{فمن حاجک فيه من بعد ما جاءک من العلم فقل تعالوا ندع ابنائنا و ابناءکم و نساءنا و نساءکم و أنفسنا و انفسکم ثم نبتهل فنجعل لعنة الله علی الکاذبين} (آل عمران/61)واقعه مباهله که از جریانهای مهم تاریخ اسلام به شمار میرود از زوایای مختلفی قابل توجه و تأمل است. از یک سو در مقام اثبات حقانیت اسلام و تصدیق نبوت و رسالت نبی مکرم اسلام است و از سوی دیگر همه اسلام را در علی(علیه السلام) و همسر و فرزندانش(علیهم السلام) خلاصه میکند و منزلت و فضیلت ایشان را بر همگان آشکار میسازد. این جریان اگر چه در ظاهر، عزت اسلام و ذلت نصاری را نشان میدهد، اما اهمیت ویژه آن در شخصیت امیرالمؤمنین علی(علیه السلام)، حضرت صدیقه طاهره و امام حسن و امام حسین(علیهم السلام) است. آیا وجود شخص پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) با مقام عصمت و در قله فضیلت و نهایت شرافت برای مباهله کافی نبود؟ چه خصوصیتی در این چهار تن وجود داشت که پیامبر مأمور بودند ایشان را همراه خود ببرند؟ اگر بنا بر همراهی اشخاص دیگری همراه پیامبر بود مگر نه این است که پیامبر همسرانی داشتهاند و اصحاب حضرت نیز در آن زمان کم نبودهاند، چرا همسران و شخصیتهای برجسته اصحاب خویش و یا معمرین را برای مباهله نیاوردند؟ از همه بالاتر چه ویژگی خاصی در امیرالمؤمنین(علیه السلام) بود که به منزله جان پیغمبر استحقاق حضور در این مهم را داشته است؟ پاسخ این سوال را در چند مقام پی میگیریم.
1 – بزرگان مفسرین اهل تسنن اعتراف کردهاند که این آیه دلالت بر فضیلت و برتری اهل بیت پیغمبر دارد زمخشری مینویسد: «در این آیۀ شریفه دلیل برتری اصحاب کساء است که قویتر از آن دلیلی نیست». (کشاف/1/ 397)نظام الدین نیشابوری مینویسد: «شکی نیست که آیه بر برتری اصحاب کساء دلالت دارد به همین جهت پیامبر ایشان را با خود همراه ساخت و در یادآوری آنها را مقدم کرد». (تفسیر غرائب القرآن/2/179)و نیز آلوسی مینویسد: دلالت آیۀ شریفه بر فضیلت آل الله و رسول الله از مواردی است که مؤمن در آن تردید نمیکند و دشمنی با آن ایمان را از بین میبرد. (روح المعانی/3/249)
2 – حضور اهل بیت تأثیر بسزائی در انجام مباهله داشت چنانکه در روایات آمده است پیامبر اکرم به ایشان فرمودند: «زمانیکه من دعا کردم شما آمین بگویید» (تفسیر کبیر، فخر رازی/8/80)پس جمع شدن این چهارتن در کنار پیامبر(صلی الله علیه و آله) و آمین گفتنشان در استجابت دعا دخیل بوده است و در حقیقت پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) برای استجابت دعا ایشان را واسطه بین خود و خداوند قرار داده است. و این با أقرب بودن پیامبر به خداوند منافات ندارد چرا که هر انسان مقربی در دعا به ابزاری تمسک میجوید مثلاً اسماء حسنای الاهی را میآورد و عظمت او را یاد میکند و این گونه موارد در ادعیه اهل عصمت فراوان است، گویا اسقف نجران هم به این مسئله پی برده بود و خطر مباهله با این گروه را فهمیده بود، لذا گفت: من چهرههایی را میبینم که اگر از خدا بخواهند کوهی را نابود کند، چنین خواهد شد. (تفسیر کبیر، فخر رازی/8/80) بنابراین واقعه مباهله نشانگر ارزش والا و مقام ویژه این افراد نزد خداوند متعال است که ایشان را ملازم رسول خود قرار داده و فضل ایشان را بر سایرین نیز آشکار ساخت.
3- خداوند متعال با واژه «انفسنا» که به تواتر احادیث مسلمین، بر امیرالمومنین علی(علیه السلام) تطبیق شده، و ایشان را به منزله جان پیامبر(صلی الله علیه و آله) معرفی میکند و این تعبیر عجیب بیانگر مساوات علی(علیه السلام) با پیامبر و در نتیجه امامت و خلافت بلافصل آن حضرت است. چرا که افضلیت با امامت ملازمت دارد و با وجود افضل یا فاضل نوبت به مفضول نمیرسد چنانکه عقل و نقل به آن تصدیق دادند. هر عقل سلیمی قبح تقدیم مفضول بر فاضل را میفهمد و قرآن کریم هم به این مسئله ارشاد دارد. {أفمن يهدی الی الحق أحق أن يتبع أمن لا يهدی إلاّ ان يهدی فما لکم کيف تحکمون} (آیا کسی که به سوی حق هدایت میکند برای پیروی کردند شایستهتر است یا کسی که خود هدایت نمیشود مگر اینکه هدایتش کنند؟ شما را چه میشود چگونه داوری میکنید؟) (یونس/35)علمای امامیه نیز از قدیم بر دلالت این آیۀ شریفه بر امامت امیر المؤمنین(علیه السلام) اذعان داشته و به آن استدلال مینمودند که به برخی از اقوال اشاره میکنیم: شیخ مفید پس از نقل جریان مباهله میگوید: خداوند متعال در آیۀ مباهله، علی(علیه السلام) را نفس پیغمبر(صلی الله علیه و آله) معرفی کرده است، معلوم میشود که امیرالمؤمنین آخرین درجه فضیلت را داراست و در عصمت و کمال همتای پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) است. (الارشاد/1/170)علامه حلی مینویسد: همه مفسران اتفاق نظر دارند که «ابناءنا» اشاره به امام حسن و امام حسین‘ و «نساءنا» اشاره به حضرت فاطمه زهرا(علیها السلام) و «انفسنا» اشاره به امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) است، پس خداوند او را به منزله جان پیامبر(صلی الله علیه و آله) قرار داده است و مقصود مساوات این دو شخصیت است. بنابراین امیر المؤمنین(علیه السلام) هم مانند پیامبر(صلی الله علیه و آله) اکمل و اولی بالتصرف است. (نهج الحق و کشف الصدق/177)مرحوم علامه مجلسی پس از توضیح مناشده امیرالمؤمنین بر حدیث مباهله میفرماید: همانگونه که ثابت شد مقصود از نفس رسول الله(صلی الله علیه و آله) در آیۀ شریفه، نفسیت حقیقی به معنای اتحاد حقیقی دو وجود نمیتواند باشد نزدیکترین معنای مجازی به حقیقت آن است که بگوییم: رسول الله(صلی الله علیه و آله) و امیر المؤمنین(علیه السلام) در صفات و کمالات با یکدیگر مشترکند و تنها نبوت از آن استثناء شده است. از جمله آن صفات و کمالات، وجوب اطاعت و ریاست بر عامه خلق و برتری بر سایرین است. اگر از این سخن هم تنزل کنیم، معنای مجازی شایع در استعمال این لفظ «انفسنا» آن است که بگوییم این مرد عزیزترین و محبوبترین فرد به رسول الله(صلی الله علیه و آله) است تا حدی که نفس او به شمار میآید. پس بر أفضیلت و امامت امیرالمؤمنین(علیه السلام) دلالت میکند. (بحار/35/268)بنابر این آنچه ذکر شد نتیجه میگیریم واقعه مباهله بیانگر افضلیت اهل بیت پیغمبر(صلی الله علیه و آله) و جایگاه ویژه خمسه طیبه(علیهم السلام) نزد خداوند متعال است و نیز دلالت بر امامت و خلافت بلافصل امیرالمؤمنین(علیه السلام) بعد از رسول الله(صلی الله علیه و آله) دارد.
مجله ماهنامه امام شناسی شماره 26

















هیچ نظری وجود ندارد