۱ اردیبهشت ۱۴۰۵

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home بدون دسته ( پیشفرض)

اولین و آخرین آیه قرآن

نسخ قرآن به سنّت

نسخ قرآن به سنّت

0
SHARES
2
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

اولین و آخرین آیه قرآن

درباره اولین سوره‏اى که بر رسول خدا | نازل شده است، اختلاف نظر وجود دارد، به گونه‏اى که حداقل چهار قول را یاد کرده‏اند.([۱])

درباره اختلاف در اولین سوره‏اى که بر رسول خدا | نازل شده است شاید بتوان چنین توجیه کرد که در آن زمان مسلمانان اندک بودند و کمتر مى‏توانستند بنویسند و شاید هم چندان به نوشتن و ثبت و ضبط قرآن توجه نمى‏کردند، ولى آیا پذیرفتنی است که بگوییم درباره آخرین آیه‏اى که بر رسولخدا | نازل شده است، دوازده قول وجود دارد.([۲])

با این که در این دوران در مدینه دهها حافظ قرآن و صدها کاتب وجود داشته است و با توجه به این که از مدتها قبل نیز رسول خدا | اعلام کرده بود که در آستانه ارتحال از این جهان قرار دارد ، این مسأله حساسیّت بیشترى براى ثبت آخرین آیه‏اى که بر رسولخدا| نازل شده است، ایجاد مى‏کرد. گرچه دانشمندان اهل سنت در توجیه اختلاف اقوال در این مسأله مطالبى گفته‏اند،([۳]) ولى با توجه به نکات یاد شده در دوران پایانى عمر رسول خدا |آراء یاد شده براى توجیه علل اختلاف کافى نیست، بلکه باید دلیلى قویتر داشته باشد.

اکنون به بررسى این علت مى‏پردازیم:

صحابه و اهل سنت

اکثریت اهل سنت درباره صحابه دیدگاهى افراطى دارند. در تبیین این دیدگاه، آراى برخى از آنها را مى‏آوریم.

ابن حجر درباره صحابه مینویسد:

«اتفق اهل السنّه على انّ الجمیع عدول و لم یخالف فى ذلک الاّ شذوذ من المبتدعه.»([۴])

«اهل سنت بر عدالت همه صحابه اتفاق نظر دارند و جز اندکی از بدعت‏گذاران کسى با این مسأله مخالف نیست».

خطیب بغدادى پس از ذکر آیاتى از قرآن – که به نظر او بر عدالت صحابه دلالت مى‏کند – مى‏نویسد: با وجود این آیات نیازى به روایات نیست؛ با این حال چند روایت را نقل کرده و سپس چنین اظهارنظر مى‏نماید:

«و الاخبار فى هذا المعنى تتسع و کلّها مطابقه لما ورد فى نصّ القرآن و جمیع ذلک یقتضى طهاره الصحابه و القطع على تعدیلهم و نزاهتهم فلا یحتاج احد منهم مع تعدیل الله تعالى لهم المطّلع على بواطنهم الى تعدیل احد من الخلق له و… و هذا مذهب کافّه العلماء و من یعتدّ بقوله من الفقهاء»([۵])

«روایات در این زمینه بسیار است و همه آنها مطابق نصّ قرآن است؛ این آیات و روایات بر پاکى صحابه دلالت مى‏کند و موجب یقین به عدالت و وارستگى آنان میشود و پس از عادل دانستن خداوندى که بر باطن انسانها آگاه است، صحابه نیازى به تایید هیچ کس از خلق ندارند. [همچنان در این زمینه ادامه مى‏دهد تا این که مى‏گوید]: و این دیدگاه همه علما و فقهایى است که به نظر آنان توجه مى‏شود».

افزون بر اینها، درباره تعریف صحابى نیز دیدگاهى افراطى دارند که صحیحترین تعریف آن را ابن‏حجر چنین بیان مى‏کند:

«و اصحّ ما وقفت علیه من ذلک انّ الصحابى من لقى النبىّ | مؤمنا به و مات على الاسلام.»([۶])

«صحیحترین تعریفى که من از آن اطلاع یافتم، این است که صحابى کسى است که پیامبر را در حال اسلام ملاقات کرده و بر حال اسلام هم از دنیا رفته باشد».

با توضیحى که ابن‏حجر درباره این قیود مى‏دهد، واژه اصحاب منافقان مشهور و غیرمشهور را هم دربرمىگیرد. این دیدگاه افراطى درباره صحابه آنان را به جایى کشانده است که هرگونه نقد درباره اصحاب را نقد رسول‌خدا| تلقى کنند. مالک ابن انس یکى از رهبران مذاهب چهارگانه در این زمینه مى‏گوید:

«انّما هؤلاء اقوام ارادوا القدح فى النبىّ | فلم یمکنهم ذلک فقد حوافى اصحابه حتى یقال رجل سوء و لو کان رجلاً صالحا لکان اصحابه صالحین.»([۷])

«افرادى که عملکرد صحابه را نقد مى‏کنند، کسانى هستند که مى‏خواهند پیامبر | را زیر سؤال ببرند، ولى چون نمى‏توانند این کار را انجام دهند، اصحاب آن حضرت را زیر سؤال مى‏برند تا گفته شود پیامبر | (العیاذ بالله) مرد بدى بوده است و اگر مرد شایسته‏اى بود، اصحابش انسانهایى شایسته بودند.»

باید توجه داشت که این دیدگاه افراطى برخلاف عقل، قرآن، حدیث و تاریخ است. گرچه آیات و روایاتى در شأن عده‏اى از اصحاب نازل شده و از آنان تجلیل کرده است، ولى تعمیم این آیات و روایات درباره هر مسلمانى که پیامبر| را دیده است، منطقى نیست و نادیده گرفتن آیاتى است که در مذمت اصحاب وارد شده است؛ همانند کسانى که بعضى از آنان منافقان قابل شناخت (منافقین/۱) و برخى از آنان منافقان غیرقابل شناخت هستند. (توبه/۱۰۱)؛ شمارى از آنان بیمار دل و مریض هستند (احزاب/۱۱)؛ بعضى از آنان از دستور خدا و رسول خدا | تخلف مى‏کردند (توبه/۴۷-۴۵)؛ برخى از آنان براى دشمن جاسوسى مى‏کردند (توبه/۴۷)؛  بعضى از آنان ناخالصى داشتند (توبه/۱۰۲)؛ شمارى از آنان مرتدان مخفى بودند (آل‏عمران/۱۵۴)؛ بعضى از آنان به تصریح خداوند فاسق بودند (حجرات/۶)؛ برخى از آنان از جبهه جنگ فرار کرده و پیامبر را تنها گذاشته و به سخن رسول خدا |اعتنایى نکرده‏اند (آل‏عمران/۱۵۳) و (توبه/۲۵)؛ بعضى از آنان مسلمان و غیرمؤمن بودند (حجرات/۱۴) و دهها آیه دیگر که از مذمت اصحاب حکایت مى‏کند. براى تبیین دیدگاه قرآن درباره اصحاب تنها کافى است انسان سوره توبه را که بیشتر عملکرد اصحاب رسول خدا | در جنگ تبوک را به نقد کشیده است، مطالعه کند.

احادیث نبوى نیز ضمن آن که از بعضى از صحابه تجلیل شده نسبت به عملکرد برخى دیگر – چه در عصر خود آن حضرت و چه در عصر بعد از ارتحال او – احادیثى در مذمت آنان وارد شده است:

۱- رسول خدا | عملکرد عده‏اى از اصحاب را عملکردى جاهلانه مى‏دانست و از آن برائت مى‏جست؛([۸])

۲- عده‏اى در عصر رسول خدا | آشکارا به او دروغ مى‏بستند، به گونه‏اى که حضرت در حضور جمع، آنان را تهدید مى‏کرد؛([۹])

۳- رسول خدا | عده‏اى از اصحاب خود را دنیاطلبان و سفّاک مى‏دانست که بعد از او به خاطر دنیا به کشتار یکدیگر مى‏پردازند؛([۱۰])

۴- رسول خدا | عده‏اى از اصحاب خود را مرتد خواند که بعد از او راه ارتداد را در پیش مى‏گیرند؛([۱۱])

۵- رسول خدا | عدهای از اصحاب خود را بدعت‏گذاران خوانده است که بعد از او به بدعت‏گذارى رو مى‏آورند؛([۱۲])

۶- رسول خدا | عده‏اى از اصحاب خود را منافق خوانده است؛ چنان که قرآن نیز تصریح دارد که عده‏اى از اطرافیان رسول خدا | منافق هستند و در سوره‏اى به همین نام به بیان ویژگیهاى آنان پرداخته است؛

۷- رسول خدا | عده‏اى از اصحاب را «حسود» خوانده است که به خاطر حسادت به کشتار مى‏پردازند؛([۱۳])

۸- رسول خدا | عده‏اى از آنان را «وحدت‏شکنان امت» خوانده است؛([۱۴])

۹- رسول خدا | عده‏اى از آنان را «فتنه‏جو» نامیده است؛([۱۵])

در تاریخ نیز نقد عملکرد صحابه از یکدیگر فراوان است، به گونه‏اى که به هم نسبت کفر، نفاق و فسق مى‏دادند و یکدیگر را لعن مى‏کردند و حتى درگیریهایى در حضور رسول خدا | بین آنان صورت مى‏گرفت و آن حضرت به اصلاح میان آنان مى‏پرداخت که نقل این گونه مسائل بسیار طولانى خواهد شد.

به هر حال دیدگاه افراطى اهل سنت نسبت به صحابه مشکلات فراوانى را براى آنان به وجود آورده است که در فهم دین تأثیر منفى داشته و مانع روشن شدن واقعیت‌هاى تاریخ اسلام شده است.

درباره آخرین آیه‏اى که بر رسول خدا | نازل شده، بیش از دوازده قول از چندین نفر از صحابه نقل شده است و حتى گاه از یک نفر چند قول نقل شده است که نمى‏توان این مسأله را با این ادعا که از رسول خدا | شنیده است توجیه کرد؛ زیرا رسول خدا | یک قول را بیشتر نگفته است و واقعیت امر هم یکى بیش نیست و این تعداد آراء چیزى جزء دخالت اغراض غیردینى نیست و نخواسته‏اند عملکرد صحابه را نقد کنند، بلکه تنها با نقل آنچه در صدر اسلام اتفاق افتاده است چشم خود را بر تعارض‌ها و تناقض‌هاى آن بسته‏اند!

آخرین سوره قرآن

پیشتر نقل کردیم که در بین اهل سنت اختلاف است که آخرین سوره نازل شده از قرآن کدام است؟ در این زمینه چهار قول نقل شده است؛([۱۶]) هر چند در روایات آنان نیز فراوان یافت مى‏شود که سوره مائده آخرین سوره قرآن است که بر رسول خدا |نازل شده است؛

«عن جبیر بن نفیر قال حججت فدخلت على عایشه فقالت لى: یا جبیر تقرأ المائده. فقلت: نعم. فقالت: اما انّها آخر سوره نزلت فما وجدتم فیها من حلال فاستحلوه و ما وجدتم فیها من حرام فحرمّوه.»([۱۷])

«جبیربن نفیر مى‏گوید: بعد از حج بر عایشه وارد شدم، از من پرسید: آیا سوره مائده را مى‏خوانى؟ گفتم: آرى. عایشه گفت: بدان، آن آخرین سوره‏اى است که نازل شده است؛ آنچه را در آن حلال شمرده شده است، حلال بدانید و آنچه را در آن حرام شمرده شده است، حرام بدانید».

اکنون سؤال این است که به چه دلیل سوره‏هاى دیگرى به عنوان آخرین سوره مطرح شده است؟

واقعیت قضیه این است که این مشکل برگرفته از دیدگاه خاص اهل سنت درباره صحابه است؛زیرا روزى شخصى از خلیفه دوم درباره ربا و احکام آن مسأله‏اى پرسید و او نمى‏دانست، ولى به جاى آن که بگوید نمى‏دانم، گفت:

«انّ آخر ما نزل من القرآن آیه ‏الربا و ان رسول‏الله| قبض و لم یفسّرها، فدعوا الربا و الریبه.»([۱۸])

«آخرین آیه‏اى که نازل شده آیه ربا است و رسول خدا | قبل از آن که آن را براى ما شرح دهد، از دنیا رفت! بنابراین ربا و ریبه را رها کنید»!

بدین سان براساس نظر خلیفه دوم آیه ربا، آخرین آیه‌ای است که بر پیامبر| نازل شده است و چون در سوره مائده آیه‏اى درباره ربا وجود ندارد، بلکه آیات ربا در چهار سوره دیگر آمده است (آیات ۲۷۵ و ۲۷۶ سوره بقره، آیه ۱۶۱ سوره نساء و آیه ۳۹ سوره روم و آیه ۱۳۰ سوره آل عمران) سوره دیگرى غیر از مائده باید آخرین سوره باشد. علاوه بر آن اتهامى نیز به رسول‌خدا| وارد شده است که گویى آن حضرت دین را تفسیر نکرده است! در حالى که این سخن با اکمال دین – که خداوند در آیه مورد بحث مى‏فرماید – سازگار نیست؛ چه آن را آخرین آیه بدانیم و چه ندانیم!

