تا اينجا همراه با تاريخ بيت الأحزان از بدو پيدايش آن، تا اواخر قرن سيزده (1292)، قرن به قرن حركت نموديم. اينك در قرن چهاردهم هجري و در آستانه تخريب بيت الأحزان كه در سال 1344 هـ ق واقع گرديده است قرار گرفته ايم. در اين برهه محدود و مدت كمتر از نيم قرن، از ميان ميليون ها زائر بيت الأحزان، تعدادي از علماي برجسته و نويسندگان را مي بينيم كه در تأليفات خود از بيت الأحزان سخن به ميان آورده و از اين بناي تاريخي و اثر فراموش نشدني ياد نموده اند، از جمله:
1 ـ ابراهيم رفعت پاشا [1] نويسنده و اميرالحاج مصري است كه براي آخرين بار در سال 1325 هـ ق بقيع را زيارت كرده و مشاهدات خود را در باره بيت الأحزان چنين نقل مي كند: «و هناك قبة تسمي قبة الحزن يقال انها فـي البيت الذي آوت اليه فاطمه بنت النبـي’ والتزمت الحزن فيه بعد وفات ابيها رسول الله ’ و كان في البقيع قباب كثيرة هدمها الوهابيون».[2] «در بقيع، گنبد ديگري نيز وجود دارد كه «قبة الحزن» ناميده مي شود و مي گويند كه اين گنبد در بالاي همان محل ساخته شده است كه فاطمه ÷ پس از رسول خدا ’ بدانجا مي آمده و حزن و اندوه خود را ابراز مي نموده است، سپس مي گويد در بقيع گنبدهاي زيادي بود كه وهابي ها از بين برده اند».
2- حاج سيد احمد هدايتي: يكي ديگر از كساني كه در آستانه تخريب بيت الأحزان و پنج سال قبل از اين حادثه تأسف بار، بيت الأحزان را زيارت نموده و در سفرنامه خود به نام «خاطرات مكه» منعكس نموده است، مرحوم حاج سيد احمد هدايتي يكي از سادات مكرّم و از اولاد محترم رسول اكـرم’ است كه وي ضمن بيان مـوارد و نقاط مختلفي كه حضرت زهـرا ÷ را زيارت نموده است، مي گويد: «پنجم در بيت الأحزان كه درقبرستان بقيع واقع است».[3]
3 ـ سيد شرف الدين (قدس سره) 1290 ـ 1377: مرحوم علاّمه، سيد عبدالحسين شرف الدين، [4] سومين كسي است كه بيت الأحزان را پنج سال قبل از تخريب، زيارت و به تناسب بحثي در كتاب خود «النص و الاجتهاد» به اين مطلب تصريح نموده است كه گفتار او را بعنوان «ختامه مسك» مي آوريم:
«… سپس علي بن ابي طالب × در بقيع محلي را آماده ساخت كه فاطمه زهرا براي گريه كردن بدانجا مي آمد و بيت الأحزان ناميده مي شد و شيعيان در طول تاريخ اين بيت را همانند مشاهد و حرم هاي مقدس زيارت مي نمودند تا اينكه در اين ايّام كه سال 1344 هـ است، ملك عبدالعزيز بر سرزمين حجاز مسلط و با دستور وي بر اساس پيروي اش از وهابيگري، منهدم گرديد و در سال 1339 هجري كه خداوند توفيق سفر حج و زيارتِ پيامبر و مشاهد اهل بيتش در بقيع را بر من عنايت فرمود، بيت الاحزان را زيارت كردم». (… و كنّا سنة 1339 تشرفنا بزيارة هذا البيت (بيت الاحزان) . في البقيع…).[5]
[1] – در طول تاريخ تعداد زيادي از جهانگردان غربي در قيافه مسلمانان و در زي حجاج وارد مكه و مدينه گرديده اند و اكثر آنان نيز كه از نويسندگان بوده اند، توانسته اند مشاهدات و برداشت هاي خود را به صورت كتاب و سفرنامه در اختيار ديگران قرار دهند. يكي از جهانگردان همان «ريچارد بورتون» انگليسي است كه در سال 1853 ميلادي به صورت يك مسلمان افغاني به نام «عبدالله» به مكه و مدينه مسافرت كرده و در تمام مراسم حج شركت و از همه اماكن و بقاع متبرّكه ديدن نموده و به همه جزئيات پرداخته است و سفرنامه خود را در دو جلد بزرگ منتشر ساخته است. موسوعة العتبات المقدسه، ج 3، ص 260 .
[2] – موسوعة العتبات المقدسه، ج 3، ص 285 .
[3] – فرهاد ميرزا معتمدالسلطنه متوفاي 1305 هـ در ميان شاهزادگان قاجار، از نظر علمي داراي شخصيت بارزي است كه از وي شش جلد كتاب، در فنون مختلف به جاي مانده از جمله آنها «قمقام ذخار» در مقتل و «هداية السبيل» كه سفرنامه حجِ اوست و هر دو كتاب در موضوع خود در زبان فارسي از بهترين كتاب ها به شمار مي رود.
[4] – هداية السبيل چاپ مطبوعاتي علمي تهران، ص 141 .
[5] – ابراهيم رفعت پاشا، در سال 1318 ق فرمانده نگهبانان محمل مصري و در سال 1320 و 21 و 25 به عنوان اميرالحاج از طرف خديو مصر به حج مشرف شده و خاطرات خود را به نام مرآت الحرمين نگارش نموده است. اين كتاب به نوبه خود يكي از كتاب هاي سودمند كه در دو جلد در مصر چاپ و در اولين سال پيروزي انقلاب اسلامي در قم افست شده است.
















هیچ نظری وجود ندارد