مقدمهپس از مباحثی که پیرامون هستی شناسی مطرح میشود، نخستین بحث درعلم کلام، اثبات وجوب واجب یا خداوند متعال است. بحث توحید از اولین بحثهای اصول دین است که خدای منان با تمامی اسماء و صفاتش در این اصل مطرح میشود.یکی از صفات خداوند سبحان صفت «فیض» است که عین ذات اوست و به همین جهت دائما در حال فیض رساندن به جهان هستی است و او را «فیاض» مینامند. از دیگر صفات حضرت حق، صفت «رحمت» است که با رحمت خویش تمامی آفرینش را به عالم وجود وارد کرده است. از دیگر صفات خداوند تبارک و تعالی صفت «هادی» بودن اوست و به همین دلیل همواره هادیانی را برای هدایت خلق خود ارسال مینماید؛ پس با صفت رحمت خلق کرد و با صفت فیض در حال فیض رساندن به جهان هستی است و با صفت هادی بودن پیامبرانی را مبعوث ساخت و در امتداد نبوت، امامت را برای جریان داشتن هدایت و رسیدن فیض به مخلوقات مطرح نمود. نبوت و امامت بزرگترین نعمت خداوند است که مسیر هدایت را بدان وسیله برای همیشه باز نموده و بشر را به سمت کمال و سعادت رهنمون ساخته است و همهی اینها از سر مهر و محبتی است که خداوند نسبت به بندگان خود دارد و به همین دلیل میفرماید: «یا بنی آدم! خلقت الاشیاء لأجلک و خلقتک لأجلی» (الجواهر السنیه/ص ۳۶۱) ای فرزند آدم! همه چیز را برای تو آفریدم و تو را برای خود خلق نمودم. در دعای جوشن کبیر هم در وصف خداوند متعال میخوانیم: «یا حبیب من لا حبیب له یا شفیق من لا شفیق له یا رفیق من لا رفیق له» (مصباح کفعمی/۲۵۴) مفاتیح الجنان: ای دوست کسی که دوستی ندارد! ای مهربان با آن کسی که یار مهربانی ندارد! و ای رفیق با آن کسی که رفیقی ندارد!
خاتمیت و آغاز امامتمسئلهی خاتمیت از ضروریات دین مبین اسلام است و معنای خاتمیت این است که سلسلهی نبوت یا ظهور و بعثت پیامبر اکرم حضرت محمد مصطفی(صلی الله علیه و آله) به آخرین مرتبهی کمال خود رسید و پس از ایشان هرگز پیامبری نخواهد آمد.اما واضح است که انسانها هنوز موجود هستند و بدون تردید نباید سلسلهی هادیان قطع شود که نتیجه آن بازماندن از مسیر کمال است. بنابراین مسئلهی امامت به وجود میآید و به عقیدهی شیعیان، امام کسی است که در امور دین و دنیا، خلیفهی پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله) و جانشین اوست و امام(علیه السلام) هم چون پیامبر به هدایت انسانها میپردازد. به همین دلیل عالیترین صفات پیامبر خاتم(صلی الله علیه و آله) باید در وجود امام تجلی یابد. به همین دلیل امام از عصمت مطلق، علم مطلق، قدرت و شجاعت مطلق و بطور کلی از هر کمال مطلق که برای موجود ممکن و متصور است برخوردار میشود تا در امر هدایت انسانها به سوی مراتب کمال کوتاهی نکند. پس اگر پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) علت پیدایش اسلام است؛ امام(علیه السلام) نیز علت بقای اسلام است، بدون پیامبر(صلی الله علیه و آله) اسلامی به وجود نمیآمد و بدون امامان معصوم(علیه السلام) اسلام پابر جا نمیماند. پس امامت نیز همانند نبوت و توحید یک اصل مسلم و از اصول دین است. به اعتقاد شیعیان، انتخاب امام همانند انتخاب پیامبر تنها در حیطهی اختیارات خداوند است نه کس دیگر! بنابراین واضح است که مسئلهی امامت نیز هم چون مسئلهی نبوت از نشانههای بارز لطف خداوند متعال است و به خاطر همین لطف پیاپی اوست که همواره عالم وجود را از وجود امام بهرهمند میسازد و زمین خود را لحظهای از حجت الاهی خالی نمیگذارد، چرا که امام واسطهی بین خالق و خلق است. مسئلهی هدایت بشر و امامت او از زمان آفرینش عالم با خلق پنج نور مقدس آغاز شد و تا زمانی که عالم وجود به حیات خود ادامه میدهد، هم چنان ادامه دارد. امام باقر(علیه السلام) در ضمن روایت مفصلی فرمودند: «خداوند تبارک و تعالی چهارده هزار سال قبل از خلقت آدم(علیه السلام) چهارده نور از نور عظمت خود آفرید که ارواح ما اهل بیت(علیهم السلام) بود، یعنی محمد، علی، فاطمه، حسن و حسین(علیهم السلام) که نهمین فرزند او قائم و قیام کنندهی اهل بیت خواهد بود.» (بحارالانوار/۲۵/۴و امام صادق(علیه السلام) میفرمایند: «لو لم یکن فی الارض الاّ اثنان لکان الامام(علیه السلام) احدهما». (اصول کافی/ج۱/۲۵۴) اگر بر روی زمین تنها دو نفر باقی بماند یکی از آنان امام معصوم(علیه السلام) است.
مجله ماهنامه امام شناسی شماره ۲۵
















هیچ نظری وجود ندارد