افزون بر اینها، چگونه ادعا مى‏شود که رسول خدا | احکام ربا را بیان نکرده است با این که فقها به استناد روایات آن حضرت احکام ربا را بیان مى‏کنند.

ابوبکر جصاص پس از ذکر روایات متعارض و متناقض از خلیفه دوم درباره معناى «کلاله» مى‏نویسد:

«فهذه الاخبار التى ذکرنا تدلّ على انّه لم یقطع فیها بشى‏ء و انّ معناها و المراد بها کان ملتبسا علیه. قال سعید بن المسیب کان عمر کتب کتابا فى الکلاله فلما حضرته الوفاه محاه و قال ترون فیه رایکم.»([۱۹])

«این اخبارى که ذکر کردیم دلالت مى‏کند که خلیفه دوم در مسأله کلاله اطمینان به معنى و مراد از آن پیدا نکرده بود و حکم آن برایش روشن نبود. سعید بن مسیب گفته است که عمر دستورى درباره کلاله نوشته بود، ولى هنگام مرگ دستور داد آن را از بین ببرند و گفت در این مسأله به نظر خود عمل کنید»!

واقعیت قضیه این است که خلیفه دوم تا پایان عمر مسأله کلاله را نفهمید، چنان که خودش در این‏باره مى‏گوید:

«انّى لا ادع بعدى شیئا اهمّ عندى من الکلاله ما راجعت رسول الله | فى شى‏ء ما راجعته فى الکلاله و ما اغلظ لى فى شى‏ء ما اغلظ لى فیه حتى طعن باصبعه فى صدرى فقال یا عمر الا تکفیک آیه الصیف التى فى آخر سوره النساء.»([۲۰])

«چیزى برایم مهمتر از کلاله نیست. آن قدر که در معناى کلاله از رسول خدا | پرسیدم درباره هیچ چیزى نپرسیدم و آن قدر که رسول خدا | در این مسأله بر من درشتى کرد، در هیچ مسأله‏اى درشتى نکرد، تا جایى که انگشتش را در سینه‏ام فشرد و فرمود: اى عمر! آیا آیه تابستانى که در پایان سوره نساء است، برایت کافى نیست!

بدینسان ‏خلیفه دوم خود اعتراف مى‏کند مسأله کلاله را تا پایان عمر نفهمیده است، ولى در این جا نیز اتهام کاستى و قصور را به رسول خدا | نسبت دادند:

«عن ابن عمر قال: خطب عمر على منبر رسولالله|… و ثلاثه اشیاء وددت ایها الناس انّ رسول الله | کان عهد الینا فیها: الجدّ و الکلاله و ابواب من ابواب الربا.»([۲۱])

«عبدالله بن عمر مى‏گوید: عمر روى منبر رسولالله| سخنرانى کرد و گفت: اى مردم! سه چیز است که دوست داشتم رسول خدا | درباره آنها به ما توصیه مى‏کرد؛ یکى میراث جد، یکى میراث کلاله و یکى هم بخشهایى از ربا».

بدین ترتیب آیه کلاله آخرین آیهای است که بر رسول خدا |نازل شد.([۲۲]) بقیه اقوال هم این چنین بوده است و یکى از اصحاب به هر دلیل جمله‏اى گفته است و آن گاه سند سخن دیگران شده است، بدون این که به تعارض و تناقض آن توجه کنند.

به عنوان نمونه دو قول یاد شده از عمر درخور توجه است. با این که سخنان عمر را از معتبرترین کتب اهل سنت نقل کردیم، ولى هیچ یک به این نکته توجه نکرده‏اند که آخرین آیه بودن بهانه نیست و عجیب این است که در هر دو صحیح (مسلم و بخارى) که به نظر آنان صحیح‏ترین کتب بعد از قرآن است،([۲۳]) رسولخدا| متهم شده که وظیفه‏اش را درست انجام نداده است و عجیب‏تر این که توجه نکرده‏اند که این گونه روایات با نصّ قرآن تعارض دارد؛ زیرا خداوند در آیه مورد بحث تصریح مى‏کند که دین را کامل و نعمت را تمام کردم.

بنابراین با توجه به تناقض این روایات با هم و تعارض آنها با صریح قرآن و متهم شدن رسول خدا | نمى‏توان به این روایات اعتماد کرد و نیازى به بحث و بررسى سند آنها نیست.


([۱]) الاتقان فى علوم القرآن، ص ۲۳.

