اهمّ مبانی تفسیر قرآن از منظر مفسران شیعه (۴)
.زبان قرآن
اصطلاح “زبان قرآن”در قرن اخیر، در تداوم بحث زبان دین مطرح شده است.مبحث زبان دین و زبان قرآن از جمله فلسفه ی دین است که متکلمان، فیلسوفان، دین پژوهان و مفسران در خصوص آن مطالبی بیان کردهاند. از منظر مفسران شیعه، زبان قرآن مصداقی از زبان دین و از جمله مهم ترین مبانی تفسیر قرآن است.هر مفسری باید مبنای خاصی را در خصوص زبان قرآن انتخاب کند و آن را اساس معناشناسی و تفسیر و سپس دفاع از اندیشه های قرآن خویش قرار دهد. مفهوم “زبان”در ابتدا به توانایی خاص انسان برای ایجاد ارتباط و انتقال مفاهیم به دیگران اطلاق شده است و در ادیان متن محور، مقصود از زبان دین و به تبع آن زبان قرآن،”ماهیت گزارههای دینی و نوع رویکردهای معنایی و چگونگی انتقال مفاهیم”از طرف خداوند برای مخاطبان آن است؛ از این رو”زبان قرآن”غیر از”لغت قرآن”است؛ زیرا لغت قرآن، عربی مبین(شعرا: ۱۹۳-۱۹۵)و همان لسان و گویش قوم است(ابراهیم:۴). معناداری زبان قرآن:بحث معناداری واژگان و عبارات قرآن از همان ابتدا توجه صاحبان لغت را به خود جلب نموده است و به تدریج ده ها لغت دان و مفسر، مانندراغب اصفهانی در این حوزه کارهای ارزشمندی ارائه کردهاند.در دوران معاصر، معناداری ابتدا در خصوص “کتاب مقدس”و سپس درباره”قرآن”مطرح شده است.”ایان باربور”از جمله کسانی است که«زبان دین »را معنادار و واقع نما می داند و معتقد به سازگاری “علم ودین”است.او براین باور است که زبان دین وظیفه پرستش و هدایت دیگران را دارد.(باربور، ۱۳۶۲، ص۲۸۵-۲۸۶)؛ از این رو “معناداری زبان قرآن” از اساسی ترین مباحثی است که بدون تحلیل و اثبات آن، نمی توان هیچ نظریهای را درباره زبان قرآن ارائه کرد.اثبات معناداری زبان قرآن نیز از چند راه ممکن است: ۱٫با قبول وجود خداوند حکیم و نزول قرآن از سوی او، کلام وی نیز می باید حکیمانه و معنادار باشد و از هرگونه لغو بیهوده گویی به دور باشد؛ چنان که آیات فراوانی از قرآن بر حکیم بودن خداوند اشاره دارند(بقره:۲۰۹/آل عمران:۶/یوسف:۸۳/سبا:۱).عقل حکم می کند سخن حکیم بازتابی از کمالات وجودی او باشد؛ لذا استواری و سلامت قرآن از تعارض و تناقض، دلیل معناداری است؛ چنان که بدان نیز اشاره شده است(نسا:۸۲). ۲٫مخاطبان قرآن نیز انسان ها هستند و قرآن خود را راهنمای آنها در هر مکان و از هر نژاد می داند و با عبارت “یا ایها الناس…” از آنها یاد کرده است؛ بنابراین نمی تواند کلام بی معنا باشد. ۳٫هدف قرآن نیز ما را در شناخت معناداری”قرآن”کمک می کند؛ زیرا این کتاب الهی رسالت خود را هدایتگری و خارج نمودن انسان ها از جهل و گمراهی به سوی نور و معرفت می داند و این نشانگر معناداری دستورات و محتوای آن است (ابراهیم:۱/بقره:۱). ۴٫ویژگی های متن قرآن نیز آن را معنادار می نمایاند؛ زیرا با مطالعه ی متن قرآن وبررسی محتوای آن، می توان دریافت که قرآن متنی حکیمانه (یونس:۱/آل عمران:۵۸/یس:۳۱)، برهان و نور(نسا:۱۷۴)، بیّنه و نشان روشن(انعام:۱۵۷)، کلامی جاودانه(فصّلت:۴۱-۴۲)و مانند آن است.قرآن همچنین معرفت بخش از دیگر متون الهی و ممتاز است(ر.ک.به:مجلسی، ۱۴۰۳ق، ج۸۹، ص۱۹).ویژگی های یاد شده نمی تواند با بی معنایی عبارات و کلمات قرآن سازگار باشد. ویژگی های زبان قرآن:برای تشخیص زبان قرآن ضروری است اهمّ ویژگی های قرآن بازشناسی شود(ر.ک.به:طباطبایی، ۱۳۷۳، ص۱۹-۷۰) که نخستین آنها گفتاری و نه نوشتاری بودن قرآن است؛ زیرا قرآن متنی است که در طول ۲۳ سال به تدریج و در اسلوب گفتاری و بدون هیچ پیشنویس قبلی، نازل شده است. در اسلوب گفتاری، بر ذهنیت مخاطب تکیه می شود و برای دریافت معانی آن لازم است به مخاطبان خاص مراجعه گردد.از طرفی، قرآن برای جهانیان سودمند است؛ زیرا قرآن کتاب هدایت تمامی انسان ها و سودمند برای همگان است و در فهم معارف آن، نه بهرهمندی از فرهنگ خاصی شرط است و نه تمدن ویژهای مانع از فهم قرآن است.قرآن دارای ساختاری است که برای همگان سودمند و قابل فهم است. قرآن طبق زبان سرشت بشری سخن گفته است(جوادیآملی، ۱۳۸۳، ج۱، ص۳۲)واین زبان مطابق فرهنگ عموم مردم است و نه مکانمند است و نه زمانمند؛ از اینرو قرآن متنی روان و به دور از هرگونه پیچیدگی است (ر.ک.به:طباطبایی،[بی تا]، ص۵۱). از دیگر ویژگی های قرآن، هدایتمندی با تنوع و تکثّر موضوعات آن است؛ قرآن ضمن هدایتمندی، از موضوعات متنوع تاریخی، کلامی، تربیتی، فقیهی، اجتماعی، عرفانی و…برخوردار است.در تفاسیر موضوعی، صدها موضوع برای مطالب قرآن تنظیم شده و همه برای هدایت بشر بیان گشته است. قدسی بودن و جاودانگی قرآن نیز از دیگر ویژگی های قرآن است؛ زیرا قرآن کتاب و کلام حق است که از سوی خداوند متعال نازل شده و جاودانه است و از هرگونه تغییر و تحول به دور مانده و متن آن منسجم و هماهنگ است؛ از طرفی نیز قرآن متنی است که هم ظاهر دارد و هم باطن و از سطوح معنایی برخوردار است؛ همچنان که دارای مراتب متعددی برای مخاطبان خاص و عام است. نظریه های مربوط به زبان قرآن:اظهار نظر در مورد زبان قرآن به علت خطیر و نو بودن آن دشوار است؛ ولی با توجه به ویژگی های خداوند-به عنوان متکلم قرآن-اهداف و غایات قرآن، مخاطبان قرآن، نوع متن قران و دیگر ویژگی هایی که برای قرآن یاد شده است، می توان از چند نظریه ی مهم از سوی عالمان شیعه یاد کرد:
الف)زبان عرف عام
طبق نظریه ی “زبان عرف عام”شیوه ی انتقال مفاهیم، عرفی و اسلوب آن تفهیم و تفاهم عرف عموم مردم است.بنابراین نظریه، خداوند در ارائه مفاهیم خود از نظام و ساختار زبان موجود و متعارف بین اعراب بهره برده، مقاصد خود را به کمک آنها رسانده است و از خود شیوه ی جدیدی ابداع ننموده است.هدف در زبان عرف عام، تنها تفهیم معنی به عموم مردم است.چنین زبانی خالی از اصطلاحات علمی است و در آن عبارات و واژگان خاص و غیرمتعارف برای اعراب استفاده نشده است؛ در این صورت، اگر زبان قرآن و زبان عرف عام باشد، برای فهم اصطلاحات و عبارات قرآن می باید به فهم متعارف عرب صدر اسلام مراجعه کرد.در زبان عرف عام، هیچ عبارت یا اصطلاحی فراتر از فهم متعارف معنا ندارد و در آن، هیچ رمز و اشارهای فراتر از معانی ظاهری وجود ندارد.برخی کلمات آیت الله خویی و علامه طباطبایی، مؤید عرف عام در خصوص زبان قرآن است (خویی، ۱۴۰۱ق، ص۲۶۳/طباطبایی، ۱۳۹۳ق، ج۱۱، ص۳۷۳، ج۱۲، ص۱۶ وج۵، ص۳۸۱). زبان عرف عام براساس تعریف یاد شده، طرفدار جدی نداشته است؛ زیرا در این صورت، در غالب موارد، ارائه الفاظ و عبارات همراه با تسامح خواهد بود و متن قرآن را دارای سطوح معمولی همسان با دیگر متون می نماید، مگر آنکه تصویری کامل تر از آن ارائه شود تا قرآن در عین برخورداری از زبان عرف عام، از تسامح هم به دور بماند و مفاهیم آن برای همه ی انسان ها برخوردار از مطالب متعالی باشد.
ب)زبان عرف خاص
عرف خاص در برابر عرف عام، دو معنی دارد:نخست، زبان گروه خاصی است که دارای هویتی مستقلاند و مخاطبان آن، افرادی خاص هستند و غالباً زبان علمی یا تخصصی است؛ و دوّم، زبان دارای ویژگی خاص و متمایز از دیگر متون است؛ گرچه برای مخاطبان خاص هم نباشد. در عرف خاص، زبان قرآن می تواند مخصوص معصومان(ع)باشد(حر عاملی، ۱۳۹۱ق، ج۱۸، ص۱۳۶، اشاره به روایت “من خواطب به”)-که برخی مانند”اخباریون شیعه”بدان متمایل دارند-و یا مخصوص گروه خاصی از غیر معصومان، مثل حکما، فقها و یا متخصصان رشتهای خاص باشد، یا آنکه مخصوص گروه خاصی نباشد، ولی به گونهای خاص مفاهیم را انتقال دهد که در هیچ یک از شیوههای پیشین نبوده است. در عرف خاص یا”عرف ویژه”ممکن است واژگان یا عبارات، نخست در معانی خاص به همراه قرینه و به صورت مجاز باشند، ولی در ادامه بر اثر کثرت استعمال و انس ذهنی، به معانی عرف ویژه تبدیل گردند. پذیرش عرف خاص در مورد قرآن، به این مبتنی است که مخاطبان آن، افراد خاصی باشند؛ مانند معصومان(ع)و یا متخصصان کلام، عرفان …؛ گرچه ممکن است برخی از مخاطبان قرآن، خاص باشند و مراحلی از فهم و دریافت قرآن تنها برای معصومان(ع)یا ادیبان، متکلمان و مانند آنها مقدور باشد، ولی قرآن برای عموم مردم آمده و هدف آن هدایت همه انسان ها در تمام دوران هاست.متن قرآن فراتر از یک متن تاریخی و تخصصی است؛ زیرا قرآن فراتر از تاریخ و اشخاص خاص است و مطابق روش و اسلوب متعارف سخن گفته است.از برخی کلمات شهید مطهری، آیت الله معرفت و علامه طباطبایی می توان استفاده کرد که ایشان در خصوص زبان قرآن معتقد به عرف خاص هستند (مطهری،[بی تا]، ج۱، ص۲۱/طباطبایی، ۱۳۹۳ق، ج۳، ص۷۹-۸۰).
ج)زبان ترکیبی
زبان قرآن، تنها “عرف عام”نیست؛ همچنان که تنها “عرف خاص”هم نیست، بلکه یک”زبان ترکیبی”است؛ گرچه نوع ترکیب آن تاکنون در ابهام است؛ زیرا از یکسو، خداوند مطالب کتابش را در موضوع تخصصی خاصی قرار نداده، قران کتاب همه ی دوران ها و برای همگان است؛ از این رو قرآن مجید در بیان مطالب خود هم از زبان “عرف عام”استفاده کرده است-مانند آیات اخلاقی-و هم از زبان “عرف خاص”به گونههای متصور آن-مثل آیات تمثیلی، آیات فقهی و…-هم از رمز، کنایه، استعاره و تمثیل استفاده کرده است و هم از عباراتی عرفی و….قرآن کتابی با ساختار چند معنایی است؛ از یک سو دارای ظاهر و باطن و از سوی دیگر، دارای مراتبی از فهم است که مراحلی ازآن، مخصوص معصومان(ع)است؛ بنابراین زبان آن نمی تواند جز زبان ترکیبی باشد. در کلام برخی از بزرگان معاصر، مانند آیت الله مصباح نیز در خصوص قرآن بر زبان ترکیبی تاکید شده است(مجله معرفت، ش۱۹، ص۱۶).امام خمینی نیز در مواردی به این موضوع اشاره کرده، می فرمایند:”قرآن یک سفرهای است که انداخته شده است برای همه طبقات، یعنی یک زبانی دارد که این زبان هم زبان عامه مردم است و هم زبان فلاسفه است و هم زبان عرفانی اصطلاحی است وهم زبان اهل معرفت”(تبیان، دفتر سیزدهم،ص۱۲۷). ایشان در جایی دیگر می فرمایند:”این کتاب و این سفره ی گسترده در شرق و غرب و از زمان وحی تا قیامت، کتابی است که تمام بشر، عامی، فیلسوف، عارف و فقیه از آن استفاده می کنند”(همان، ص۱۱۶). علامه طباطبایی هم در عبارتی اعجاز قرآن را خاص ندانسته، دارای ترکیبی از وجود می داند که برای هر گروه، مانند ادیبان، فیلسوفان، جامعه شناسان، حقوق دانان، سیاستمداران و…سودمند است(طباطبایی، ۱۳۹۳ق، ج۱، ص۶۰). از این رو، به نظر می رسد با توجه به نظر عالمان شیعه-که یاد شد-بتوان گفت:زبان قرآن زبانی ترکیبی است و قرآن دارای زبان های گوناگون است و یا با توجه به مخاطبان خود که شامل عموم مردم، متخصصان و معصومان(ع)می شود، زبان های متنوع دارد و یا به جهت اهداف و غایات خود، به تناسب زمان ارائه ی مطالب، مثل آیات مکی در آغاز و آیات مدنی، در پایان، حاوی زبان های گوناگون است. منبع:فصلنامه شیعه شناسی شماره ۲۸

















هیچ نظری وجود ندارد