۳۱ فروردین ۱۴۰۵

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home ائمه شیعه امام صادق (ع)

امام ‏جعفر‏صادق(ع) در متون اهل سنت

0
SHARES
0
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

اشاره:

در جهان اسلام پنج مذهب فقهی به نام‏های حنفی، شافعی، حنبلی، مالکی و جعفری وجود دارد. مذهب جعفری منسوب به جعفر‏بن محمد الصادق(علیه السلام) است. امام صادق(علیه السلام)، ششمین امام از امامان اهل‏بیت رسول‏الله(ص) هستند که کنیه‏شان ابوعبدالله است. پدرشان امام محمدباقر(علیه السلام)، فرزند امام زین‏العابدین(علیه السلام) پسر امام حسین‏بن علی‏بن ابی‏طالب است. بخاری در تاریخ خود گفته است: «جعفر‏بن محمد، در سال هشتاد هجری متولد شده و در سال یکصد و چهل‏ و هشت وفات نموده است» (نووی، ۱۹۹۶م، ص ۱۵۵). هدف از این مقاله کوتاه، شرح دیدگاه علمای اهل‏سنت درباره امام جعفر‏بن محمد الصادق(علیه السلام) و بیان جایگاه و مقام ایشان در نزد اهل‏سنت است.

 اوصاف امام صادق(علیه السلام)

در کتاب‏های اهل سنت افزون بر ذکر فضایل اهل‏بیت(علیه السلام)، امام جعفر‏بن محمد الصادق(علیه السلام) با عناوین و عباراتی بزرگ و پرمعنا توصیف‏ شده است. این اوصاف و عناوین، حاکی از جلالت و بزرگواری ایشان در نسب و حسب است و بر مقام فوق‏العاده‏ی معنوی و علمی این امام دلالت دارد.

ابن عبدالبر در تعریف ایشان چنین می‏گوید: «جعفر‏بن محمد‏بن علی‏بن ابی‏طالب رضی‏الله‏عنهم، کنیه‏اش ابوعبدالله و مادرش فروه، دختر قاسم پسر محمد‏بن ابابکر صدیق است و او، آن جعفری است که معروف به صادق است و او ثقه، امین، عاقل، حکیم، بسیار باتقوا و صاحب فضلی بوده که مذهب جعفری منسوب به اوست» (یوسف‏بن عبدالله، ۱۳۸۷ق، ص ۶۶).

نووی، دانشمند معروف اهل سنت نیز ایشان را این‏گونه توصیف می‏کند: «او امام ابوعبدالله جعفر‏بن محمد‏بن علی‏بن الحسین‏بن علی‏بن ابی‏طالب رضی‏الله‏عنهم، هاشمی، مدنی و صادق است. محمد‏بن اسحاق و یحیی انصاری و مالک و ابن جریح و شعبه و یحیی القطان و دیگران از او نقل حدیث کرده‏اند و همگی اتفاق بر امامت و جلالت و سیادت او دارند. عمرو‏بن ابی المقدام گفته است که هرگاه به جعفر‏بن محمد نظر می‏کردم، می‏دانستم که او از سلاله انبیاست (نووی، ۱۹۹۶م، ص ۱۵۵).

شیخ عطار در کتاب تذکرهالاولیاء که در شرح حال عرفا و اولیاء نگاشته است، از امام صادق(علیه السلام) آغاز می‏کند و می‏گوید: «آن سلطان ملت مصطفوی، آن برهان حجت نبوی، آن عامل صدیق، آن عالم تحقیق، آن میوه دل اولیاء، آن جگر گوشه انبیاء، آن ناقد علی، آن وارث نبی، آن عارف عاشق: جعفر الصادق رضی‏الله عنه.»

وی همچنین می‏گوید: «ذکر انبیاء و صحابه و اهل‏بیت نیاز به کتاب جداگانه دارد، اما در این کتاب که شرح اولیاء است به سبب تبرک به صادق ابتدا می‏کنیم.» و سپس ادامه می‏دهد: «چون ذکر او کرده شود، از آن ‏همه بود. نه بینی که قومی که مذهب او دارند، مذهب دوازده امام دارند؛ یعنی یکی دوازده است و دوازده یکی. اگر تنها صفت او گویم، به زبان و عبارت من راست نیاید؛ که در جمله علوم و اشارات و عبارات بی‏تکلّف به کمال بود و قدوه جمله‏ی مشایخ بود و اعتماد همه بر وی بود و مقتدای مطلق بود، هم الهیان را شیخ بود و هم محمدیان را امام و هم اهل ذوق را پیشرو و هم اهل عشق را پیشوا. هم عبّاد را مقدّم و هم محمدیان را مکرم، هم صاحب تصنیف حقایق، هم در لطایف تفسیر و اسرار تنزیل بی‏نظیر بود… و عجب دارم از آن قوم که ایشان خیال‏بندند که اهل سنت و جماعت را با اهل‏بیت چیزی در راه است … و من آن نمی‏دانم که کسی در خیال باطل مانده است. آن می‏دانم که هر که به محمد ایمان دارد و به فرزندانش ندارد به محمد ایمان ندارد. تا به حدی که شافعی در دوستی اهل‏بیت به حدی بوده است که به رفضش نسبت کردند و محبوس کردند و او را در آن معنی شعری سروده است و یک بیت آن این است:

لو کان رفضا حب آل محمد

فلیشهد الثقلان انی رافض

یعنی: اگر دوستی آل محمد رفض است، گو جمله انس و جن گواهی دهید به رفض من.

(عطار، ۱۳۸۴ش، ص ۱۰)

با توجه به آنچه بیان شد، کسانی که می‏پندارند اهل سنت و جماعت به مقام علمی و معنوی اهل‏بیت رسول خدا(ص) اعتقاد ندارند، با کمال بی‏انصافی مرتکب تهمت آشکار گردیده‏اند. زیرا شدت ارادت و محبت اهل سنت نسبت به اهل‏بیت از احادیثی که در این موضوع از رسول خدا(ص) در کتاب‏های‏شان نقل کرده‏اند بهتر و بیشتر روشن می‏گردد. به‏عنوان نمونه، ابن حبان بستی در صحیح خود از پیامبر اسلام(ص) نقل نموده است که فرمود: «به آن‏کسی قسم می‏خورم که جان من در دست اوست، هیچ‏کسی با ما اهل‏بیت دشمنی نمی‏کند مگر این‏که خدای متعال او را داخل جهنم کند» (بستی، ۱۴۱۴ق، ص ۴۳۵، حدیث ۲۵۷۸)

ç عبادت و تقوای امام صادق(علیه السلام)

امام جعفر صادق(علیه السلام) با جان و دل، بنده واقعی خداوند بود و لحظه‏ای از عبادت خدا غافل نبوده است. مالک(ره) درباره عبادت آن حضرت می‏گوید: «من ندیدم او را مگر بر سه خصلت، یا نمازگزار بود یا روزه‏گیر و یا این‏که قرآن می‏خواند؛ و ندیدم او را که بدون طهارت(وضو) حدیثی از رسول‏الله(ص) نقل کند؛ و درباره چیزی که سودی نداشت سخن نمی‏گفت؛ و از عالمان عابد و زاهدی بود که از خداوند می‏ترسند. همانا سالی با او حج انجام دادم و چون به شجره (محلی است در اطراف مکه که حاجیان در آن‏جا احرام می‏بندند) رسید، محرم شد، پس هر گاه می‏خواست تهلیل بگوید حالت غش و بی‏هوشی بر او عارض می‏گردید. من به او گفتم آیا این حالت حتماً باید بر تو عارض شود؟ او با اکرام و چهره شادمان به من گفت: ای پسر ابی‏عامر من می‏ترسم از این‏که بگویم «لبیک اللهم لبیک» خداوند بگوید «لا لبیک و لا سعدیک» (یوسف‏بن عبدالله، ۱۳۸۷ق، ص ۶۷)

به گفته ابونعیم، ابوعبدالله جعفر‏بن محمد الصادق(علیه السلام) امام ناطق بود و صاحب زمام ولایت بود که به عبادت و فروتنی رو آورده و عزلت و خشوع را اختیار کرده بود (ابو نعیم، ۱۴۰۵ق، ص ۱۹۲).

ç علم و فضل امام(علیه السلام)

فضل و علم امام صادق(علیه السلام) بر ارباب علم و دانش پوشیده نیست. این مطلب در کتاب‏های مختلف مربوطه بیان گردیده است. در اینجا به‏عنوان نمونه به آنچه در برخی کتاب‏های اهل سنت آمده است اشاره می‏شود.