([۲]) همان، ص ۲۷.

([۳]) همان.

([۴]) الاصابه فى تمییز الصحابه، ج ۱، ص ۶.

([۵]) الکفایه فى علم الروایه، ص ۴۹ ۴۸.

([۶]) الاصابه فى تمییز الصحابه، ج ۱، ص ۴.

([۷]) الصارم المسلول على شاتم الرسول، ص ۵۸۰.

([۸]) سیره، ابن هشام، ج ۴، ص ۷۳؛ کامل، ابن اثیر، ج ۲، ص ۲۵۶؛ مغازى، واقدى، ج ۳، ص ۸۸۰.

([۹]) الاحکام فى اصول الاحکام، ج ۱، ص ۲۱۸.

([۱۰]) صحیح، مسلم، ج ۴، ص ۱۷۹۶.

([۱۱]) مسند، احمد بن حنبل، ج ۱، ص ۶۶۴؛ صحیح البخارى، ج ۴، ص ۹۱.

([۱۲]) مسند، احمدبن حنبل، ج ۱، ص ۳۸۹، و ج ۳، ص ۳۹۵ و ۴۳۰.

([۱۳]) کنزالعمال، ج ۱۰، ص ۲۰۰.

([۱۴]) صحیح، مسلم، جزء ۶، ص ۲۲.

([۱۵]) صحیح، البخارى، ج ۴، ص ۹۳.

([۱۶]) الاتقان فى علوم القرآن، ص ۲۳.

([۱۷]) الاساس فى التفسیر، ج ۳، ص ۱۲۹۸؛ تفسیر روح المعانى، ج ۶، ص ۴۷؛ فى ظلال القرآن، ج ۲، ص ۶۳۴؛ البیان فى مقاصد القرآن، ج ۳، ص ۳۱۹؛ الدرّالمنثور، ج ۲، ص ۲۵۲؛ مسند، احمدبن حنبل، ج ۶، ص ۱۸۸؛ سنن، بیهقى، ج ۷، ص ۱۷۲؛ مستدرک، حاکم، ج ۲، ص ۳۱۲؛ المحلى، ج ۹، ص ۴۰۷؛ مجمع الزوائد، ج ۱، ص ۲۵۶.

([۱۸]) مسند، احمد بن حنبل، ج ۱، ص ۳۶؛ کنزالعمّال، ج ۴، ص ۱۸۶؛ المبسوط، سرخسى، ج ۲، ص ۵۲ و ج ۱۲، ص ۱۱۴؛ الاتقان فى علوم القرآن، ص ۲۷.

([۱۹]) ابوبکر جصاص، احکام القرآن ، ج ۳، ص ۱۸.

([۲۰]) صحیح، مسلم، ج ۲، ص ۸۱ و ج ۵، ص ۶۱.

([۲۱]) صحیح، مسلم، ج ۸، ص ۲۴۵؛ صحیح، البخارى، ج ۶، ص ۲۴۳.

([۲۲]) الاتقان فى علوم القرآن، ج ۲۷.

([۲۳]) الصواعق المحرقه، ص ۱۸.

نوشته قبلی

آیه اکمال

نوشته‌ی بعدی

پایان بیان احکام اسلامى در منابع شیعه

مرتبط نوشته ها

اهل سنت و زیارت امام رضا (ع)
امام رضا (ع)

اهل سنت و زیارت امام رضا (ع)

بدون دسته ( پیشفرض)

توحید از دیدگاه شیعه چگونه است؟

صفای باطن و دوری امامان (ع) از کینه توزی
بدون دسته ( پیشفرض)

صفای باطن و دوری امامان (ع) از کینه توزی

میانه روی در نهج البلاغه
بدون دسته ( پیشفرض)

میانه روی در نهج البلاغه

ادوار اجتهاد
بدون دسته ( پیشفرض)

ادوار اجتهاد

آثار محبّت اهل بیت (ع) در قرآن
بدون دسته ( پیشفرض)

آثار محبّت اهل بیت (ع) در قرآن

نوشته‌ی بعدی

پايان بيان احكام اسلامى در منابع شيعه

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

واژه شناسی شیعه و تشیّع

امام، حقیقت نازل شده از عالم غیب

حماسه حسینی و انقلاب اسلامی

حماسه حسینی و انقلاب اسلامی

نظم جدید و قدرت جهانی ایران

نظم جدید و قدرت جهانی ایران

سیره اخلاقی امام هادی (ع)

نامه های امام هادی (ع)

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا