12 می 2026

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home انقلاب مهدوی

تحقیقات مسلمین و تابش نور علم از شرق به غرب

0
SHARES
3
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

مسلمانان پس از ترجمه و نقل علوم بیگانگان ، به تحقیق وپژوهش پرداختند و آن دانش ها را شرح و بسط دادند و ابتکاراتی بر آن افزودند و مباحثی را مطرح کردند که در اصل علمی که از دیگران به اسلام وارد شده بود وجود نداشت . مثلاً فلسفه که از یونان به حوزه ی علوم اسلامی وارد شد مسلمانان مباحثی را در آن مطرح کردند که به ذهن فلاسفه ی یونان خطور نکرده بود .فروغی می نویسد : « در تمام مدت سلطنت بنی امیه در ممالک اسلامی ، گفت وگویی از علم و حکمت نبود ؛ اما همین که دوره ی عباسیان رسید ، برای اهل نظر نسیم آزادی وزید و مردم آن کشورها که تحت تمدن ایرانی و یونانی بودند دوباره به میدان تحقیق و معرفت پا گذاشتند و به یک نهضت علمی همت گماشتند که به اندک زمانی ، تقریباً نظیر نهضت علمی یونان شد و در گرم کردن این هنگامه ، ایرانیان به اختصاص دخالت تامه داشتند و از فخر و شرفی که نصیب مسلمین شده دارای بهره ی وافی می باشند . نخست نهضت مزبور از ترجمه ی کتب علمی و فلسفی یونانی و ایرانی و سریانی و هندی به زبان عربی و فرا گرفتن آن معلومات آغاز شد و می توان گفت در نیمه ی دوم قرن دوم هجری و تقریباً قرن سوم ، اشتغال مهم اهل فضل و دانش همین بوده است . سپس در قرن چهارم و پنجم ، فضلا و حکمای [ اسلام ] عالم علم را با تحقیقات خود روشن ساختند و در قرون بعد هم با آن که به واسطه شیوع فتنه و فساد اوضاع روزگار چندان سازگار نبود ، دانش طلبان ما از سعی و کوشش دست باز نداشتند و در هر رشته از تحقیقات علمی آثار نفیس از خود به یادگار گذاشتند. »(1)استاد شهید مطهری از کتاب انتقال علوم یونانی به عالم اسلام اثر دیس اولیتری نقل کرده : « آن چه از یونانیان به اعراب ( مسلمین ) رسید تنها به صورت اصلی و دست نخورده به دیگران انتقال نیافت ، بلکه باید گفت که علوم یونانی در محیط عربی ( اسلامی ) برای خود نشو و نمای خاصی داشته باشد . در نجوم و ریاضیات ، کارهای یونانیان و هندیان را در هم آمیختند و به آنها نظم و سامان تازه بخشیدند و به همین جهت، پیشرفت قابل توجهی در این دو رشته ی علم به دست عربی زبانان صورت گرفت ، می توان گفت که علم جبر و مثلثات مستوی و کروی از علومی است که وسیله ی علمای عربی ( اسلامی ) ایجاد شده و توسعه یافته است . در ارصاد فلکی و تهیه ی کتاب های زیج ، مهارت کامل داشتند و تنها به این هم بسنده نکردند که آن چه از یونانیان گرفتند توسعه دهند ؛ بلکه زیج ها و رصدهای قدیمی را مورد تدقیق قرار دادند و آن ها را اصلاح کردند . »استاد مطهری پس از نقل سخن بالا به تحقیق در تاریخ علوم و به ویژه فلسفه پرداخته و گفته است که تحقیق در این مورد کار کسانی نیست که با محیط اسلام کاملاً آشنا نیستند و متأسفانه دانشمندان اسلامی هم در این باره تحقیقی نکرده اند ، بلکه بیان برخی از فلاسفه ی اسلامی ، چون شیخ اشراق و حاج ملا هادی سبزواری ، سبب گمراهی بعضی شده است . مثلاً مسئله ی اصالت وجود یا ماهیت را مطرح می کنند و آن را به اشراقی و مشائی نسبت می دهند و این سبب می شود که کسی تصور کند که این مسئله مورد اختلاف افلاطون و ارسطو بوده ، در حالی که اصلاً این مبحث برای آنها مطرح نبوده و حتی در کتاب بوعلی سینا که رئیس مشائیون اسلامی است دیده نمی شود ؛ بلکه این موضوع و بسیاری از مباحث فلسفی دیگر بعدها در میان فلاسفه ی اسلامی مطرح گردیده و از ابتکارهای علمای اسلامی است . »(2)علما و فلاسفه ی اسلامی علوم دیگران ، از جمله فلسفه ی یونان را به صورت مواد خام گرفتند و آن را تجزیه و تحلیل کردند و بر آن از خود مباحثی را افزودند و بسط و توسعه دادند و به کمال رساندند .مسلمین علاوه بر آن که علوم بیگانه را بسط و توسعه دادند ، در بعضی مواقع از آن علوم علم جدیدی را نیز پایه گذاری کردند ؛ مثلاً از فلسفه ، علم کلام را استخراج نمودند .