الحمد لله رب العالمين، و الصلاه و السلام على محمد و آله الطاهرين و السلام على اصحابه البرره الميامين.ما مسلمانان يكپارچه، از درون و از راه مسائل اختلافى با خود به نزاع برخاستيم و دشمنان اسلام از برون و از راهى كه ندانستيم، وحدتمان را به تفرقه و شوكتمان رابه ضعف كشاندند تا از دفاع ناتوانمان كردند و بر ماچيرگى يافتند؛ در حالى كه خداى سبحان فرموده است :و اطيعوا الله و رسوله و لا تنازعوا فتفشلوا و تذهب ريحكم خدا و پيامبرش را اطاعت كنيد و با يكديگر نزاع نكنيد كه ناتوان شويد و قدرت و شوكت شما برود! انفال / 46آرى :ما اصابتكم من مصيبه فبما كسبت ايديكم و يعفو عن كثير هر مصيبتى به شما رسد دست آورد خودتان است و خداوند بسيارى را نيز، مىبخشد!پس شايسته آن است كه امروز و هر روز، به كتاب و سنت بازگرديم و وحدت كلمه خود را بر محور كتاب و سنت باز يابيم كه خداى متعال مىفرمايد : فان تنازعتم فى فردوه الى الله و الرسول پس اگر در چيزى نزاع كرديد (حكم) آن را به خدا و رسول بازگردانيد. نساء / 59
نص صريح پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم) بر تعداد امامان (عليه السلام)
حديث عدد امامان :رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) خبر داده است كه، امامانى كه بعد از او مىآيند، دوازده نفرند. اين موضوعى است كه صاحبان كتب صحيح و مسند كه در زير مىآيد، از آن حضرت روايت كردهاند :الف – مسلم در صحيح خود از جابربن سمره روايت كند كه گفت : شنيدم رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) مىفرمود : اين دين هميشه، تا قيام قيامت و تا هنگامى كه دوازده نفر خليفه بر سر شما باشند، استوار وبر پاست. اين خلفا همگى از قريش اند.در روايت ديگرى آمده است : هميشه كار مردم روبراه است…در دو روايت ديگر آمده است : تا آنكه دوازده نفر خليفه بر سر شما باشند.در حديث ديگرى است كه فرموند : تا پايان دوازده نفر (1).و در صحيح بخارى گويد : از پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم) شنيدم كه مىفرمود : دوازده نفر امير و فرماندهاند. راوى گويد : پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم) پس از آن سخنانى فرمود كه من نفهميدم، پدرم گفت : فرمود : همگى آنان از قريش اند.در روايت ديگرى مىگويد : سپس رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) سخنانى فرمود كه بر من پوشيده ماند، از پدرم پرسيدم : رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) چه فرمود؟ پدرم گفت : فرمود : همگى آنان از قريش اند (2).در روايت ديگرى است كه فرمود : دشمنى كسانى كه با آنان دشمنى كنند، زيانى به ايشان نمىرساند (3).ب – در روايت ديگرى است كه رسول خدا فرمود :لا تزال هذه الامه مستقيما امرها، ظاهره على عدوها، حتى يمضى منهم اثنا عشر خليفه كلهم من قريش، ثم يكون المرج او الهرجكار اين امت هميشه به سامان است و پيوسته بر دشمنانشان پيروزند تا آنگاه كه دوازده نفر خليفه، همگى از قريش، در گذرند. پس از آن فساد و خرابى يا فتنه و آشوب خواهد بود (4).ج – در روايت ديگرى آمده است كه فرمود :اين امت دوازده نفر قيم دارد كه هر كس آنان نكند، زيانى به ايشان نرساند، همگى آنان از قريش اند (5).د – در روايت ديگرى فرمود :كار اين مردم تا هنگامى كه دوازده مرد بر آنان ولايت داشته باشند، همواره در جريان است (6).ه – از قول انس روايت كنند كه آن حضرت فرمود :اين دين تا دوازده نفر از قريش باشند، به هيچ روى نابود نگردد، و چون از دنيا برومند، زمين نيز، اهل خود را فرو مىبرد (7).و – در روايت ديگرى فرمود :كار اين است، تا هنگامى كه همه آن دوازده نفر قيام كنند، هميشه قرين پيروزى است. آنان همگى از قريش اند (8).ز – احمد بن حنبل و حاكم و ديگران از مسروق روايت كنند كه گفت : شبى نزد عبد الله بن مسعود نشسته بوديم و او قرآن به ما مىآموخت كه مردى پرسيد : اى ابا عبد الرحمان!آيا از رسول خدا پرسيديد چه تعداد از اين امت به خلافت مىرسند؟ عبدالله گفت : از هنگامى كه به عراق آمدهام، هيچ كس پيش از تو، چنين سوالى از من نكرده است. بعد گفت : ما اين موضوع را (از رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم)) پرسيديم و آن حضرت فرمود : آنان دوازده نفرند، به تعداد نقباى بنى اسرائيل (9).ح – در روايت ديگرى ابن مسعود گويد : رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) فرمود :خلفاى بعد از من به تعدا اصحاب موسى هستند (10).ابن اثير گويد : همانند اين از عبد الله بن عمر و حذيفه و ابن عباس نيز، روايت شده است (11).مولف گويد : نمىدانم مقصود ابن كثير از روايت ابن عباس، همان است كه حاكم حسكانى از ابن عباس روايت كرده يا غير آن است.روايات گذشته صريحا مىگويد : عدد واليان دوازده نفر و همگى از قريش اند. و امام على (عليه السلام) در سخن خود مقصود از قريش در اين روايات را بيان كرده و مىفرمايد :همه امامان از قريش اند و در اين تيره از هاشم (= اهل البيت (عليه السلام)) جايگزين شدهاند، (ولايت) براى غير آنان روانيست و واليان جز ايشان شايسته (ولايت) نباشند (12). و نيز فرمود :اللهم بلى لا تخلوا الارض من قائم لله بحجه اما ظاهرا مشهورا او خائفا مغمورا لئلا تبطل حجج الله و بيناته…خداوندا! آرى، زمين هرگز از قيام كننده به حق براى خدا خالى نخواهد شد، (اين امام قائم) يا پيروز است و نمايان و يا خائف است و پنهان، تا حجتها خدا و نشانههاى روشن الهى نابود نگردد (13)
امامان دوازده گانه در تورات
ابن كثير گويد : در توراتى كه در دست اهل كتاب است موضوعى آمده معناى آن چنين است :خداوند متعال ابراهيم (عليه السلام) را به وجود اسماعيل (عليه السلام) بشارت داد و فرمود : اسماعيل را زيادتى بخشم و نسل او را گسترده گردانم و در بين آنان دوازده نفر را از بزرگان و فرزانگان قرار دهم.و گويد : ابن تيميه گويد : اينان كه به وجودشان بشارت داده شده، همان است كه در حديث جابربن سمره آمده و مقرر گرديده تا در ميان امت پراكنده باشند، و اينكه قيامت بر پا نگردد مگر آنكه موجود شده باشند، و بسيارى از يهوديانى كه به اسلام مشرف شدهاند، اشتباه كرده و پنداشتهاند آنان همان كسانى اند كه فرقه را فضه (= شيعيان دوازده امامى) به سوى آنان دعوت كرده و از ايشان پيروى مىكنند (14).مولف گويد : بشارت مورد اشاره در سفر پيدايشتورات امروزين، باب : (17 شماره 18 – 20) اصل عبرى چنين است :قى ليشماعيل بيرختى اوتو قى هفريتى اوتو قى هربيتى بمئود شنيم عسار نسيئيم يوليد قى نتتيف لگوى گدول (15).ترجمه : اسماعيل را مبارك ساخته و جدا او را بهرهمند و پر بار و كثير و گسترده گردانم، دوازده عدد امام از او پديد آيد و او را به امت بزرگ و عظيمى تبديل خواهم كرد.اين بخش از تورات اشاره به آن دارد كه، مباركى و پربارى و كثرت افراد تنها در نسل اسماعيل (عليه السلام) است.واژه شنيم عسار يعنى : دوازده نفر، كه لفظ عسار اعداد تركيبى كه معدود آن مذكر باشد، مىآيد (16) و معدود در اينجا نسيئيم و مذكر است و با اضافه شدن يم در آخر آن معناى جمع مىدهد. مفرد آن ناسى يعنى : امام و پيشوا و رئيس است (17).و اما سخن خداوند به ابراهيم (عليه السلام) در همان بخش نيز، يعنى عبارت فى نتنيف لگوى گدول، واژه فى نتنيف مركب است از فى كه حرف عطف است، و ناتن كه فعل است و به معناى : قرار مىدهم، و يف كه ضمير است و در آخر فعل آمده به اسماعيل (عليه السلام) باز مىگردد، يعنى : او را (چنين) قرار مىدهم (18). و اما لفظ گوى به معناى امت و مردم است (19)، و گدول به معناى كبير و عظيم (20) و تمام جمله يعنى : او را امت كبير و بزرگى گردانم.از مجموع اين فقره روشن مىگردد كه مقصود از كثرت و بركت در نسل اسماعيل (عليه السلام) دقيقا رسول خدا محمد (صلى الله عليه و آله و سلم) و اهل بيت آن حضرت (عليه السلام) مىباشند، و آنانند كه دنباله و امتداد نسل اسماعيل (عليه السلام) هستند. زيرا، خداوند متعال به ابراهيم (عليه السلام) فرمود : از سرزمين نمرود خارج شده و به شام برود. آن حضرت نيز، همراه با همسرش ساره و لوط به فرمان خدا هجرت كردند و در سرزمين فلسطين فرود آمدند.خداوند متعال ثروت ابراهيم (عليه السلام) را بسيار فزونى بخشيد. ابراهيم گفت : خداوند! من با اين مال بدون اولاد چه كنم؟ خداى متعال به او وحى كرد : من فرزندان تو را به قدرى كثير وبسيار گردانم كه به تعداد ستارگان باشند در آن زمان هاجر كنيزك ساره بود و او را به ابراهيم (عليه السلام) بخشد، هاجر از ابراهيم (عليه السلام) باردار شد و اسماعيل (عليه السلام) را براى او به دنيا آورد. سن ابراهيم (عليه السلام) در آن حال 86 سال بود (21).قرآن كريم در ضمن دعاى ابراهيم (عليه السلام) و در خواست او از خداى متعال، به اين حقيقت روشن اشاره كرده و مىفرمايد : ابراهيم گفت :ربنا انى اسكنت من ذريتى بواد غير ذى زرع عند بيتك المحرم ربنا ليقيموا الصلاه فاجعل افئده من الناس تهوى اليهم و ارزقهم من الثمرات لعلهم يشكرون پروردگارا! من برخى از ذريه خود را در بيابانى خشك، در كنار خانه محترم تو جاى دادم تا نماز را به پاى دارند. پروردگارا! دلهائى از مردمان را به سوى آنان بگردان و آنان را از ثمرات ده باشد كه سپاس گويند. ابراهيم / 37اين آيه كريمه تاكيد مىكند كه ابراهيم (عليه السلام) برخى از ذريه و نسل خود را كه اسماعيل و فرزندان متولد او در مكه بودند، در كنار خانه خدا جاى داد متعال در خواست كرد تا رحمت و هدايت بشر در طول تايخ را بر عهده ذريه و فرزندان او قرار دهد، خداوند نيز دعوتش را پذيرفته و آن را در نسل او، محمد (صلى الله عليه و آله و سلم) و دوازده امام (عليه السلام) قرار است.امام باقر (عليه السلام) دراين باره فرموده است : نحن بقيه تلك العتره و كانت دعوه ابراهيم لنا مائيم بقيه آن (ذريه و) عترت و دعايى ابراهيم (عليه السلام) براى ما بود (22).
فشرده احاديث گذشته
خلاصه آنچه كه گذشت و نتيجه آن اين مىشود كه : تعداد امامان در اين امت دوازده نفر پى در پى هستند، و پس از دوازدهمين امام، عمر اين دنيا پايان مىگيرد.در حديث اول آمده بود : اين دين تا قيامت و تا هنگامى كه دوازده خليفه بر سر شما باشند، استوار و بر پا خواهد بود…اين حديث، مدت برپا بودن اين دين را تعيين، و آن را به برپايى قيامت محدود ساخته و تعداد امامان اين امت را دوازده نفر دانسته است.در حديث پنجم آمده بود : اين دين پيوسته تا زمانى كه دوازده نفر از قريش موجود باشند استوار و بر پاست، و هنگامى كه در گذرند، زمين اهل خود رافرو مىبرد.اين حديث نيز، وجود و بقاى دين را تا پايان عمر آنان را پايان دنيا مىداند.
















هیچ نظری وجود ندارد