نگارندگان حدیث و سندهای آنعلمای اهل سنّت، حدیثی را از پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) این گونه نقل می کنند که آن حضرت در ضمن سخنی فرمود:علیکم بسنّتی و سنّه الخلفاء الراشدین؛به سنّت من و سنّت خلفای راشدین تمسک جویید!آنان این حدیث را در مهم ترین کتاب های خود آورده و بسیاری از آن ها، این حدیث را در شمار صحیح ترین روایات خود قرار داده اند … .هم چنین از این حدیث به عنوان سند توجیه کننده ی امور و احکام گذشته و دستاویز اعمال و قضایای بعدی، بهره برداری شده است.سلسله مقالاتی که پیش رو دارید به بررسی و نقد این حدیث پرداخته است؛ حدیثی که وجوب اطاعت از حاکمان و پیروی از سنّت خلفای راشدین را – حتی در صورت مغایر بودن حکومت و سنّت آنان با موازین شرعی – مورد تأکید قرار می دهد.ما در این مقالات به کنکاشی همه جانبه پیرامون این حدیث پرداخته و آن را به گونه ای کاملاً محقّقانه بررسی نموده ایم. اینک مطالبی سودمند پیش روی پژوهش گران قرار دارد که فواید آن بر محققان حقیقت پوشیده نیست.حدیث پیروی از سنّت پیامبر و سنّت خلفای راشدین را علمای اهل سنّت در مهم ترین منابع خود آورده اند. در این مقاله به نقل آن ها می پردازیم.
به روایت ترمذیترمذی در سنن خود این حدیث را به سه طریق آورده است:۱. علی بن حجر، از بقیّه بن ولید، از بجیر بن سعد، از خالدبن معدان، از عبدالرحمان بن عمرو سلمی روایت کرده است که عرباض بن ساریه می گوید:روزی رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) (۱) بعد از نماز صبح، ما را موعظه بلیغی نمود؛ چنان که اشک از جشمان ما سرازیر و دل هایمان هراسناک شد.مردی گفت: این موعظه ی کسی است که می خواهد وداع کند. ای رسول خدا ! چه پیمانی بر ذمّه ی ما می گذاری؟رسول خدا (صلی الله علیه وآله و سلم) فرمود: شما را به تقوای الاهی، تسلیم و فرمانبرداری (از حاکمان) سفارش می کنم؛ گرچه که برده ای حبشی بر شما حاکم گردد، زیرا هر کدام از شما که زنده بماند اختلافات فراوانی را به چشم خواهد دید. شما را از مسائل نوظهور برحذر می دارم؛ چرا که این مسائل در زمره ی گمراهی است.پس هر کدام از شما چنین دوران اختلافات و بدعت های پس از مرا درک کند باید به سنّت من و سنّت خلفای راشدین و هدایت یافته چنگ زند و درپایبندی بدان، استقامت ورزد.ابوعیسی می گوید: این، حدیثی حَسَن (۲) و صحیح است.نظیر این حدیث را ثور بن یزید، از خالدبن معدان، از عبدالرّحمان بن عمرو سلمی، از عرباض بن ساریه از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) روایت کرده است.۲. حسن به علی خَلّال و دیگر راویان از ابوعاصم، از ثوربن یزید، از خالدبن معدان، از عبدالرحمان بن عمرو سلمی، از عرباض بن ساریه، نظیر این حدیث را از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)، نقل کرده اند.گفتنی است که ابونجیح، کنیه ی عرباض بن ساریه است.۳. حجر بن حجر از عرباض بن ساریه از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)، مانند این حدیث را نقل کرده است. (۳)
به روایت ابوداوودابوداوود نیز به نقل این حدیث پرداخته است. وی در سنن خود چنین می نگارد:احمد بن حنبل، از ولید بن مسلم، از ثوربن یزید، از خالد بن معدان نقل کرده است که عبدالرحمان بن عمرو سلمی و حجر بن حجر گفتند:روزی به نزد عرباض بن ساریه رفتیم – او از کسانی است که آیه (وَ لاَ عَلَى الَّذِینَ إِذَا مَا أَتَوْکَ لِتَحْمِلَهُمْ قُلْتَ لاَ أَجِدُ مَا أَحْمِلُکُمْ عَلَیْهِ) (۴) درباره او نازل شده است – به او سلام کردیم و گفتیم: برای زیارت، عیادت و کسب فیض از تو آمده ایم.عرباض گفت: روزی نماز را به امامت رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) اقامه کردیم. آن گاه رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) به ما رو کرد و ما را چنان موعظه بلیغی نمود که اشک از دیدگان ما سرازیر و دل هایمان هراسناک شد.یکی از حاضران گفت” ای رسول خدا! این، موعظه ی کسی است که گویا می خواهد وداع کند. پس چه پیمانی به ذمّه ی ما می گذاری؟رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: شما را به تقوای الاهی، تسلیم و فرمانبرداری (از حاکمان) سفارش می کنم، گرچه که برده ای حبشی بر شما حاکم گردد؛ زیرا هر که از شما زنده بماند اختلافات فراوانی را به چشم خواهد دید، بنابراین به سنّت من و سنّت خلفای راشدین و هدایت یافته، پایبند باشید و در این راه استقامت ورزید. شما را از مسائل نوظهور بر حذر می دارم؛ چرا که هر مسأله ی نوظهوری، بدعت است و هر بدعتی، گمراهی است. (۵)
به روایت ابن ماجهاز دیگر حدیث نگاران اهل سنّت که این حدیث را نقل کرده ابن ماجه را می توان نام برد، وی این حدیث را با سه سند و با اندکی تفاوت در متن آورده است.۱. عبدالله بن احمد بن بشیر بن ذکوان دمشقی، از ولید بن مسلم، از عبدالله بن علاء – یعنی ابن زبر – از یحیی بن ابی المطاع نقل می کند که از عرباض بن ساریه شنیدم که می گفت:روزی رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در میان ما برخاست و ما را چنان موعظه بلیغی نمود که دل هایمان بیمناک و اشک از چشمانمان جاری شد.یکی از حاضران گفت: ای رسول خدا! هم چون کسی که وداع می کند ما را موعظه کردی. پس پیمانی بر ذمّه ی ما نِه.رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: شما را به تقوای الاهی، تسلیم و فرمانبرداری (از حاکمان) سفارش می کنم، گرچه که برده ای حبشی بر شما حاکم گردد. شما پس از من، اختلافات فراوانی را به چشم خواهید دید. پس به سنّت من و سنّت خلفای راشدین و هدایت یافته تمسّک جویید و در این راه استقامت ورزید. شما را از مسائل نوظهور بر حذر می دارم؛ چرا که هر بدعتی، گمراهی است.۲. اسماعیل بن بشر بن منصور و اسحاق بن ابراهیم سوّاق برای ما روایت کردند که عبدالرحمان بن مهدی، از معاویه بن صالح، از ضمره بن حبیب، از عبدالرحمان بن عمرو سلمی این گونه نقل می کند: از عرباض بن ساریه شنیدم که می گفت:روزی رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) ما را چنان موعظه ای کرد که اشک از چشم ها سرازیر و دل ها هراسناک شد.گفتیم: ای رسول خدا! این موعظه ی کسی است که می خواهد وداع کند. پس چه پیمانی بر ذمّه ی ما می گذاری؟رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: شما را به بهترین و روشن ترین روش، ترک می کنم که شبِ آن همانند روزِ آن است، پس از من کسی از آن نمی لغزد مگر این که هلاک می شود. هر کدام از شما که زنده بماند اختلافات فراوانی را خواهد دید. پس به آن چه از سنّت من و سنّت خلفای راشدین و هدایت یافته، آگاه شده اید، تمسّک جویید و در این راه استقامت ورزید. راه اطاعت را در پیش گیرید حتی اگر حاکم شما برده ای حبشی باشد؛ زیرا مؤمن همانند شتر راهوار است که هر جا بکشند، خواهد رفت.۳. یحیی بن حکیم، از عبدالملک بن صباح مسمعی، از ثوربن یزید، از خالد بن معدان، از عبدالرحمان بن عمرو نقل می کند که عرباض بن ساریه گفت:روزی نماز صبح را به امامت رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) اقامه کردیم. آن گاه رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) به ما رو کرد و ما را موعظه بلیغی نمود … . (۶)
به روایت احمد بن حنبلحدیث نگار دیگری که به نقل این حدیث پرداخته، احمد بن حنبل شیبانی است. وی در مسند خود به پنج سند این حدیث را آورده است:۱. عبدالله از پدرش، از عبدالرحمان بن مهدی، از معاویه – یعنی ابن صالح – از ضمره بن حبیب، از عبدالرحمان بن عمرو سلمی روایت می کند که وی از عرباض بن ساریه چنین شنیده است:روزی رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) ما را چنان موعظه ای کرد که اشک از چشمانمان سرازیر و دل هایمان هراسناک شد.گفتیم: ای رسول خدا! این موعظه ی کسی است که می خواهد وداع کند پس چه پیمانی بر ذمّه ی ما می گذاری؟رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: شما را به بهترین و روشن ترین روش، ترک می کنم که شبِ آن همانند روزِ آن است، کسی بعد از من نخواهد لغزید جز آن هلاک می شود. هر کدام از شما که زنده بماند اختلافات فراوانی را خواهد دید. پس به آن چه از سنّت من و سنّت خلفای راشدین و هدایت یافته آگاهی یافته اید، تمسّک جویید. راه اطاعت را در پیش گیرید حتی اگر حاکم شما برده ای حبشی باشد و در این راه استقامت ورزید، زیرا مؤمن همانند شتر راهوار است که هر جا برندش خواهد رفت. (۷)۲. عبدالله از پدرش، از ضحّاک بن مخلد، از ثور از خالدبن معدان، از عبدالرحمان بن عمرو سلمی نقل کرد که عرباض بن ساریه گفت:روزی نماز صبح را به امامت رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) اقامه کردیم. آن گاه حضرتش به ما رو کرد و ما را چنانه موعظه بلیغی نمود که اشک از چشمانش سرازیر و دلهایمان هراسناک شد.گفتیم – یا گفتند-: ای رسول خدا! این موعظه ی کسی است که می خواهد وداع کند. پس به ما سفارشی بفرما!رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: شما را به تقوای الاهی سفارش می کنم. به سخنان فرمانروایان خود – حتی اگر بردگان حبشی باشند – گوش فرا دهید و از آن ها اطاعت کنید؛ زیرا هر کدام از شما که زنده بماند اختلافات فراوانی را مشاهده خواهد کرد. پس به سنّت من و سنّت خلفای راشدین و هدایت یافته، تمسّک جویید و در این راه، استقامت ورزید. شما را از مسائل نوظهور بر حذر می دارم؛ زیرا هر مسأله ی نوظهوری، بدعت است و هر بدعتی، گمراهی.۳. عبدالله از پدرش، از ولید بن مسلم، از ثوربن یزید، از خالدبن معدان نقل می کند که عبدالرحمان بن عمرو سلمی و حجربن حجر گفتند:روزی به نزد عرباض بن ساریه رفتیم – او از کسانی است که آیه (وَ لاَ عَلَى الَّذِینَ إِذَا مَا أَتَوْکَ لِتَحْمِلَهُمْ قُلْتَ لاَ أَجِدُ مَا أَحْمِلُکُمْ عَلَیْهِ) (۸) درباره وی نازل شده است – به او سلام کردیم و گفتیم: ما برای زیارت، عیادت و کسب فیض از تو آمده ایم.عرباض گفت: روزی، نماز صبح را به امامت رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) اقامه کردیم. آن گاه رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) به ما رو کرد و ما را چنان موعظه بلیغی نمود که اشک از چشمانمان سرازیر و دل هایمان هراسناک شد.شخصی از حاضران گفت: ای رسول خدا! این موعظه ی کسی است که می خواهد وداع کند. پس چه پیمانی را بر ذمّه ی ما می گذاری؟رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: شما را به تقوای الاهی سفارش می کنم. به سخنان فرمانروایان خود – حتی اگر بردگان حبشی باشند – گوش فرا دهید و از آن ها اطاعت کنید؛ زیرا هر کدام از شما که پس از من زنده بماند اختلافات فراوانی را خواهد دید؛ پس به سنّت من و سنّت خلفای راشدین و هدایت یافته، تمسّک جویید و در این راه استقامت ورزید. شما را از مسائل نوظهور بر حذر می دارم؛ زیرا هر مسأله ی نوظهوری، بدعت است و هر بدعتی، گمراهی.۴. عبدالله از پدرش، از حیاه بن شریح، از بقیّه، از بجیر بن سعد، از خالدبن معدان از ابن ابی بلال از عرباض بن ساریه نظیر این حدیث را از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل می کند.۵. عبدالله از پدرش، از اسماعیل، از هشام دستوائی، از یحیی بن ابی کثیر، از محمّد بن ابراهیم بن حارث، از خالدبن معدان، از ابن ابی بلال، از عرباض بن ساریه، از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نظیر این حدیث را نقل می کند. (۹)
به روایت حاکم نیشابوریحدیث نگار دیگری که این حدیث را نقل کرده، حاکم نیشابوری است. وی به پنج سند این حدیث را با کمی تفاوت در متن، در المستدرک علی الصحیحین در کتاب علم و دانش این گونه آورده است:۱. ابوالعباس محمّد بن یعقوب، از عبّاس بن محمّد دو ری، از ابوعاصم، از ثور بن یزید، از خالدبن معدان، از عبدالرحمان بن عمرو سلمی نقل می کند که عرباض بن ساریه گوید:روزی نماز صبح را به امامت رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) اقامه کردیم. آن گاه رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) به ما رو کرد و ما را چنان موعظه رسایی نمود که دل هایمان هراسناک و اشک از چشمانمان سرازیر شد.گفتیم: ای رسول خدا ! گویا این، موعظه ی کسی است که می خواهد وداع کند پس ما را سفارشی کن!رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: شما را به تقوای الاهی، حرف شنوی و اطاعت، سفارش می کنم، حتی اگر برده ای حبشی به عنوان امیر بر شما گمارده شود؛ زیرا هر کدام از شما که زنده بماند اختلافات فراوانی را خواهد دید، پس به سنّت من و سنّت خلفای راشدین و هدایت یافته، تمسّک جویید و در این راه استقامت ورزید. شما را از مسائل نوظهور بر حذر می دارم زیرا هر بدعتی، گمراهی است.حاکم نیشابوری پس از نقل این حدیث چنین می نویسد:این حدیث، حَسَن و صحیح است و مشکلی در آن وجود ندارد؛ چرا که از راویان این حدیث عبدالرحمان بن عمرو و ثور بن یزید هستند که بخاری به آن دو راوی استدلال کرده و این حدیث را در آغاز کتاب « تمسّک به سنّت » آورده است.حاکم می افزاید: به نظر من بخاری و مسلم گمان کرده اند که جز ثوربن یزید، راوی دیگری به نقل این حدیث از خالدبن معدان نپرداخته است؛ در حالی که محمّد بن ابراهیم بن حارث – که روایات او در صحیح بخاری و مسلم یافت می شود – این حدیث را از خالدبن معدان، نقل کرده است.آن گاه حاکم نیشابوری به سند دوم می پردازد و می نویسد:۲. ابوعبدالله حسین بن حسن بن ایّوب، از ابوحاتم محمّد بن ادریس حنظلی، از عبدالله بن یوسف تنیسی، از لیث از یزید بن هاد، از محمّد بن ابراهیم، از خالدبن معدان، از عبدالرحمان بن عمرو، از عرباض بن ساریه – که از طایفه ی بنی سلیم و از اهل صفّه است – این گونه نقل می کند:روزی رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) پس از خروج از خانه به نزد ما آمد و در سخنانی به موعظه ی مردم پرداخت، آن ها را بشارت و بیم داد و هر آن چه را که خدا می خواست بر زبان آورد.آن گاه فرمود: خدا را عبادت کنید و هیچ چیز را شریک او قرار ندهید. از کسی که خدا برای فرمانروایی بر شما برگزیده، اطاعت کنید و در امر فرمانروایی با اهل آن به نزاع برنخیزید، گرچه که فرمانروایان شما بردگان سیاه پوست باشند. به آن چه از سنّت پیامبر خود و خلفای راشدین و هدایت یافته، آگاه شده اید، پایبند باشید و در راه حق استقامت ورزید.حاکم در ذیل این حدیث می نویسد:سند این حدیث با رعایت همه ی معیارهای مورد نظر بخاری و مسلم، صحیح است و من ایرادی در این حدیث نمی بینم؛ چرا که ضمره بن حبیب در نقل این حدیث از عبدالرحمان بن عمرو سلمی، راه خالدبن معدان را در پیش گرفته است.سومین سند حاکم این گونه است:۳. ابوالحسن احمد بن محمّد عنبری، از عثمان بن سعید دارمی و نیز ابوبکر محمّد بن مؤمل، از فضل بن محمّد نقل کرده اند که ابوصالح از معاویه بن صالح؛ هم چنین ابوبکر احمد بن جعفر قطیعی، از عبدالله بن احمد بن حنبل، از پدرش، از عبدالرحمان – یعنی ابن مهدی – از معاویه بن صالح، از ضمره بن حبیب، از عبدالرحمان بن عمرو سلمی نقل می کنند که عرباض ساریه می گوید:رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) ما را چنان موعظه ای کرد که اشک از چشمانمان سرازیر و دل هایمان هراسناک شد.گفتیم: ای رسول خدا ! این، موعظه ی کسی است که می خواهد وداع کند. پس چه پیمانی بر عهده ی ما می گذاری؟رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: شما را به بهترین و روشن ترین روش ترک می کنم که شبِ آن همانند روزِ آن است جز نابود شوندگان، از آن نخواهند لغزید. هر کدام از شما که زنده بماند اختلافات فراوانی را خواهد دید. پس به آن چه از سنّت من و سنّت خلفای راشدین و هدایت یافته، آگاه شده اید تمسّک جویید. باید راه اطاعت پیش گیرید حتی اگر فرمانروای شما برده ای حبشی باشد و در این راه استقامت ورزید.از راویان این حدیث، اسدبن وداعه است. وی این جمله را نیز به حدیث عرباض می افزود: مؤمن، همانند شتر راهواری است که هر جا ببرندش خواهد رفت.حاکم نیشابوری در ادامه می نویسد:سه تن از راویان ثقه و مورد اعتماد از ائمه ی اهل شام در نقل روایت عرباض بن ساریه، راه عبدالرحمان بن عمرو را در پیش گرفته اند. این سه تن عبارتند از:
الف. حجر بن حجر کلاعی.۴. ابوزکریا یحیی بن محمّد عنبری، از ابوعبدالله محمّد بن ابراهیم عبدی، از موسی بن ایوب نصیبی و صفوان بن صالح دمشقی، از ولید بن مسلم دمشقی، از ثور بن یزید، از خالدبن معدان روایت کرده اند که عبدالرحمان بن عمرو سلمی و حجر بن حجر کلاعی گفتند:روزی نزد عرباض بن ساریه رفتیم – او از کسانی است که آیه (وَ لاَ عَلَى الَّذِینَ إِذَا مَا أَتَوْکَ لِتَحْمِلَهُمْ قُلْتَ لاَ أَجِدُ مَا أَحْمِلُکُمْ عَلَیْهِ تَوَلَّوْا وَ أَعْیُنُهُمْ تَفِیضُ مِنَ الدَّمْعِ حَزَناً أَلاَّ یَجِدُوا مَا یُنْفِقُونَ) (۱۰) در شأن آن ها نازل شده است – به او سلام کردیم و گفتیم: برای زیارت و کسب فیض به نزد تو آمده ایم.عرباض گفت: روزی نماز صبح را به امامت رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) خواندیم. آن حضرت بعد از نماز به ما رو کرد و ما را چنان موعظه رسایی نمود که اشک از چشمانمان سرازیر و دل هایمان هراسناک شد.شخصی از حاضران گفت: ای رسول خدا ! این، موعظه ی کسی است که گویا می خواهد وداع کند. پس چه پیمانی بر ذمّه ی ما می گذاری؟رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: شما را به تقوای الاهی سفارش می کنم. از فرمانروای خود اطاعت کنید؛ حتی اگر برده ای حبشی باشد؛ زیرا هر کدام از شما که زنده بماند اختلافات فراوانی را خواهد دید، پس به سنّت من و سنّت خلفای راشدین و هدایت یافته، تمسّک جویید و در این راه استقامت ورزید. شما را از مسائل نوظهور بر حذر می دارم؛ زیرا هر مسأله ی نوظهوری بدعت است و هر بدعتی، گمراهی.
ب. یحیی بن ابی المطاع قرشی۵. ابوالعباس محمّد بن یعقوب، از احمدبن عیسی بن زید تنیسی، از عمرو بن ابی سلمه تنیسی، از عبدالله بن علاء بن زید (۱۱) از یحیی بن ابی المطاع نقل می کند که از عرباض بن ساریه شنیدم که می گفت:بامداد روزی رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در میان ما برخاست و ما را چنان موعظه ای نمود که دلهایمان هراسناک و اشک از چشمان مان سرازیر شد.گفتیم: ای رسول خدا ! همانند کسی که می خواهد وداع کند ما را موعظه نمودی، پس پیمانی بر ذمّه ی ما بگذار!رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: از خدا بترسید – و فکر می کنم در ادامه فرمود: به سخنان حاکمان خود گوش فرا دهید و از آن ها اطاعت کنید – پس از من، اختلاف شدید – یا فراوانی – را خواهید دید؛ پس به سنّت من و خلفای هدایت یافته، تمسّک جویید و در این راه استقامت ورزید. شما را از مسائل نوظهور بر حذر می دارم؛ زیرا هر بدعتی، گمراهی است.
ج. معبد بن عبدالله بن هشام قرشیحاکم پس اشاره به معبد بن عبدالله بن هشام قرشی می نویسد:از آن جا که نقل روایت از طریق وی از شرط و مبنای این کتاب خارج است، آن را نقل نمی کنم.آن گاه می نویسد: من بر اساس اجتهاد خود مطالبی که درباره ی این حدیث، نگاشته شده بود، به پژوهش و تحقیق پرداختم تا صحّت آن را مشخص نمایم و در این راه همانند شعبه – امام ائمه ی حدیث – عمل کردم. وی در بصره، کوفه، مدینه و مکّه به تحقق پیرامون روایت عبدالله بن عطا از عقبه بن عامر پرداخت، اما هنگامی که رجال این روایت به شهر بن حوشب، متصل شد آن را رها کرد و گفت:تلاش برای اثبات صحّت این حدیث از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) برای من از پدر و مادر و فرزندم و همه ی مردم دوست داشتنی تر بود.این حدیث، حدیثی صحیح است، تمام سپاس از آنِ خداوند است. درود خدا بر محمّد و همه ی خاندان او باد. (۱۲)
ادامه دارد…
پی نوشت ها :
1. به رغم این که در منابع اهل سنّت درود و صلوات پس از نام مبارک پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) به صورت ناقص (ابتر) آمده است، ما طبق فرمایش حضرتش، درود و صلوات را به صورت کامل آورده ایم.۲. حدیث حسن به اصطلاح اهل تسنّن، خبر مسندی است که راویان آن، نزدیک به درجه وثاقت باشند.۳. سنن ترمذی: ۴/۳۰۸-۳۰۹، کتاب العلم، باب ما جاء فی الأخذ بالسنه و اجتناب البدع، حدیث ۲۶۸۵.۴. سوره توبه: آیه ۹۲۵. «و هم چنین بر آن مؤمنانی که آماده جهاد، نزد تو آیند که زاد و لوازم سفر آنان را مهیّا سازی تو پاسخ دهی که من مالی که به شما مساعدت کنم ندارم».5. سنن ابوداوود: ۳/۲۰۶، کتاب السنه، باب فی لزوم السنه، حدیث ۴۶۰۷.۶. سنن ابن ماجه: ۱/۷۱-۷۳، باب اتباع سنه الخلفاء الراشدین المهدیین، حدیث های ۴۲-۴۴.۷. مسند احمد: ۵/۱۰۹، حدیث ۱۶۶۹۲، حدیث عرباض بن ساریه.۸. سوره توبه: آیه ۹۲. «و هم چنین بر آن مؤمنانی که آماده جهاد، نزد تو آیند که زاد و لوازم سفر آنان را مهیّا سازی تو پاسخ دهی که من مالی که به شما مساعدت کنم ندارم».9. مسند احمد بن حنبل: ۵/۱۰۹-۱۱۰، حدیث های ۱۶۶۹۴-۱۶۶۹۷ حدیث غرباض بن ساریه.۱۰. سوره توبه: آیه ۹۲. «و هم چنین بر آن مؤمنانی که آماده جهاد شده و نزد تو آیند که زاد و لوازم سفر آنان را مهیا سازی. تو پاسخ دهی که من مالی که به شما مساعدت کنم ندارم در حالی که از شدّت حزن، اشک از چشمانشان جاری است که چرا نمی توانند هزینه ی سفر خود را فراهم سازند بر آنها هم حرج و گناهی بر ترک جهاد نیست».11. در المستدرک علی الصحیحین این گونه آمده است؛ ولی درستِ آن «عبدالله بن علاء بن زبر» است.۱۲. المستدرک علی الصحیحین: ۱/۱۷۴-۱۷۷، کتاب العلم، حدیث های ۳۲۹-۳۳۳.منبع مقاله :حسینی میلانی، سید علی، (۱۳۹۰) سنّت پیامبر یا سنّت خلفا؟!، قم: الحقایق، چاپ دوم.
















یک نظر