَینادِی: هَذا المَهْدِی…»؛۱۵ «به منادی دستور داده خواهد شد؛ پس ندا در میدهد که این است مهدی».پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله وسلم) نیز فرمود: «پس از ظهور کسی نزد او آمده، میگوید:ای مهدی! به من عطا کن! و آن حضرت میفرماید: بگیر».16لقب مهدی، اگرچه اختصاص به آخرین امام ندارد و بقیه امامان(علیهم السلام) نیز مهدی هستند؛ ولی تنها از پیشوای دوازدهم، به عنوان «مهدی» یاد شده است.این لقب از همان آغاز شکلگیری بحث «مهدویّت»، بر زبان معصومین(علیهم السلام) رایج بوده و در روایات فراوانی از پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله وسلم) ، این لقب بیان شده است. بنابراین در کتابهای اهل سنّت نیز فراوان این لقب آمده است.۱۷امام حسین(علیه السلام) فرمود: «دوازده مهدی از ما است: نخستین ایشان امیرمؤمنان علی(علیه السلام) بود و آخرین ایشان نهمین فرزند از نسل من است…».18محمدبن عمران گفت: من از امام ششم(علیه السلام) شنیدم که میفرمود: «ما دوازده مهدی هستیم».19
پی نوشت ها:
۱٫ مجمعالبحرین، ج ۳، ص ۳۷۳٫۲٫ نمل (۲۷)، آیه ۶۲٫۳٫ تفسیر نورالثقلین، ج ۴، ص ۹۴؛ ر.ک: الغیبه، ص ۱۸۱، ح ۳۰٫
۴٫ تفسیر نمونه، ج ۱۵، ص ۵۲۱ و ۵۲۲٫
کمالالدین و تمام النعمه، ج ۲، ص ۳۷۸، ح ۳٫
۶٫ همان، ج ۲، ص ۳۴۲، ح ۲۴٫۷٫ همان، ج ۲، ص ۳۸۴، ح ۱٫۸٫ کافی، ج ۱، ص ۴۶۵، ح ۶؛ شیخ طوسی، امالی، ج ۲، ص ۳۳٫۹٫ ر.ک: الغیبه، ص ۱۴۰، ح ۱؛ کافی، ج ۲، ص ۸، ح ۱٫۱۰٫ الغیبه، ص ۱۹۸، ح ۹، ص ۲۴۳، ح ۴۳؛ بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۱۳۹٫۱۱٫ کمالالدین و تمام النعمه، ج ۱، ص ۳۳۰، ح ۱۶٫۱۲٫ الارشاد، ج ۲، ص ۳۸۳، ح ۲٫۱۳٫ علل الشرایع، ج ۱، ص ۱۶۱، ح ۳؛ الغیبه، ص ۲۳۷، ح ۲۶٫۱۴٫ کتاب الغیبه، ص ۴۷۱؛ الغیبه، ص ۲۳۷٫۱۵٫ الغیبه، ص ۳۱۳، ح ۵٫۱۶٫ همان، ص ۹۲٫۱۷٫ ر.ک: الصنعانی، المصنف، ج ۱۱، ح ۲۰۷۷۳؛ سنن ابن ماجه، ج ۲، ص ۳۰، ح ۴۰۸۵، ۴۰۸۶، ۴۰۸۷، ۴۰۸۸؛ سنن ابوداود، ج ۴، ص ۱۰۷، ح ۲۴۸۵٫۱۸٫ عیون اخبار الرضا(علیه السلام)، ج ۱، ص ۶۸، ح ۳۶٫۱۹٫ کمالالدین و تمام النعمه، ج ۲، ص ۴٫
منبع: درسنامه مهدویت۱-ص۲۲۲تا ص۲۳۶۵

















هیچ نظری وجود ندارد