نقش سیاسی بنیاسد در صدر اسلام
یکی از بزرگترین حوادث در طول تاریخ بشریت، ظهور پیغمبران و رسولانی است که برای هدایت بشر ظهور کردهاند. دین اسلام و حضرت محمد(ص) یکی از بزرگترین پیامبران طول تاریخ بشریت است که با آیین اسلام و تبلیغ آن تأثیری شگرف بر بشریت گذاشت.(۱) پیامبر اسلام(ص) که در سال ۵۷۰ در شبه جزیره عربستان متولد شد با آوردن آیین جدید و تبلیغ آن، شبه جزیره عربستان را از انزوای تاریخی خود بیرون آورد و قبایلی را که تا آن روز همیشه گرفتار جنگهای داخلی و درگیری برای غنایم و چراگاه بودند، به سوی هدفی خاص و ایدئولوژی خاصی که همان ایدئولوژی اسلام است، راهنمایی کرد و این قبایل توانستند در مسیر حوادث جهان تأثیر شگرفی بگذارند. پیامبر اسلام که با آیین جدید توانست عرب جاهلی را از جهان محدود خود که به قول بعضی از نویسندگان در سه چیز خلاصه میشد (شیر، شتر و شمشیر) خارج کند. و این بار، دیگر تنها دولتهای بزرگ و امپراطوریهای بزرگ نبودند که میتوانستند سیر تاریخ را عوض کنند، بلکه این اعراب جاهلی بودند که با پذیرش دین اسلام توانستند در سرنوشت ملتهای دیگر تأثیرگذار باشند. پیامبر اسلام(ص) که در ابتدای کار خود شروع به تبلیغ دین جدید در میان قبیله خود، قریش و شهر مکه کرد، به تدریج توانست قبایل دیگر را تحت تاثیر قرار دهد. این اقدام بیشتر بعد از هجرت پیامبر اسلام در سال ۱۳بعثت به مدینه انجام گرفت.با تحکیم پایههای حکومت اسلامی در مدینه، مسلمانان با انجام دادن سریههایی در میان قبایلی که هنوز اسلام نیاورده بودند، سعی بر آن داشتند که قدرت نیروی اسلام را به آنان بنمایانند. در این زمان اتحادهای قبایلی بین قبیلههای شبه جزیره عربستان رایج بود که پیامبر(ص)، با فرستادن مبلغان سعی کرد اتحادی به نفع نیروی اسلام ایجاد کند. بیشتر گرایش این قبایل به سوی مدینه و اسلام، بعد از شکست قریش در جنگ بدر بود که اعراب پی به قدرت اسلام بردند. قبیله بنیاسد جزء قبایلی بود که تا آخرین لحظات حاضر به پذیرش اسلام نشد و تنها در سال نهم هجرت بودکه با شکست قطعی قریش و فتح مکه به دست نیروهای اسلام به همراه دیگر قبایل عربستان مجبور به پذیرش اسلام شد.(۲)در طول این دوران، یعنی از سال ورود پیامبر به مدینه تا سال نهم هجرت یا سال وفود، قبیله بنیاسد از پذیرش اسلام خودداری کرد. هر چند این موضوع درباره همه طایفهها و تیرههای بنیاسد صادق نیست، زیرا واقدی در کتاب المغازی وقتی درباره غزوهها و سریهها مطالبی یادآور میشود، به کشته شدن افرادی از بنیاسد که جزء نیروهای کفار بودند، اشاره میکند و از سوی دیگر به شهادت رسیدن افراد مسلمان از بنیاسد در همان غزوه اشاره دارد، به خصوص در غزوههای احد و بدر.(۳)در سال چهارم هجرت به پیغمبر خبر رسید که طایفه بنیاسد قصد حمله به مدینه را دارند و پیامبر، ابوسلمه مخزومی را با ۱۵۰ نفر بر سر آنها فرستاد (اول محرم سال چهارم). و او به دستور پیامبر شبها میرفت و روزها پنهان میشد تا به قطن(۴) رسید. بنیاسد با آگاهی از حمله نیروهای اسلام فرار کرده و ابوسلمه با غنیمت و اسیر بازگشت.(۵)این اقدام بنیاسد بازتابی بود از شکست نیروهای اسلام در جنگ احد و پیروزی کفار که قبایلی مانند بنیاسد را به اقدام واداشت، زیرا آنها فکر میکردند که قدرت اسلام رو به افول است.در سال ششم هجرت عکاشه بن محصن مأمور شد که با چهل مرد، طایفه بنیاسد را در محل غمر فرو بگیرد، ولی تا به آنجا رسید قوم گریخته بودند و مسلمانان با صد شتر غنیمت به مدینه بازگشتند.(۶)بعد از فتح مکه و تسلیم طائف و پیروزی مسلمانان در غزوه تبوک، نفوذ اسلام به همه جای جزیرهالعرب گسترده شد و از آن پس دائماً وفدهای قبایل و امرای عرب به مدینه میآمدند و به اسلام مشرف میشدند. مردمان بنیاسد نیز به مدینه آمدند و گفتند «ما بدون شمشیر آمدهایم ما را باز مفرمای و از ما زکات مخواه، صدقه مستان». (گویا این پیشنهاد هنگامی که ابوبکر به خلافت رسید دوباره مطرح شد، زیرا ابنکثیر مینویسد: «بنیاسد، غطفان و طی با طلیحه متحد شدند و وفدی به مدینه فرستادند که نماز میخوانند، ولی نمیخواهند زکات بدهند که مورد قبول واقع نمیشود».(7)پس خداوند عزوجل اندرشأن ایشان آیهای فرستاد و گفت: «یمنون علیک ان اسلموا قل لاتمنوا علی اسلامکم بل الله یمن علیکم ان هدیکم لایمان ان کنتم صادقین»؛(حجرات: ۱۷) گفت یا محمد، بر تو سپاس مینهند که مسلمان شوند بگوی ایشان را که سپاس بر من منهید از مسلمان شدن شما، سپاس خدای راست عزوجل که شما را به مسلمانی راه نمود».(8) با توجه به سیر حوادث بعدی که رخ میدهد به این موضوع یقین پیدا میکنیم که قبایلی چون بنیاسد به این دلیل به اسلام روی آوردند که دیدند قریش بزرگترین و گرامیترین قبایل جزیرهالعرب در برابر اسلام تسلیم شد. بعد از اسلام آوردن بنیاسد در این زمان پیامبر(ص)، عدی بن حاتم را مسئول صدقههای بنیاسد و طی کرد.(۹)بعد از رحلت پیامبر(ص) این قبایل به سرعت از اسلام برگشته و مرتد شدند. در سال یازدهم هجرت قبایل بنیاسد، طی و غطفان، فزاره، هوازن و ثقیف همه مرتد شدند و بر طلیحه گرد آمدند و کارداران همه قبیلهها باز به مدینه آمدند و کسی صدقات نداد.(۱۰)طلیحه بن خویلد از طایفه بنیاسد در نجد ادعای پیامبری کرد. جنگ مرتدان را، خصوصاً این سه قبیله (اسد، غطفان و فزاره) بر عهده داشتند.(۱۱) مردم اسد در سمیراء فراهم شدند و فزاره گروهی از غطفانیان در جنوب طیبه فراهم شدند.(۱۲)در زمانی که ابوبکر لشکر اسامه بن زید را که به مرزهای شام (موته) فرستاده بود برگشت، او با آسودگی خاطر از شمال عربستان، خالد بن ولید را مأمور دفع طلیحه کرد. در این زمان، رئیس قبیله طی که هم پیمان بنیاسد بود به نام عدی بن حاتم، مسلمان باقی ماند و به ابوبکر و خالد در این لشکرکشی کمک کرد و طایفه خود را از طلیحه جدا کرد و طلیحه در درگیری با خالد و لشکر اسلام شکست خورد و نیروهای بنیاسد هنگام رویارویی با خالد به سختی شکست خوردند و تعدادی از نیروهای بنیاسد کشته شدند. طلیحه به طرف شام فرار کرد و به بنیجفنه پناهنده شد. خالد پس از این پیروزی اسرایی از بنیاسد، غطفان و فزار به مدینه فرستاد و ابوبکر این اسرا را آزاد کرد. بعدها این نیروها در زمان خلیفه دوم در نبرد نهاوند کمک بزرگی به سپاه اسلام کردند.(۱۳)
بنیاسد در دوران خلفای راشدین قبیله بنیاسد در ماجرای ارتداد، مقابل حکومت اسلامی ایستاد و رهبر آنان طلیحه به شام فرار کرد که البته او به اسلام برمیگردد.(۱۴) بر اساس سیاست عمر، برای کنترل قبایلی که در ارتداد بودند، نیروی نظامی آنها به سوی مرزهای دو امپراطوری ساسانی و بیزانس هدایت میشد. قبیله بنیاسد نیز نیز بعد از شکست، مشمول این سیاست شد و آنها همراه سعدبن ابیوقاص در جنگ قادسیه در سال ۱۶ق شرکت کردند.(۱۵)موضوعی که پرداختن به آن در اینجا لازم است رویکرد بنیاسد در مورد خلافت ابوبکر است که با توجه به اشارههای منابع، بنیاسد از مخالفان انتخاب خلیفه از طریق شورای سقیفه بنیساعده بودند و از همان آغاز، حمایت خود را از امام علی(ع) ابراز کرده و گرایش خود را به امام علی(ع) نشان دادند. منابع تاریخی در خصوص دلایل این گرایش، چیزی ننوشتهاند. با توجه به اینکه قبیله بنیاسد در فتوحات شرکت داشت، بعد از پیروزی اعراب در جبهه بینالنهرین ومرزهای ساسانیان، در این ناحیه ساکن شدند. منابع جغرافیایی درباره مکان اسکان آنان تا پیش از ایجاد شهر کوفه و بصره تا حدودی متفقالقول هستند. اصطخری جایگاه بنیاسد را در عراق از قادسیه تا شقوق(۱۶) در طول و در عرض تا نزدیک صحرای سماوه(۱۷) تا حد بادیه بصره میداند.(۱۸) یعقوبی در البلدان منزلگاههای بنیاسد را اینگونه ذکر میکند:کسی که میخواهد از کوفه به حجاز برود، بر سمت قبله در منزلهایی آباد و آبخورهایی دایر که بزرگان بنیهاشم را در آنها قصرهایی است بیرون رود. اول آن منازل، قادسیه است، سپس مغیثه، پس فرعاء، پس واقعه، پس عقبه، پس قاع سپس زباله و شقوق و بطان که این چهار محل دیار بنیاسد است.(۱۹)این مسیر بعدها مسیر راه حجاج میشود و در جهان اسلام اهمیت تجاری و زیارتی پیدا میکند. به تدریج که از دوران آغازین فتوحات به این سوی پیش میآییم، طایفه بنیاسد به داخل ایران نیز نفوذ میکنند و در مناطقی چون خوزستان ساکن میشوند و به طور کلی از نزدیکیهای قادسیه در ساحل، یسار (چپ) دجله تا جزیره بنیدبیس و هویزه ایران و بعدها حتی در آبادان ساکن میشوند.(۲۰)بعدها وقتی شهر کوفه در زمان عمر خلیفه دوم ساخته میشود، گروهی از بنیاسد در این شهر ساکن میشوند. شهر کوفه که ابتدا با هدف پایگاه نظامی ایجاد شد، به تدریج گروههای قومی مختلفی را در خود جای داد. قبایلی که در کوفه ساکن شدند غالباً در گروهبندیهای هفتگانه قرار داشتند که براساس اعراب یمنی و نزاری تقسیمبندی شده بودند. هر کدام در گروه خاص و محله خاص خود زندگی میکردند. بنیاسد برخلاف قبایلی مانند تمیم و طی که عشایر بودند یا مانند ایرانیان که بیشتر اسکان یافته بودند، زندگی نیمه عشایری داشتند.(۲۱)شهر کوفه به لحاظ بافت اجتماعی ترکیبی از عناصر گوناگون و نامتجانس بود.
بنیاسد و امام علی(ع) بنیاسد در فتوحات شرکت داشتند و زمانی که امامعلی(ع) کوفه را مرکز خلافت انتخاب کرد، بنیاسد نیز در تحولات این دوران ایفای نقش کرد. منابع تاریخی از حضور نیروهای بنیاسد در بین نیروهای امام علی(ع) در جنگ صفین خبر میدهند.(۲۲) علی(ع)، عبدالله بن عباس را در این نبرد به سرداری قریش، بنیاسد و کنانه تعیین میکند.(۲۳) نکتهای که در اینجا باید به آن اشاره کرد حضور نیروهای بنیاسد در بین نیروهای معاویه است که وجود اختلافات درون قبیلهای را تأیید میکند. البته باید اشاره کرد که گروهی از بنیاسد در آغاز فتوحات اسلامی در جبهه شام حضور داشتند. این گزارش، این فرضیه که گروه مذکور را از بقایای همان شاخه از بنیاسد بدانیم، قوت میبخشد. نیروهای بنیاسد که در سپاه علی(ع) بودند تا آخرین لحظات به آن حضرت وفادار بودند. (۲۴)
پی نوشت ها :
*دانشجوی دکترای تاریخ ایران دوره اسلامی دانشگاه اصفهان**استادیار دانشگاه بوعلی سینای همدان۱٫ اچ هارت، تاثیرگذارترینهای تاریخ، ترجمه محمدحسین آهویی،ص۲۷٫۲٫ فیاض، تاریخ اسلام، ص۱۲۰٫۳٫واقدی، مغازی، ترجمه محمودمهدوی دامغانی، ج۱، صص۱۰۶و۱۱۵و۲۰۷و۲۲۱٫۴ .قطن: نام کوهی در ناحیه فید است که در آنجا آبهایی است متعلق به بنیاسد.(ابن سعد، الطبقات الکبری، ج ۲، ص۳۸٫۵٫ واقدی، پیشین، ج۲، ص۳۳۱٫۶٫ فیاض، پیشین، ص۸۹ .۷٫ ابن کثیر، البدایه والنهایه فی التاریخ، ج ۶، ص۳۴۴٫۸٫ ابن کثیر، پیشین، ج ۵، ص۱۰۲؛ میر خواند ، تاریخ روضه الصفا، ج۲، ص۵۱۶ ؛ بلعمی، تاریخنامه طبری، به تصحیح محمد روشن، ج ۱، ص۲۸۳٫۹٫ یعقوبی، تاریخ یعقوبی، پیشین، ج ۱، ص۵۲۱ .۱۰٫ بلعمی، پیشین، ص۳۵۹ .۱۱٫ ابن اعثم کوفی، الفتوح، ترجمه محمدبن احمد مستوفی هروی، ص ۱۱٫۱۲٫ طبری، تاریخ طبری «تاریخ الرسل و الملوک»، ترجمه ابوالقاسم پاینده، ج۷، ص۱۳۶۹٫۱۳٫ واقدی، کتاب الرده، تحققیق دکتور یحیی جبوری، ص۱۰۲-۷۸، علیاکبر فیاض، تاریخ اسلام، ص ۱۰۹٫۱۴٫ میر خواند، پیشین، ج۲، ص۶۰۸-۶۰۵؛ ابن کثیر، پیشین، ج ۶، ص۳۵۱؛. Gibb, same, p683.15. ابن خلدون، العبر و دیوان المبتدا، ترجمه عبدالمحمد آیتی، ج۱، ص۲۳-۲۲٫۱۶٫ شقوق در لغت به معنای ناحیه است و به طور خاص نام محلی در سرزمین یمامه که دارای واحه ی کوچکی بود(دهخدا، پیشین ، ج ۳۱، ص۴۴۷).۱۷٫ صحرای سماوه که این صحرا از بیابانهای جزیره در عراق محسوب می شود میان قادسیه تا شقوق(ابوالقاسمبن احمد جیهانی، اشکال العالم، ترجمه علی بن عبدالسلام کاتب، ص۴۹)۱۸٫ اصطخری، مسالک و ممالک، به اهتمام ایرج افشار، ص۲۴؛ جیهانی، پیشین ، ص ۴۹-۴۸؛ نجیب بکران، جهان نامه، به کوشش محمدامین ریاحی، ص۱۰۶٫۱۹٫ یعقوبی، البلدان، ترجمه محمدابراهیم آیتی، ص۹۱-۹۰٫۲۰٫ قلقشندی، نهایه الارب فی معرفه الانساب العرب، تحقیق ابراهیم الابیاری، ص۴۲؛ لین پل ، طبقات سلاطین اسلام، ترجمه عباس اقبال، ص۱۰۷٫۲۱٫ محمدجعفری، تشیع در مسیر تاریخ، ترجمه سیدمحمدتقی آیتاللهی، ص۱۳۸٫۲۲٫ منقری، پیکار صفین، ترجمه پرویز اتابکی، ص۱۶۴٫۲۳٫ منقری، پیشین، ص۲۸۱٫۲۴٫ منقری، پیشین، ص۴۲۴٫ منبع: نشریه تاریخ در آینه پژوهش شماره ۲۶

















هیچ نظری وجود ندارد