اهلبيت × مخزن علوم و اسرار الهى
تبيين ابعاد قرآن و احكام الهى نياز به علومى دارد كه نمىتوان آنها را از طريق حس و عقل به دست آورد، بلكه بايد از وحى گرفت و چنين شخصى بايد ويژگى خاص و آمادگى روحى داشته باشد تا بتواند با آموزش وحى، مخزن علوم و اسرار الهى گردد. اين شخص رسول خدا | است.
امام على × بعد از رسول خدا | اهل بيت آن حضرت را مخزن اسرار و علومالهى مىداند كه به طور مسلم اينان اين علوم را از رسول خدا | گرفتهاند.
به اين كلام توجه كنيد:
«عن علي ×: هم موضع سرّه و لجأ امره و عيبة علمه و موئل حكمه و كهوف كتبه و جبال دينه، بهم اقام انحناء ظهره و اذهب ارتعاد فرائصه.»([1])
عترت پيامبر | جايگاه اسرار خداوندى و پناهگاه فرمان الهى و مخزن علم خدا و مرجع احكام اسلامى و نگهبان كتابهاى آسمانى و كوههاى هميشه استوار دين خدايند. خداوند به وسيله اهلبيت× پشت خميده دين را راست نمود و لرزش و اضطراب آن را از ميان برداشت.
همانطور كه پيشتر در حديث ثقلين هم بيان شد، دانشى كه در اختيار رسولخدا | و خاندان او قرار گرفته است، دانش آموختنى نيست، بلكه دانشى است كه خداوند تنها در اختيار آنان گذاشته است. نه زنان پيامبر | ادعاى چنين دانشى داشتند و نه دانشمندان درباره آنان چنين ادعايى را مطرح كردهاند، ولى هم اهلبيت پيامبر اكرم | این را ادعا داشتند كه چنين دانشى را در اختيار دارند و هم ديگران درباره آنان چنين گفتهاند.
در اين كه اهلبيت × از این دانش غير آموختنى بهرهمند هستند، هيچ شبههاى نيست. به این دو روایت توجه کنید:
الف – امام على × در كلامى علت سكوت بعد از ارتحال نبىاكرم | را چنين تحليل مىكند:
«فان اقل يقولوا حرص على الملك و ان اسكت يقولوا جزع من الموت! هيهات بعد اللتيا و التى و اللّه لا بن ابى طالب آنس بالموت من الطفل بثدى امّه، بل اندمجت على مكنون علم لو بحت به لاضطربتم اضطراب الارشية فى الطّوىّ البعيدة.»([2])
در شرايطى قرار دارم كه اگر سخن بگويم، مىگويند بر حكومت حريص است و اگر خاموش باشم، مىگويند: از مرگ ترسيد! هرگز! من و ترس از مرگ؟! پس از آن همه جنگها و حوادث ناگوار؟! سوگند به خدا، انس و علاقه فرزند ابىطالب به مرگ در راه خدا، بيشتر از علاقه طفل به پستان مادر است! اين كه سكوت را برگزيدم، از علوم و حوادث پنهانى آگاهى دارم كه اگر بازگويم مضطرب مىشويد چونان لرزيدن ريسمان در چاههاى عميق.
امام على × در جاى ديگر مىفرمايد:
«ايها الناس سلونى قبل ان تفقدونى؛ فلانا بطرق السماء اعلم منّى بطرق الارض، قبل ان تشغر برجلها فتنة تطأ فى خطامها و تذهب باحلام قومها.»([3])
اى مردم پيش از آن كه مرا نيابيد، آنچه مىخواهيد از من بپرسيد، كه من راههاى آسمان را بهتر از راههاى زمين مىشناسم. بپرسيد قبل از آن كه فتنهها چونان شترى بىصاحب حركت كند و مهار خود را پايمال نمايد و مردم را بكوبد و بيازارد و عقلها را سرگردان كند.
همان طور كه ملاحظه مىكنيد، امام على × ادعاى داشتن دانشى فراتر از دانش بشرى را دارد و مهمتر اين كه صحابه رسول خدا | كه معاصر آن حضرت بودند و از نزديك شاهد اين دانش بودند، به اين مسأله اعتراف داشتند.
«قال ابن عباس: لقد اعطى علىّ تسعة اعشار العلم و ايم اللّه لقد شاركهم فى العشر العاشر.»([4])
ابن عباس مىگفت: 109 علم تنها در اختيار على× است و به خدا قسم در 101 بقيه نيز با مردم شريك است.
«قال سعيد بن المسيب: ما كان احد من الناس يقول سلونى غير علىّ بن ابى طالب.»([5])
سعيد بن مسيب مىگفت: جز علىبنابىطالب× كسى جرأت نمىكرد، بگويد هرچه مىخواهيد از من بپرسيد.
«عن عبدالملك بن ابى سليمان قال: قلت لعطاء اكان فى اصحاب محمد اعلم من علي؟ قال: لا و اللّه لا اعلمه.»([6])
عبدالملك مىگوید به عطا گفتم: آيا در اصحاب محمد| داناتر از على× يافت مىشود؟ گفت: نه، به خدا قسم چنين كسى را نمىشناسم.
آنچه درباره دانش غير اكتسابى اهلبيت × بيان شد، به امام على× اختصاص ندارد، بلكه همه امامان چنين ادعايى را داشتهاند و در زندگى خود آن را اثبات كردهاند؛
«عن عبدالاعلى ابن اعين قال سمعت جعفر الصادق رضى اللّه عنه يقول: قد ولدنى رسولاللّه | و انا اعلم كتاب اللّه و فيه بدأ الخلق و ما هو كائن الى يوم القيامة و فيه خبرالسماء و خبر الارض و خبر الجنّة و النار و خبر ما كان و ما يكون و انا اعلم ذلك كله و كانّما انظر الى كفّى و ان اللّه يقول فيه تبيان كل شىء و يقول تعالى ثم اورثنا الكتاب الذين اصطفينا من عبادنا، فنحن الذين اصطفينا اللّه جلّ شأنه و اورثنا هذا الكتاب فيه تبيان كل شىء.»([7])
عبدالاعلى پسر اعين مىگوید: از امام جعفر صادق× شنيدم كه مىفرمود: من فرزند رسولخدا| هستم و كتاب خدا را مىدانم؛ كتابى كه گزارش پيدايش آفرينش و آنچه تا قيامت اتفاق خواهد افتاد، در آن وجود دارد. گزارش آسمان، زمين، بهشت، جهنم، گزارش گذشتگان و آيندگان را همان طور كه به كف دستم نگاه مىكنم، مىدانم. خداوند فرموده است: در قرآن بيان هر چيزى است. همچنين خداوند مىفرمايد: كتاب را به كسانى ميراث داديم كه از بندگان برگزيده ما بودند و ما بندگان برگزيده خداوند هستيم و اين كتابى را كه بيان هر چيزى در آن است، به ارث بردهايم.
چنان كه ملاحظه مىكنيد، امام با استدلال به آيه قرآن – كه در اين كتاب هر نوع اطلاعاتى كه مورد نياز است وجود دارد و استدلال به آيهاى كه مىفرمايد دانش اين كتاب را در اختيار بندگان برگزيده قرار دادهايم – میفرماید: ما بندگان برگزيده خدا هستيم.
اين روايت نيز گفته ما را تاييد مىکند كه بايد در هر عصرى فردى وجود داشته باشد كه دانش او فراتر از دانش بشرى باشد، تا بتواند كتاب خدا را بيان و تفسير كند.

















هیچ نظری وجود ندارد