28 می 2026

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • محور مقاومت
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • محور مقاومت
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری

اهل حق

0
SHARES
12
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

اهل حق بمعنى مردان حق است، و آن يک مذهب باطنى است که معتقدان آن بيشتر در مغرب ايران زندگى مى کنند.
بعضى ديگر از فرق اسلام نيز مانند حروفى ها و متصوفه، خود را اهل حق يا حقيقت ناميده اند. اما اهل حق، بمعنى اخص نام گروهى است، که به ايشان با نوعى تسامح على اللهى نيز گويند، ولى آنان على اللهى واقعى نيستند، بلکه عقايدشان آميخته اى از اعتقادات «مانوى » ، و اديان کهن «ايرانى » ، و مذهب «اسماعيلى » ، و «تناسخ هندى » و ديگر اديان سرى است.
مذهب اهل حق، امروز يکى از فرقه هاى وابسته به شيعه بشمار مى رود، و آنان را از غلاة شيعه به حساب مى آورند.
طوايف اهل حق به نامهاى مختلف مانند: اهل حق، اهل سر، يارسان، نصيري، على اللهى معروف مى باشند، و از نشانه هاى خاص آنان «شارب » است، يعنى موى سبيل خود را نمى زنند، تا بلند شود و لب بالا را بپوشاند. آنان «شارب » را معرف مسلک حقيقت مى دانند، و معتقدند که شاه ولايت على (ع) نيز شارب خود را نمى زده است. از اين جهت زدن شارب را گناهى بزرگ مى دانند.
اهل حق را «گوران » نيز مى گويند، و ناحيه گوران در آذربايجان، يکى از مراکز مهم اين فرقه به شمار مى رود. گورانها در اصل از مردم حوالى کرمانشاهان هستند، که از آن ناحيه به آذربايجان کوچيده اند، و لهجه اى مخصوص دارند، که در نواحى غربى و جنوبى کردستان به آن تکلم مى شود، و آن گويشى است آميخته از لهجه کردى اوراماني، و کرمانجي، و لکي.
مرکز اصلى طوايف اهل حق، تا قرن هفتم هجرى در لرستان بود، سپس اين مرکزيت به مناطق غربى کردستان و کرمانشاهان منتقل گرديد. امروز تمام طوايف کرد گوران و قلخانى و اکثر طوايف سنجابي، وشاخه هايى از طايفه کلهر و زنگنه، و ايلات عثمانه وند و جلال وند در شهرهاى غربى ايران، از جمله قصر شيرين و سرپل ذهاب و کرند و صحنه و هليلان از اهل حقند.
در لرستان در مناطق دلفان و پشت کوه، در ميان ايلات لکستان و سکوند سکونت دارند. در آذربايجان و تبريز، بخصوص در محله چرنداب و در قريه ايلخچى در نزديکى تبريز، و در مراغه و حوالى قزوين و تهران بومهن، شهرآباد، گلخندان، سياه بند شميرانات، رودهن، دماوند، هشتگرد، ورامين و در شمال کلاردشت عده اى از صاحبان اين مذهب زندگى مى کنند.
در بيرون از مرزهاى ايران بعضى از طوايف کرد عراق عرب در شهرهاى سليمانيه، کرکوک، موصل، خانقين و در نواحى کردنشين ترکيه گروه فراوانى از اهل حق هستند. پيروان اهل حق غالبا چادر نشين و ده نشين اند. در قفقاز و آذربايجان شوروى و سوريه و در مازندران و فارس و خراسان نيز اهل حق يافت مى شوند.
اساس مذهب اهل حق کوشش براى «وصول » به حق و خداوند مى باشد و در اين راه بايد نخست مرحله «شريعت » يعنى انجام آداب و مراسم ظاهرى دين، و مرحله «طريقت » يعنى رسوم عرفانى و مرحله معرفت يعنى شناخت خداوند، و مرحله «حقيقت » يعنى وصول به خداوند را به پيمايند.
بعقيده اين جماعت اساس مذهبشان حقيقتى است که سبب و علت خلقت موجودات است. دين آنان آکنده از اسرار است، سرى که خداوند به پيغمبران گفته و آن سر «نبوت » است، که از آدم ابوالبشر آغاز شده، و به حضرت محمد (ص) که خاتم انبياست مى پيوندد. از آن پس اين سر به نام سر «امامت » که حضرت محمد به على (ع) گفته است و از او تا دوازدهمين امام که مهدى آل محمد (ص) باشد مى رسد. پس از غيبت امام دوازدهم اين سر به پيروان و اقطاب ايشان که يکى پس از ديگرى مى آيند گفته مى شود.
مذهب ايشان مجموعه اى است از آراء و عقايد که تحت تاثير افکار اسلامي، زردشتى و يهودى و مسيحى و مهرپرستى و مانوى و هندى و افکار فلاسفه قرار گرفته است. در دستورهاى دينى اهل حق، اجراى سه بوخت يا سه اصل اخلاقى زردشتي، که «پندار نيک » و «گفتار نيک » و «کردار نيک » باشد از واجبات است. مفهوم اين سه اصل در يک بيت به گويش ترکي، از کلام «سرانجام » کتاب مقدس اهل حق خلاصه شده است:
يارى چارچيون، باورى وجا پاکى و راستي، نيستى وردآ
يعنى يارى چهار چيز است و به جاى آوريد، پاکى و راستي، نيستى و ياري.
تناسخ و حلول: «تناسخ » يعنى حلول روح از قالبى به قالب ديگر، که در مذهب اهل حق سنگ اساس عقايد ايشان است. حلول ذات را «دونادون » گويند. بعقيده ايشان در تن هر کس ذره اى از ذرات الهى موجوداست، و ظهور روحانى حق در صورت جسمانى پاکان و برگزيدگان، هميشه در گردش مى باشد، و آن را گردش مظهر به مظهر نامند. در اين باره آنان معتقد به هفت جلوه پياپيند و مى گويند هر بار خداوند حق تعالى با چندتن از فرشتگان مقرب خدا، به صورت اتحاد در بدنهاى خاکى «حلول » مى نمايد، اين «حلول » به منزله لباس پوشيدن و کندن است، که آن را به فارسى جامه و به ترکى «دون » گويند و همانست که در فلسفه برهمايى هندوئى «کارما» آمده است.
چنان که در کتاب «سرانجام » آمده است، «خداوند در ازل درون درى مى زيست، و سپس براى نخستين بار تجسم يافت، و به صورت شخصى به نام خاوندگار يا کردگار جهان مجسم شد، و بار دوم به صورت على (ع) ظاهر گشت.» در کتب مذهبى ايشان آمده است که از رنج مرگ نهراسيد، و باکى از مرگ نيست، زيرا مرگ آدمي، شبيه به پنهان شدن مرغابى زير آب است. يعنى در جايى پنهان مى شود، و در جاى ديگر سر بر مى دارد. منظور از اين «تناسخ » و جاى به جاى شدن، و از بدنى به بدن ديگر رفتن، پاک شدن آدمى از گناهان است.
هرگاه خداوند به صورت بشر برجسته اى ظاهر شود، چهار يا پنج فرشته که آنها را چهار ملک گويند، در ابدان ديگران تجسم مى پذيرد، همانطور که خداوند در هفت صورت تجلى مى کند، فرشتگان نيز در هفت صورت تجلى نمايند، چنان که در کتاب عهد سلطان سهاک فرشته اى به صورت سلمان، و در عهد خاوندگار فرشته اى به صورت بنيامين در آمد.
در کتاب «سرانجام » آمده است که فرشتگان صادر از خداوند هستند، نخستين ايشان از زير بغل خاوندگار پيدا شد، دومين آنها از دهان او، سومين آنها از نفسش، چهارمين از عروقش، پنجمين از نورش.
در کتاب ديگرى آمده است که بنيامين از عرق خاوندگار پيدا شد و آن رمز تواضع و فروتنى است، و داوود از نفس او و وى رمز خشم و غضب است، و موسى از سبلتان او، و وى رمز رحمت است، و رزبار از نبض او، و وى رمز احسان و نيکى است.
اهل حق درباره حضرت على (ع) مى گويند، که او تجلى ذات خداست، و وى را «مظهر» تمام و کمال خدا مى دانند، و اوست که در هر دوره و عصرى ظهور کرده، و در جسم پاکان و مقدسان از اهل حق تجلى مى کند. على (ع) اصول مذهب حق را به سلمان، و به عده اى از ياران نزديک خود بياموخت. در دعاى سفره، خطاب به حضرت على (ع) گويند: «يا على ايو الله، الحمد لله رب العالمين، سفره سلطان کرم، خاندان کرم، نور نبي، شکسته، بسته جان مدعي، بر ما حلال بر صاحبانش خير و برکت » .
آفرينش جهان: اهل حق معتقدند که آفرينش در دو مرحله اصلى انجام شده است، يکى خلقت «جهان معنوى » و ديگرى خلقت «جهان مادى » . اين افسانه ها در دفترها و متون دينى ايشان به لهجه گوراني، به صورتهاى گوناگون حکايت شده است.
گويند: در آنگاه اراده خداوند به آفرينش موجودات تعلق گرفت، و نخستين مخلوق پير بنيامين را از زير بغل خود خلق کرد، و نام او را جبرائيل گذاشت. پس از خلقت جبرائيل خداوند او را در پهناى درياى محيط رها کرد، هزاران سال گذشت تا به درخواست جبرائيل، شش تن ديگر از بطن در پيدا شدند، که با جبرائيل هفت تن شدند: جبرائيل (پيربنيامين) – اسرافيل (پير داوود) – ميکائيل (پير موسي) – عزرائيل (مصطفى داوودان) – حور العين (رزباريا رمزبار) – عقيق (شاه ابراهيم) – يقين (شاه يادگار يا بابا يادگار) که او را يادگار حسين نيز گفته اند و او مظهر حسين بن على (ع) است.
پس از خلقت هفت تن، خداوند نخستين عهد و ميثاق خويش را با آنان بست، و دو جهان «مادى » و «معنوى » را خلق فرمود:
مخلوقات اين عالم، بر حسب عنصر اوليه دو قسم متمايز و متضاداند، قسمتى از گل زرد آفريده شده و قمستى از گل سياه، قسم اول را «زردگلان » و قسمت دوم را «سياه گلان » نامند. «زردگلان » اهل نورند و ايشان را دو پيشوا بوده که يکى پس از ديگرى آمده است، و آن دو بنيامين و سيد محمد (به صورت بزرگ سوار) ظهور کرده است.
اما قسم دوم از آتش و تاريکى اند، براى ايشان دو پيشوا آمد يکى «ابليس » و ديگرى را «خناس » گويند.
هفتتنان – به اعتقاد ايشان، خداوند با هفت فرشته مقربى که از درون در خلق فرموده است به صورت بشر نازل شده، و در دوره هاى مختلف در بدنهاى پاکان تجلى کرده است. در نخستين دوره خداوند به دون (يا) تجلى کرد، و در دوره دوم بدون (علي)، و به ترتيب به جامه (شاه خوشين)، بابا ناووس، و سلطان اسحق (سهاک) در آمد، و معتقدند که اين سه تن اخير، مانند عيسى مسيح بدون پدر از مادر متولد شدند.
هفت تن در مرحله اول از ياران سلطان اسحق قرار دارند، همانطور که سلطان اسحق «مظهر» على (ع) و على (ع) مظهر «ذات حق » است.
موعود اهل حق: سه تن، شاه خوشين، باباناووس و سلطان اسحق هستند:
1- شاه خوشين: گويند در اواخر قرن سوم هجرى مردى به نام مبارک شاه، ملقب به شاه خوشين که او را مظهر الله مى دانند، در لرستان بدون پدر از مادرى بکر به نام «ماما جلاله » زاده شد. وى مريدان بسيار داشت، و به سير و سياحت مى پرداخت، و ذکر جلى را با نواختن آلات موسيقى اجرا مى کرد. روزى در اثناى گردش به رودخانه گاماسب افتاد و از نظر ناپديد شد.
2- بابا ناووس: گويند در فاصله بين قرن چهارم و پنجم، شخصى به نام بابا ناووس، بدون پدر مانند شاه خوشين، در ميان طايفه جاف از طوايف کرد، از زنى به نام خاتونه گلى تولد يافت. روزى به شکل شاهباز پنهان گشت، و پيش از آن به ياران خود گفته بود که من ديگر باره ظهور خواهم کرد.
3- سلطان اسحق: گويند سلطان اسحق که به زبان محلى «سلطان سهاک » تلفظ مى شود، پسر شيخ عيسى برزنجى از سادات موسي، و از پيشوايان دراويش نقشبندى است، و نسب او به امام موسى کاظم (ع) مى رسد، از شيخ عيسى سه پسر باقى ماند، يکى سلطان اسحق، ديگرى سيد عبد الکريم، و نام پسر سوم معلوم نشد. سلطان اسحق جد سادات حيدرى گوران از اهل حق است، که از جمله غلاة شيعه به شمار مى روند.
آداب و رسوم اهق حق: از آداب و رسوم ايشان، نماز خواندن و قربانى کردن و سرسپردن و جوز شکستن و عهد و ميثاق بستن و روزه گرفتن است.
محل اجتماع ايشان «جمخانه » است که مخفف کلمه جمع خانه مى باشد.
اين اجتماع نبايد کمتر از سه تن باشد، شرط شرکت در جمخانه، مرد بودن و عاقل و بالغ بودن، و قصد عبادت داشتن، و کمربند همت برکمرداشتن است، که با گفتن يا على در آن عبادتگاه وارد شوند.
نماز ايشان به جماعت است، و نماز فرادى درست نيست، عبادت با نواختن طنبور و آلات موسيقى و خواندن سرود و دعاهاى مذهبى انجام مى پذيرد. گاهى هنگام دعا چنان از خود بيخود مى شوند که خويشتن را بر روى آتش افروخته افکنده و در آن حال جذبه به ايشان صدمه اى نمى رسد.
سرسپردن يعنى سر تسليم و رضا به درگاه حق فرود آوردن، و در پيش پير دليل عهد و ميثاق بستن از آئين اهل حق است. هر کودکى اعم از پسر يا دختر بايد در نزد پير دليل سر بسپرد، از اصول سرسپردن شکستن يک عدد جوز هندى است، و براى شکستن جوز تشريفات خاصى در «جمخانه » برگزار مى شود.
نذر و نياز، از واجبات مذهب اهل حق است، که بايد در ظرف هفته يا ماه يا فصل يا سال يک بار به جاى آورده شود. ديگر از مراسم، قربانى کردن است، که در اصطلاح خود آن را کردار خوانند. قربانى بايد از حيوانات نر مانند گاونر يا گوسفند يا خروس باشد که آنها را براى اين امر پرورش داده باشند.
اهل حق به گرفتن روزه سخت پاى بندند، ولى روزه واجب ايشان از سه روز تجاوز نکند، و در زمستان باشد و پس از آن عيد گيرند. دشمنان ايشان براى تحقير و اهانت، آنان را چراغ سوندران (چراغ کشان) و خروس کشان خوانند.
کتابهاى مذهبى و مقدس: يکى از کتابهاى مذهبى ايشان «فرقان الاخبار» است به نثر، که مؤلف آن حاج نعمت الله جيحون آبادى متخلص به مجرم است، وى پسر ميرزا بهرام مکرى بود، و در سال 1288 ه. در ديه جيحون آباد واقع در بخش دينور از ناحيه کرمانشاهان، زاده شد و پس از سير و سلوک، در 1338 ه. در جيحون آباد در گذشت. حاج نعمت الله جيحون آبادى کتابى ديگر به بحر متقارب به نام «شاهنامه حقيقت » دارد، که در اسرار مذهب اهل حق، در آن کتاب به زبان شعر، سخن گفته است.
ديگر از کتابهاى اهل حق کتاب «سرانجام » است. اين کتاب را سرانجام يا کلام خزانه گويند، و هنگام نياز با آهنگ خاصى همراه با طنبور خوانده مى شود. اين کلامها به گويش کردى گورانى است.
چنان که در آغاز اين مقاله اشاره رفت، اساس مذهب اهل حق، بر اقوال غلاة شيعه و اسماعيليه و فرقه اماميه اثنى عشريه و فرقه دروز و نصيريه است. آنان مانند درويشان داراى حلقات ذکر و سرسپردن هستند، مقدارى از عقايد خود را از اساطير عوام گرفته اند. اينکه گويند: خداوند در ازل در «درى » پنهان بود، ماخوذ از عقايد مانوى است. عقيده «تناسخ » را توسط اسماعيليان از هنديان گرفته اند، و اين که عالم را به دو قسمت «الهى » و «اهريمنى » تقسيم مى کنند، تحت تاثير دين زردشتى واقع شده اند. اما کشتن خروس را از عادات يهود گرفته اند.مجله وحيد، سال هفتم، مقاله اهل حق، دکتر حشمت طبيبي.دايرة المعارف اسلاميه، ج 3، اهل حق.سرسپردگان تاريخ و شرح عقايد اهل حق.شاهنامه حقيقت.مجموعه رسايل اهل حق.منبع:فرهنگ فرق اسلامي، مشکور، محمد جواد؛
 

نوشته قبلی

معناى شيعه در لغت و اصطلاح

نوشته‌ی بعدی

پيش قدم بودن شيعه در تدوين علوم اسلامى از ديگران

مرتبط نوشته ها

اوضاع سیاسی عصر امام چهارم
امام سجاد (ع)

اوضاع سیاسی عصر امام چهارم

نظر قرآن کریم در مورد انتخاب اوصیا از ذریه پیامبران
علوم شیعه

تحولات تفسیر قرآن در مذهب شیعه در عصر صفوی

این پرچم بر زمین نمی‌ماند.
محور مقاومت

این پرچم بر زمین نمی‌ماند.

حیاتِ الگویی امام حسین (ع)
نهضت حسینی

حیاتِ الگویی امام حسین (ع)

فاطمه (س) بر کرسی تربیت
فاطمه زهرا (س)

فاطمه (س) بر کرسی تربیت

سوم خرداد، تجلیگاه رازی بزرگ از قرآن
محور مقاومت

سوم خرداد، تجلیگاه رازی بزرگ از قرآن

نوشته‌ی بعدی

پيش قدم بودن شيعه در تدوين علوم اسلامى از ديگران

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

اوضاع سیاسی عصر امام چهارم

اوضاع سیاسی عصر امام چهارم

نظر قرآن کریم در مورد انتخاب اوصیا از ذریه پیامبران

تحولات تفسیر قرآن در مذهب شیعه در عصر صفوی

این پرچم بر زمین نمی‌ماند.

این پرچم بر زمین نمی‌ماند.

حیاتِ الگویی امام حسین (ع)

حیاتِ الگویی امام حسین (ع)

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا