18 می 2026

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home بدون دسته ( پیشفرض)

اولين و آخرين آيه قرآن

نسخ قرآن به سنّت

نسخ قرآن به سنّت

0
SHARES
2
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

اولين و آخرين آيه قرآن

درباره اولين سوره‏اى كه بر رسول خدا | نازل شده است، اختلاف نظر وجود دارد، به گونه‏اى كه حداقل چهار قول را ياد كرده‏اند.([1])

درباره اختلاف در اولين سوره‏اى كه بر رسول خدا | نازل شده است شايد بتوان چنين توجيه كرد كه در آن زمان مسلمانان اندك بودند و كمتر مى‏توانستند بنويسند و شايد هم چندان به نوشتن و ثبت و ضبط قرآن توجه نمى‏كردند، ولى آيا پذيرفتنی است که بگوييم درباره آخرين آيه‏اى كه بر رسولخدا | نازل شده است، دوازده قول وجود دارد.([2])

با اين كه در اين دوران در مدينه دهها حافظ قرآن و صدها كاتب وجود داشته است و با توجه به اين كه از مدتها قبل نيز رسول خدا | اعلام كرده بود که در آستانه ارتحال از اين جهان قرار دارد ، اين مسأله حساسيّت بيشترى براى ثبت آخرين آيه‏اى كه بر رسولخدا| نازل شده است، ايجاد مى‏كرد. گرچه دانشمندان اهل سنت در توجيه اختلاف اقوال در اين مسأله مطالبى گفته‏اند،([3]) ولى با توجه به نكات ياد شده در دوران پايانى عمر رسول خدا |آراء یاد شده براى توجيه علل اختلاف كافى نيست، بلكه بايد دليلى قويتر داشته باشد.

اكنون به بررسى اين علت مى‏پردازيم:

صحابه و اهل سنت

اكثريت اهل سنت درباره صحابه ديدگاهى افراطى دارند. در تبيين اين ديدگاه، آراى برخى از آنها را مى‏آوريم.

ابن حجر درباره صحابه مینویسد:

«اتفق اهل السنّة على انّ الجميع عدول و لم يخالف فى ذلك الاّ شذوذ من المبتدعة.»([4])

«اهل سنت بر عدالت همة صحابه اتفاق نظر دارند و جز اندکی از بدعت‏گذاران كسى با اين مسأله مخالف نيست».

خطيب بغدادى پس از ذكر آياتى از قرآن – كه به نظر او بر عدالت صحابه دلالت مى‏كند – مى‏نویسد: با وجود اين آيات نيازى به روايات نيست؛ با اين حال چند روايت را نقل كرده و سپس چنين اظهارنظر مى‏نمايد:

«و الاخبار فى هذا المعنى تتسع و كلّها مطابقة لما ورد فى نصّ القرآن و جميع ذلك يقتضى طهارة الصحابة و القطع على تعديلهم و نزاهتهم فلا يحتاج احد منهم مع تعديل الله تعالى لهم المطّلع على بواطنهم الى تعديل احد من الخلق له و… و هذا مذهب كافّة العلماء و من يعتدّ بقوله من الفقهاء»([5])

«روايات در اين زمينه بسيار است و همه آنها مطابق نصّ قرآن است؛ این آيات و روايات بر پاكى صحابه دلالت مى‏كند و موجب يقين به عدالت و وارستگى آنان میشود و پس از عادل دانستن خداوندى كه بر باطن انسانها آگاه است، صحابه نيازى به تاييد هيچ كس از خلق ندارند. [همچنان در اين زمينه ادامه مى‏دهد تا اين كه مى‏گويد]: و اين ديدگاه همه علما و فقهايى است كه به نظر آنان توجه مى‏شود».

افزون بر اينها، درباره تعريف صحابى نيز ديدگاهى افراطى دارند كه صحيحترين تعريف آن را ابن‏حجر چنين بيان مى‏كند:

«و اصحّ ما وقفت عليه من ذلك انّ الصحابى من لقى النبىّ | مؤمنا به و مات على الاسلام.»([6])

«صحيحترين تعريفى كه من از آن اطلاع يافتم، اين است كه صحابى كسى است كه پيامبر را در حال اسلام ملاقات كرده و بر حال اسلام هم از دنيا رفته باشد».

با توضيحى كه ابن‏حجر درباره اين قيود مى‏دهد، واژه اصحاب منافقان مشهور و غيرمشهور را هم دربرمىگيرد. اين ديدگاه افراطى درباره صحابه آنان را به جايى كشانده است كه هرگونه نقد درباره اصحاب را نقد رسول‌خدا| تلقى كنند. مالك ابن انس يكى از رهبران مذاهب چهارگانه در اين زمينه مى‏گويد:

«انّما هؤلاء اقوام ارادوا القدح فى النبىّ | فلم يمكنهم ذلك فقد حوافى اصحابه حتى يقال رجل سوء و لو كان رجلاً صالحا لكان اصحابه صالحين.»([7])

«افرادى كه عملكرد صحابه را نقد مى‏كنند، كسانى هستند كه مى‏خواهند پيامبر | را زير سؤال ببرند، ولى چون نمى‏توانند اين كار را انجام دهند، اصحاب آن حضرت را زير سؤال مى‏برند تا گفته شود پيامبر | (العياذ بالله) مرد بدى بوده است و اگر مرد شايسته‏اى بود، اصحابش انسانهايى شايسته بودند.»

بايد توجه داشت كه اين ديدگاه افراطى برخلاف عقل، قرآن، حديث و تاريخ است. گرچه آيات و رواياتى در شأن عده‏اى از اصحاب نازل شده و از آنان تجليل كرده است، ولى تعميم اين آيات و روايات درباره هر مسلمانى كه پيامبر| را ديده است، منطقى نيست و ناديده گرفتن آياتى است كه در مذمت اصحاب وارد شده است؛ همانند كسانى كه بعضى از آنان منافقان قابل شناخت (منافقين/1) و برخى از آنان منافقان غيرقابل شناخت هستند. (توبه/101)؛ شمارى از آنان بيمار دل و مريض هستند (احزاب/11)؛ بعضى از آنان از دستور خدا و رسول خدا | تخلف مى‏كردند (توبه/47-45)؛ برخى از آنان براى دشمن جاسوسى مى‏كردند (توبه/47)؛  بعضى از آنان ناخالصى داشتند (توبه/102)؛ شمارى از آنان مرتدان مخفى بودند (آل‏عمران/154)؛ بعضى از آنان به تصريح خداوند فاسق بودند (حجرات/6)؛ برخى از آنان از جبهه جنگ فرار كرده و پيامبر را تنها گذاشته و به سخن رسول خدا |اعتنايى نكرده‏اند (آل‏عمران/153) و (توبه/25)؛ بعضى از آنان مسلمان و غيرمؤمن بودند (حجرات/14) و دهها آيه ديگر كه از مذمت اصحاب حكايت مى‏كند. براى تبيين ديدگاه قرآن درباره اصحاب تنها كافى است انسان سوره توبه را كه بيشتر عملكرد اصحاب رسول خدا | در جنگ تبوك را به نقد كشيده است، مطالعه كند.

احاديث نبوى نيز ضمن آن كه از بعضى از صحابه تجليل شده نسبت به عملكرد برخى ديگر – چه در عصر خود آن حضرت و چه در عصر بعد از ارتحال او – احاديثى در مذمت آنان وارد شده است:

1- رسول خدا | عملكرد عده‏اى از اصحاب را عملكردى جاهلانه مى‏دانست و از آن برائت مى‏جست؛([8])

2- عده‏اى در عصر رسول خدا | آشكارا به او دروغ مى‏بستند، به گونه‏اى كه حضرت در حضور جمع، آنان را تهديد مى‏كرد؛([9])

3- رسول خدا | عده‏اى از اصحاب خود را دنياطلبان و سفّاك مى‏دانست كه بعد از او به خاطر دنيا به كشتار يكديگر مى‏پردازند؛([10])

4- رسول خدا | عده‏اى از اصحاب خود را مرتد خواند كه بعد از او راه ارتداد را در پيش مى‏گيرند؛([11])

5- رسول خدا | عدهای از اصحاب خود را بدعت‏گذاران خوانده است كه بعد از او به بدعت‏گذارى رو مى‏آورند؛([12])

6- رسول خدا | عده‏اى از اصحاب خود را منافق خوانده است؛ چنان كه قرآن نيز تصريح دارد كه عده‏اى از اطرافیان رسول خدا | منافق هستند و در سوره‏اى به همين نام به بيان ويژگيهاى آنان پرداخته است؛

7- رسول خدا | عده‏اى از اصحاب را «حسود» خوانده است كه به خاطر حسادت به كشتار مى‏پردازند؛([13])

8- رسول خدا | عده‏اى از آنان را «وحدت‏شكنان امت» خوانده است؛([14])

9- رسول خدا | عده‏اى از آنان را «فتنه‏جو» ناميده است؛([15])

در تاريخ نيز نقد عملكرد صحابه از يكديگر فراوان است، به گونه‏اى كه به هم نسبت كفر، نفاق و فسق مى‏دادند و يكديگر را لعن مى‏كردند و حتى درگيريهايى در حضور رسول خدا | بين آنان صورت مى‏گرفت و آن حضرت به اصلاح ميان آنان مى‏پرداخت كه نقل اين گونه مسائل بسيار طولانى خواهد شد.

به هر حال ديدگاه افراطى اهل سنت نسبت به صحابه مشكلات فراوانى را براى آنان به وجود آورده است كه در فهم دين تأثير منفى داشته و مانع روشن شدن واقعيت‌هاى تاريخ اسلام شده است.

درباره آخرين آيه‏اى كه بر رسول خدا | نازل شده، بيش از دوازده قول از چندين نفر از صحابه نقل شده است و حتى گاه از يك نفر چند قول نقل شده است كه نمى‏توان اين مسأله را با اين ادعا كه از رسول خدا | شنيده است توجيه كرد؛ زيرا رسول خدا | يك قول را بيشتر نگفته است و واقعيت امر هم يكى بيش نيست و اين تعداد آراء چيزى جزء دخالت اغراض غيردينى نيست و نخواسته‏اند عملكرد صحابه را نقد كنند، بلكه تنها با نقل آنچه در صدر اسلام اتفاق افتاده است چشم خود را بر تعارض‌ها و تناقض‌هاى آن بسته‏اند!

آخرين سوره قرآن

پيشتر نقل كرديم كه در بين اهل سنت اختلاف است كه آخرين سوره نازل شده از قرآن کدام است؟ در اين زمينه چهار قول نقل شده است؛([16]) هر چند در روايات آنان نيز فراوان يافت مى‏شود كه سوره مائده آخرين سوره قرآن است که بر رسول خدا |نازل شده است؛

«عن جبير بن نفير قال حججت فدخلت على عايشة فقالت لى: يا جبير تقرأ المائدة. فقلت: نعم. فقالت: اما انّها آخر سورة نزلت فما وجدتم فيها من حلال فاستحلوه و ما وجدتم فيها من حرام فحرمّوه.»([17])

«جبيربن نفير مى‏گويد: بعد از حج بر عايشه وارد شدم، از من پرسيد: آيا سوره مائده را مى‏خوانى؟ گفتم: آرى. عايشه گفت: بدان، آن آخرين سوره‏اى است كه نازل شده است؛ آنچه را در آن حلال شمرده شده است، حلال بدانيد و آنچه را در آن حرام شمرده شده است، حرام بدانيد».

اكنون سؤال اين است كه به چه دليل سوره‏هاى ديگرى به عنوان آخرين سوره مطرح شده است؟

واقعيت قضيه اين است كه این مشكل برگرفته از ديدگاه خاص اهل سنت درباره صحابه است؛زیرا روزى شخصى از خليفه دوم درباره ربا و احكام آن مسأله‏اى پرسيد و او نمى‏دانست، ولى به جاى آن كه بگويد نمى‏دانم، گفت:

«انّ آخر ما نزل من القرآن آية ‏الربا و ان رسول‏الله| قبض و لم يفسّرها، فدعوا الربا و الريبه.»([18])

«آخرين آيه‏اى كه نازل شده آيه ربا است و رسول خدا | قبل از آن كه آن را براى ما شرح دهد، از دنيا رفت! بنابراين ربا و ريبه را رها كنيد»!

بدين سان براساس نظر خليفه دوم آيه ربا، آخرين آيه‌ای است که بر پیامبر| نازل شده است و چون در سوره مائده آيه‏اى درباره ربا وجود ندارد، بلكه آيات ربا در چهار سوره ديگر آمده است (آيات 275 و 276 سوره بقره، آيه 161 سوره نساء و آيه 39 سوره روم و آيه 130 سوره آل عمران) سوره ديگرى غير از مائده بايد آخرين سوره باشد. علاوه بر آن اتهامى نیز به رسول‌خدا| وارد شده است كه گويى آن حضرت دين را تفسير نکرده است! در حالى كه اين سخن با اكمال دين – كه خداوند در آيه مورد بحث مى‏فرمايد – سازگار نيست؛ چه آن را آخرين آيه بدانيم و چه ندانيم!

افزون بر اينها، چگونه ادعا مى‏شود که رسول خدا | احكام ربا را بيان نكرده است با اين كه فقها به استناد روايات آن حضرت احكام ربا را بيان مى‏كنند.

ابوبكر جصاص پس از ذكر روايات متعارض و متناقض از خليفه دوم درباره معناى «كلاله» مى‏نویسد:

«فهذه الاخبار التى ذكرنا تدلّ على انّه لم يقطع فيها بشى‏ء و انّ معناها و المراد بها كان ملتبسا عليه. قال سعيد بن المسيب كان عمر كتب كتابا فى الكلالة فلما حضرته الوفاة محاه و قال ترون فيه رايكم.»([19])

«اين اخبارى كه ذكر كرديم دلالت مى‏كند كه خليفه دوم در مسأله كلاله اطمينان به معنى و مراد از آن پيدا نكرده بود و حكم آن برايش روشن نبود. سعيد بن مسيب گفته است كه عمر دستورى درباره كلاله نوشته بود، ولى هنگام مرگ دستور داد آن را از بين ببرند و گفت در اين مسأله به نظر خود عمل كنيد»!

واقعيت قضيه اين است كه خليفه دوم تا پايان عمر مسأله كلاله را نفهميد، چنان كه خودش در اين‏باره مى‏گويد:

«انّى لا ادع بعدى شيئا اهمّ عندى من الكلالة ما راجعت رسول الله | فى شى‏ء ما راجعته فى الكلالة و ما اغلظ لى فى شى‏ء ما اغلظ لى فيه حتى طعن باصبعه فى صدرى فقال يا عمر الا تكفيك آية الصيف التى فى آخر سورة النساء.»([20])

«چيزى برايم مهمتر از كلاله نيست. آن قدر كه در معناى كلاله از رسول خدا | پرسيدم درباره هيچ چيزى نپرسيدم و آن قدر كه رسول خدا | در اين مسأله بر من درشتى كرد، در هيچ مسأله‏اى درشتى نكرد، تا جايى كه انگشتش را در سينه‏ام فشرد و فرمود: اى عمر! آيا آيه تابستانى كه در پايان سوره نساء است، برايت كافى نيست!

بدينسان ‏خليفه دوم خود اعتراف مى‏كند مسأله كلاله را تا پايان عمر نفهميده است، ولى در اين جا نيز اتهام كاستى و قصور را به رسول خدا | نسبت دادند:

«عن ابن عمر قال: خطب عمر على منبر رسولالله|… و ثلاثة اشياء وددت ايها الناس انّ رسول الله | كان عهد الينا فيها: الجدّ و الكلالة و ابواب من ابواب الربا.»([21])

«عبدالله بن عمر مى‏گويد: عمر روى منبر رسولالله| سخنرانى كرد و گفت: اى مردم! سه چيز است كه دوست داشتم رسول خدا | درباره آنها به ما توصيه مى‏كرد؛ يكى ميراث جد، يكى ميراث كلاله و يكى هم بخشهايى از ربا».

بدین ترتیب آيه كلاله آخرین آیهای است که بر رسول خدا |نازل شد.([22]) بقيه اقوال هم اين چنين بوده است و يكى از اصحاب به هر دليل جمله‏اى گفته است و آن گاه سند سخن ديگران شده است، بدون اين كه به تعارض و تناقض آن توجه كنند.

به عنوان نمونه دو قول ياد شده از عمر درخور توجه است. با اين كه سخنان عمر را از معتبرترين كتب اهل سنت نقل كرديم، ولى هيچ يك به اين نكته توجه نكرده‏اند كه آخرين آيه بودن بهانه نيست و عجيب اين است كه در هر دو صحيح (مسلم و بخارى) كه به نظر آنان صحيح‏ترين كتب بعد از قرآن است،([23]) رسولخدا| متهم شده كه وظيفه‏اش را درست انجام نداده است و عجيب‏تر اين كه توجه نكرده‏اند كه اين گونه روايات با نصّ قرآن تعارض دارد؛ زيرا خداوند در آيه مورد بحث تصريح مى‏كند كه دين را كامل و نعمت را تمام كردم.

بنابراين با توجه به تناقض اين روايات با هم و تعارض آنها با صريح قرآن و متهم شدن رسول خدا | نمى‏توان به اين روايات اعتماد كرد و نيازى به بحث و بررسى سند آنها نيست.


([1]) الاتقان فى علوم القرآن، ص 23.

([2]) همان، ص 27.

([3]) همان.

([4]) الاصابة فى تمييز الصحابة، ج 1، ص 6.

([5]) الكفاية فى علم الرواية، ص 49 48.

([6]) الاصابة فى تمييز الصحابة، ج 1، ص 4.

([7]) الصارم المسلول على شاتم الرسول، ص 580.

([8]) سيره، ابن هشام، ج 4، ص 73؛ كامل، ابن اثير، ج 2، ص 256؛ مغازى، واقدى، ج 3، ص 880.

([9]) الاحكام فى اصول الاحكام، ج 1، ص 218.

([10]) صحيح، مسلم، ج 4، ص 1796.

([11]) مسند، احمد بن حنبل، ج 1، ص 664؛ صحيح البخارى، ج 4، ص 91.

([12]) مسند، احمدبن حنبل، ج 1، ص 389، و ج 3، ص 395 و 430.

([13]) كنزالعمال، ج 10، ص 200.

([14]) صحيح، مسلم، جزء 6، ص 22.

([15]) صحيح، البخارى، ج 4، ص 93.

([16]) الاتقان فى علوم القرآن، ص 23.

([17]) الاساس فى التفسير، ج 3، ص 1298؛ تفسير روح المعانى، ج 6، ص 47؛ فى ظلال القرآن، ج 2، ص 634؛ البيان فى مقاصد القرآن، ج 3، ص 319؛ الدرّالمنثور، ج 2، ص 252؛ مسند، احمدبن حنبل، ج 6، ص 188؛ سنن، بيهقى، ج 7، ص 172؛ مستدرك، حاكم، ج 2، ص 312؛ المحلى، ج 9، ص 407؛ مجمع الزوائد، ج 1، ص 256.

([18]) مسند، احمد بن حنبل، ج 1، ص 36؛ كنزالعمّال، ج 4، ص 186؛ المبسوط، سرخسى، ج 2، ص 52 و ج 12، ص 114؛ الاتقان فى علوم القرآن، ص 27.

([19]) ابوبکر جصاص، احكام القرآن ، ج 3، ص 18.

([20]) صحيح، مسلم، ج 2، ص 81 و ج 5، ص 61.

([21]) صحيح، مسلم، ج 8، ص 245؛ صحيح، البخارى، ج 6، ص 243.

([22]) الاتقان فى علوم القرآن، ج 27.

([23]) الصواعق المحرقه، ص 18.

نوشته قبلی

آیه اکمال

نوشته‌ی بعدی

پايان بيان احكام اسلامى در منابع شيعه

مرتبط نوشته ها

بدون دسته ( پیشفرض)

توحید از دیدگاه شیعه چگونه است؟

صفای باطن و دوری امامان (ع) از کینه توزی
بدون دسته ( پیشفرض)

صفای باطن و دوری امامان (ع) از کینه توزی

میانه روی در نهج البلاغه
بدون دسته ( پیشفرض)

میانه روی در نهج البلاغه

ادوار اجتهاد
بدون دسته ( پیشفرض)

ادوار اجتهاد

آثار محبّت اهل بیت (ع) در قرآن
بدون دسته ( پیشفرض)

آثار محبّت اهل بیت (ع) در قرآن

بدون دسته ( پیشفرض)

قاطعیت و عطوفت در سیره امام علی(علیه السلام)

نوشته‌ی بعدی

پايان بيان احكام اسلامى در منابع شيعه

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

بعثت در كلام خاندان رسالت

بعثت در كلام خاندان رسالت

پویایی و بالندگی فقه شیعه

پویایی و بالندگی فقه شیعه

واژه شناسی شیعه و تشیّع

شیعه از دیدگاه امام علی (ع)

خیزش مردم سرآغاز بعثتِ هنر

خیزش مردم سرآغاز بعثتِ هنر

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا