قرآن کریم علی(ع) را به عنوان ولی و سرپرست بعد از رسول خد(ص) معین کرده و مردم را به پیروی از او دعوت نموده است اما نه تنها علی(ع) را بلکه با معرفی کردن اهل بیت عصمت و طهارت(ع) به عنوان افراد معصوم، همه را به پیروی از آن بزرگواران فرا خوانده است. در طول ۲۳ سال پیامبر اکرم(ص) نیز مردم را به پیروی از امام علی(ع) و التزام به امامت و ولایت آن حضرت و یازده امام بعد از ایشان فرمان داده است.
شیعه امامیه معتقد است که بذر تشیّع را خداوند در قرآن کریم نشانده و پیامبر اکرم(ص) در طول دوران رسالتش آن را آبیاری کرده است. بنابراین شجره طیّبه تشیع در زمان حضور نبی گرامی اسلام(ص) به ثمر نشسته است.
آیا در زمان پیامبر(ص) کسانی بودهاند که علی(ع) را به این عنوان پذیرفته و او را ولی و جانشین بعد از رسول خد(ص) قبول کرده باشند؟
گروهی از صحابه در زمان پیامبر اکرم(ص) با شنیدن آیات و روایات در امر امامت و ولایت و خلافت امام علی(ع)، بعد از پیامبر اکرم(ص)، به او اعتقاد پیدا کرده، زعامت و امامت او را پذیرفتند و از ارادتمندان آن حضرت قرار گرفتند. این گروه از همان زمان به «شیعۀ علی(ع)» معروف شدند:
۱. ابو حاتم رازی میگوید: «انّ اوّل اسم ظهر فی الاسلام على عهد رسول الله(ص) هو الشیعه، وکان هذا لقب اربعه من الصحابه هم أبوذر وسلمان والمقداد وعمّار»(ابی حاتم رازی/حاضر العالم اسلامی/ج۱/ص۱۸۸)؛ نخستین لقب و کلمهای که در عهد رسول خد(ص) ظهور کرد کلمۀ «شیعه» بود. این کلمه، لقب چهار نفر از صحابه بوده است که عبارتند از: ابوذر، سلمان، مقداد و عمّار.»
۲. ابن خلدون مینویسد: «کان جماعه من الصحابه یتشیعون لعلى ویرون استحقاقه على غیره»(تاریخ ابن خلدون/ج۳/ص۳۶۴)؛ جماعتی از صحابه، شیعۀ علی بودند و او را سزاوارتر از دیگران به خلافت میدانستند.
۳. استاد محمّد کردعلی میگوید: «عرف جماعه من کبار الصحابه بموالاه علیّ(ع) فی عصر رسول الله’ مثل سلمان الفارسی القائل: بایعنا رسول الله’ على النصح للمسلمین والائتمام بعلی بن أبی طالب والموالاه له. ومثل أبی سعید الخدری الّذی یقول: أمر الناس بخمسٍ فعملوا بأربعٍ وترکوا واحدهً، ولمّا سئل عن الأربع قال: الصلاه والزکاه وصوم شهر رمضان والحج. وقیل: ما الواحده التی ترکوها؟ قال: ولایه علی بن أبی طالب. قیل له: وانّها لمفروضه معهنّ؟ قال: نعم هی مفروضه معهنّ. ومثل أبی ذر الغفاری وعمّار بن یاسر وحذیفه بن الیمان وذی الشهادتین خزیمه بن ثابت وأبی أیوب الأنصاری وخالد بن سعید بن العاص وقیس بن سعد بن عباده»(خطط الشام/ج۵/ص۲۵۱)؛ «گروهی از بزرگان صحابه، معروف به پذیرش ولایت علی(ع) در عصر رسول خد(ص) بودند؛ از آن جمله سلمان فارسی است که میگفت: ما با رسول خد(ص) بیعت کردیم بر خیرخواهی مسلمانان و اقتدا به علی بن ابی طالب(ع) و موالات او. و ابو سعید خدری است که گفت: مردم به پنج کار امر شدند؛ چهار تا را انجام دادند و یکی را ترک نمودند. وقتی از آن چهار مورد سؤال شد گفت: نماز، زکات، روزۀ ماه رمضان و حج. از او سؤال شد آنچه را که ترک نمودند چه بود؟ او در جواب گفت: ولایت علی بن أبی طالب(ع). از او سؤال شد آیا ولایت با چهار عمل دیگر واجب است؟ پاسخ داد: آری. و ابوذر غفاری، عمار بن یاسر، حذیفه بن یمان، ذی الشهادتین خزیمه بن ثابت، ابو ایوب انصاری، خالد بن سعید بن عاص و قیس بن سعد بن عباده».
او در ادامۀ کلماتش مینویسد: «وامّا ما ذهب الیه بعض الکُتّاب من أنّ اصل مذهب التشیع من بدعه عبدالله بن سبأ المعروف بابن السوداء، فهو وهم وقلّه معرفه بحقیقه مذهبم. ومن علم منزله هذا الرجل عند الشیعه وبرائتهم منه ومن أحواله وأعماله، وکمال علمائهم فی الطعن فیه بلا خلاف بینهم، علم مبلغ هذا القول من الثواب. لا ریب فی أنّ ظهور الشیعه کان فی الحجاز ولد المتشیع له»(پیشین)؛ «و امّا آنچه نظریه بعضی از نویسندگان است مبنی بر این که اصل مذهب تشیّع از بدعتهای عبدالله بن سبأ معروف به ابن السوداء است، این از وهم و کمی شناخت حقیقت مذهب شیعیان است. و هر کس شناختی از جایگاه این مرد نزد شیعه و تبرّی آنان از او و گفتار و کردار او دارد و بفهمد که علمای شیعه همگی بدون اختلاف او را مذمّت کردهاند، علم پیدا میکند که تا چه اندازهای این نسبت به شیعه صحیح است! شکّی نیست در این که ظهور شیعه در سرزمین حجاز، زادگاه علی بوده است».
۴. دکتر صبحی صالح مینویسد: «کان بین الصحابه حتّى فی عهد النبی’ شیعه لربیبه على، منهم: أبوذر الغفاری والمقداد بن الأسود وجابر بن عبدالله وأبی بن الکعب وأبو الطفیل عامر بن واثله والعباس بن عبدالمطلب وجمیع بنیه وعمّار بن یاسر وأبو أیوب الأنصاری»(النظم الاسلامیه/ص۹۶)؛ «در میان صحابه حتی در عصر پیامبر اکرم(ص) برای علی(ع) پیروان و شیعیانی بوده است؛ از آن جمله میتوان ابوذر غفاری، مقداد بن اسود، جابر بن عبدالله، ابیّ بن کعب، ابوالطفیل عامر بن واثله، عباس بن عبدالمطلب و تمام فرزندان او، عمار یاسر و ابو ایوب انصاری را نام برد».
۵. استاد محمّد عبدالله عنّان میگوید: «من الخطأ ان یقال: انّ الشیعه ظهرت ولاوّل مرّه عند انشقاق الخوارج، بل کان بدء الشیعه وظهورهم فی عصر الرسول’ حین أمره الله بانذار عشیرته فی الآیه ۲۱۴ من الشعراء (وانذر عشیرتک الأقربین)، ولبّی النبی فجمع عشیرته فی بیته وقال لهم مشیراً إلى علیّ: هذا أخی ووصیّی وخلیفتی فیکم فاسمعوا له وأطیعوا»(روح التشیع/ص۲۰)؛ «این اشتباه است که گفته میشود شیعه برای نخستین بار هنگام جدایی خوارج ظهور پیدا کرده است، بلکه ظهور شیعه در عصر رسول خد(ص) بوده است، هنگامی که خداوند رسولش را فرمان داد تا عشیرۀ خود را مطابق آیه ۲۱۴ سورۀ شعرا انذار کند. پیامبر(ص) دعوت خدا را پذیرفت و عشیرۀ خود را در خانهاش جمع کرد و در حالی که اشاره به علی(ع) مینمود، خطاب به آنان فرمود: این، یعنی علی، برادر و وصی و جانشین من در میان شماست، پس به سخنان او گوش فرا داده، او را اطاعت کنید».
۶. نوبختی میگوید: «انّ اوّل الفرق الشیعه وهم فرقه علی بن أبی طالب(ع) المسمّون شیعه علیّ فی زمان النبی’، وبعده معروفون بانقطاعهم إلیه والقول بامامته»؛ «همانا نخستین فرقه از فرقههای اسلامی، شیعه است و آن فرقۀ علی بن ابی طالب میباشد که در زمان پیامبر به شیعۀ علی نامگذاری شده و بعد از او معروف به توجه به آن حضرت و اعتقاد به امامت او بودهاند».( دفاع از تشیع، علی اصغر رضوانی/ص۷۷)

















هیچ نظری وجود ندارد