« مهم ترین تأثیر فلسفه در اسلام آن بود که علمای اسلامی از فلسفه ، علم کلام را در آوردند و برای تأیید مسلک های مختلف دینی خویش به آن استناد نمودند که از جمله سید مرتضی ، زمخشری ، یا ملانی و غیره می باشند . طایفه ی معتزله بیش از سایر طوایف اسلامی به علم کلام توجه داشتند . »(3)همچنین ، مسلمانان طب یونان ، ایران ، هند ، کلده ، و عرب را جمع کردند و چیزهایی از خود بر آن افزودند و این مطلب از کتب طبی اسلامی به خوبی آشکار می گردد ؛ مثلاً ، چه بسا که در کتب طبی اسلامی ، چیزهایی از نظریات جالینوس و بقراط و غیره ذکر شده و از آن انتقاد گردیده و یا آن را توضیح داده اند و درست و نادرستش را بیان نموده اند . به علاوه ، کتاب هایی را که ترجمه کرده اند به فصل ها و بخش هایی مرتب ساخته اند .جرجی زیدان می نویسد : « مسلمانان نظریات تازه ای خلاف نظر اطبای قدیم داشته اند » . او نمونه هایی از آن را یاد کرده و از ابتکارها و اختراع های مسلمین مواردی بر شمرده و سپس گفته است : « بنا به اظهار محققین فرنگ ، عرب ها برای نخستین بار داغ کردن موضع زخم را در طب به کار بردند ، چنان که اکنون نیز آن طریقه معمول می باشد . به همین قسم ، برای اولین بار ، تشخیص بیماری سل را از راه ناخن مریض درک کردند و معالجه ی یرقان و زردی را توصیف نمودند و برای معالجه ی دیوانگان ، مقدار زیادی افیون تجویز کردند و برای جلوگیری از خون ریزی ، آب سرد استعمال کردند. »(4)جرجی زیدان نیز از پیشرفت مسلمین در داروسازی یاد کرده و چنین گفته :« و فرنگیان که در رستاخیز علمی اخیر خود ، در فن داروسازی مطالعه و تحقیق نمودند دریافتند که عرب ها پایه گذار این علم بودند و برای نخستین بار ، طریقه ی داروسازی را ترتیب داده و داروهای تازه ای پیدا کردند …البته پیشرفت عرب ها در داروسازی به واسطه ی پیشرفت آنان در شیمی و گیاه شناسی بوده و شکی نیست که عرب ها با تجربیات و عملیات خویش ، علم جدید شیمی را پایه گذاری کرده اند … دانشمندان فرنگ اقرار دارند که عرب ها اسیدنیتریک ، اسید سولفوریک ، اسید نیترو ، هیدروکلریک ، پتاس ، جوهر نشادر ، نمک نشادر ، نیترات و … الکل و غیره را کشف کردند. »علاوه بر این ، علمای شیمی اسلامی چیزهایی کشف و اختراع کرده اند که خبرش به ما رسیده ، اما از چگونگی آن اطلاع نداریم . مثلاً ابن اثیر در ضمن شرح واقعه ی زنگیان ( سال ۲۶۹ هـ . ق ) می گوید : « عرب ها موادی داشتند که وقتی آن را به چوب می مالیدند چوب نمی سوخت ولی ابن اثیر نام آن ماده را نبرده است . احتمال قوی می رود که عرب ها باروت را اختراع کرده اند و نخستین مردمی هستند که موضوع تقطیر ، ذوب شدن ، متبلور شدن ، تبدیل مایعات و جوشاندن را دانستند. »(5)
پزشکی و بیمارستانمسلمانان در طب پزشکی ، مخصوصاً طب بالینی و داروشناسی ، پیشرفت قابل توجهی کردند و در جهان از نخستین کسانی هستند که به ساختن و تأسیس بیمارستان پرداختند و ابتکاراتی در مورد معالجه ی بیماران داشتند و حتی برای جراحی ، بیمار را بی هوش می کردند ؛ چنان که ویل دورانت نوشته :« مسلمانان چون از تشریح موجودات زنده یا پیکر اموات ابا داشتند ، جراحی از همه ی علوم ضعیف تر و طب بالینی و داروشناسی از همه ی رشته ها قوی تر بود . مسلمین عنبر ، کافور ، فلوس ، میخک ، جیوه ، سنای مکی بر علم قرابادین(۶) کهن افزودند و مرکبات طبی تازه ای چون اقسام شربت و گلاب و امثال آن را بر صف داروها افزودند. »ویل دورانت ادامه می دهد که : « نخستین بار ، داروخانه به وسیله ی مسلمانان ایجادشد و هم آن ها نخستین مدرسه ی داروشناسی را بنیاد کردند . طبیبان مسلمان به شست وشو ، مخصوصاً به هنگام تب ، و به حمام بخار اهمیت فراوان می دادند . پزشکی کنونی به معالجات آن ها درباره ی آبله و سرخک چیز تازه ای نیفزوده است . بی هوشی به وسیله ی استنشاق را در بعضی امور جراحی به کار می بردند و از حشیش و دیگر مواد مخدر ، برای ایجاد خواب عمیق استفاده می کردند . نام سی و چهار بیمارستان را که در آن دوره در قلمرو اسلام برپا بوده است می دانیم که ظاهراً همگی به شیوه ی انجمن علمی و بیمارستان ایرانی جندی شاپور به وجود آمد . بزرگ تر از همه ی بیمارستان ها در قلمرو اسلام بیمارستانی بود که سال ۸۸ هـ . ق ( ۹۷۸ م ) بیست و چهار طبیب در آن جا بود … طبیبانی بودند که همه روزه به زندان ها سر می زدند و زندانیان را معالجه می کردند. »(7)
تأثیر نهضت علمی اسلام بر نهضت علمی اروپابا توجه به بحث ها و تحلیل های گذشته ، می توان گفت که از دستورها و توصیه های اسلام درباره ی فراگیری علم ، نهضت علمی نیرومندی پایه گذاری شد و با گذشت دو سه قرن ، این نهال برومند رشد و نمو کرد و شاخ و برگ آن سراسر جهان اسلام را زیر پوشش قرار داد وچنان به بار نشست که در مدت کوتاهی ، کتاب های فراوان در رشته های مختلف علمی اعم از معارف الهی و فلسفه و طب و بهداشت و جغرافیا و فیزیک و شیمی و غیر آنها تألیف و تصنیف شد که بخشی از آن به صورت ترجمه و بخش دیگری به صورت تحقیقات جدید دانشمندان اسلام در آن رشته های علمی انتشار می یافت .این نکته بسیار قابل توجه است که به اعتراف صریح مورخان غربی ، نهضت علمی اروپا از نهضت علمی مسلمین مایه گرفت و اروپاییان از این حیث ، خود مدیون دانشمندان اسلام هستند . دکتر « ماکس میرهوف » می گوید : « علوم عرب ( مسلمانان ) مانند ماه تابانی بود که تاریک ترین شب های اروپای قرون وسطی را روشن ساخت و چون علوم جدید ظاهر گشت ، ماه بی رنگ شد ؛ ولی همان ماه بود که ما را در شب های تار هدایت کرد تا به این جا رسانید و می توانیم بگوییم هنوز هم تابش آن با ماست. »(8)و در جای دیگر ، همین پژوهنده می نویسد : « خلاصه ، به این وسیله ( ترجمه ی کتب دانشمندان اسلام ) ، علوم شرق مانند باران رحمت بر خاک خشک اروپا بارید و آن را حاصلخیز ساخت و کم کم ، اروپاییان با علوم شرق آشنا شدند. »(9)و نیز از پروفسور « گیب » ، استاد زبان عربی در دانشگاه لندن ، در مقاله ای که تحت عنوان « نفوذ ادبیاتاسلامی در اروپا » نگاشته نقل می کند :« هنگامی که به گذشته نظر افکنیم ، می بینیم علوم و ادبیات به منزله ی خمیرمایه ای برای تمدن غرب بود ؛ به گونه ای که نفوذ روحیات و افکار شرق روح تاریک مردم قرون گذشته ی غرب راروشن ساخت و آن ها را به جهان وسیع تری هدایت نمود. »(10)جرجی زیدان نیز درباره ی تأثیر تمدن اسلام در علوم بیگانه (دخیل ) ، چنین می نویسد :« همین که تمدن اسلام نضج گرفت و علوم تازه میان مسلمانان منتشر شد ، دانشمندانی از میان مسلمانان برخاستند که افکار و عقایدشان از صاحبان اصلی علوم در پاره ای موارد عالی تر بود و در واقع ، علوم مزبور با تحقیقات جدید علمای اسلام رنگ تازه به خود گرفت ؛ مطابق مقتضیات محیط و مناسب با تمدن اسلام پیشرفت کرد و همین که فرنگیان برای اقتباس علوم یونان قیام کردند ، ناچار قسمت عمده ی آن را از زبان عربی با رنگ و بوی ( صبغه ی ) اسلام ترجمه و اقتباس نمودند. »(11)خلاصه ، روزگاری اروپا در جهل مطلق به سر می برد در حالی که مسلمانان به درجات علمی بالایی رسیده بودند و دارای کتابخانه هایی عظیم و دانشمندانی فرهیخته بودند و اگر زمانی فلسفه و منطق و برخی علوم دیگر از یونان به اسلام وارد شد، روزی هم رسید که از اسلام علم و دانش به غرب بازگشت . فروغی در این زمینه می نویسد :«از دوره ای که مورخین اروپا قرون وسطی می نامند ، بساط علم و حکمت برچیده بود و نادانی چنان غلبه داشت که اولیای دین هم از سواد و کمال بی بهره بودند ؛ چنان که شارل کبیر ، پادشاه فرنگ ( امپراطوری شارلمانی ) که در آخر قرن هشتم تقریباً بر همه ی اروپا سلطنت داشت و مردی هوشمند بود و در ترویج معارف همت می ورزید ، چون خواست تحصیل کمالی کند و مکتب و مدرسه ای دایر نماید ، با رنج فراوان از گوشه و کنار ، دو سه نفر از اهل فضل پیدا کرده پیش خود خواند و در سن کهولت خواندن و نوشتن آموخت و فرزندان و اعضای خاندان خویش را شخصاً تعلیم کرد و مدارس چند تأسیس نمود ؛ ولیکن مساعی شارلمانی نتیجه ی کامل نبخشید ، چه هنوز اروپا چنان که باید ، امن نشده و طبایع آن مردم برای سیر در عوالم تمدن مستعد نگردیده بود. »(12)

توجه اروپاییان به علوم مسلمانانپس از ظهور عصر رنسانس و آزاد شدن دانش پژوهان از قید و بند کلیسا و به امنیت رسیدن اندیشمندان ، اروپا بیدار گشت و از علوم مسلمانان بهره ی خوبی گرفت و بر قله های دانش صعود کرد . بنا به نوشته ی محمدعلی فروغی ، « در قرن دهم ، از فضلا کسی که قابل ذکر است ژربر فرانسوی است که در پایان عمر به مقام پاپی رسید … .او یکی از نخستین کسانی است که از مسلمانان ، کسب معرفت نموده ؛ یعنی به اسپانیا ( اندلس ) که آن زمان مملکتی اسلامی بود رفته نیز دانشمندان آن سرزمین به زبان عربی کسب علم نموده و در ریاضیات و هیئت و نجوم دارای مقامی شد و چون به فرانسه برگشت ، به نشر معلوماتی که در اسپانیا فرا گرفته بود همت گماشت و از آن پس ، دانش طلبان اروپا ممالک اسلامی را منبع علم و حکمت شناختند؛ به آن جا مسافرت کردند و به تحصیل زبان عرب و معلومات مسلمانان پرداختند و همچنان که مسلمانان با ترجمه کتب یونانیان ، کلید خزانه ی علم را یافتند ، اروپاییان نیز با ترجمه ی کتب عربی ، مفتاح دانش را به دست آوردند .« در ریاضیات و هیئت و نجوم ، کتاب حساب موسی خوارزمی و مساحه الاشکال پسر موسی بن شاکر و و رسایل ابومفسر بلخی و محمد بن جابر تبانی و هیئت فرغانی و صور عبدالرحمن صوفی اصفهانی و مناظر و مرایا و رساله ی باد و باران یعقوب کندی و در جغرافیا ، نزهه المشتاق ادریسی و تقویم البلدان ابوالفداء و در طب ، کمال الصناعه و سایر کتب علی بن عباس مجوسی ، طبیب عضدالدوله ی دیلمی و کتاب حاوی و طب منصوری محمد بن زکریای رازی و قانون شیخ الرئیس ، ابوعلی سینا و کتاب جراحی و کتاب التریاق ابوالقاسم زهراوی و همچنین کلیات ابن رشد اندلسی و رسایل فارابی و ابوعلی سینا در فلسفه و مقاصد الفلاسفه ی غزالی به زبان لاتین ترجمه شد ( چون زبان اروپایی برای ادای مطالب علمی ، پخته و ورزیده نشده بود ، به زبان لاتین ترجمه می کردند ) و بعد از اختراع چاپ ، بعضی از آن ها مکرر چاپ شده . قانون شیخ الرئیس در همان سال ها سه مرتبه تکرار یافته. »(13)
صنعت کاغذ سازیطبق نوشته ی ویل دورانت ، صنعت کاغذ سازی از مسلمانان به غرب رسید . در آغاز ، مسلمانان این صنعت را از چینیان آموختند و سال ها بلکه قرن ها گذشت که این صنعت در میان مسلمانان رایج بود و سپس به کشورهای غربی ، چون ایتالیا و آلمان و انگلستان رسید : « وقتی مسلمانان سمرقند را گشودند ( ۹۲ هـ . ق / ۷۱۲ م ) ، تهیه ی خمیر کتان و دیگر گیاهان الیاف دار را از چینیان آموختند که از آن خمیر ، صفحات بسیار نازکی می ساختند و خشک می کردند . این صنعت به خاور نزدیک آمد و درزمانی که هنوز بردی ( پاپیروس ) فراموش نشده بود ، به جای کاغذ پوستی به کار رفت .نخستین کارخانه ی کاغذسازی در قلمرو اسلام به سال ۱۷۸ هـ . ق ( ۷۹۴ م ) در بغداد ، به دست فضل بن یحیی ، وزیر هارون الرشید ، گشوده شد . آن گاه مسلمین این صنعت را به سیسیل و اسپانیا بردند و از آن جا ، به ایتالیا و فرانسه رسید . پیش از آن ، کاغذ در سال۱۰۵ م در چین به کار رفت و سپس در سال ۸۹ هـ . ق ( ۷۰۷ م ) ، در مکه و در سال ۱۸۴ هـ . ق ( ۸۰۰ م )، در مصر ، و در سال ۳۳۹ هـ . ق ( ۹۵۰ م ) ، در اسپانیا و در سال ۴۹۴ هـ. ق ( ۱۱۰۵ م ) ، در قسطنطنیه و در سال ۳۹۳ هـ . ق ( ۱۱۰۲ م )، در سیسیل و در سال ۵۴۸ هـ . ق ( ۱۱۵۴ م ) ، در ایتالیا و در سال ۶۲۶ هـ . ق(۱۲۲۸ م ) ، در آلمان و در سال ۷۰۹ هـ . ق(۱۳۰۹ م ) ، در انگلستان. »(14)همین نویسنده در جای دیگری از کتاب خود می نویسد :«تا سال ۲۳۶ هـ . ق (۸۵۰ م ) ، مهم ترین آثار یونانی در ریاضیات و نجوم و طب به عربی در آمده بود . ترجمه ی عربی کتاب بطلیموس ( المجسطی ) نامیده شد … .انتقال مستمر علوم و فلسفه از مصر و هند و بابل از راه یونان و روم شرقی به قلمرو شرقی اسلام و اسپانیا و از آن جا به شمال اروپا و آمریکا از حوادث مهم و جالب تاریخ جهان بوده است. »(15)
پی‏نوشتها:
۱ ـ محمد علی فروغی ،سیر حکمت در اروپا ، تهران ، انتشارات زوار ، چاپ سوم ، ۱۳۷۲ ، ج ۱ ، ص ۱۰۴ .۲ـ مطهری ،مجموعه آثار ،تهران ،انتشارات صدرا ، چاپ اول ، دی ۷۸ ، رمضان ۱۴۲۰ ، چ ۵ ،ص۲۳ .۳ ـ جرجی زیدان ،تاریخ تمدن اسلام ،ص ۵۹۹ .۴ ـ همان ،ص ۶۰۵ .۵ ـ جرجی زیدان،تاریخ تمدن اسلام ،ص ۶۰۶ .۶ ـ مأخوذ از یونانی ،علم به خواص ادویه و گیاهان دارویی و نام کتابی در خواص ادویه و گیاهان دارویی ، حسن عمید ، فرهنگ فارسی عمید ،چاپ نوزدهم ( ۱۳۷۹ ) ،مؤسسه انتشارات امیر کبیر ،تهران ، ص ۹۶۳٫۷ ـ ویل دورانت ، تاریخ تمدن ، ج ۴ ، کتاب دوم ، ص ۳۱۵ .۸ ـ ماکس میرهوف ،میراث اسلام ، به قلم سیزده نفر از مستشرقین و استادان دانشگاه های انگلستان ، ترجمه ی مصطفی علم ، چاپ خودکار ایران ، تهران ، ۱۳۲۵ ، ص ۱۳۴ .۹ ـ همان ، ص ۱۱۱ .۱۰ـ همان ، ص ۸۱ .۱۱ـ جرجی زیدان ، تاریخ تمدن اسلام ، ص ۵۹۸ .۱۲ـ فروغی ، سیر حکمت در اروپا ، ص ۱۰۶ .۱۳ـ فروغی ،سیر حکمت در اروپا ، ص ۱۰۷ .۱۴ـ ویل دورانت ، تاریخ تمدن ، ج ۴ ، کتاب دوم ، ص ۳۰۳ .۱۵ـ ویل دورانت ، تاریخ تمدن ، ج ۴ ، کتاب دوم ، ص ۳۰۹ .
منبع: کتاب نگرش اسلام به سایر ادیان و ملل
 

نوشته قبلی

جایگاه ترکیه در جهان اسلام

نوشته‌ی بعدی

وحدت و نهضت جهانی اسلام

مرتبط نوشته ها

وکلاى حضرت مهدى (عج)
انقلاب مهدوی

وکلاى حضرت مهدى (عج)

ضرورت تشکیل حکومت جهانی
انقلاب مهدوی

ضرورت تشکیل حکومت جهانی

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)
انقلاب مهدوی

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)

چرا امام قائم (عج) در قرآن نيامده است‌؟
انقلاب مهدوی

جهانی شدن و حکومت جهانی مهدی (عج)

نقش انتظار در پویایى جامعه اسلامى
انقلاب مهدوی

نقش انتظار در پویایى جامعه اسلامى

اهل کتاب در دولت مهدوی (عج)
انقلاب مهدوی

جهانی شدن و حکومت جهانی حضرت مهدی (عج)

نوشته‌ی بعدی

وحدت و نهضت جهانی اسلام

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

حاج شیخ عباس قمی؛ اسوۀ اخلاص

حاج شیخ عباس قمی؛ اسوۀ اخلاص

هویت ایرانی و اسلامی در هم تنیده است.

هویت ایرانی و اسلامی در هم تنیده است.

مداحی جای تحریف دین نیست.

مداحی جای تحریف دین نیست.

وکلاى حضرت مهدى (عج)

وکلاى حضرت مهدى (عج)

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا