یافته های پژوهش
از بین جامعه آماری ما (۱۵۰ نفر)، حدود ۶۴ درصد زیر ۴۰ سال و ۳۶ درصد افراد بالای ۴۰ سال داشته اند. از این تعداد ۲ درصد دارای شغل دولتی و بقیه افراد بدون شغل و به خانه داری مشغول بوده اند. حدود ۵۸ درصد این زنان بی سواد بوده اند و ۲۲ درصد دارای سواد در حد ابتدایی و ۸ درصد دارای مدرک سیکل و ۱۲ درصد دیپلم و بالاتر از دیپلم سواد داشته اند. این آمار نشان دهنده شاخص پایین سواد در منطقه و عدم توسعه یافتگی این روستاها می باشد. از نظر کشاورزی و مقدار زمین ۷۸ درصد خانوارهای مورد مطالعه فاقد زمین، و ۲۰ درصد دارای زمین زیر ۵ هکتار و حدود ۲ درصد دارای زمین بالای ۵ هکتار بودند و ۸۰ درصد خانوارها فاقد چاه آب برای مشاورزی و ۲۰ درصد دارای چاه آب کشاورزی بوند. البته خانوارهایی که چاه آب و زمین کشاورزی داشتند، درآمدشان از کشاورزی قابل توجه نبوده است. این آمار نشان دهنده پایین بودن توان توسعه کشاورزی در منطقه به علت کمبود آب و خشکسالی های اخیر و اقلیم خشک منطقه می باشد. ۷۶ درصد خانوارهای جامعه آماری ما، یعنی ۳۸ خانوار، زیر ۵ رأس دام داشتند و ۲۴ درصد، یعنی ۱۲ خانوار، دارای تعداد دام بالای ۵ رأس بودند که برای رفع نیاز خانواده ی خود از آنها استفاده می کردند.۸۲ درصد از مجموع زنان جامعه آماری ما اهل همان روستاهای محل اقامتشان و یا روستاهای اطراف یا خود منطقه بودند و حدود ۱۸ درصد آنان بعد از ازدواج به این منطقه آمده بودند (در این روستاها ازدواج کرده اند.) ۹۰ درصد افراد این جامعه آماری محل اقامتشان را دوست دارند و تمایلی به مهاجرت به مناطق دیگر ندارند و ۱۰ درصد افراد علاقه ای به ماندن و زندگی در این منطقه نداشتند. با کمی تأمل می بینیم اغلب افرادی که برای ماندن در منطقه تمایلی ندارند، زنانی هستند که بعد از ازدواج در این منطقه زندگی می کنند و خواهان بازگشت به محل زندگی اول خود،یعنی زادگاه خود می باشند. این نکته باز اهمیت و جایگاه حس تعلق مکان و مکان دوستی این زنان را می رساند.بعد از جمع آوری و تجزیه و تحلیل اطلاعات، یافته های متوازی از پژوهش به دست آمد که به برخی از آنها اشاره می گردد. همبستگی بین دو عامل مهم دوست داشتن محل زندگی و روستا در سطح ۱ درصد و با ضریب همبستگی ۰/۵۶۲ و بین رضایت افراد از منطقه و دوست داشتن محل زندگی رابطه معناداری در سطح ۵ درصد و با ضریب همبستگی ۰/۳۲۴ و بین دو عامل علت ماندن افراد در منطقه با وجود کمبود امکانات و افرادی که اصالت آنها در همان منطقه (همان جایی بودن) بوده است رابطه معناداری در سطح ۱ درصد و با ضریب همبستگی ۰/۵۶۲ و بین رضایت داشتن افراد از منطقه و امکانات موجود در منطقه و تمایل به مهاجرت آنها معناداری رابطه در سطح ۱ درصد و ضریب همبستگی ۰/۴۴۱ وجود دارد، که نشان دهنده بالا بودن حس تعلق مکانی زنان روستایی مرزنشین مورد مطالعه ما می باشد.یافته های تحقیق نشان می دهد حس تعلق مکانی در بین زنان شیعه مرزنشین علاوه بر اینکه تحت تأثیر متغیرهای زمینه همانند سن و جنس و… قرار دارد، متأثر از شرایط زیستی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی محیط نیز می باشد.
نتیجه پژوهش با تمام کمبودها و چالش های موجود در منطقه که پیش تر به آنها اشاره نمودیم، مردم و اهالی روستاهای مرزی منطقه سیستان دارای حس تعلق مکانی بسیار قوی نسبت به محل زندگی شان هستند و علاقه زیادی به زادگاه خود و منطقه محل سکونت خود دارند. همین حس مکان دوستی و این حس تعلق مکانی باعث شده است اهالی این روستاها و این منطقه با وجود کمبودها و چالش های موجود در منطقه، در منطقه خود ماندگار شوند و این حس مکان دوستی بر این کمبودها و مشکلات غلبه نموده است. این موضوع، نقطه قوتی است که برنامه ریزان روستایی و منطقه ای ودست اندرکاران کاملاً باید به آن توجه کنند و در برنامه های توسعه ای این موضوع را در نظر بگیرند. مسئولان باید به این موضوع توجه کنند که با تقویت این حس در بین افراد و اهالی این منطقه (به طور اخص) و تمامی روستاهای در معرض مهاجرت (به طور اعم)، می توانند از مهاجرت روستاییان عزیز که به ناچار محل زندگی خود را ترک می کنند، جلوگیری به عمل آورند. باید راه های تقویت حس تعلق مکان را شناخت و بیشتر روی آنها تأکید کرد؛ زیرا نتیجه این تحقیق این گونه برای ما روشن می کند که افراد بدون هیچ چشمداشتی محل خود را دوست دارند و این دوست داشتن قلبی و ذاتی است، و ما باید در صدد افزایش و تقویت این حس برآییم. مطمئناً می توان گفت راه های تقویت حس تعلق مکان همان راه کارهای افزایش امکانات و برنامه ریزی صحیح و استفاده از منابع در منطقه می باشد. باید خاطرنشان کرد مهاجرت و ترک زادگاه و محل، آخرین گزینه برای ادامه زندگی روستاییان می باشد. آنان تا به مرحله ای نرسند که مجبور به مهاجرت شوند از محل زندگی و زادگاه خود به آسانی دل نمی کنند و این به معنای مکان دوستی و حس تعلق مکانی می باشد که برنامه ریزان باید از این نقطه قوت به عنوان راه کاری مهم، بیشترین استفاده را در ماندگاری روستاییان و جلوگیری از مهاجرت آنان ببرند. در این بین، برنامه ریزی غلط دست اندرکاران امر توسعه در مهاجرت روستاییان بی تأثیر نبوده است. ما بر این اعتقادیم که خود روستایی از مهاجرت بیشترین رنج را می برد. بنابراین، نتیجه پژوهش حاکی از وجود رابطه معناداری بین حس تعلق مکانی زنان روستایی شیعه مرزنشین و میزان تمایل به مهاجرت است؛ به گونه ای که نمره حاصل شده از مجموعه عوامل متغیرهای معرف حس تعلق مکانی زنان روستایی شیعه مرزنشین و تمایل ترک محل زندگی رابطه معنادار معکوس در سطح ۶۸۰/- وجود دارد.به منظور برنامه ریزی برای این مناطق و روستاها باید علاوه بر شناخت نقاط ضعف و چالش هایی که در این مناطق وجود دارد و از علل مهاجرت اهالی منطقه بهشمار می رود، نقاط قوت و فرصت های موجود در منطقه را به خوبی شناخت و بر اساس آن برنامه ریزی درستی انجام داد. نقاط قوت موجود در منطقه که می توانند به عنوان عواملی برای تقویت حس مکانی مؤثر باشند، عبارتند از:- دارا بودن مرز مشترک با کشور افغانستان که می تواند نقش بسیار مهمی را در دسترسی به بازارهای کشور افغانستان و سایر کشورها و توسعه صادرات غیر نفتی ایفا کند.- وجود بازارچه های مرزی فعال در مرز که نقش بسیار مهمی در زمینه سازی برای ایجاد گمرکات مرزی و اختصاص منابع ارزی و کنترل مهاجرت و نگه داشت جمعیت دارد و از بعد امنیتی و اقتصادی برای روستاهای مرزی منطقه و استان و کشور از اهمیت بسزایی برخوردار است.- دارا بودن جاذبه های گردشگری، تاریخی، فرهنگی و طبیعی در محدوده منطقه و شهرستان، از جمله شهر باستانی سوخته، دریاچه و تالاب بین المللی هامون، کوه خواجه و جاذبه های کویری و توریستی آن، که نیاز به بررسی و بحث جداگانه دارد.- وجود مراکز علمی و دانشگاهی و تحقیقاتی معتبر و مطابق استاندارد در جهت توسعه محور شرق.- داشتن مزیت در پرورش انواع دام، از قبیل شتر، بز کرکی و پرورش ماهی در دریاچه هامون و دارابودن مزیت نسبی در دامداری و دامپروری که می توان آن را یکی از محورهای توسعه منطقه مطرح کرد.- وجود صنایع دستی غنی مختلف از قبیل فرش دستباف و انواع بافتنی ها و استفاده از گیاهان و رستنی های موجود در منطقه، مانند نیزارهای دریاچه هامون برای بافتن پرده هایی از جنس نی که از تقاضای بالایی برخوردار است، و تولید جاروهای گیاهی.- چون در حال حاضر کشور افغانستان از نظر سیاسی به یک ثبات نسبی رسیده است، وجود بازارچه های مرزی مشترک و تعاونی های مرزنشینان باعث توسعه بهتر منطقه می گردد و بهره مندی از مرز مشترک با کشور افغانستان و همکاری در امر بازسازی آن کشور با توجه به موقعیت استراتژیک منطقه، به بهبود وضعیت ارتباط و استفاده از ظرفیت های موجود در زمینه های علمی، مهندسی و برنامه ریزی می انجامد و دسترسی به بازارهای این کشور، در توسعه همکاری های فنی و صدور خدمات فنی و مهندسی مؤثر خواهد بود؛ همچنین استفاده از فرودگاه زابل و توسعه ظرفیت ترابری و هوایی آن در آینده، امکان توسعه ظرفیت های ترانزیتی و حمل و نقل کالا و قرارگیری در مسیر ترانزیت کالا از دریای عمان به کشور افغانستان و کشورهای آسیای میانه، از دیگر نقاط قوت این منطقه به شمار می رود.- برخورداری از ظرفیت های میراث فرهنگی و توسعه گردشگری، تاریخی، فرهنگی و طبیعت گردی یکی دیگر از فرصت های موجود در منطقه است که از این حیث قابلیت بسیار بالایی در سطح ملی و جهانی دارد.- در منطقه امکان سرمایه گذاری ملی و خارجی به دلیل قرارگرفتن در مسیر آسیایی در جهت توسعه نظام حمل و نقل و ترانزیت کالا وجود دارد.
راهبردها و پیشنهادها همان گونه که پیش تر اشاره شد، منطقه به شدت دچار کمبود آب است و همین کمبود آب باعث رکود در کشاورزی شده است. یکی از راه کارها برای استفاده بیشتر از همین منابع کم آب، توسعه کشت گلخانه ای و شیوه آبیاری تحت فشار برای تقویت درآمد روستاییان است که مستلزم آموزش صحیح و حمایت همه جانبه از آنها می باشد.راهبرد دیگر، ترویج صنایع دستی مانند سفال گری می باشد که سابقه تاریخی آن در منطقه وجود دارد (شهر سوخته) و نیز حمایت و تقویت و توسعه دیگر صنایع مانند فرش دستباف.تأکید و تبلیغ و اطلاع رسانی در خصوص صنعت توریسم منطقه که واقعاً قابلیت های بسیار بالایی دارد. این امر باعث ایجاد اشتغال و ارتقا در همه زمینه ها، از جمله فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی می گردد.انجام برنامه ریزی های دقیق و اجرای موفقیت آمیز آنها، توسعه و ترقی منطقه و بخصوص روستاییان مرزنشین را به دنبال خواهد داشت؛ روستاییانی که با وجود کمبودها و چالش های فراوان، همچنان به منطقه و زادگاه خود عشق می ورزند و آن را دوست دارند.در صورت توسعه و ترقی منطقه، مردم و روستاییان احساس تعلق بیشتری به منطقه خود پیدا می کنند و این مسئله به طور حتم باعث ماندگاری روستاییان مرزنشین می گردد و این ماندگاری به نوبه خود در کاهش چالش ها و عواقبی که یک کشور ممکن است از خالی شدن مرز، به آن دچار شود، مؤثر است و باعث ثبات در منطقه مرزی می شود. روستانشینان مرزی سیستان و مردم بومی منطقه بهترین مرزداران و مرزبانان کشور ایران می باشند. این امر به عنوان نقطه قوتی بسیار مؤثر در برنامه ریزی های توسعه باید مورد توجه جدی قرار بگیرد. قطعاً حفظ پایگاه ها و مرزهای عقیدتی در گرو تقویت حوزه های تأثیر گذار بر حس تعلق مکانی می باشد. زنان شیعه مرزنشین به عنوان اصلی ترین اعضای خانواده که بر روی تقویت مرزهای نژادی، عقیدتی و ایدئولوژیکی تأثیر دارند، باید مورد حمایت، راهنمایی و آموزش بیشتری قرار بگیرند و از سازوکارهای لازم برای توانمندسازی خود و خانواده های آنها بهره گرفته شود.منابع۱. اکرمی، سید امیر؛ دین و دنیای معاصر؛ ترجمه حسین مطیعی امین؛ تهران:الهدی، ۱۳۸۰.۲. امانی، مهدی و دیگران؛ لغت نامه جمعیت شناسی؛ تهران:دانشگاه تهران، ۱۳۵۴.۳. تبریزی، جلال؛ «تأثیر نوسازی شهری بر ایجاد حس لامکانی:مطالعه موردی پروژه نواب تهران»؛ پایان نامه دکتری؛ تهران:دانشگاه تربیت مدرس، دانشکده علوم انسانی، ۱۳۸۲.۴. زنجانی، حبیب الله؛ مهاجرت؛ تهران:دانشگاه تهران، ۱۳۸۰.۵. سالنامه آماری کشور، ۱۳۷۵.۶. فلاحت، محمد صادق؛ «مفهوم حس مکان و عوامل شکل دهنده آن»؛ نشریه هنرهای زیبا؛ ش۲۶ ۱۳۸۵.۷. لینچ، کوبین؛ تئوری شکل خوب شهر؛ ترجمه سید حسین بحرینی؛ تهران: دانشگاه تهران، ۱۳۷۶.۸. گروت، لیندا و وانگ، دیوید؛ روش های تحقیق در معماری؛ ترجمه دکتر علیرضا عینی فر؛ تهران:دانشگاه تهران، ۱۳۸۴.۹. مؤسسه مطالعات و پژوهش های بازرگانی، mailto:ict@itsr، ۱۳۷۵.۱۰. وثوقی، منصور؛ خوش نشینان سیستان؛ بخش تحقیقات روستایی دانشگاه تهران، تهران:دانشگاه تهران، ۱۳۸۵.۱۱. Bradleys,Jorgensen,Richard c.Stedman,2005.12. Buthb,Walker,Janete.hiller,2007.13. Graceh.Pretty.Heatherm.chipuer and Paul braston. 2002. Sense of place adolescents and adult.14. Norberg-Schulz, Christan the phenomenon of place “Princeton Architectural Press,New York,1997.15. Paggy teo and a Shirlana Huang.A sense of place in public housing a case study of Pas rise Singapoor,1999.16.Sanjoy mazumdar,Shampa mazumdar. greeting a sense of place the Vietnames-Americans and little Saigon,2002.17. Steele, Frits the sense of place,CBI Publishing Company, Bostonl, 1981.18. Victoria Derr,Sense of place,Children,s,2002.19. Xu,Yan, ‘Space and place: the perspective of Experience’ University of Minnesota press,2001.20. Yacobi, haim. Political Geography,2008.نشریه بانوان، شماره ۲۱.

















هیچ نظری وجود ندارد