سنتهای اجتماعی هر جامعه، ریشه در فرهنگ و هویت آن دارد و نشانگر شیوهی زیست مردم آن سرزمین است. در لبنان، یکی از جلوههای برجستهی زندگی اجتماعی، روح جمعی و فضای صمیمانهی همزیستی محلی است.
کوچهها و بالکنها مملو از دورهمیهای خودجوشاند؛ مردم بر ایوان خانهها یا در گذرگاههای تنگ و عریض کنار هم مینشینند و به گفتوگو میپردازند. این شیوهی زندگی، انسان را به یاد ایرانِ پنجاه سال پیش میاندازد؛ روزگاری که همه یکدیگر را میشناختند، همسایه فرزند دیگری را مانند فرزند خود میپروراند، و سفرهها مشترک بود. کودکان تا نیمههای شب بازی میکردند و گاه خسته، همانجا به خواب میرفتند؛ واپسین لحظات شب که والدین بچهها را میشمردند، یک یا دو نفر بیشتر از تعداد خودشان بودند و معلوم میشد کودک همسایه شب را در خانهی آنها مانده است.
چنین نزدیکی و صمیمیتی، هم زمینهی شناخت برای ازدواجها را آسان میسازد و هم در عرصههای اجتماعی کارآمد است. برای نمونه، در جذب جوانان به حزبالله، گاهی یک جوان به پشتوانهی همین ارتباطات، بیست نفر دیگر را همراه خود معرفی میکند. این حالوهوا امروزه در ایران جز در محلههای متراکم کمتر دیده میشود؛ چه بسا در شهرهای بزرگ، انسان از حال همسایهی دیواربهدیوار خود نیز بیخبر است. با این حال، باید اذعان کرد که با دگرگونیهای زندگی مدرن، چنین سنتهایی بهتدریج کمرنگ میشود و شاید لبنان آینده نیز از این قاعده مستثنی نباشد.
در حوزهی آیینهای دینی نیز لبنان تفاوتهایی با ایران دارد. مجالس خانگی مذهبی در آنجا اندک است؛ در حالیکه در ایران چنین محافلی رونق بسیار دارد. یکی از علل این وضعیت به تاریخ بازمیگردد: در قرون هجدهم و اوایل نوزدهم میلادی، «احمد پاشا جزار» حاکم خشن و خونریز عثمانی، بسیاری از شیعیان را کشت و زندانی کرد. در همان دوران، عالمان بزرگی همچون اجداد آقا موسی صدر و خاندان شرفالدین ناگزیر شدند به ایران و عراق مهاجرت کنند. این فشارها سبب شد برگزاری آیینهای مذهبی جمعی در لبنان کمرنگ گردد.
سالها بعد، تلاشهای سید عبدالحسین شرفالدین و پس از او امام موسی صدر، و در چهار دههی اخیر مجاهدتهای علامه سید محمدحسین فضلالله، زمینهی احیای نماز جمعه، حضور در مساجد و برپایی آیینهای جمعی را فراهم ساخت؛ هرچند هنوز به گستردگی ایران نیست.
انقلاب اسلامی ایران در این میان تحولی عظیم در لبنان پدید آورد. بارها از زبان مردم شنیدم که میگفتند: «پیش از انقلاب ایران و رهبری امام خمینی (ره)، ما چیزی از دین نمیدانستیم؛ نه نماز را میشناختیم، نه معنای شرافت مسلمانی را، و نه حجاب را.» انقلاب اسلامی، روح تازهای در کالبد جامعهی لبنان دمید و افقهای تازهای پیش روی شیعیان گشود.
پیش از ظهور رهبران شیعه، از صدر تا نصرالله، جامعهی شیعه در فقر و فراموشی به سر میبرد. فرصتهای دولتی در اختیار مسیحیان و اهل سنت بود و فقر چنان فراگیر شده بود که شوربختانه مراکز فحشا را زنان شیعه اداره میکردند.
یکی از اهداف اساسی حزبالله، بازگرداندن روح جمعی و هویت مذهبی به جامعه بود. برگزاری مجالس محرم با سخنرانیهای پرشور، و نیز برنامههای افطاری گسترده در ماه رمضان، همگی در همین راستا طراحی شد. با این همه، هنوز مجالس قرائت قرآن یا نشستهای خانگی مذهبی، همانند ایران، چندان رایج نیست.
تفاوتهای اجتماعی در شهر و روستا نیز آشکار است. در روستاها، ساختار قبیلهای هنوز پررنگ است و آیینها باشکوه برگزار میشود. برای نمونه، مراسم عروسی در روستاها با اطعام مفصل و چندروزه همراه است. اما در شهرهایی چون بیروت، طرابلس و صیدا، عروسیها غالباً ساده و کوتاه است؛ به چای، قهوه و کیک عصرانه بسنده میشود و از اطعام مفصل خبری نیست.
منبع: پیام رسان ایتا، کانال سید مجتبی میردامادی: https://eitaa.com/mmirdamadi
ادامه دارد…
















هیچ نظری وجود ندارد