جريان شهادت امام حسن مجتبي:
روز پنجشنبه، هنگام چاشت (تقريباً يک ساعت بعد از طلوع آفتاب)، روز هفتم ماه صفر. به قولي روز بيست و هشتم، به قول روز آخر ماه صفر، پنجاهم هجري و به قولي سال چهل و نهم که حضرت چهل و هفت سال سن داشت، توسط جعده زوجة آن حضرت به دستور معاويه، با خوراندن ريزههاي الماس و… امام شهيد شد و در قبرستان بقيع دفن گرديد.
شيخ مفيد مينويسد: موقعي که امام حسن با معاويه صلح کرد آن بزرگوار متوجه مدينه شد هميشه کظم غيظ مي کرد در ميان خانه خود مي نشست، در انتظار امر پروردگار خود بود تا اين که مدت ده سال از حکومت معاويه گذشت، معاويه تصميم گرفت که از براي فرزندش يزيد از مردم بيعت بگيرد ولي چون بيعت گرفتن از براي يزيد بر خلاف صلح و مصالحهاي بود که با امام حسن کرده بود. و از طرفي هم معاويه براي اينکه قلوب مردم متوجه امام حسن بود از آن حضرت بيمناک بود لذا کمر به قتل آن بزرگوار بست.
ناسخ التواريخ مينگارد: چون معاويه قدرت و بهانه اي نداشت که امام حسن را شهيد کند، لذا نامه اي به پادشاه روم که نامش پوکانا و در قسطنطنيه بود نوشت، از پادشاه روم تقاضا کرد که مقداري زهر نقي براي من بفرست تا به وسيله آن بدون اينکه در کشور من انقلابي ايجاد شود يا لشکر خود را مأمور کنم، يکي از دشمنان خود را از پاي درآورم؟
پادشاه روم در جواب نوشت: شريعت و دين ما به ما اجازه نمي دهد نيرو بفرستيم براي جنگ با آن کسي که با ما سر جنگ ندارد. معاويه در جواب پادشاه روم نوشت: در تهامه مردي براي امر خلافت پدر خود قيام کرده و انقلاب عجيبي به پا نموده من در نظر دارم که او را مخفيانه بکشم اين فتنه و انقلاب را بر طرف کنم مردم را از اين مزاحمت آسايش دهم.
پادشاه روم هديههاي نفيسي با زهر کشندهاي از براي معاويه فرستاد، معاويه شخصي را مخفيانه نزد جعده دختر اشعث بن قيس کندي که زوجة امام حسن بود فرستاد و به او پيغام داد، اگر اين زهري را که براي تو فرستادهام به امام حسن دهي و او را مسموم و شهيد نمايي مبلغ صد هزار (100000) درهم و به قولي مبلغي ده هزار (10000) دينار به تو خواهم داد و مزرعه هايي از کوفه و سوراء (بر وزن طوبي که مکاني است در بلاد جزيرة عراق) به تو واگذار مينمايم و تو را براي فرزندم يزيد عقد خواهم کرد.
مروان جعده را به وسيله وعدههاي معاويه تطميع کرد تا آن شبي که امام حسن مي خواست افطار کند جعده از آن زهر نقي در ميان يک ليوان شير ريخت تا حضرت مجتبي را به وسيله آن مسموم کند وقتي امام حسن آن پيمانه شير را آشاميد و احساس مسموميت نمود فرمود: انالله و انا اليه راجعون، خدا را ، براي نعمت ملاقات جدم حضرت محمد که بزرگ انبياء به شمار ميرود، پدرم که بزرگ اوصياء است، مادرم که بزرگ زنان عالمين است عمويم جعفر که در بهشت است، حضرت حمزه که سيد الشهداء به شمار ميرود سپاس گذارم.
آنگاه حضرت امام حسن متوجه جعده شد و فرمود: اي دشمن خدا مرا کشتي؟به خدا قسم که کسي را نظير من نخواهي يافت. معاويه تو را فريب داد و مسخره کرد. خداي توانا، تو و او را رسوا خواهد کرد. تو از معاويه فاسق که ملعون و دشمن خدا به شمار مي رود ابدا خيري نخواهي ديد.
حضرت امام حسن مجتبي × پس از اينکه مسموم شد مدت چهل روز دربستر بيماري جايگزين شد.
ابن ابي الحديد از ابوالحسن مدائني روايت مي کند که گفت: امام حسن چهار مرتبه مسوم شد. امام حسن در اين مسموميت اخير فرمود: من مکررا مسموم شدم ولي هيچ وقت مثل اين مرتبه دچار مشقت نشدم.
محمد جواد مغنيه در کتاب الشيعه التشيع از صادق آل محمد روايت مي کند که فرمود: اشعث بن قيس در ريختن خون حضرت علي بن ابيطالب دست داشت و دخترش که جعده باشد امام حسن را مسموم نمود و پسرش محمد هم در ريختن خون حضرت ابي عبدالله الحسين شرکت کرد.
در کتاب کفاية الاثر از جنادة (بضم جيم) بن ابي اميه روايت مي کند که گفت: در آن مرضي که امام حسن از دنيا رفت، من به حضور آن حضرت رفتم ديدم طشتي در ميان آن بزرگوار نهاده بودن و پارهاي جگر مبارکش در ميان آن طشت فرو ميريخت ! من گفتم اي مولاي من چرا خود را معالجه نمي کني؟! فرمود: اي بنده خدا اجل را به چه چيزي مي توان علاج نمود؟ من گفتم: انا لله و انا اليه راجعون.
آنگاه آن حضرت به من توجهي کرد و فرمود پيغمبر اکرم اسلام به ما خبر داد: بعد از آن حضرت دوازده خليفه و امام خواهد بود که يازده نفر از ايشان از فرزندان علي و فاطمه مي باشند و همه ايشان به وسيله شمشير يا زهر کشته خواهند شد در همين موقع بود که طشت را از جلوي آن بزرگوار برداشتند و آن حضرت مشغول گريه شد من به امام مجتبي گفتم يابن رسول الله مرا موعظه کن فرمود: آري آماده سفر آخرت باش زاد و توشه اين مسافرت را قبل از اين که اجل تو فرا رسد تحصيل کن؛ (و اعلم انک تطلب الدنيا والموت يطلبک)
يعني بدان که تو دنيا را طلب مي کني و مرگ تو را تعقيب مي نمايد. در اين روزي که هستي متحمل غم و اندوه آن روزي که هنوز نيامده مشو بدان در آن مالي که بيشتر از اندازة رزق و قوت خود، تعجيل مي کني بهره اي نخواهي داشت. و خزينه دار ديگران خواهي بود. (واعلم ان في حلالها حساب و في حرامها عقاب و في الشبهات عتاب). يعني بدان که در مال حلال دنيا حساب و در حرام آن عقاب و در شبهههاي آن عتاب خواهد بود.
پس تو دنيا را نزد خود بمنزلة مرداري فرض کن و گرد بيشتر از آن اندازهاي که تو را کفايت کند مگرد تا اگر آن مقدار حلال باشد دربارهاش زهد ورزيده باشي و اگر حرام باشد جرم و گناهي نکرده باشي زيرا آنچه را که از دنيا برگفتهاي بر تو حلال است همان طور که مردار در حال ضرورت و ناچاري حلال است و چنانچه عتابي در کار باشد کمتر خواهد بود.
از براي دنيا خود آن طور کارکن که گويا هميشه در دنيا خواهي بود ولي از براي کارهاي آخرت خود طوري جديت و فعاليت نما که گويا فردا خواهي مرد ( مراد تعادل بين اين دنيا و دنياي آخرت مي باشد و دنيا را به خاطر آخرتت رها مکن و آخرتت را به اين دنيا مفروش ).
چنانچه بخواهي بدون داشتن قوم و قبيلهاي عزيز باشي و بدون داشتن سلطنت و حکومت داراي شخصيت و مهابتي باشي از ظلت و معصيت خدا متوجه عبادت و اطاعت خدا شو. امام مجتبي از اين قبيل موعظه و سخنان معجزه نما ميفرمود، تا اين که نفس مقدسش قطع و رنگ مبارکش زرد شد.
در همين موقع بود که امام حسين با اسعد بن ابي الاسود وارد شد و برادر بزرگوار خود را در برگرفت سر مبارک و ميان دو چشمان امام حسن را بوسيد. نزد امام حسن نشست و راز بسياري با يکديگر گفتن، در همين موقع بود که اسود گفت: انالله و انا اليه راجعون؛ مثل اينکه امام حسين خبر مرگ امام حسن را شنيده باشد.


















هیچ نظری وجود ندارد