تشیّع در کوفه
ابعاد تشیّعبه طور کلی، می توان شیعیان کوفه را به این گروه تقسیم نمود:
شیعیان سیاسی:معتقد به برتری امام علی علیه السلام بر خلفای پیشین و حقانیت آن حضرت در جنگ با مخالفانش بودند. (۳)
شیعیان حبی:اهل بیت علیهم السلام را صرفاً به این دلیل که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم تأکید فراوانی بر دوستی ایشان می کرد، دوست داشتند. (۴)
شیعیان دینی:ائمه ی اطهار علیهم السلام را در امور دینی، اعلم از دیگران می دانستند، ولی به لحاظ سیاسی تابع حکومت وقت بودند. (۵)
شیعیان اعتقادی:اینان شیعیان واقعی بودند و منظور از « تشیّع» در این مقاله نیز تشیّع از همین نوع است. (۶)با بررسی دقیق سیر تحولات کوفه و عملکرد کوفیان در تحرکات شیعی، که در این شهر به وقوع پیوست، می توان به این نتیجه رسید که تشیع اکثریت کوفیان از جنس سیاسی، سپس حبّی و دینی بود و تعداد شیعیان اعتقادی به مراتب کمتر از تعداد کل شیعیان بود. در ادامه، بیشتر به این مقوله خواهیم پرداخت.
خاندان های شیعیبه استناد منابع تاریخی، خاندان های علمی شیعه در کوفه، که از ائمه ی معصوم علیهم السلام روایت کرده اند، عبارت بودند از: آل اعین، (۷) خاندان اشعری، (۸) آل ابی رافع، (۹) آل ابی صفیه، ( نک. دائره المعارف بزرگ اسلامی، ۱۳۸۳، ص ۵۵۱) آل ابی شعبه، ( نک. دائره المعارف بزرگ اسلامی، ۱۳۸۳، ص ۵۵۱) خاندان حیان تغلبی، خاندان دراج، خاندان حرّ جعفی، خاندان عبدربه، خاندان عطیه، خاندان بنی رباط، خاندان فرقد، خاندان عمار بجلی، ( نک. براقی، ۱۳۸۸، ص ۵۰۲) خاندان ابی ساره، آل ابی الجعد، آل ابی الجعد، آل ابی سبره و دیگران. (۱۰)
ارتباط علمای کوفه با ائمه ی اطهار علیهم السلامبا آنکه پس از شهادت امام علی علیه السلام هیچ یک از ائمه معصوم علیهم السلام در کوفه ساکن نشدند، اما شیعیان این دیار همواره با ایشان در ارتباط بودند و از آن بزرگواران حدیث نقل می کردند و مسائل فقهی روز را از ایشان می پرسیدند. شدت علاقه ی مردم کوفه به امامان علیهم السلام به اندازه ای بود که امام باقر علیه السلام را « پیامبر کوفه» ( مجلسی، ۱۴۰۳، ج ۴۶، ص ۲۵۵) می نامیدند. بیشتر اصحاب آن حضرت از مردم کوفه بودند، یا اینکه اصالت کوفی داشتند. ( طوسی، ۱۳۸۰، ص ۱۴۲-۱۴۴) در دوره ی امام صادق علیه السلام نیز بسیاری از راویان کوفی از آن حضرت روایت کرده اند. ( طوسی، ۱۳۴۸، ص ۴۷۷)فضل بن شاذان می گوید: یاران علی بن حسین علیهماالسلام، که به امامتش اعتقاد داشتند، بیش از پنج تن نبودند: سعید بن جبیر، سعید بن مسیب، محمد بن جبیر، یحیی بن ام طویل و ابوخالد کابلی. ( کشی، بی تا، ص ۱۱۵) در این میان، یحیی بن ام طویل ( خوئی، ۱۴۰۹، ج ۲۰، ص ۳۴) و سعید بن جبیر کوفی بودند. (ر.ک. صدر حاج سید جوادی، ۱۳۸۴، ج ۱، ص ۹۴ / محلاتی، ۱۳۵۱، ج ۳، ص ۱۱۱ / عقیقی بخشایشی، ۱۳۷۲، ج ۱، ص ۳۵۳ / سپهری، ۱۴۱۹، ج ۱، ص ۱۵۶)در کتب رجالی، نام های نزدیک به ۴۵۰ تن از اصحاب امام باقر علیه السلام ذکر شده که بیش از ۵۰ نفر آنها دارای پسوند « کوفی» است. ( ترابی، ۱۳۷۳، ص ۶۳-۷۳) برخی از شاگردان امام باقر و امام صادق علیهماالسلام از ایرانیان ساکن کوفه بودند. برخی از این افراد عبارت بودند از: ابواسماعیل حماد بن ابی سلیمان ( نک. طوسی، ۱۳۸۰، ص ۱۱۶ / ابن خیاط، ۱۴۱۴، ص ۲۷۵) و محمد بن اسحاق بن یسار بن خیار ( نک. طوسی، ۱۳۸۰، ص ۲۸۱ و ۳۱۱) که در کتاب سیره ی خود، روایات « و اندز عشیرتک»، « حدیث غدیر» ( امینی، ۱۳۶۲، ج ۱، ص ۷۵) و حدیث « الجنان و النوق» (11) را از امام باقر علیه السلام و احادیث دیگری نیز در اثبات خلافت علی علیه السلام نقل نموده است. ( خطیب بغدادی، ۱۴۱۷، ج ۱، ص ۲۲۴)تعداد راویان امام موسی کاظم علیه السلام را قریب چهارهزار نفر نوشته اند که بسیاری از آنها نقش مهمی در تألیف و تصنی و نشر فرهنگ اسلامی برعهده داشتند. ( شریف قرشی، ۱۳۶۹، ج ۲، ص ۲۴۷-۲۴۸) از جمله اصحاب کوفی آن بزرگوار، می توان از کسانی همچون احمد بن محمد کوفی، اسحاق بن عمار کوفی ( شریف قرشی، ۱۳۶۹، ص ۲۵۵ و ۲۵۷)، حسن بن محبوب ( نک. طوسی، ۱۳۴۸، ص ۴۰۸، ۵۵۶، ۵۸۴ و ۵۸۵ / ابن ندیم، بی تا، ص ۳۰۹-۳۱۰) و صفوان بن یحیی نام برد. ( نک. طوسی، ۱۳۴۸، ص ۵۵۶ / نجاشی، ۱۳۹۷، ص ۱۳۹)از راویان کوفی امام رضا علیه السلام نیز جعفر بن بشیر، ( نک. مامقانی، ۱۴۲۳، ج ۱، ص ۲۱۳ / نجاشی، ۱۳۹۷، ص ۸۶ / اردبیلی، ۱۴۰۳، ج ۲، ص ۱۵۰) عبدالرحمان بن ابی نجوان، ( نک. نجاشی، ۱۳۹۷، ص ۱۶۳ / اردبیلی، ۱۴۰۳، ج ۱، ص ۴۴۴) احمد بن محمد بن ابی نصر بزنطی، ( نک. براقی، ۱۳۸۸، ص ۱۹۹ / ابن ندیم، بی تا، ص ۵۴ / طوسی، ۱۳۴۸، ص ۵۸۳ / صفار قمی، ۱۴۰۴، ص ۲۴۶ / نجاشی، ۱۳۹۷، ص ۵۴) و محمد بن خالد برقی ( نک. طوسی، ۱۳۸۰، ص ۱۲۴، ۳۶۰ و ۳۸۶ / احمدی، ۱۳۷۱، ص ۱۳۶) بودند.مروک بن عبید بن سالم بن ابی حفصه ( طوسی، ۱۳۸۰، ص ۴۰۶)، موسی بن عمر بن بزیع ( طوسی، ۱۳۸۰، ص ۴۰۵)، احمد بن عبدالله کوفی ( طوسی، ۱۳۸۰، ص ۳۹۹) و ابوسکینه کوفی ( طوسی، ۱۳۸۰، ص ۴۰۹) نیز از راویان کوفی امام جواد علیه السلام بودند. محمد بن حسین بن ابی الخطاب ( نک. طوسی، ۱۳۸۰، ص ۵۴ / طوسی، ۱۳۸۰، ص ۴۲۳-۴۳۵ / نجاشی، ۱۳۹۷، ص ۲۳۶) از اصحاب و راویان امام جواد علیه السلام و مورد اعتماد شیعیان بود که در کوفه می زیست. ( طوسی، ۱۳۸۰، ص ۵۴) روایت های فراوانی از وی به جا مانده و بیش از شش کتاب نوشته است. او پس از امام جواد، امام هادی و امام حسن عسکری علیهم السلام را نیز درک کرد (طوسی، ۱۳۸۰، ص ۴۲۳-۴۳۵) و در سال ۲۶۲ ق وفات یافت. ( نجاشی، ۱۳۹۷، ص ۲۳۶).در انتها، لازم به ذکر است به سبب آنکه شهر کوفه در دوره ی اموی و عباسی مرکز سیاسی – اداری سرزمین های شرقی خلافت بود، برخی حکّام و مأموران اداری آن مناطق از شیعیان کوفه و از پرورش یافتگان مکتب ائمه ی اطهار علیهم السلام بودند که به خاطر رعایت اصل « تقیه» مورد اعتماد خلفا قرار گرفته، به حکومت نواحی گوناگون ایران گماشته می شدند. این افراد بنابر توصیه ی ائمه ی اطهار علیهم السلام، فعالیت های مخفیانه داشتند. از جمله ی این افراد می توان از ابوبجیر اسدی، (۱۲) علی بن یقطین (۱۳) و جعفر بن محمد بن اشعث (۱۴) نام برد.
حمایت کوفیان از حضرت علی علیه السلامامام علی علیه السلام، که عملاً در مدینه طرف داری نداشت، مورد توجه ناراضیان ولایات گوناگون، به ویژه کوفه، قرار گرفت. ( مادلونگ، ۱۳۸۵، ص ۱۶۵) در اوایل کار عثمان، جندب بن عبدالله ازدی، حضرت علی علیه السلام را در مدینه ملاقات کرد و شروع به نشر فضایل او در کوفه نمود که توسط ولید دستگیر و زندانی شد. ( ابن ابی الحدید، ۱۹۶۴، ج ۹، ص ۵۶-۵۸) عمرو بن حمق خزاعی نیز از قاریان کوفه بود که به سبب اعتراض به حکومت سعید بن عاص در کوفه، به دمشق تبعید شد ( بلاذری، ۱۹۳۶، ج ۵، ص ۵۹) و پس از قتل عثمان، از نزدیکان حضرت علی علیه السلام در کوفه گردید.با انتشار خبر برگزیده شدن حضرت علی علیه السلام به خلافت توسط مهاجران و انصار، بیعت با آن حضرت در کوفه و دیگر شهرها نیز آغاز شد، ولی مردم کوفه پیش از دیگران از بیعت با آن حضرت استقبال نمودند. ( مسعودی، ۱۴۱۱، ج ۲، ص ۳۷۰) امام علی علیه السلام پیش از جنگ جمل، با فرستادن امام حسن علیه السلام و عمار یاسر به سوی کوفیان، آنان را به یاری طلبیدند که قریب نه هزار تن در ذی قار به آن حضرت پیوستند. ( دینوری، ۱۳۴۶، ص ۱۵۹) علاوه بر این، طوایفی موسوم به « زُط» و « سیابجه» ، که از جمله ساکنان قدیمی کوفه بودند، در جریان جنگ جمل ( در اطراف بصره)، با سپاهیان اصحاب جمل مقابله نمودند. ( محمدی ملایری، ۱۳۷۹، ص ۲۱۱ و ۲۱۲ به نقل از: تاریخ طبری) آنها در کوفه به سپاه امام علی علیه السلام پیوستند و در رکاب آن حضرت جنگیدند. امام علی علیه السلام، که شاهد فداکاری خالصانه ی ایرانیان حاضر در سپاه خود بودند، با ارسال نامه هایی به عاملان خود در همدان و آذربایجان، نیروهای ایرانی را برای مقابله با معاویه در جنگ صفین، به یاری طلبیدند. ( ابن اعثم کوفی، ۱۳۷۲، ص ۴۵۴-۴۵۶)
عوامل نفوذ تشیع در بین ایرانیان کوفهعوامل متعددی در گرایش ایرانیان ساکن کوفه به تشیع وجود دارد که از آن جمله می توان به این موارد اشاره نمود:
اوضاع سیاسی کوفه در عصر خلفابا پیروزی اعراب در جنگ علیه ایرانیان، یکی از مسائل پیش آمده مسئله ی اسرا و نحوه ی رفتار با آنان بود. عده ای از این اسرا اسلام آوردند و در کوفه ساکن شدند و بقیه از کوفه به مدینه منتقل گردیدند تا خلیفه درباره شان حکم دهد. رسم بر این بود که اول آنها را به دین اسلام دعوت می نمودند و سپس به عنوان برده میان صحابه تقسیم می کردند. به علت ازدیاد اسرا، مجلسی تشکیل داده شد که حضرت علی علیه السلام، عمر و جمعی از بزرگان و صحابه در آن حضور داشتند. مذاکره بر سر این بود که در باب اسرای ایران چه باید کرد؟ هر یک از اعضای مجلس رأی خود را اظهار داشت. حضرت علی علیه السلام فرمودند: من از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم شنیدم که فرمودند: « العجم الأحرار»؛ ایرانیان آزادمردند، و سپس سهم خود از اسرار را آزاد نمودند. عده ای دیگر نیز به متابعت از آن حضرت، سهم خود را آزاد کردند که منجر به آزاد شدن بیشتر یا تمامی اسرا شد و بیشتر آنها مسلمان شدند. همچنین در این مجلس بود که امام علی علیه السلام مانع قتل هرمزان توسط عمر شد. (۱۵) نقل است که عمر بن خطاب می گفت: خداوندا، من از فرزندان دختران اسیر جلولاء به تو پناه می برم. فرزندان همین اسرا بودند که در جنگ صفین در رکاب حضرت علی علیه السلام شرکت کردند. ( دینوری، ۱۳۴۶، ص ۱۴۱)والیان عمر در کوفه عبارت بودند از: عبدالله بن عبدالله بن عتبان، زیاد بن حنظله، عمار یاسر و مغیره بن شعبه. در این میان، امارت عمار یاسر در کوفه ( طبری، ۱۳۷۲، ج ۶، ص ۱۹۶۱) از اهمیت ویژه ای برخوردار است. عمار یاسر از پیروان حقیقی امام علی علیه السلام بود که بدون شک، تعالیم وی نقش اساسی در آشنا ساختن کوفیان و به ویژه ایرانیان ساکن کوفه با اوضاع مدینه پس از رحلت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم، فضایل امام علی علیه السلام و فرمایش های آن حضرت در غدیرخم داشت.عمر در دوران خلافت خویش، سیاست تندی در برخورد با غیر مسلمانان و حتی مسلمانان غیر عرب در پیش گرفت. این عرب گرایی در خلافت وی با اقداماتی از قبیل تشکیل دیوان سپاه و تقسیم اموال براساس اصل سابقه در اسلام نمود پیدا کرد. در کوفه نیز ایرانیان، که بیشترین جمعیت آنجا را تشکیل می دادند، بهره ای از غنایم نداشتند و حقوقشان نسبت به اعراب کمتر بود. عمر همچنین علاقه داشت مسلمانان غیر عرب را از عربستان و به ویژه مدینه دور نگه دارد و به همین دلیل، آوردن اسرا به پایتخت، محدودیت هایی داشت، ( مسعودی، ۱۳۴۷، ص ۶۷۷) به گونه ای که مغیره بن شعبه برای نگه داشتن غلام ایرانی خود ( ابولؤلؤ) در مدینه، مجبور شد مجوّز مخصوص بگیرد. ( صنعانی، ۱۹۸۳، ج ۵، ص ۴۹۴) عرب گرایی عمر بدون تردید، عامل اساسی در گرایش ایرانیان کوفه به عدالت و برابری بود که به تمام معنا، در حکومت و سیره ی حضرت علی علیه السلام متبلور بود، و مصادیق آن در منابع تاریخی مکرر ذکر شده است.زمانی که عمر مجروح شد، عبیدالله بن عمر هرمزان را نیز به جرم همدستی با ابولؤلؤ به قتل رساند ( طبری، ۱۳۷۲، ج ۶، ص ۲۰۸۸) که این امر با واکنش شدید امام علی علیه السلام مواجه شد. ( بلاذری، ۱۹۳۶، ج ۵، ص ۲۴) عثمان با این توجیه که هرمزان وارثی ندارد و وارثش تمام مسلمانان هستند، عبیدالله را بخشید و آزاد کرد، در حالی که امام علی علیه السلام قصاص عبیدالله را به اصرار طلب می نمودند. عثمان به دلیل این مخالفت ها، عبیدالله را به کوفه فرستاد و در آنجا خانه ای به او داد. زمانی که امام علی علیه السلام در دوران خلافت خود به کوفه رفتند. در صدد قصاص او برآمدند که عبیدالله از کوفه گریخت و به شام نزد معاویه پناه برد و در جنگ صفین کشته شد. ( دینوری، ۱۳۴۶، ص ۱۹۸) این ماجرا را می توان از عوامل خشم ایرانیان ساکن کوفه نسبت به عثمان و گرایش آنان به امام علی علیه السلام قلمداد نمود.والیان عثمان در کوفه به تربیت عبارت بودند از: سعد بن ابی وقاص، ( طبری، ۱۳۷۲، ج ۶، ص ۲۰۸۹) ولید بن عقبه، ( مسعودی، ۱۳۴۷، ج ۱، ص ۶۹۱) سعید بن عاص، ( همان، ص ۶۹۳) و ابوموسی اشعری. ( همان، ص ۶۱۵) ولید کسی بود که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم درباره اش فرمودند: او اهل جهنم است. ( همان، ص ۶۹۱) پدرش نیز از دشمنان سرسخت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بود که در جنگ بدر اسیر شد و به دستور پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم توسط علی علیه السلام گردن زده شد. وی شبی در کوفه تا صبح به عیش و نوش پرداخت و نماز دو رکعتی را چهار رکعت خواند و در محراب مسجد قی نمود ( طبری، ۱۳۷۲، ج ۶، ص ۲۱۲۵) که با وجود شهادت عده ای از جمله ابن مسعود، عثمان حاضر به حد زدن او نشد. امام علی علیه السلام وقتی چنین دیدند شخصاً ولید را حد زدند. ( مسعودی، ۱۳۴۷، ص ۶۹۳)سعید بن عاص نیز در کوفه، « سواد» را بوستان قریش می خواند ( مسعودی، ۱۳۴۷، ص ۶۹۳) که این امر منجر به شورش گروهی از قاریان به رهبری مالک اشتر شد که عثمان آنها را به شام تبعید نمود. از دیگر حوادث زمان ولایت سعید بن عاص در کوفه، اهانت او به هاشم بن عتبه بن ابی وقاص ( از طرف داران سرسخت امام علی علیه السلام در کوفه) بود که خشم شورشیان را برانگیخت. ( مادلونگ، ۱۳۸۵، ص ۱۳۵) عثمان همچنین شروع به دادن اقطاعاتی از زمین های فتح شده به صحابه ی برجسته ی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم مانند سعد بن ابی وقاص، اسامه بن زید، طلحه، زبیر، عبدالله بن مسعود و برخی دیگر نمود که نارضایتی هرچه بیشتر مردم را در پی داشت. او در توجیه سیاست خود، به مردم اجازه داد که املاک خود در حجاز را با زمین های عراق مبادله کنند. ( مادلونگ، ۱۳۸۵، ص ۱۳۳)در زمان عثمان، اعراب موالی را شهروندان درجه دوم می دانستند و نه تنها علیه آنان این طرز تفکر را، که فاتح آنها هستند، ترویج می کردند، بلکه از موضع برتری نژادی با آنان رفتار می نمودند. این امر منجر به ایجاد نارضایتی در میان موالی کوفه شده بود. ( الهامی، ۱۳۶۶، ص ۵۹-۶۰) نه تنها سیاست تبعیض عثمان شامل غیر عرب می شد، بلکه برتری دادن امویان بر سایر اعراب، بخصوص اعراب یمانی را نیز دربر داشت. این مسئله موجب شکل گیری جبهه ای قدرتمند از ایرانیان و یمنیان این شهر علیه وی شد. حضور فعال مالک اشتر در جبهه ی مخالفان عثمان بیانگر این واقعیت است. ( قربانپور دشتکی، ۱۳۸۴، ص ۳۴)همان گونه که گفته شد، عمر اصل سابقه در اسلام را ملاک برتری و تقسیم اموال قرار داد و در این میان، افراد تازه مسلمان، به ویژه مسلمانان غیر عرب، کمترین سهم را از بیت المال داشتند و در جنگ ها غنیمتی به آنان تعلق نمی گرفت. این اقدام عمر با نص صریح قرآن، که تنها عامل برتری را « تقوای الهی» می داند، ناسازگار بود. شهر کوفه به این دلیل که درصد زیادی از جمعیت آن را موالی تشکیل می داد، شاهد بیشترین اعتراضات به وضع موجود بود. این در حالی بود که امام علی علیه السلام اساس کار خویش را بر مساوات قرار داده بودند و کوچک ترین تفاوتی بین عرب و عجم، ارباب و بنده، و سیاه و سفید قایل نمی شدند. وقتی اعراب در خصوص تساوی حقوقشان با عجم ها به آن حضرت اعتراض کردند، ایشان چوب کوچکی را از زمین برداشتند و فرمودند: من سراسر قرآن را خوانده ام، اما در آن، این قدر برتری برای فرزندان اسماعیل بر فرزندان اسحاق نیافته ام. ( یعقوبی، ۱۹۶۰، ج ۲، ص ۱۸۳) آن حضرت، که پیوسته عدالت و انسان دوستی را وجهه ی همت خود قرار می دادند، بر این باور بودند که تعلق به نژاد عرب نمی تواند به عنوان یک امتیاز برای آنان به شمار آید. به همین دلیل، با صراحت در برابر این فشارها ایستادگی کردند و هرگز به درخواست های غیر منصفانه ی آنان وقعی نمی نهادند. (حیدرنیا، ۱۳۷۹، ص ۷۸)در زمانی که امام علی علیه السلام در کوفه بودند، به رسم سابق، شماری از ایرانیان نزد آن حضرت آمدند تا هدایایی تقدیم کنند. ( بلاذری، ۱۳۶۶، ص ۱۹۸-۱۹۹). پیش تر کارگزاران عثمان مانند ولید بن عقبه و سعید بن عاص علاوه بر خراجی که از ایرانیان مسلمان می گرفتند، آنان را مجبور به اعطای هدایای نوروز و مهرگان نیز می کردند و از این راه، میلیون ها دینار به چنگ آوردند. از این رو، هدایای نوروزی به صورت سنتی رایج درآمده بود. وقتی ایرانیان هدایای خود را نزد حضرت علی علیه السلام آوردند، ایشان آن هدایا را پذیرفتند، اما دستور دادند به اندازه ی قیمتشان از میزان خراج آنها کم شود. همچنین هنگامی که آن حضرت در راه رفتن به صفین از شهر انبار می گذشتند، دهقانان آن شهر به دنبال ایشان حرکت کردند و آن حضرت را مانند پادشاهان مشایعت نمودند؛ اما امام علی علیه السلام آنان را از این کار منع فرمودند. (منقری، ۱۳۶۶، ص ۱۹۸-۱۹۹)
انتخاب کوفه به مرکزیت خلافت اسلامیبرخلاف نظر عده ای که معتقدند هدف امام علی علیه السلام از رفتن به کوفه صرفاً مواجهه با شورشیان و نزدیکی به شام برای رویارویی با معاویه بود و آن حضرت درصدد نبودند که آنجا را مقرّ دایمی حکومت خویش قرار دهند، دلایلی وجود دارد که عکس این ادعا را اثبات می کند. از جمله ی این دلایل می توان به موقعیت برتر جغرافیایی، ( ر.ک. رجبی، ۱۳۷۱، ص ۶). شرایط خوب اقتصادی، و نیروی فراوان انسانی ( جعفریان، ۱۳۷۷، ص ۲۷۵) و نظامی فعال در کوفه اشاره نمود، این در حالی است که مدنیان روحیه ی جنگی و معنوی خود را از دست داده بودند. ( رجبی، ۱۳۷۱، ص ۷) حضور مخالفان امام در مدینه و در مقابل، مهاجرت صحابه و دوست داران آن حضرت به کوفه ( مسعودی، ۱۳۶۸، ج ۲، ص ۳۶۷) از دیگر عوامل این انتخاب بود. همچنین بیشتر مردم کوفه از دوست داران و طرف داران امام علی علیه السلام بودند؛ چنان که امام خود می فرمایند: کوفه شهر ما، جایگاه ما و اقامتگاه شیعیان ماست. ( ابن ابی الحدید، ۱۹۶۴، ج ۳، ص ۱۹۸) علاوه بر اینها، حضور گسترده ی یمنیان در کوفه، که بیشترشان از طرف داران امام علی علیه السلام بودند، مزید بر علت بود. ( رجبی، ۱۳۷۱، ص ۹) انتقال مرکز خلافت و نزدیکی به ایران سبب شد ایران تحت نظارت مستقیم امام علی علیه السلام قرار گیرد و ایرانیان از نزدیک با سیره ی آن حضرت آشنا شوند و اسلام ناب محمدی را با تمام وجود احساس کنند.
جریان های شیعی در کوفهبین سال های ۳۴ تا ۴۰ هجری در عربستان، دوران بحران ها بود. این بحران ها با شورش علیه عثمان آغاز شد، با پیکارهای میان حضرت علی علیه السلام و معاویه ادامه یافت و با قتل امام علی علیه السلام پایان گرفت. از زمان شهادت امام علی علیه السلام سه جناح سیاسی عمده در کوفه به وجود آمدند: خوارج، شیعه، رهبران قبیله ای. ( هیندز، ۱۳۸۱، ص ۱۲۰) نظام حکومتی عراق در زمان امویان، بر بنیاد سازمان قبیله ای استوار بود که در آن پشتیبانی رهبران قبیله از حکومت و حمایت متقابل حکومت از آنها مورد نظر بود. این ساختار بر بنیاد نظام قبیله ای پیش از اسلام استوار بود ( ابن منظور، ۱۲۸۵، ج ۳، ص ۷۴) و تمایزش با نظام پیش از اسلام تنها در وجود قدرت مرکزی و تنظیمات و سازمان دهی نظامی شهر دیده می شد. اشراف قبایل در عراق مستقر بودند و حکومت مرکزی از طریق آنها بر دیگر ساکنان عراق فرمان می راند. ( هیندز، ۱۳۸۱، صص ۱۲۱ و ۱۲۳)همان گونه که گفته شد، عثمان با خویشاوند گرایی خود، گماشتن افراد نالایق به حکومت کوفه، (۱۶) و تعطیل کردن حدود الهی، (۱۷) خشم عمومی مسلمانان واقعی کوفه و پیروان راستین امام علی علیه السلام را، که آن حضرت را جانشین بر حق رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم می دانستند، برانگیخت. با احتساب تعداد قابل ملاحظه ای از مردم کوفه در آن زمان به عنوان طرف داران امام علی علیه السلام و با وجود فعالیت های عمار یاسر، سلمان فارسی و مالک اشتر، این اولین جنبش سیاسی شیعیان بود که به صورت سازمان یافته و خودجوش ایجاد شده بود و به خلافت آن حضرت منجر گردید.پس از شهادت امام علی علیه السلام، یک سلسله عوامل در حرکت های شیعی نقش اساسی داشت که از آن جمله می توان به سبّ حضرت علی علیه السلام بر منابر توسط عمّال حکومت اموی اشاره نمود. قیام حجر بن عدی در کوفه نمونه ی بارز این حرکت ها بود. حجر و یارانش به مسجد می رفتند و آشکارا معاویه و حاکم او را در کوفه تقبیح می کردند. ( ابن اثیر، ۱۲۹۰، ج ۳، ص ۲۳۴) تبدیل خلافت اسلامی به سلطنت موروثی، ترک حدود الهی، به فراموشی سپردن سنت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم، رواج گسترده ی لهو و لهب، غنا، رقاصگی و تظاهر خلیفه ی مسلمانان ( یزید) به فسق را می توان از عوامل اساسی نهضت عاشورا برشمرد. قیام امام حسین علیه السلام سرآغاز جنبش های شیعی علیه استبداد اموی بود که سرانجام، به سقوط آن خاندان منجر شد. قیام توابین، قیام مختار و قیام زید بن علی علیه السلام در کوفه، همگی الهام گرفته از نهضت عاشورا بود که نقش ایرانیان کوفه در این جریان ها حایز اهمیت است. حضور گسترده ی شیعیان، اعم از عرب و عجم، در حرکت های سیاسی ضد اموی کوفه، موجب تبعید گسترده ی آنان به ایران شد که از آن جمله می توان به کوچاندن اشعریان به قم ( در زمان حجاج) به دلیل پیوستن به قیام ضد اموی عبدالرحمن بن اشعث اشاره نمود. ( قمی، ۱۳۶۱، ص ۲۶۴) علاوه بر این، جمعیت زیاد ایرانیان ساکن کوفه نیز باعث نگرانی معاویه شده بود، به گونه ای که به دستور وی، زیاد بن ابیه تعداد زیادی از آنها را به شام، بصره و خراسان کوچاند. ( بلاذری، ۱۳۶۶، ص ۳۳۹) این مسئله را می توان از عوامل اساسی در گسترش تشیّع در این منطقه برشمرد.عرب گرایی که از زمان عمر بن خطاب شروع شد. قرار دادن موالی در ردیف شهروندان درجه دوم، بی نصیبی آنان از غنایم جنگی، و نابرابری در تقسیم بیت المال، که در زمان خلفای بعد، به ویژه در دوره ی اموی با شدت بیشتری پی گرفته شد، گروه عظیمی از موالی کوفه را دست کم به لحاظ فکری، با این جریان ها همراه نمود. در زمان حکومت بنی امیه، هیچ گاه موالی را با کینه، که نشانه ی احترام بود، صدا نمی زدند. آنان اجازه ی نماز خواندن بر مردگان نداشتند. به آنها اجازه ی سوار شدن بر اسب نمی دادند و در جنگ ها، از آنان به عنوان پیاده نظام استفاده می کردند. ( زبیدی، ۱۹۷۰، ص ۷۷) اینان در طول دوران سراسر محنت زندگی خود در کوفه، طعم عدالت علوی را از یاد نبردند و از زمان شهادت آن حضرت به بعد، ردّ پای آنان را در بیشتر شورش های ضد اموی و عباسی مشاهده می کنیم. شدت خشم ایرانیان از این تبعیض ها موجب پیوستن آنان به هر جنبشی ( از جمله خوارج) می شد که شعار برابری و عدالت را – هر چند به دروغ – سر می دادند. اوج این خشم و نارضایتی را می توان در پیوستن قریب بیست هزار ایرانی به قیام مختار مشاهده نمود که شعار اصلی شان انتقام خون حسین بن علی علیه السلام و رویکرد آن برابری عرب با عجم بود. قیام ایرانیان سپاه مختار در سال ۶۶ هجری را می توان نخستین قیام شیعیان ایرانی پس از پیدایش اسلام دانست که پایه ای برای نفوذ تشیع زیدی در طبرستان و روی آوردن علویان به آن دیار شد. ( عمادی، ۱۳۶۰، ص ۲۷۲)نقش بارز ایرانیان در جریان های شیعی جهان اسلام را می توان در ماجرای دعوت عباسیان به خلافت « الرضا من آل محمد صلی الله علیه و آله و سلم» به خوبی مشاهده نمود. به طور حتم، این شعار یک سوء استفاده ی سیاسی از محبوبیت اهل بیت واقعی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم بود که با زیرکی تمام، از آن در جهت غصب خلافت و موروثی کردن آن در خاندان عباسی استفاده شد. عباسیان پس از تثبیت اساس حکومت خویش، مسیر خود را از دوستان دیروز خود ( آل علی علیه السلام) جدا ساختند و همان سیاست امویان را در قبال ایشان در پیش گرفتند. دشمنی با آل علی علیه السلام و حذف ایرانیان از صحنه ی قدرت، موج تازه ای از جنبش های شیعی به دنبال داشت. از این پس ائمه ی شیعه علیهم السلام دایم تحت کنترل عباسیان بودند و بیشتر آن بزرگواران سال های زیادی از عمر خود را در زندان های آل عباس گذراندند. این خفقان ها و سرکوب شدید علویان زمانی که به ناامیدی کامل شیعیان از کسب قدرت منجر شد، موجب ظهور اندیشه ی « مهدویت» گردید که ریشه در احادیث پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و ائمه ی اطهار علیهم السلام داشت. این جریان به دلیل سازش با اندیشه ی ظهور « سوشیانت» در آیین باستانی ایران، از سوی ایرانیان به راحتی پذیرفته شد. (۱۸)
ادامه دارد…
پی نوشت :
۱٫استادیار دانشگاه شیراز.۲٫ دانشجوی کارشناسی ارشد تاریخ اسلام دانشگاه شیراز.۳٫ از جمله ی این شیعیان، می توان اشعث بن قیس، از فرماندهان سپاه امام علی علیه السلام را نام برد.۴٫ از این میان می توان به ابن عبد ربه اندلسی صاحب کتاب « عقد الفرید» و محمد بن ادریس شافعی اشاره نمود. شافعی در شعری می گوید:ان کان حب الولی رفضاًفاننی أرفض العباداگر حب ولی [علی علیه السلام] سبب رفض است، پس من رافضی ترین بندگان هستم. ( بوصیری، ۱۳۶۱، ص ۳۰)۵٫ شاید بتوان شهرستای، صاحب ملل و نحل، را در این دسته قرار داد.۶٫ کسانی همچون عمار یاسر، سلمان فارسی و مالک اشتر از این دسته از شیعیان بودند.۷٫ نک. الزراری، بی تا، ص ۱۱۴ / مامقانی، ۱۴۲۳، ج ۲، ص ۲۲۸ / اردبیلی، بی تا، ج ۲، ص ۳۶۹ / ابن شاذان، ۱۳۵۱، ص ۳۶۷ / ابن حجر، ۱۴۱۲، ج ۶، ص ۳۴۳ / مزی، ۱۴۱۴، ج ۸، ص ۳۸۸ / خوئی، ۱۴۰۹، ج ۲۰، ص ۳۳۰ و ۴۰۹ / مجلسی، ۱۴۰۳، ج ۱۴، ص ۴۸۸ / راوندی، ۱۴۰۹، ج ۲، ص ۸۳۹٫۸٫ نک. ابن سعد، ۱۴۱۰، ج ۴، ص ۲۴۶ / قمی، ۱۳۶۱، ص ۲۸۰-۲۸۱ / بلاذری، ۱۹۳۲، ج ۸، ص ۳۰۴-۳۰۶٫۹٫ نک. براقی، ۱۳۸۸، ص ۵۰۲ / دائره المعارف بزرگ اسلامی، ۱۳۸۳، ص ۵۴۸٫۱۰٫ برای اطلاعات بیشتر، ر.ک. دائره المعارف بزرگ اسلامی، ۱۳۸۳، ص ۵۴۲-۵۵۰٫۱۱٫ این حدیث از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در پاسخ به پرسشی از آیه ی شریفه ی « یوم نحشر المتقین» (مریم: ۸۵) خطاب به حضرت علی علیه السلام است.۱۲٫ وی از سوی منصور عباسی حاکم اهواز بود. حکایتی که در الکافی درباره ی حضور نجاشی در اهواز به عنوان حاکم و درخواست یکی از شیعیان از امام صادق علیه السلام برای وساطت نزد وی آمده، باید مربوط به همین نجاشی باشد. ( کلینی، ۱۳۶۲، ج ۲، ص ۱۹۰-۱۹۱)۱۳٫ اعتبار علی بن یقطین در زمان هادی عباسی چنان بود که وی انگشتر و مهر خلافت را به دست او سپرده بود. ( طبری، ۱۹۸۷، ج ۱۲، ص ۵۱۷۰)۱۴٫ او در زمان هارون، مدتی هم والی خراسان بود. ( شریف قرشی، ۱۳۶۹، ص ۵۱۸)۱۵٫ علل گوناگونی برای تصمیم عمر بر قتل هرمزان در منابع ذکر شده است. برای مثال، بلاذری در فتوح البلدان، و طبری در تاریخ طبری، کشته شدن برخی مسلمانان (براء و مجزه بن ثور) به دست وی را علت این امر ذکر نموده اند. ( نک. طبری، ۱۳۷۲، ج ۵، ص ۱۹۰۲ / ابن اعثم کوفی، ۱۳۷۲، ص ۳۷۴) بنا بر روایتی که در تاریخ قم درباره ی این ماجرا آمده، شاید علت این امر اسلام نیاوردن هرمزان باشد که عمر به همین دلیل، تصمیم به قتل وی گرفت. در این هنگام بود که هرمزان درخواست آب کرد و از عمر امان گرفت که تا آب را نخورده است او را نکشد و سپس آب را به زمین ریخت. عمر با وجود امان دادن، تصمیم به قتل وی گرفت که با مخالفت امام علی علیه السلام مواجه شد. (نک. قمی، ۱۳۶۱، ص ۳۰۳ / طبری، ۱۳۷۲، ج ۵، ص ۱۹۰۱).۱۶٫ ولید بن عقبه ملعون پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و سعید بن عاص که سواد را بوستان قریش می نامید.۱۷٫ خودداری از حد زدن ولید بن عقبه شراب خوار و عدم قصاص عبیدالله بن عمر قاتل هرمزان.۱۸٫ بنا بر روایات زرتشتی، در آخرالزمان از زرتشت سه پسر متولد می شود که با نام عمومی « سوشیانس» خوانده می شوند. اما این نام به طور خاص، برای تعیین آخرین موعود تخصیص یافته است. کلمه ی « سوشیانس» ، که از ریشه ی « سو» به معنای سودمند است، در اوستا به صورت سئوشیانت (Saoshyant) آمده است. در فروردین یشت، بند ۱۲۹، درباره ی معنای « سوشیانت» چنین آمده است: « او را از این جهت سوشیانت خوانند؛ برای آن که او به کلیه ی جهان مادی سود خواهد بخشید.» ( یشت ها، ۱۳۵۶، ج ۲، ص ۱۰۱) در فرهنگ شیعی نیز عنوان « مهدی» در آغاز، به دو معنای عام و خاص به کار می رفت، این واژه در معنای عام، به تمامی کسانی اطلاق می شد که در مقابل حکومت های ظالم قیام می کردند، و در معنای خاص، به همان منجی آخرالزمان اطلاق می شد که روزی ظهور کرده، جهان را پر از عدل و داد می کند. ( نک. کرون، ۱۳۸۹، ص ۱۴۰-۱۵۰) البته باید متذکر شد که کاربرد لفظ « مهدی» در دو معنای عام و خاص در دوران اولیه ی تشیع، شاید به دلیل اختلاط فکری انواع تشیع بوده باشد، و در تفکر شیعیان اعتقادی اثناعشری در آن زمان، به واسطه ی حضور ائمه ی اطهار علیهم السلام در جامعه و تعالیم ایشان، لفظ « مهدی» تنها به همان معنای خاص استعمال شده باشد.منبع مقاله :مؤسسه ی شیعه شناسی، (۱۳۹۱)، فصلنامه ی علمی – پژوهشی شیعه شناسی شماره ۳۹، قم: مؤسسه ی شیعه شناسی

















هیچ نظری وجود ندارد