محمد بستی می‏گوید: «و کان من سادات اهل‏البیت فقها و علما و فضلا روی عنه الثوری و مالک و شعبه و…؛» یعنی امام صادق(علیه السلام) از نظر فقه، علم و فضل از سادات اهل ‏بیت(علیه السلام) بود و ثوری و مالک و شعبه و راویان زیادی از او نقل حدیث کرده‏اند (بستی، ۱۳۹۵ق، ص ۱۳۱).

از همه مهم‏تر، ابوحنیفه، رئیس مذهب حنفی که امروز در جامعه اسلامی بیشترین پیرو را دارا است، امام صادق(علیه السلام) را فقیه‏ترین کسی معرفی نموده که در زندگی‏اش دیده است. حسن‏بن زیاد می‏گوید که از ابوحنیفه، از فقیه‏ترین کسی که او دیده است، سؤال شد، او در جواب گفت: «ما رأیت احدا افقه من جعفر‏بن محمد» یعنی هیچ‏کسی را فقیه‏تر از جعفر‏بن محمد ندیده است. او این مطلب را زمانی متوجه شد که او را به دستور منصور خلیفه عباسی آزمود، وقتی ‏که منصور از ابوحنیفه می‏خواهد چهل سؤال مشکل را آماده کرده و از امام صادق(علیه السلام) بپرسد، ابوحنیفه چنین می‏کند و بعد از پاسخ‏های امام بر مبنا و نظرهای تمام مذاهب اسلامی، ابوحنیفه می‏گوید: من قبلاً روایت کرده بودم که داناترین مردم، عالم‏ترین آنان به اختلاف مردم است (قرشی، بی‏تا، ص ۲۸۶؛ جرجانی، ۱۴۰۹ق، ص ۱۳۲؛ مزی، ۱۴۰۰ق، ص ۷۹؛ ذهبی، ۱۴۱۳ق، ص ۲۵۷). مراد امام ابوحنیفه این است که هر کسی که مسلط بر آراء و نظرات تمام مذاهب اسلامی بوده و بر اختلافات بین آنان آگاهی داشته باشد، عالم‏ترین فقیه اسلامی است و امام صادق(علیه السلام) چون علم کامل بر اختلاف آراء و فتاوای همه مذاهب داشته است، پس او فقیه‏تر از همه است.

افزون بر این‏که در متون اهل سنت از امام صادق(علیه السلام) روایات فراوانی نقل‏شده است، در تفسیر نیز از آراء آن حضرت استفاده ‏شده است که به نمونه‏هایی از آن اشاره می‏شود:

سیوطی در ذیل آیه «وَاشْکُرُوا لِی وَلا تَکْفُرُونِ» (بقره، ۱۵۲) سخنی از امام صادق(علیه السلام) نقل می‏کند که آن حضرت فرمود: «شکر کسی را که به شما نعمت می‏دهد انجام دهید؛ زیرا هنگامی ‏که شکر منعم را انجام دهی، نعمت‏ها بی‏پایان می‏گردد و اگر کفران ورزی، نعمت‏ها بقا پیدا نمی‏کند. شکر موجب فراوانی در نعمت و امان از غیر می‏شود.» (سیوطی، ج ۱، ۱۹۹۳م، ص ۳۷۴)

سمرقندی در تفسیر آیات آخر سوره آل‏عمران که شامل دعاهای متعددی می‏شود و به «إِنَّکَ لا تُخْلِفُ الْمِیعَادَ» (آل عمران، ۱۹۴) ختم می‏گردد، این سخن را از امام صادق(علیه السلام) نقل می‏کند که هر که خدا را به این دعاها بخواند، حتماً دعاهایش به اجابت می‏رسد؛ زیرا خداوند به دعا کننده‏ها فرموده است: «أَنِّی لا أُضِیعُ عَمَلَ عَامِلٍ مِنْکُمْ» (آل عمران، ۱۹۵) یعنی ثواب عمل کسی را که در طاعت من آن را انجام داده است، باطل نمی‏کنم حالا می‏خواهد این کس مرد باشد یا زن (سمرقندی، بی‏تا، ج ۱، ص ۳۰۰).

سمعانی در ذیل آیه «لَوْلا أَنْ رَأَى بُرْهَانَ رَبِّهِ» (یوسف، ۲۴) که در داستان حضرت یوسف(علیه السلام) آمده، می‏گوید که امام صادق گفته است معنای برهان در این آیه این است که در خانه زن(زلیخا) بتی وجود داشت و او برخاست با پارچه‏ای آن را پوشاند. حضرت یوسف(علیه السلام) به او گفت چرا این کار را کردی؟ او پاسخ داد که من از آن حیا می‏کنم مرا ببیند که مرتکب معصیت می‏شوم. حضرت یوسف گفت پس شایسته‏تر است من از پروردگارم حیا کنم؛ و این را گفت و فرار کرد. (سمعانی، ۱۴۱۸ق، ج ۳، ص ۲۳)

سیوطی به نقل از ابن عباس و ابن عمر می‏گوید که پیامبر(ص) فرمود که خداوند دارای ۹۹ اسم است، هر که آن‏ها را برشمرد داخل بهشت می‏شود. از جعفر‏بن محمد الصادق(علیه السلام) از این اسم‏های نودونه‏گانه پرسیده شد، او در جواب گفت تمام این اسم‏ها در قرآن است. در سوره فاتحه، پنج اسم که عبارت‏اند از «یا الله، یارب، یا رحمن، یا رحیم، یا مالک» و در سوره بقره سی‏وسه اسم است و همین‏طور تا آخر قرآن ۹۹ اسم خدا را از سوره‏های آن برشمردند (سیوطی، ۱۹۹۳م، ج۳، ص ۶۱۵) که مجالی برای ذکر آن‏ها در این مقاله وجود ندارد.

ç سخنان و نصایح

امام صادق(علیه السلام) مانند اجداد طاهرین خود تمام عمرش را در راه ارشاد و رستگاری امت اسلامی و بالا بردن سطح علمی جامعه بشری سپری نمود و دلسوزانه با پیروی از رهنمود‏های جدش رسول خدا(ص) در هدایت مردم کوشید و به همین جهت است که سخنان و نصایح حکیمانه‏ی زیادی از آن حضرت به ارث مانده است. امروز این میراث ارزشمند اسلامی، مایه افتخار مسلمانان در جهان است و نه‏تنها مسلمانان، بلکه همه بشریت می‏توانند گفتار و کردار این امام مسلمانان را سرمشق زندگی خود قرار داده و از تاریکی‏های جهل و نادانی، خود را رهایی داده و از لذت نور علم و هدایت بهره‏مند شوند.

سخنان امام صادق(علیه السلام) شامل حوزه‏های اعتقادی، اخلاقی، عبادی، اجتماعی و علمی می‏شود. در این زمینه به چند نمونه‏ از این سخنان و نصایحی که در کتاب‏های اهل سنت منعکس‏شده اشاره می‏کنیم.

از جعفر‏بن محمد از کیفیت خدا پرسیده شد، در جواب گفت: «نور لا ظلمه فیه و علم لا جهل فیه و حیات لا موت فیه» (حسین‏بن محمد، ۱۴۲۰م، ج ۲، ص ۴۱۰)؛ یعنی خدا نوری است که هیچ تاریکی‏ای در آن نیست و علمی است که جهلی در آن وجود ندارد و زندگی است که مرگی در آن نیست.

امام صادق(علیه السلام) مردم را به جلب رضای خدا توصیه نموده و می‏گوید: «مردم را با چیزی که خدا را به سخط می‏آورد، راضی نکنید و آنان را به خاطر چیزی که خدا به شما نداده است، نکوهش و مذمت نکنید و آنان را به خاطر رزقی که خداوند به آنان داده ستایش نکنید؛ زیرا رزق و روزی چیزی است که به ‏وسیله حرص حریص به دست نمی‏آید و به ‏وسیله تنفر متنفر رد نمی‏شود. اگر یکی از شما از رزق فرار کند، همان‏گونه که از مرگ فرار می‏کند، همانا رزقش او را درک خواهد نمود، همانند مرگ که او را درک می‏کند.» (مالکی، ۱۴۲۳ق، ج ۱، ص ۴۹۴)

امام صادق(علیه السلام) استحکام روابط اجتماعی و ایجاد اعتماد و برادری بین افراد جامعه را بر نفی ظلم و دروغ و وعده‏خلافی منوط می‏داند و می‏گوید: «کسی که سه خصلت در او باشد، چهار چیز نسبت به او بر مردم واجب می‏گردد: در هنگام معاشرت با آن‏ها بر آنان ظلم نکند و در هنگام سخن گفتن با آن‏ها به آنان دروغ نگوید و در هنگام وعده دادن به آن‏ها با آنان وعده‏‏ی خلافی نکند و در این صورت بر مردم است که عدل او را آشکار سازد و مروّت او را به کمال رساند و برادری او بر آنان واجب می‏گردد و غیبتش بر آنان حرام می‏شود.» (بستی، ۱۳۹۷،ج ۱، ص ۱۰۲)

ایشان در سخنی دیگری گفته‏اند: «لا زاد افضل من التقوی و لا شئ احسن من الصمت و لا عدو اضر من الجهل و لا داء ادوی من الکذب» (احمد‏بن عبدالله، ۱۴۰۵ق، ج ۳، ص ۱۹۶) یعنی هیچ توشه‏ای بالاتر از تقوی نیست و هیچ‏ چیزی نیکوتر از سکوت نیست و هیچ دشمنی ضررناک‏تر از جهل نیست و هیچ دردی ناخوش‏تر از دروغ نیست.

ç سفیان ثوری و امام صادق(علیه السلام)

سفیان ثوری یکی از عرفای اهل سنت است که در زمان امام(علیه السلام) می‏زیسته و از شاگردان آن حضرت بود که بیشترین تعامل را با ایشان داشته است. روزی سفیان به امام(علیه السلام) می‏گوید: از نزد تو برنمی‏خیزم، مگر بعد از این‏که با من سخنی بگویی. او گفت با تو سخن خواهم گفت و سخن گفتن زیاد، خیری به تو نمی‏رساند. ای سفیان! هنگامی ‏که خداوند به تو نعمتی داد و تو دوام و بقاء آن را دوست داشته باشی، پس حمد و شکر خدا را بر آن زیاد گردان، زیرا خداوند عز و جل در کتابش فرموده: «لَئِنْ شَکَرْتُمْ لَأَزیدَنَّکُمْ» (ابراهیم، ۷) و هنگامی که رزق را به کندی در می‏یابی، استغفار را زیاد کن، زیرا خداوند متعال در کتابش فرموده: « اسْتَغْفِرُوا رَبَّکُمْ إِنَّهُ کانَ غَفَّاراً* یُرْسِلِ السَّمَاء عَلَیْکُم مِدْرَارًا* وَ یُمْدِدْکُمْ بِأَمْوالٍ وَ بَنینَ وَ یَجْعَلْ لَکُمْ جَنَّاتٍ وَ یَجْعَلْ لَکُمْ أَنْهاراً» (نوح، ۱۰-۱۲) ای سفیان، اگر گرفتار شر پادشاه یا غیر او شدی، پس گفتن لاحول و لا قوه الا بالله را زیاد کن، زیرا که آن کلید گشایش و گنجی از گنج‏های بهشت است. (ابونعیم، ۱۴۰۵، ج ۳، ص ۱۹۳)

از نظر امام صادق(علیه السلام)، یک مسلمان در برابر مردم و در میان جامعه باید ظاهر آراسته داشته باشد و نباید با قیافه غیرمعروف و لباس‏های ژولیده در میان آنها خودنمایی کند، چه این‏که این کار بوی ریا و مردم‏فریبی را با خود حمل می‏کند. اخلاصی که ناشی از دیانت است باید فقط برای خدا انجام گیرد. سفیان ثوری می‏گوید: روزی بر جعفر‏بن محمد وارد شدم که لباس فاخری پوشیده بود و با تعجب به او نگاه می‏کردم که به من گفت ای ثوری، چرا به من خیره شده‏ای؟ شاید از چیزی که بر تن من دیده‏ای تعجب می‏کنی؟ گفتم: ای پسر رسول خدا، این نه لباس توست و نه لباس پدران تو! او به من گفت: ای سفیان آنان در زمانی بودند که زندگی سخت و بخورونمیری داشتند و مطابق با آن عمل می‏کردند؛ و حالا زمانی است که همه‏چیز فراوان شده است. سپس آستینش را بالا کشید که در زیر آن لباسی از پشم سفید پوشیده بود؛ و به من گفت ای ثوری! این را برای خدا پوشیده‏ام و این را برای شما. آنچه را که برای خداست پنهان کرده و آنچه را که برای شماست آشکار نموده‏ام. (همان)

ç فرازهایی از وصیت امام به فرزندش موسی‏بن جعفر

معمولاً وصیت‏های مردم به امور مادی و ارث‏ و میراث و کارهای انجام ‏نشده تعلق دارد؛ و از طرف وصیت‏کننده، سفارش‏ها و توصیه‏هایی به وصی می‏شود که بر طبق وصیت او عمل کرده و در انجام آنها کوتاهی نکند؛ اما بزرگان دین توجه خاصی به امور دینی و معنوی و هدایت و ارشاد مردم داشتند و به همین جهت، وصیت امام صادق(علیه السلام) به فرزندش امام موسی کاظم(علیه السلام)، به امور معنوی و اخلاقی مربوط می‏شود. مخاطب این وصیت، در ظاهر اگرچه فرزندشان امام کاظم(علیه السلام) است، ولی در حقیقت آموزه‏های آن متوجه همه مسلمانان بوده و برای همگان، چراغ راه‏های تاریک در این دنیا است. در اینجا مناسب است که برخی از فرازهای وصیت‏نامه امام(علیه السلام) ذکر گردد.

آن‏گونه که نقل‏شده است؛ امام در روزهای واپسین عمر خود به فرزندش خطاب می‏کند: ای پسرکم! وصیتم را بپذیر و آن را حفظ کن؛ زیرا اگر آن‏ها را حفظ کنی، زندگی با سعادت و مرگ نیکو خواهی داشت.

ای پسرکم! کسی که به آنچه خداوند قسمتش کرده راضی باشد، بی‏نیاز خواهد بود و کسی که چشمانش به مال دیگران دوخته، فقیر خواهد مرد و کسی که راضی نباشد به آنچه خداوند قسمتش نموده، خدا را در قضایش متهم کرده است. کسی که لغزش خود را کوچک شمارد، لغزش دیگران را بزرگ می‏شمارد و کسی که لغزش دیگران را کوچک بشمارد، لغزش خود را بزرگ می‏شمارد.

ای پسرکم! کسی که حجاب دیگران را بردارد، عورات خانه‏اش آشکار شود و کسی که شمشیر بغاوت را برکشد، با همان شمشیر کشته خواهد شد و کسی که در جمع سفیهان داخل شود، حقیر گردد و کسی که با عالمان هم‏نشین شود، بزرگ گردد و کسی که به‏ جاهای بد داخل شود، متهم گردد.

ای پسرکم! بپرهیز از این‏که مردم را ناچیز شماری که تو را ناچیز خواهد شمرد و بپرهیز از داخل شدن به‏ جاهایی که تو را کمک نمی‏کند که باعث ذلت تو خواهد شد.

ای پسرکم! حق را بگو چه به سودت باشد و چه به زیانت.

ای پسرکم! تلاوت کننده کتاب خدا و فاش کننده اسلام و امر کننده به معروف و نهی‏کننده از منکر و وصل‏کننده قطع رحم و آغازکننده سخن با کسی که با تو سخن نمی‏گوید و عطاکننده به سائل باش…

ای پسرکم! اگر زیارت می‏کنی، بهترین‏ها را زیارت کن و فجار را زیارت مکن که آنان صخره‏ای هستند که آبش بیرون نیاید و درختی هستند که برگ‏های‏شان سبز نشود و زمینی هستند که گیاهش آشکار نگردد. (همان، ص ۱۹۵)

ç نتیجه ‏گیری

در پایان، از آنچه در این مقاله به ‏طور اجمال بیان گردید، این نتیجه را می‏توان گرفت که امام صادق(علیه السلام) در میان همه مسلمانان از جایگاه معنوی و علمی فوق‏العاده برخوردار ‏است و دارای مقام رفیع و شامخ در نزد آنان است. ایشان در راه هدایت و ارشاد مسلمانان در حوزه‏های علم و عمل از هیچ تلاشی فروگذار نکرده و با غنی نمودن فرهنگ و تمدن اسلامی باعث بالندگی مسلمانان در جهان گردیده است.

فهرست منابع:

  1. ابو عمر، یوسف‏بن عبدالله، التمهید لابن عبدالبر، مغرب، وزارت عموم اوقاف و شئون اسلامی، ۱۳۸۷ق.
  2. ابونعیم، احمد‏بن عبدالله، حلیه‏الاولیاء و طبقات‏الاوصیاء، بیروت، دارالکتاب العربی، ۱۴۰۵ق.
  3. ابوالقاسم، حسین‏بن محمد، محاضرات الادباء، بیروت، دارالقلم، ۱۴۲۰ ق.
  4. بستی، محمد ابن حبان، صحیح ابن حبان، بیروت، موسسه الرساله، چ ۲،۱۴۱۴ ق-۱۹۹۳ م.
  5. _________________، الثقات، ج ۶ دارالفکر، ۱۳۹۵ ق-۱۹۷۵ م.
  6. __________________، روضه العقلاء بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۳۹۷ ق-۱۹۷۷ م.
  7. جرجانی، عبدالله‏بن عدی، الکامل فی ضعفا الرجال، بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۹ ق-۱۹۸۸ م.
  8. ذهبی، محمد‏بن احمد، سیر اعلام النبلاء، بیروت، موسسه الرساله، چ۹، ۱۴۱۳ ق.
  9. سمرقندی، نصر‏بن محمد ابو لیث، تفسیر سمرقندی، بیروت، دارالفکر، بی‏تا.
  10. سمعانی، منصور‏بن محمد، تفسیر سمعانی، ریاض، دارالوطن، چ۱، ۱۴۱۸ ق-۱۹۹۷ م.
  11. سیوطی، عبدالرحمن جلال‏الدین، الدرالمنثور، بیروت، دارالفکر، ۱۹۹۳ م.
  12. عطار، فریدالدین، تذکره‏الاولیاء، تهران، بهزاد، ۱۳۸۴ ش.
  13. قرشی، عبدالقادر‏بن ابی الوفا، الجواهر المضیئه فی طبقات الحنفیه، کراچی، میر محمد کتاب خانه.
  14. مالکی، ابوبکر احمد‏بن مروان، المجالسه و جواهرالعلم، بیروت، دار ابن حزم، ۱۴۲۳ ق.
  15. مزی، یوسف‏بن زکی، تهذیب الکمال، بیروت، موسسه الرساله، ۱۴۰۰ ق-۱۹۸۰ م.
  16. نووی، محی الدین‏بن شرف، تهذیب الاسماء واللغات، بیروت، دارالفکر، ۱۹۹۶ م
برچسب ها: امام صادق علیه السلام
نوشته قبلی

عبادت و تقوای حضرت امام کاظم علیه السلام

نوشته‌ی بعدی

جایگاه علمی امام صادق (ع) در نزد دیگران

مرتبط نوشته ها

بزرگان اهل سنّت در جمع شاگردان امام صادق (ع)
امام صادق (ع)

شهادت امام صادق علیه السلام

شاگردان امام صادق علیه السلام
امام صادق (ع)

امام صادق (ع) از نگاه شاگردان

شاگردان امام صادق علیه السلام
امام صادق (ع)

امام جعفر صادق (ع) و تأسیس مذهب شیعه

خطوط اصلی زندگی امام صادق (ع)
امام صادق (ع)

امام صادق (ع) و اتحاد اسلامی

سیرى در سیره امام صادق (ع)
امام صادق (ع)

سیرى در سیره امام صادق (ع)

سیره قرآنی امام جعفر صادق (ع)
امام صادق (ع)

سیره قرآنی امام جعفر صادق (ع)

نوشته‌ی بعدی

جایگاه علمی امام صادق (ع) در نزد دیگران

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

حماسه حسینی و انقلاب اسلامی

حماسه حسینی و انقلاب اسلامی

نظم جدید و قدرت جهانی ایران

نظم جدید و قدرت جهانی ایران

سیره اخلاقی امام هادی (ع)

نامه های امام هادی (ع)

امام علی علیه السلام و عدالت

امام علی علیه السلام و عدالت

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا