تعريف رجس
زجاج در تعريف رجس مىنویسد:
«الرجس فى اللغة اسم لكل ما استقذر من عمل.»([1])؛ «رجس در لغت اسم براى هر كار پليد و ناپاك است».
ابنسكيت مىنویسد:
«الرجس: الشىء القذر.»([2])؛«رجس يعنى چيز پليد و ناپاك».
ابن فارس در تعريف «قذر» مىنویسد:
«القذر كلمة تدلّ على خلاف النظافة.»([3]) ؛ «قذر كلمهاى است كه بر ضد پاكى دلالت مىكند».
فيروزآبادى مىنویسد:
«الرِّجس – بالكسر – القذر و يحرّك و تفتح الراء و تكسر الجيم الآثم و كل ما استقذر من العمل و العمل المؤدّى الى العذاب و الشك و العقاب و الغضب و رَجِسَ عمل عملاً قبيحا.»([4])
رجس يعنى پليدى و ناپاكى و رَجِسَ؛ يعنى گناهان و هر كار زشت و پليد و هر كارى كه به عذاب يا شك يا عقاب يا غضب بينجامد و رَجِسَ؛ يعنى كار قبيح و زشتى انجام داده است.
ابن دريد مىنویسد:
«الرجس القذر و قد يعبّر به عن الحرام و الفعل القبيح و العذاب و اللعنة و الكفر.»([5])
رجس پليدى است كه گاهى از كلمه حرام يا كار زشت يا عذاب يا لعنت و كفر به رجس تعبير مىكنند.
ابن كلبى مىنویسد:
«المراد به هنا النقائص و العيوب.»([6])
«مقصود از رجس در اينجا كاستىها و زشتىهاست».
ابن منظور مىنویسد:
«الرجس: القذر»؛([7]) رجس؛ پليدى است.
مفسران نيز با توجه به همين معناى لغوى در اين آيه رجس را تفسير كردهاند؛
قشيرى مىنویسد:
«الرجس الافعال الخبيثة و الاخلاق الدنيئّة، فالافعال الخبيثة الفواحش ما ظهر منها و ما بطن و ما قلّ و ما جلّ و الاخلاق الدنيئة الاهواء و البدع كالبخل و الشّح.»([8])
رجس كارهاى پليد و اخلاق پست است؛ كارهاى پليد چه آشکار و چه پنهان، چه كم و چه زياد و اخلاق پست همانند هواهاى نفسانى و بدعتها مانند بخل و آزمندى.
ابنعباس معتقد است:
«الرجس عمل الشيطان و ما ليس لله فيه رضىٰ»([9])
رجس كار شيطانى و هر كارى است كه مورد رضايت خدا نباشد.
شوكانى مىنویسد:
«فيدخل تحت ذلك كلّ ما ليس فيه لله رضىٰ»([10])
رجس شامل هر كارى كه مورد رضايت خدا نباشد، مىشود.
راغب مىنویسد:
«الرجس الشىء القذر و هو على اربعة اوجه؛ اما من حيث الطبع و اما من جهة العقل و امّا من جهة الشرع و اما من كلّ ذلك كالمية»([11])
رجس چيز پليد است و آن چهار مورد دارد؛ يا طبع انسانى بر پليدى آن دلالت دارد، يا عقل، يا شرع و يا هر سه بر پليدى آن دلالت مىكنند؛ مثل [خوردن] مردار.
اكنون با تعریفى كه لغويان و مفسران از «رجس» ارائه مىكنند، آيا مىتوان گفت: رجس شامل دروغ نمىشود، با اين كه خدا و رسولخدا | و عقل آن را زشت مىدانند و همه به حرام بودن آن فتوا دادهاند؟
([1]) معانىالقرآن و اعرابه، ج 4، ص 226؛ تهذيب اللغة، ج 10، ص 306؛ تاجالعروس، ج 8، ص 303.
([2]) تهذيب اللغة، ج 10، ص 306؛ تاج العروس، ج 8، ص 303.
([3]) مقاييس اللغة، ج 5، ص 70.
([4]) القاموس المحيط، ج 2، ص 227؛ المعجم الوسيط، ج 1، ص 330؛ اقرب الموارد، ج 2، ص 354.
([6]) التسهيل لعلوم التنزيل، ج 2، ص 188.
([8]) تفسير القشيرى، ج 3، ص 38.
([9]) مجمعالبيان، ج 8، ص 356.

















هیچ نظری وجود ندارد