مقدمه یکی از پایه های اصلی توجه به پایداری سکونت و کاهش مهاجرت در برنامه ریزی و توسعه در مناطق مرزی، بخصوص روستایی، این است که ساکنان این مناطق به محل زیست و فعالیت خود تعلق خاطر داشته باشند. حس تعلق مکان با مفهوم حس مکان به معنای ادراک ذهنی مردم از محیط و احساسات کم و بیش آگاهانه آنها از محیط خود می باشد که شخص را در ارتباط درونی با محیط قرار می دهد، به گونه ای که فهم و احساسات فرد با زمینه معنایی محیط پیوند خورده و یکپارچه می گردد. این حس، عاملی است که موجب تبدیل یک فضا به مکانی با خصوصیات حسی و رفتاری ویژه برای افراد خاص می شود. حس مکان و تعلق مکانی علاوه بر اینکه موجب احساس راحتی از یک محیط می گردد، باعث دست یابی به هویت برای افراد می شود. تعلق مکانی به این معناست که مردم خود را به واسطه مکانی که در آن به دنیا آمده اند و رشد کرده اند تعریف می کنند. (فلاحت، ۱۳۸۴، ص۱)در عین حال، حس تعلق مکانی مفهومی پیچیده از احساسات و دلبستگی انسان نسبت به محیط است که در اثر انطباق و استفاده انسان از مکان به وجو می آید. از نظر نوربرگ شولتز، حس مکان در مکان هایی یافت می شود که دارای شخصیت مشخص و متمایز هستند و شخصیت محیطی از چیزهای ملموس ساخته شده که دارای مصالح، شکل بافت و رنگ است. (Norberg-Schuls,1997) مکان دوستی نیز اصطلاحی است که جغرافی دانان پدیدارشناس، معادل با حس مکان مطرح می کنند و آن را پیوندی پرمحبت و تأثیر گذار میان مردم و مکان ها و قرارگاه ها می دانند (xu,yan,2001) از نظر فریتز استیل، رابطه ی انسان و مکان تعاملی است؛ یعنی انسان ها چیزهای مثبت یا منفی را به محیط می دهند و سپس از آن می گیرند.چگونگی فعالیت های مردم در کیفیت تأثیر محیط بر آنها اثرگذار است. در طرف دیگر معادله این موضوع، مسئله مهاجرت افراد و گروه های انسانی است که به دلایل متفاوت تصمیم بر ترک موطن و زادگاه خود به صورت دائمی و یا موقت می گیرند. با توجه به اهمیت این حس در بین انسان ها و تأثیر آن بر روی زندگی اجتماعی افراد، بر آن شدیم تا تأثیر این حس را بر روی زنان شیعه مرزنشین به طور اعم و مطالعه ی موردی تأثیر حس تعلق مکانی بر روی میزان تمایل به مهاجرت در بین خانوارهایی که تعلق و یا عدم تعلق مکانی زنان روستایی شیعه مرزنشین در آنها وجود دارد، در منطقه ی زابل مورد بررسی و تحلیل قرار دهیم. اصولاً شناخت این حس و تحلیل این موضوع ما را یاری می کند تا بتوانیم تشخیص بدهیم که حس تعلق مکانی در بین زنان روستایی چه تأثیری بر میزان پایداری سکونت و یا عکس آن (مهاجرت) دارد. البته قوی و ضعیف بودن حس تعلق مکان به طور حتم- همان گونه که در بالا اشاره گردید- از محیط اطراف و محل زندگی هر شخص تأثیر بسیاری می پذیرد. مطمئناً هر چه محیط و مکان برای فرد، محیطی دلچسب و مورد علاقه و با تجارب گذشته ی خوشایندی باشد، حس تعلق مکانی شخص قوی تر خواهد بود. این موضوع کاملاً در کاهش میزان تمایل به مهاجرت در هر منطقه بسیار مؤثر است. البته برای نتیجه گیری بهتر و عینی تر باید منطقه مورد تحقیق کاملاً بررسی شود، و کمبودها و نقاط ضعف، و همچنین نقاط قوت و فرصت های منطقه مشخص گردد. ما در این تحقیق به نقاط ضعف و چالش ها و نقاط قوت و فرصت ها و در آخر، راهبردهای مؤثر در منطقه ی مورد مطالعه اشاره خواهیم کرد و با یک تحقیق میدانی در میان زنان روستایی شیعه مرزنشین منطقه ی سیستان و با تهیه و ارائه پرسشنامه برای آنها، به تحلیل این حس و تأثیر آن بر روی میزان تمایل مهاجرت آنها از منطقه ی خود خواهیم پرداخت.
مبانی نظری همان گونه که در مقدمه بیان شد، مفهوم حس تعلق مکانی احساس دلبستگی هر شخص را به زادگاه و محل زندگی خود می رساند. این حس تعلق را – آن گونه که از تعاریف آن برداشت می شود- می توان با مکان دوستی و مفهوم آن یکی دانست. حس تعلق مکانی برای بالا بردن و مناسب کردن و نزدیک تر شدن و همبستگی بین مکان ها مؤثر است و دریافت ویژگی های محیطی برای پیش بینی و آگاهی از اندازه و اعتبار مکان ها و بالابردن قدرت و اهمیت هر مکان و تغییرات در آنها به وسیله ی حس تعلق مکان میسر می شود. تعلق مکانی می تواند این گونه تصور ایجاد کند و یا از آن جلوگیری نماید. (Bradleys.jorgensen ,Richardc.stedman 2005)فریتز استیل، حس مکان را این گونه شرح می دهد:۱. رابطه انسان و مکان یک رابطه تعاملی است؛ یعنی مردم چیزهای مثبت یا منفی را به محیط می دهند و سپس از آن می گیرند. بنابراین، چگونگی فعالیت های مردم در کیفیت تأثیر محیط بر آنها اثرگذار است.۲. تصور مکان نه فقط کالبدی، بلکه روانی و تعاملی است و حس مکان به عنوان یک تجربه، از ترکیب یک مکان/رفتار و آنچه انسان به آن می دهد، به وجود می آید. به بیان دیگر، برخی از چیزهایی که انسان در مکان ایجاد می کند، بدون او و مستقل از او به وجود نمی آیند.۳. برخی از فضاها آنچنان روح مکان قویی دارند که بر انسان های مختلف تأثیرات مشابه می گذارند. به این ترتیب، مکان ها در افراد مختلف حس های متفاوتی ایجاد می کنند و نقش و شخصیت و تجارب گذشته افراد نیز در دریافت این حس مؤثر است . (steele,1981)
چارچوب کلیت نظریه گری مور نظریه را مجموعه ای از مفاهیم مرتبط می داند که پدیده های قابل مشاهده را با ارجاع به مفاهیم غیر قابل مشاهده و انتزاعی تر تبیین می کند. تأکید او بر روی نظریه های تحقیق- رفتار می باشد. تعریف شش قسمتی او می تواند ساختاری تبیینی برای کلیت نظریه باشد. شش قسمت تعریف مور عبارتند از:۱. مجموعه ای از گزاره ها یا عبارات مشاهده ای در مورد برخی جنبه های جهان هستی؛۲. ارتباط منطقی میان گزاره ها؛۳. مجموعه ای از نتایج حاصل از موارد ۱ و ۲؛۴. پیوند با واقیت تجربی؛۵. مجموعه ای از فرضیات یا پیش فرض های مربوط به بنیان و نظریه؛۶. سازمان دهی ارتباطات تمامی موارد بالا باید به گونه ای تنظیم شود که بیانگر آزمون پذیری اصول نظریه باشد.نظریه مکان دیوید کنتر در ادبیات طراحی محیط مشهور است. او در این نظریه بیان می دارد محیط های کالبدی به دلیل تعامل سه عاملی اصلی اهمیت دارند. این سه عامل عبارتند از:مکان کالبدی، فعالیتی که در آن به وقوع می پیوندد، و به معنایی که از وحدت مکان و فعالیت دریافت می شود. این سه عامل «مؤلفه های مکان» نامیده می شوند. رابطه ی مورد نظر کنتر به صورت شکل زیر قابل مشاهده است:نمودار کنتر از رابطه ی مؤلفه های سه گانه تشکیل دهنده ی «حس مکان»نمودار کنتر بدون تردید، تأمین کننده نیازهای الگوی شش قسمتی مور در مورد مؤلفه های نظریه است. این نمودار مجموعه ای از گزاره های شفاف را با پیوندی منطقی و هماهنگ تعریف می کند (مانند کالبد مکانی، فعالیت ها و معانی که باید برای ایجاد حسی از مکان با یکدیگر کار کنند.) نمودار فوق دارای پیوندهای شفافی با واقعیت های تجربی بوده و زیربنای نظری آن مفروضات فلسفی معینی است. (گروت و وانگ،۱۳۸۴)حس تعلق مکانی می تواند یک عقیده بخصوص در ابعاد مختلف یا تعهد رفتار در یک منطقه جغرافیایی را با آهنگ مخصوص به وجود بیاورد. حس تعلق مکانی و مکان دوستی طی فرایندها و تعادلی که بین انسان و محیط زیست و زادگاه انسان پدید می آید و نیز چیزهای مثبت و یا منفی که بین انسان و محیط رد و بدل می شود ایجاد می گردد و مرتب در زندگی و فعالیت های انسان ها انعکاس می یابد. تعلق مکانی به این معناست که مردم خود را به واسطه مکانی که در آن به دنیا آمده و در آن رشد کرده اند تعریف می کنند.(لینچ، ۱۳۷۶) این حس تعلق اگر به خوبی تقویت گردد وشناخته شود، تأثیر آن بر روی ماندگاری افراد در محل زیست و زادگاهشان افزایش می یابد و تا جایی ادامه می یابد که حتی افراد حاضر می شوند برای دفاع از محل و مکانی که به آن تعلق دارند، فداکاری نیز بکنند. تعلق مکانی در حرکت صهیونیست ها از اقصا نقاط جهان با ایده ی برتری نژادی و تشکیل سرزمین مشترک در اسرائیل بسیار مؤثر بوده است و حتی در جنبه های ظاهری زندگی، سبک معماری و ساختمان ها تأثیر داشته است. (yacobi,haim.2004)در حوزه ی پدیدارشناختی حس مکان، حقیقت «مکان» است و بیشتر به معنای ویژگی ها و خصلت های غیر مادی یا شخصیت مکان به کار می رود که معنایی نزدیک به روح مکان دارد؛ به این معنا که بعضی مکان ها آنچنان جاذبه ای دارند که به فرد نوعی احساس وصف ناشدنی القا می نمایند و او را سرزنده، شاداب و علاقه مند به حضور و بازگشت به آن مکان ها می کنند. توآن به جای حس مکان از اصطلاح «مکان دوستی» استفاده می کند و آن را پیوندی پرمحبت و تأثیر گذار میان مردم و مکان ها می داند. (Xu,yan,2001)نتایج یک تحقیق در استرالیا بر روی گروهی از پیرزنان نشان می دهد مقدار کیفی وضعیت جسمانی و سلامتی پیرزنانی که تنها زندگی می کنند رابطه ی پررنگی با میزان معاشرت با همسایگان و مکانی که در آن زندگی می کنند دارد؛ همچنین حس تعلقی که به آن مکان دارند. مقدار سلامت پیرزنانی که با همسایگانشان رابطه دارند و به آنها اعتماد می کنند و در منطقه ای با آلودگی صوتی کم هستند و یا توسط بستگان خود حمایت می شوند و به مکانی که در آن زندگی می کنند علاقه دارند بیشتر است و از نظر هوشی هم بالاتر از پیرزنانی هستند که وضع نامساعدی دارند و در مناطقی زندگی می کنند که آن را دوست ندارند و سر و صدا و آلودگی صوتی وجود دارد. (Buthb.Walker.Janete.Hiller.2007)دکتر دیل دیشوب در اولین نشست مرکز گفت و گوی ادیان با شورای جهانی کلیساها در سال ۱۳۷۵ در تهران، در مورد حس تعلق و هویت، سخنانی به این مضمون ایراد کرد:مسئله ملت و ملیت یکی از بزرگترین چالش هایی است که جامعه امروزی آمریکا و به نظر من جامعه غربی با آن مواجه است. مثلاً، در نیویورک با طی مسافتی به اندازه ده بلوک شهری، اختلاف قابل توجهی در فرهنگ محله ها مشاهده می شود. جایی که مهاجرانی از تمام اقصا نقاط جهان را پذیرا گشته است- مثلاً جامعه یهودیان- تمام ویژگی های جامعه اروپای شرقی را با تعصب خاصی حفظ کرده اند. هر محله ای و از هر ملیتی ویژگی های اصلی خود را دارند. تمام این اجتماعات کوچک (مهاجر) آمریکایی شناخته می شوند. به همه تفاوت هایشان، احساس تعلق و وابستگی مشترکی نسبت به آنچه که رؤیای آمریکایی می خوانیم دارند، ولی در عین حال، یک احساس تعلق متفاوت از وابستگی هایی که مبتنی بر ترکیب یک یا چند عامل است(مانند قومیت، زبان، دین و مذهب) دارند. آنها از اینکه آمریکایی هستند تردیدی به خرج نمی دهند، ولی در واقع، ملیتشان را با افتخار و گاه چنان با گستاخی مطرح می کنند که موجب کراهت دیگران می گردد. آنها دارای یک حس تعلق تاریخی هستند؛ احساس عمیق وابستگی که به گذشته برمی گردد. مثلاً، ملتی که خود را ارمنی می دانند در هر کجای دنیا (لبنان، ژنو، کالیفرنیا و تهران) که باشند احساس تعلق شدید به کلیسای ارمنی دارند و خود را به همان اندازه ساکنان جمهوری ارمنستان عضو ملت ارمنی می دانند. (اکرمی،۱۳۸۰، ص۱۳۹-۱۴۱)در قسمت های شمالی نیومکزیک در مورد تعلق مکان و شخصیت آینده کودکان بررسی انجام شده و تأثیر حس مکانی در بین کودکان مورد ارزیابی قرار گرفته است؛ جایی که زندگی کودکان به سرزمین و خانواده و فرهنگ و اجتماع وابسته است؛ وابسته و متعلق به مکان خود. برای تعیین عامل تعلق مکان، بهترین گزینه کودکانهستند؛ چون کودکان شخصیتشان در مکان خودشان ساخته می شود و در آینده نمایندگانی برای مکان خود هستند. (Victoria Derr,2002)تحقیقی از یک گروه نژادی محصور در غرب کالیفرنیا در مورد اثر تعلق مکانی و وضعیت فیزیکی و طبیعی، وضعیت اجتماعی (جمع گرایی) و نمادها و احساسات انجام گرفته است. توجه تحقیق روی سه ویژگی ظاهری قوم و نژاد محصور می باشد. با نارسایی هایی که در این قسمت وجود دارد، معماری خاصی در داخل خانه ها و معاشرت و تجارت و تشریفات مذهبی مخصوص به خود را دارند. این فعالیت ها پس از ورود عده ای مهاجر و معاشرت با این گروه، موجب گردیده است حس تعلق مکان در این گروه تقویت شود و آنها به معنای تازه ای از مکان خود بعد از ورود مهاجران و معاشرت با آنها دست پیدا کنند. (Sanjoy M,Shampa M 2002)اهمیت تعلق مکانی در ناحیه ی پاسی ریس در سنگاپور مورد مطالعه قرار گرفت. این تحقیق، حس تعلق مکان و ساختن خانه در ارتفاعات و مناطق دارای شیب اطراف شهرها را بررسی می کند. در گذشته، این ناحیه از سنگاپور از نظر خانه سازی یکنواخت و خسته کننده بود، بعد از یک دگرگونی سریع در مناطق کوهستانی، مسکن سازی و توسعه ی سریع در مناطق کوهستانی پدیدار گردید. طراحی جدید و تنوع در نمای خارجی بلوک های ساختمانی، شکل عمده ی پنجره ی جلوآمده و رنگ آمیزی جدید باعث پدید آمدن وضعیتی بی نظیر شد. اهالی از یک تعلق مکانی و هویت جدید بهره مند شده بودند و رو به آپارتمان سازی آوردند. برنامه ریزی بر اساس اصول اخلاقی و تعلق مکانی باعث موفقیت آنها در این امر شده بود. (Paggey teo and Shirlana Huang.1999)مطمئناً برنامه ریزی بر اساس علایق و برنامه ریزی مشارکتی در ایجاد و تقویت حس تعلق مکانی بسیار مؤثر می باشد. این مسئله آن قدر مهم به نظر می رسد که برنامه ریزی غیر مشارکتی و فن سالاری نه تنها این حس را تقویت نمی کند، بلکه باعثحس لامکانی یا احساس عدم تعلق به مکان نیز می گردد. در همین زمینه، تبریزی (۱۳۸۲)، در رساله دکتری خود، به مطالعه تأثیر نوسازی شهری فن گرا بر ایجاد حس لامکانی را در پروژه نواب تهران پرداخت. حس لامکانی به احساس عدم تعلق به مکان که ناشی از فقدان تنوع است اشاره می کند. در این رساله، پس از مرور اجمالی تاریخ و تجربه نوسازی شهری، عناصر اصلی نوسازی شهری فن گرا مشخص شد. این رساله بر این تأکید می کند که علی رغم فاصله گیری نوسازی شهری در جهان خارج از گرایش های اقتداری و فن گرا، در کشور ما کماکان این نوع برنامه ریزی ادامه دارد و برنامه ریزی شهری صورت گرفته در منطقه نواب مبین آن نوع رفتار فن گرایانه است و بر ضرورت به رسمیت شناختن سهم و اعانت جغرافیای انسان گرا در برنامه ریزی شهری تأکید می کند. در این رساله همچنین یک الگوی رئالیستی از فرایند تولید حس لامکانی تبیین شده است. نتایج این مطالعه نشان می دهند که رابطه معناداری بین برنامه ریزی فن گرا و ایجاد حس لا مکانی وجود دارد. چنانچه برنامه ریزی صورت گرفته غیر فن سالارانه و مشارکتی باشد و روابط و ارتباطات اجتماعی و محلی را تحکیم کند و مردم ساکن را به اقامتی بیش از ۵ سال ترغیب نماید، می توان به عوض ایجاد حس لامکانی، محیطی مأنوس و مطلوب فراهم آورد و حس تعلق مکانی را تقویت کند.حس مکان و تعلق مکانی می تواند به عنوان یک عامل مؤثر در جذب افراد به مکان ها عمل نماید، مشروط به اینکه عوامل تقویت کننده این حس به خوبی شناخته شوند. از این رو، در این پژوهش سعی بر آن شده است تا رابطه حس تعلق مکانی گروهی از زنان روستایی مرزنشین منطقه سیستان و تأثیر آن بر میزان مهاجرت سنجیده شود. به این ترتیب، شناخت مفاهیم مهاجرت و عوامل آن نیز لازم و ضروری به نظر می رسد.
منبع:نشریه بانوان شیعه، شماره ۲۱.ادامه دارد…

















هیچ نظری وجود ندارد