مهاجرت
مهاجرت شکلی از تحرک جغرافیایی یا مکانی جمعیت است که بین دو واحد جغرافیایی انجام می گیرد. (امانی و دیگران، ۱۳۵۴، ص۷۱)مهاجرت افراد و گروه های انسانی از محل زندگی خود علل زیادی دارد که خود بحث جداگانه ای می طلبد. اصولاً مهاجرت یکی از چهار عامل اصلی تغییر و تحول جمعیت بوده و به دلیل ماهیت خود می تواند علاوه بر تغییرات دراز مدت و طولانی، آثار سریع و کوتاه مدتی را نیز در تعداد و ساختار جمعیت در پی داشته باشد و تعادل و یا عدم تعادل هایی را در جمعیت های تحت تأثیر خود به وجود آورد. مهاجرت پدیده خاصی است که به اشکال گوناگون، جنس و گروه های سنی، پیروان مذاهب، فعالان سیاسی، اقلیت های قومی، دارندگان تخصص، ثروت و مهارت را تحت تأثیر قرار می دهد و در مواردی نیز به شکل عام و همگانی ظاهر می شود و به همین دلیل، آثار و پیامدهای متعدد و گوناگونی را بر جای می گذارد. (زنجانی، ۱۳۸۰، ص۱)مهاجرت ها را علاوه بر تفکیک به دو نوع مشخص مهاجرت های داخلی و خارجی، را بر حسب و ملاک های مختلفی نیز دسته بندی می کنند. (همان، ص۱۴)گفتنی است اصلاحات ارضی سال های ۱۳۳۵ و ۱۳۴۵ و ایجاد زمین های بزرگ مالکی در مازندران و اعمال سیاست دولت در خصوص واگذاری اراضی سلطنتی به افراد غیر کشاورز مقیم در منطقه، نیاز به کارگر کشاورزی را بالا برد و به دلیل ملاحظات خاص دولت، پای مهاجران سیستانی را به مازندران و به ویژه نواحی شرقی آن باز کرد که در منطقه خود به خشکسالی شدیدی مواجه بودند و این مسئله موجبات استقرار دائمی آنان را نیز با ایجاد آبادی های سیستانی فراهم کرد. (همان، ص۸۴)در جوامع روستایی مهاجرت ها به دو صورت انجام می گیرد:نوع اول آن است که خانواده روستایی با همه اعضای خانواده اش به طور کلی ده و محل سکونت خود را ترک کرده و در خارج از آن به سر می برند.نوع دوم، خانواده در ده می مانند، ولی یک یا چند نفر از اعضای آن مهاجرت کرده و در خارج از ده سکونت دارند.هر دو نوع مهاجرت در جامعه روستایی سیستان وجود دارد. در جامعه روستایی سیستان هر چند به علت شرایط خاص طبیعی مهاجرت ها از گذشته معمول بوده است، ولی این امر در سال های اخیر بر اثر کاهش میزان آب رودخانه هیرمند که تنها منبع تأمین کننده آب زراعی منطقه به شمار می رود به صورت یکی از مسائل حاد اجتماعی درآمده است. کمبود آب، کاهش میزان سطح زیر کشت و در نتیجه، رواج بیکاری سبب شده است گروه زیادی از خانواده های روستایی منطقه سیستان به منظور یافتن کار و تأمین معاش سرزمین خود را ترک گفته، مهاجرت نمایند. این مهاجرت ها گاه کلیه اعضای خانواده های ساکن یک ده را در بر گرفته است که در نتیجه آن، ده به کلی خالی از سکنه شده است. مطالعات نشان می دهد تنها در شهرستان میانکنگی قریب ۳۰ ده بر اثر نداشتن آب، خالی از سکنه شده است و در برخی از دهات این منطقه نزدیک به نیمی از این خانواده ها مهاجرت کرده اند. در این منطقه عامل دافعه جمعیت از گذشته قابل توجه بوده و کمبود آب در سال های اخیر بر شدت آن افزوده است. بیشتر مهاجران را افراد فعال و قشر زارعان تشکیل داده اند. اکثر مهاجران در گروه سنی ۱۵-۳۴ سال و با انگیزه یافتن کار دست به مهاجرت زده اند. البته برخی برای تحصیل و عده ای از زنان بر اثر ازدواج منطقه را ترک کرده اند. از میان مناطق جذب مهاجران روستایی سیستان، گرگان و گنبد در درجه اول قرار دارند که اوایل به صورت فصلی و فقط افراد فعال خانواده را در بر می گرفت، ولی بعدها بر اثر خشکسالی های پی درپی و سرانجام قطع آب رودخانههیرمند، جنبه دائمی پیدا کرد. بعد از استان گلستان، شهرهای ایرانشهر، زاهدان، شیراز و بیرجند این مهاجران را به خود جذب کرده اند. می توان گفت: رفت و آمد بین مناطق مهاجرپذیر و مهاجر فرست و آگاهی هایی که از منطقه جذب به دست می آید خود به عنوان عاملی در تشدید میزان مهاجرت تأثیر دارد. (وثوقی،۱۳۵۸، ص۱۵)
ویژگی های جغرافیایی منطقه سیستان منطقه ی سیستان بین ۲۹ تا ۳۲ درجه عرض شمالی و ۶۰ تا ۶۴ درجه طول شرقی از نصف النهار گرینویچ قرار دارد. از شمال و مشرق به افغانستان و از جنوب به شهرستان زاهدان و از غرب و شمال غربی به کویر لوت و شهرستان بیرجند محدود است. سیستان جلگه ای است وسیع و هموار و به مساحت ۸۱۱۷ کیلومتر مربع که از سطح دریا ۴۸۷ متر ارتفاع دارد. تنها برجستگی سیستان کوهی است به نام کوه خواجه که در انتهای باختری دریاچه هامون و حدود ۳۰ کیلومتری غرب شهر زابل واقع شده است. ارتفاع این کوه حدود ۹۰۰ متر است و در مواقع طغیان رودخانه هیرمند آب تمام اطراف آن را فرا می گیرد. سیستان دارای آب و هوایی گرم و خشک است و تابستان هایی بسیار گرم دارد. به گونه ای که گاه حرارت هوا به ۴۹ درجه سانتیگراد می رسد و در برخی از روزهای زمستان به ۹ درجه زیر صفر تنزل پیدا می کند. (سالنامه آماری کشور، ۱۳۷۵، ص۱۳) میزان بارندگی در این منطقه بسیار اندک است، و از ۳۸ میلیمتر تا حدود ۱۰۰ میلیمتر بر حسب خشکسالی و ترسالی تغییر می کند. بیشترین باران در ماه های دی و بهمن نازل می شود. رطوبت هوا در این منطقه میان ۴ تا ۹۸ درصد نوسان دارد. از ویژگی های اقلیمی این منطقه باد معروف ۱۲۰ روزه سیستان است که از اول خرداد از سوی شمال غربی آغاز می شود و سرعت آن گاه از ۹۰ کیلومتر در ساعت تجاوز می کند. باد ۱۲۰ روزه سیستان موجب کاهش درجه حرارت هوا در تابستان می شود، به گونه ای که اگر این باد متوقف گردد و یا از شدت آن کاسته شود، زندگی سخت و تحمل ناپذیر خواهد شد. این باد هر چنداز حرارت هوا می کاهد، ولی موجب خشکی هوا می شود و شن های زیادی را به سیستان می آورد و سطح اراضی کشاورزی را می پوشاند و باعث پرشدن نهرها و سبب فرسایش خاک می شود و به محصولات کشاورزی لطمه وارد می کند. منبع اصلی آب منطقه، رودخانه هیرمند است که از ارتفاعات بابایغما در غرب کابل سرچشمه می گیرد و طول آن حدود ۱۲۰۰ کیلومتر است و به دریاچه هامون می ریزد.دریاچه هامون به طور متوسط ۳۰ کیلومتر طول و حدود ۶ کیلومتر عرض و حداکثر ۱۱ متر عمق دارد و مقدار آب آن در فصول سال متغیر است. در اطراف دریاچه هامون نیزارهای وسیعی وجود دارد. در گذشته، این نی ها هنگامی که سبز و نارس بودند، برای تغذیه دام استفاده می شدند و پس از رسیدن، از آنها حصیر، سبد و قایق می ساختند. در سال های اخیر، چون در خاک افغانستان بر روی رودخانه هیرمند تعدادی سد احداث شده است، سرزمین سیستان با کمبود شدید آب مواجه گردیده و از رونق و آبادنی افتاده است. هر چند در سال های اخیر دو سد کوچک به نام کوهک و زهک بر روی رودخانه هیرمند ساخته شده است، ولی این سدها مسئله کمبود آب را در این سرزمین حل نمی کند. به همین دلیل، گروه های زیادی از روستاییان منطقه سیستان، دهات محل سکونت خود را ترک کرده و به نقاط دیگری مهاجرت نموده اند. (وثوقی، ۱۳۵۸، ص۱۵)حال با توجه به ویژگی های جغرافیایی این منطقه و مشکلات، کمبودها و چالش های موجود در آن، باید ببینیم تأثیر حس تعلق مکان چقدر بر کمبودها و چالش های موجود برتری می یابد و باعث ماندگاری مردم و اهالی این منطقه از محل زندگی شان می گردد.به لحاظ نظری، نقاط ضعف و چالش های موجود در منطقه سیستان عبارتند از:- ضعف بنیان ها و فقدان صنایع اساسی و پایین بودن سهم کل استان و بالطبع منطقه از توسعه صنعتی کشور و باز توسعه نامتوازن مناطق مختلف؛- تراکم پایین راه های اصلی و فرعی که منطقه را جزء مناطق با تراکم پایین در سطح کشور قرار داده است؛- نارسایی امکانات زیربنایی مشوق توسعه نظیر ضعف نظام حمل و نقل و زیرساخت های ارتباطی، عدم دسترسی به منابع انرژی و دوری از مراکز عمده صنعتی و کمبود نیروی متخصص و ماهر؛- نازل بودن بهره وری در بخش های اقتصادی؛- سرمایه گذاری ناچیز دولت در بخش های اقتصادی؛- انزوای جغرافیایی و ارتباطی و دوری از مراکز تصمیم گیری ملی؛- شرایط نامساعد اقلیمی، به ویژه کمبود نزولات جوی و تداوم خشکسالی ها؛- دوری از بازارهای عمده تولید، توزیع و مصرف؛- تراکم نسبی پایین جمعیت و پراکندگی زیاد در سطح سکونتگاه ها در گستره منطقه؛- بیابانی بودن وسعت بیشتر منطقه و بالا بودن میزان فرسایش و تخریب منابع آب و خاک؛- کمبود تأسیسات مهار، ذخیره سازی و توزیع آب نسبت به فعالیت ها و مراکز زیست منطقه؛- کمبود تأسیسات گردشگری و خدمات رفاهی در منطقه؛- قاچاق سوخت و کالا در سطح وسیع به کشور افغانستان به دلیل تفاوت قیمت در دو سوی مرز و بروز ناامنی های ناشی از آن؛- ضعف نظام خدمات رسانی به مناطق محروم استان و منطقه و پایین بودن شاخص های توسعه؛- حرکت ماسه های روان و وجود توده های مخرب و فرسایش بادی؛- نبود سازگار لازم و مناسب برای جلوگیری از تردد و اسکان غیر مجاز اتباع بیگانه در منطقه؛- پایین بودن ضریب امنیتی مطلوب در مناطق مرزی منطقه و قرارگیری منطقه در مسیر عبور کاروان های ترانزیت مواد مخدر؛- فقدان صنایع تبدیلی کشاورزی در منطقه و خشکسالی متعدد، که جاذبه سرمایه گذاری را برای توسعه کشاورزی تا حدود زیادی کاهش داده است؛- بالا بودن نرخ بیکاری در استان و بالطبع در سطح منطقه؛- کمبود زیر ساخت های توسعه اقتصادی و بازرگانی در منطقه؛در عین حال، به طور عمومی تر می توان به برخی از نقاط ضعف و چالش های سکونت در منطقه ی سیستان اشاره کرد: ضعف بنیه اقتصادی روستاهای هم مرز با کشور افغانستان که به عنوان یک مشکل مطرح می باشد؛ کم شدن و خالی شدن جمعیت روستاهای مرزی به دلیل از دست دادن زمینه های درآمد، کمبود امکانات و خدمات رفاهی در منطقه؛ امنیت کم و خشکسالی های پیاپی که به ویژه از نظر امنیتی یک چالش عمده به شمار می رود؛ فقط مفرط در برخی از قسمت های منطقه و وجود ناهنجاری های اجتماعی (قاچاق مواد مخدر و کالا) و امنیتی و بهداشتی مهاجران و پناهندگان، ناشی از ترددهای غیر قانونی در مناطق مرزی، همسایگی با مناطق محروم در استان خراسان جنوبی و سایر شهرستان های منطقه؛ و از بین رفتن زمینه های اشتغال بر اثر خشکسالی های مداوم. منطقه سیستان به لحاظ ژئوپولیتیکی دارای ارزش ویژه ای است. وجود صفحه های نژادی، ایدئولوژیکی، اقتصادی، اجتماعی و زبانی از یک طرف و همچنین شرایط خاص محیطی از سوی دیگر، ویژگی های منحصر به فردی به آن بخشیده است.
مواد و روش ها در این تحقیق، تلفیقی از روش کتابخانه ای و میدانی استفاده شده است. در بررسی میدانی، جامعه آماری ما را زنان روستایی مرزنشین شیعه در منطقه سیستان تشکیل می دهند؛ با استفاده از پرسشنامه در حدود ۱۵۰ نفر به صورت تصادفی از ۵ روستایحاشیه مرز نمونه گیری شدند و با بسته نرم افزاری S.P.S.S با استفاده از روش های آماری و توصیفی و استنباطی مورد تحلیل و بررسی قرار گرفتند. روستاهای انتخابی عبارت بودند از: اربابی در جوار تخت عدالت، گلشاد، محمدشاه کرم، ملیک و ملا دادی. به منظور احراز هویت شیعه بودن در بین زنان، برای جمع آوری اطلاعات از شیوه های جاری همانند اطلاع یابی از طریق ریش سفیدان، شورا و دهیار و همچنین معتمدان روستا بدون اینکه زمینه جریحه دارشدن احساسات را فراهم نمای، بهره گرفته شده است. گفتنی است استنادات اجتماعی در خصوص شناخت افراد و خانواده ها در روستاهای مذکور و سایر روستاهای سیستان شفاف می باشد و دلیل آن، تعامل سازنده و پایدار قومی و زبانی و مذهبی در منطقه است.
متغیرها و معرِّف ها در خصوص متغیرها و معرف ها می توان به موارد ذیل اشاره کرد:- متغییرهای زمینه؛ همانند سطح سواد و …؛- داشتن فامیل نزدیک (پدر، مادر، خواهر، برادر)؛- داشتن خاطره؛- گذراندن ایام کودکی در محل؛- داشتن املاک (دارایی)؛- راحتی و آسایش؛- دوست داشتن جا و مکان؛- مزار نزدیکان؛- ریشه داشتن در خاک (یک ارزش اجتماعی)؛- بیگانه نبودن؛- تعامل مذهبی و قومی؛- و سایر موارد قابل بررسی.
منبع:نشریه بانوان شیعه، شماره ۲۱.ادامه دارد…

















هیچ نظری وجود ندارد