20 می 2026

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری

دختران در آيينه اسلام

0
SHARES
3
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

مقدّمه
نقش تعيين‏كننده زن در بقاء و رشد جامعه بشرى هميشه مورد توجّه مثبت و منفى انديشمندان، سياست‏مداران، مديران و رهبران جوامع بوده است. تاريخ، گوياى اين واقعيت است كه زن در كنار مرد در تمدّن بشرى ـ مستقيم و غير مستقيم ـ نقش‏آفرين بوده است ولى از ديرزمان و با انگيزه‏هاى مختلف از حقوق الهى و انسانى خود محروم گرديده است. تاريخ، اين حقيقت را در سينه خود ثبت كرده است كه پيامبران و اولياى الهى هم در احقاق حقوق و هم در ايفاى نقش سالم و سازنده زنان، برترين جريان‏سازى و هدايت را داشته‏اند.
 
راز تفاوت‏ها
آنچه بيشتر موجب شده تا نقش اصيل و سازنده زن در جوامعْ ناديده گرفته شود، برداشت ناصحيح از تفاوت‏هاى طبيعى زن با مرد است كه همانا حكمت و تدبير الهى در خلقت اين دو موجود است. همان‏گونه كه نيازهاى بشر در سنين مختلف، متفاوت مى‏باشد مثلاً غذاى او در كودكى با دوره جوانى و بزرگسالى فرق دارد و خداوند براى او غذايى متناسب با رشد و سنّ او در طبيعت فراهم ساخته است، حقوق فردى و اجتماعى او را نيز از بزرگسالان ممتاز كرده است. و همان‏گونه كه نيازهاى طبيعى و مادّى كودك با نيازهاى حقوقى و معنوى وى هماهنگ است، همه آنها با نيازهاى بزرگسالى نيز متفاوت است. و اين تفاوت‏ها همه لازمه آفرينش و همراه با عدالت و در مسير «نظام احسن» است. (مسلّماً ما انسان را در بهترين شكل و نظام آفريديم.)(1)
و همان‏گونه كه تفاوت سليقه‏ها و استعدادها ميان انسان‏ها در چرخش نظام اجتماعى امرى ضرورى است، نوع انسانى نيز در دو صنف زن و مرد تشكيل شده است و هر يك از اين دو صنف نيازهاى مخصوص به خود را دارند و در عين اشتراك در بسيارى از امور، تفاوت‏هاى روشنى نيز از نظر خلقت ميان آنها به چشم مى‏خورد. با نگاهى به پيشينه اين موضوع، به روشنى مى‏توان دريافت كه ريشه ستم‏هايى كه بر زن رفته است، ناشى از عدم معرفت به اين تفاوت‏ها و يا دست‏آويز قرار دادن همين تفاوت‏ها براى ستم بر زنان و بلكه ستم بر كلّ بشر بوده است.
تساوى زن و مرد در هويّت انسانى و حتّى در خطاب‏هاى الهى و دريافت پاداش يا عذاب كه توسّط پيامبران به بشر رسيده است مانع از اختلاف روحى، روانى و جسمى زن و مرد نيست. زن و مرد در عين اشتراك در هويّت انسانى، از تفاوت‏هاى عميق روحى و روانى نيز برخوردارند و به تبع آن، بخشى از مسؤوليتهاى فردى و اجتماعى آنان نيز متفاوت و متمايز خواهد بود و اين، همان چالش بزرگ ميان زنان و مردان و حتّى گاه ميان خود زنان بوده است.
 
تكريم بانوان
در آموزه‏هاى اسلام، ميان جنس مذكّر و مؤنّث، پسر و دختر، آنچه ملاك سنجش است در يك نگاه كلّى «تقوا» است. قرآن كريم خطاب به مردان و زنان مى‏فرمايد: «اى مردم! ما شما را از يك مرد و زن آفريديم، و تيره‏ها و قبيله‏ها قرار داديم، تا يكديگر را بشناسيد، ولى گرامى‏ترين شما نزد خداوند، باتقواترين شماست. خداوند دانا و خبير است.»(2)
يعنى معيار خوب و بد بودن، «قُرب» و «بُعد» الهى است و در اين‏باره هيچ فرقى ميان انسانها از نظر جنسيّت نيست. بى‏ترديد با آنكه بسيارى از اوصاف، تكاليف و حتّى حقوقى كه در قرآن كريم براى اهل ايمان ذكر شده است ـ چه در حوزه عبادات، اقتصاد، اخلاق و غيره ـ مشترك ميان مردان و زنان مؤمن است و هر كسى كه در اين اوصاف و تكاليف از ديگرى سبقت بگيرد، از پاداش الهى برخوردار و نزد خداوند محبوب‏تر خواهد بود. «پاداش هيچ كسى از بين نمى‏رود خواه مرد باشد يا زن.»(3)
در برخى آيات نيز اوصاف، نشانه‏ها و تكاليفى آمده است كه مستقلاً براى زنان است. قرآن كريم كه قانون اساسى اسلام است، به احياء و اصلاح جايگاه زن در جامعه پرداخته است. و به حقيقت، تحوّلى مثبت و شگرف در تكريم شخصيت و حقوق زنان پديد آورده است و با دقّت در آيات قرآن روشن مى‏شود كه اين تحوّل و تكريم، همه در سير «نظام اجتماعى احسن» قابل تبيين و شكل‏گيرى است. آغاز اين تحوّل و حركت شگرف را در پديده شوم زنده به گور كردن دختران مى‏توان يافت. زنده به گور كردن دختران در دوران جاهليّت، عمق تحقير شخصيت زن را هويدا مى‏سازد و مبارزه اسلام با اين پديده شوم، اوج تكريم و تجلّى ارزشهاى والاى انسانى زن را پديدار مى‏كند.
 
سيماى جاهليّت
سنّت «دختركشى» كه بين مردم قبل از اسلام امرى عادّى بود، با برخورد و عكس‏العمل شديد قرآن مواجه گرديد. در چند جاى قرآن، اين حركت جاهلى با شدّت محكوم و از مظلوميّت و معصوميّت دختران دفاع شد. قرآن كريم در سوره «نحل» خشم مردم را از داشتن دختر بيان مى‏كند و زنده به گور كردن دختران را توسّط پدران، بازگو مى‏نمايد: «هرگاه به يكى از آنها بشارت دهند دخترى نصيب تو شده، چهره‏اش (از فرط ناراحتى) سياه مى‏شود و آكنده از خشم مى‏گردد. از قوم و قبيله خود متوارى مى‏گردد (و نمى‏داند) آيا او را با قبول ننگ، نگهدارى و يا در خاك پنهانش كند»؟(4)
داستان وئاد (دختران زنده به گور شده) پر از حوادث بسيار دردناك است؛ از جمله اين حادثه:
مردى خدمت پيامبر آمد، اسلام آورد، اسلامى راستين؛ روزى خدمت رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله رسيد و سؤال كرد: آيا اگر گناه بزرگى كرده باشم، توبه من پذيرفته مى‏شود؟ فرمود: خداوند توّاب و رحيم است. عرض كرد: اى رسول خدا! گناه من بسيار عظيم است. فرمود: واى بر تو! هر قدر گناه تو بزرگ باشد، عفو خدا از آن بزرگ‏تر است. عرض كرد: اكنون كه چنين مى‏گويى بدان: من در جاهليّت به سفر دورى رفته بودم، در حالى كه همسرم باردار بود، پس از چهار سال بازگشتم، همسرم به استقبال من آمد، نگاه كردم دختركى در خانه ديدم، پرسيدم: اين دختر كيست؟
گفت: دختر يكى از همسايگان است! من فكر كردم ساعتى بعد به خانه خود مى‏رود امّا با تعجّب ديدم نرفت، غافل از اينكه او دخترمن است و مادرش اين واقعيّت را مكتوم مى‏دارد، مبادا به دست من كشته شود. سرانجام گفتم: راستش را بگو، اين دختر كيست؟ گفت: به خاطر دارى هنگامى كه به سفر رفتى باردار بودم؛ اين، نتيجه همان حمل است و دختر تو است. آن شب را با كمال ناراحتى خوابيدم، گاهى به خواب مى‏رفتم و گاهى بيدار مى‏شدم، صبح نزديك شده بود، از بستر برخاستم و كنار دخترك رفتم، در كنار مادرش به خواب رفته بود، او را بيرون كشيدم و بيدارش كردم و گفتم همراه من به نخلستان بيا، او به دنبال من حركت مى‏كرد تا نزديك نخلستان رسيديم؛ من شروع به كندن حفره‏اى كردم و او به من كمك مى‏كرد تا خاك را بيرون آورم، هنگامى كه حفره تمام شد، من زير بغل او را گرفتم و در وسط حفره افكندم. (در اين هنگام هر دو چشم پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله پر از اشك شد) سپس دست چپم را به كتف او گذاشتم كه بيرون نيايد و با دست راست، خاك بر او افشاندم! و او پيوسته دست و پا مى‏زد و مظلومانه، فرياد مى‏كشيد: پدر جان! چه با من مى‏كنى؟ در اين هنگام، مقدارى خاك بر روى من ريخت، او دستش را دراز كرد و خاك را از صورت من پاك نمود ولى من همچنان قساوت‏مندانه خاك بر روى او مى‏ريختم، تا آخرين ناله‏هايش در زير قشر عظيمى از خاك محو شد!
در اينجا پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله در حالى كه بسيار ناراحت و پريشان بود و اشكها را از چشم پاك مى‏كرد، فرمود: «اگر نه اين بود كه رحمت خدا بر غضبش پيشى گرفته، لازم بود هر چه زودتر، انتقام از تو بگيرد.»(5)
مسأله تحقير شخصيت زن و دختران به همين جا پايان نمى‏پذيرفت و تا آنجا پيش رفته بود كه اصلاً نَسَب را به مرد مربوط مى‏دانستند و مادر را تنها ظرفى براى نگاهدارى و پرورش جنين محسوب مى‏كردند چنانچه در اشعار خود چنين مى‏سرودند: فرزندان ما، فرزندان پسران ما هستند و اما فرزندان دختران ما، فرزندان مردان بيگانه‏اند.
مفسّران و مورّخان در اينكه انگيزه عرب جاهلى از اين عمل حيرت‏انگيز و منحط، چه بوده است؟ مطالب فراوانى گفته و نوشته‏اند از جمله: جنگها و به اسارت رفتن دختران و در نتيجه، جريحه‏دار شدن غيرت آنان و يا عدم توان و كارايى دختران در توليد؛ امّا آنچه اهميّت دارد، برخورد قرآن كريم با اين پديده و سنّت زشت است و چه قدر هنرمندانه و ظريف حالات روحى پدران را بيان مى‏كند كه خودِ اين شيوه بيان حادثه، حكايت از نكوهش جدّى و عميق اين عمل زشت دارد.
در سوره «تكوير» نيز جريان زنده به گور شدن دختران را به گونه‏اى جانسوز و تكان دهنده و در جملاتى كوتاه بيان مى‏كند، آنجا كه مى‏فرمايد: «در آن هنگام كه از دختران زنده به گور شده پرسيده مى‏شود: به كدامين گناه كشته شدند»(6) قرآن كريم با قرار دادن اين پرسش از پرسش‏هاى قيامت و حسابرسى روز رستاخيز، بر اهميّت اين مسأله افزوده است؛ آن‏گونه كه امين‏الاسلام طبرسى، در مجمع‏البيان در ذيل اين آيات مى‏فرمايد: «توجّه خطاب به دختران قربانى در قيامت به جاى پدران آنان كه عامل جنايت و در واقع قاتل بوده‏اند، حاكى از نوعى تعريض و توبيخ نسبت به آنان است. گويا آنها به قدرى پست و بى‏ارزش هستند كه حتّى ارزش مخاطب بودن براى بازپرسى را ندارند.»
 
جايگاه دختر در انديشه عترت
در عصر كنونى كه جاهليّت با چهره جديد و مدرن رخ نموده است ـ به ويژه جامعه غربى كه در اوج تحقير و بهره‏كشى از زنان و دختران به سر مى‏برد و تلاش مى‏كند با قانونمند كردن ضدّ ارزش‏هاى خود براى ديگر جوامع و فرهنگ‏ها، فشارهاى فراوان را به خصوص بر مسلمانان وارد سازد ـ توجّه به جايگاه دختران در سخن و سيره معصومان عليهم‏السلام داروى شفابخش روزگار ماست. در اين نوشتار، نمونه‏هايى از رفتار و سخن آن بزرگواران را مى‏خوانيم.
 
پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله و دخترش فاطمه
در عصرى كه جهان، غرق در جهل و نادانى، ظلم و ستم، غارتگرى و وحشيگرى به سر مى‏برد، و به اين زندگى افتخار و مباهات مى‏كرد، خداوند پيامبرى را برانگيخت كه «رحمة للعالمين» بود و منجى انسانها از سياهى، او هم با شرك و بت‏پرستى مبارزه كرد و هم با سنّت‏ها و ضدّ ارزش‏هايى همچون تحقير و زنده به گور كردن دختران.
پيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله اين رسالت عظيم را، هم در سخن و هم در عمل انجام مى‏داد. آن حضرت در برخورد با دخترش فاطمه عليهاالسلام همگان را به حيرت وامى‏داشت. دست دخترش فاطمه عليهاالسلام را مى‏بوسيد و مى‏فرمود: «پدرش فداى او باد.»(7) و زمانى كه حضرت عازم سفر بود فاطمه عليهاالسلام آخرين كسى بود كه پيامبر از او خداحافظى مى‏كرد و در بازگشت نيز زودتر از هر كسى به ديدن وى مى‏رفت و مى‏فرمود: «بوى بهشت را از دخترم فاطمه استشمام مى‏كنم.»(8) رسول مكرّم اسلام صلى‏الله‏عليه‏و‏آله با اين سخنان و برخورد عملى با دختر خود، علاوه بر شناساندن مقام و عظمت اهل‏بيت عليهم‏السلام و تأكيد بر ادامه سلسله ولايت و امامت از طريق دختر خود، مى‏خواستند به تمامى انسانها ثابت كنند كه در آخرين دين الهى، «دختران و زنان» از كرامت و جايگاه خاصّى برخوردارند. و به حق مى‏توان پيامبر اسلام صلى‏الله‏عليه‏و‏آله را بنيان‏گذار تكريم دختران و زنان دانست. در حديثى نقل شده است كه به رسول گرامى اسلام صلى‏الله‏عليه‏و‏آله خبر دادند، خداوند به وى دخترى عطا كرده است؛ حضرت نگاهى به اصحابش كرد، آثار ناخشنودى را در چهره آنان نمايان ديد. لذا فرمود: «اين، چه حالتى است كه در شما مى‏بينم؟ خداوند گُلى به من داده است كه آن را مى‏بويم و (اگر نگران روزى او هستيد) روزى او با خداست.»(9) آن حضرت با آنكه پسرى براى او نماند ولى هرگز شنيده نشد كه اظهار گلايه كند.
 
دختر؛ هديه الهى
در سيره امامان معصوم عليهم‏السلام نيز اگر كسى از داشتن فرزند دختر احساس ناخشنودى مى‏كرد، آن بزرگواران با آنان برخورد مى‏كردند و سعى داشتند تا رسوبات جاهلى را از ذهن آنان پاك كنند. در حديثى چنين نقل شده كه فردى از ياران امام جعفر صادق عليه‏السلام دختردار شد، حضرت نزد او رفت، ديد خشمگين است، فرمود: «اگر خداوند به تو وحى كند كه آيا مى‏خواهى چيزى را من براى تو انتخاب كنم يا تو براى خودت انتخاب مى‏كنى؟ چه پاسخ مى‏دهى؟» آن مرد گفت: به خدا عرض مى‏كنم: آنچه را تو برايم بپسندى و انتخاب كنى، مى‏پسندم. امام صادق عليه‏السلام فرمود: «اكنون خداوند فرزند دختر را براى تو انتخاب كرده است.» سپس فرمود: «آن عالم و ولىّ‏خدا (خضر عليه‏السلام ) كه همراه موسى عليه‏السلام بود و آن پسر بچه را كشت، خداوند از قول او فرمود: ما آن پسر را كشتيم چراكه بيم آن بود پدر و مادرش را به طغيان و كفر وادارد، از اين رو خواستيم پروردگارشان به جاى او فرزندى پاك‏تر و با محبّت‏تر به آن پدر و مادر بدهد.»10 امام صادق عليه‏السلام در ادامه فرمود:«خداوند به آن دو، دخترى عنايت كرد كه از او و نسل وى هفتاد پيامبر به دنيا آمدند.»(11)
گاه مى‏شد كه افرادى از امامان عليهم‏السلام براى داشتن فرزند پسر دعايى طلب مى‏كردند، امّا معصومان عليهم‏السلام دختر را براى آنان مى‏پسنديدند. به عنوان نمونه در حديثى آمده است: يحيى بن زكريا ـ از اصحاب امام هادى عليه‏السلام ـ نامه‏اى به آن حضرت نوشت و عرض كرد: همسرم باردار است، دعا كن خداوند پسرى روزى‏ام گرداند! امام عليه‏السلام در پاسخ او نوشت: «چه بسا دخترى كه از پسر بهتر است.»(12)
در تاريخ مى‏خوانيم كه گاه برخى از پيامبران، از خداوند درخواست فرزند دختر مى‏كردند تا از رأفت و دلسوزى او بهره‏مند شوند. به عنوان مثال حضرت ابراهيم عليه‏السلام از خداوند تقاضا كرد به وى دخترى عنايت فرمايد تا بعد از مرگش براى او گريه كند.(13)
 
از چشمه‏سار نور
در فرهنگ اهل‏بيت عليهم‏السلام كه ريشه در وحى و كلام الهى (قرآن) دارد، زنان و دختران از جايگاه خاصّى برخوردارند. تعابير زيبا و بلندى كه براى دختران به كار گرفته شده است، حاكى از اين موضوع است. در سخنان معصومان عليهم‏السلام از دختران با واژه‏هايى چون: ريحانه (گل)، قوارير (بلورها)، و حسنه (نيكى) ياد شده است؛ كه هر يك، نشان از امتياز و ويژگى خاصّ طبيعى و روحى دختران دارد. در اينجا به برخى از سخنان معصومان عليهم‏السلام اشاره مى‏كنيم:
 
ميزان سنجش مردان
رسول گرامى اسلام صلى‏الله‏عليه‏و‏آله ميزان سنجش و ارزش مردان را در نوع برخورد و تعامل با زنان و دختران مى‏داند. لذا مى‏فرمايد:
«بهترين شما (مردان) كسى است كه براى زنان و دخترانش بهترين باشد.»(14)
 
محبّت الهى بر دختران
امام رضا عليه‏السلام مى‏فرمايد: «خداوند بر زنان و دختران مهربان‏تر است تا بر مردان و پسران.»(15)
آنچه از اين حديث شريف برمى‏آيد، درسى است كه به خانواده و جامعه داده مى‏شود كه چه الگويى بالاتر از خداوند است كه بتوان به آن اقتدا كرد. و اين ارتباط مهربان‏تر بودن نسبت به زنان و دختران را بايد از خداوند عليم و حكيم آموخت؛ چرا كه اين مهربانى بى‏شك هماهنگ و بر اساس فطرت و جسم و روح دختران است.
 
مجالست با پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله در بهشت
پاداش همنشينى با اولياى خدا ـ به ويژه پيامبران و بالأخص اشرف مخلوقات، نبىّ گرامى اسلام ـ آن هم در بهشت، امتيازى است كه بنابر نقل روايات به اشخاص و گروههاى خاص و بلندمرتبه‏اى تعلّق دارد. از جمله، اين امتياز بزرگ نصيب كسانى مى‏شود كه دخترانى را در نزد خود سرپرستى كنند.
رسول گرامى اسلام صلى‏الله‏عليه‏و‏آله مى‏فرمايد: «هر كس سه خواهر يا سه دختر شايسته داشته باشد و به آنان نيكى و احسان نمايد، من و او در بهشت همانند اين دو انگشت (اشاره به انگشتان سبّابه و وسطى) در كنار يكديگر خواهيم بود.»
راوى پرسيد: اى رسول خدا! اگر دو نفر سرپرستى شوند، چه؟ فرمود: همان پاداش را دارد. راوى پرسيد: اگر يك نفر سرپرستى شود، باز هم همان پاداش را دارد؟ فرمود:
آرى.(16)
 
دختران را نكشيد
تعبير بسيار زيبا و بلندى كه در سخن امام سجّاد عليه‏السلام است، حاكى از ارزشها و لطافتهاى روحى و روانى دختران است كه تنها مى‏توان در سخن بزرگ‏مردى چون امام سجّاد عليه‏السلام آن را يافت. آن حضرت مى‏فرمايد: «زنان چون بلورند، آنها را نشكنيد.»(17)
 
رحمت‏هاى الهى
پيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله فرمود: «خانه‏اى كه در آن دخترانى وجود داشته باشند، هر روز دوازده بركت از آسمان بر آن خانه نازل مى‏شود و رفت و آمد ملائكه از آن خانه قطع نمى‏شود و براى پدر در هر شب و روز، عبادت يك سال را مى‏نويسند.»(18)
 
شادى دختران
رسول اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله فرمود: «كسى كه از بازار هديه‏اى بخرد و آن را براى خانواده‏اش ببرد، مانند كسى است كه صدقاتى را براى افراد مستمند مى‏برد، پس بايد هنگام تقسيم هديه دختران را مقدّم بدارد؛ زيرا كسى كه دخترش را شاد كند، مانند آن است كه برده‏اى از فرزندان حضرت اسماعيل عليه‏السلام را خريده و در راه خدا آزاد كرده است.»(19)
همچنين مى‏فرمايد: «هدايا را در ميان فرزندان به عدالت تقسيم كنيد. اگر من مى‏خواستم فضيلتى را (در تقسيم هديه ميان دختر و پسر) در نظر بگيرم، دختران را (در دادن هديه) مقدّم مى‏داشتم.»(20)
 
نشانه سعادت
رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله فرمود: «از نشانه‏هاى سعادت و نيكبختى زن آن است كه نخستين فرزندش دختر باشد.»(21)
 
دختران حسنات‏اند
امام صادق عليه‏السلام فرمود: «پسران، نعمت خداوند هستند ولى دختران، حسنات الهى مى‏باشند. خداوند از نعمت سؤال مى‏كند و به حسنات پاداش مى‏دهد.»(22)
 
رزق و روزى دختران
پيامبر اسلام صلى‏الله‏عليه‏و‏آله فرمود: چون شب معراج از سدرة‏المنتهى گذشتم، از جانب پروردگار خطاب آمد: «اى محمّد! به دختردارها بگو بر اين نونهالان غمگين و دلتنگ نباشند، من همان‏گونه كه آنان را آفريدم، خود روزى‏شان را مى‏دهم.»(23)
 
بانگ فرشتگان
امام صادق عليه‏السلام فرمود: «هنگامى كه دخترى به دنيا مى‏آيد، خداوند فرشته‏اى را مأمور مى‏كند تا بال خود را بر سر و سينه نوزاد دختر بگستراند و بگويد: او دخترى ناتوان و ضعيف است؛ هر كس او را كمك كند، تا روز قيامت مورد توجّه خداوند خواهد بود.»(24)
 
بركات اخروى و دنيوى
رسول گرامى صلى‏الله‏عليه‏و‏آله فرمود: «بهترين فرزندان، دختران هستند. هر كس يك دختر را سرپرستى كند، خداوند متعال او را از آتش دوزخ دور نگه مى‏دارد و آن كس كه دو دختر را سرپرستى كند، خداوند او را داخل بهشت مى‏كند و كسى كه سه دختر، يا سه خواهر را سرپرستى كند، جهاد در راه خدا و صدقه دادن از او برداشته مى‏شود.»(25)
پيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله فرمود: «چه فرزند خوبى است دختر! هم پرمحبّت است، هم كمك كار، هم مونس است و هم پاك و پاك كننده.»(26)
 
پدر دختران
امام صادق عليه‏السلام در عظمت دختردارى فرمود: «رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله (كه اشرف مخلوقات عالم است) خود، پدر چند دختر بود.»(27)
 
 
پى‏نوشت‏ها:
1. تين / 4.
2. حجرات / 13.
3. آل‏عمران / 195.
4. نمل / 58 و 59.
5. تفسير نمونه، ج 11، ص 272.
6. تكوير / 8 و 9.
7. امالى، صدوق، ص 141.
8. فرائد السّمطين، ج 2، ص 61.
9. وسائل الشّيعه / ج 15، ص 102.
10. كهف / 81.
11. ر. ك: سفينة‏البحار، ج 1، حرف «باء» و «نون».
12. همان، حرف «باء».
13. بحارالانوار، ج 101، ص 99.
14. نهج الفصاحه، ح 1522.
15. وسائل الشّيعه، ج 15، ص 104.
16. بحارالانوار، ج 101، ص 100.
17. مكارم الاخلاق، ج 1، ص 240.
18. جامع الاخبار، سبزوارى، ص 285.
19. وسائل الشّيعه، ج 15، ص 227.
20. نهج‏الفصاحه، ح 1728.
21. بحارالانوار، ج 101، ص 98.
22. وسائل الشّيعه، ج 21، ص 367.
23. همان، ج 15، ص 103.
24. همان، ص 105.
25. بحارالانوار، ج 101، ص 91.
26. همان، ص 98.
27. وسائل الشّيعه، ج 15، ص 102.

نوشته قبلی

مانند پدر‌

نوشته‌ی بعدی

آموزه‌هاي‌ اخلاقي‌ قيام‌ امام‌ حسين‌ (ع)

مرتبط نوشته ها

آزادى از منظر شیعه
علوم شیعه

آزادى از منظر شیعه

ایران هوشیار است.
ویژه جنگ رمضان

ایران هوشیار است.

مذهب شیعه چرا مذهب جعفری نامیده شد؟
شیعه شناسی

مذهب شیعه چرا مذهب جعفری نامیده شد؟

دعاى بهشتیان
فاطمه زهرا (س)

دعاى بهشتیان

سیمای شیعه در نگاه امام صادق (ع)
شیعه شناسی

سیمای شیعه در نگاه امام صادق (ع)

شهریار شاعر اهل بیت (ع)
شعر و شاعران

شهریار شاعر اهل بیت (ع)

نوشته‌ی بعدی

آموزه‌هاي‌ اخلاقي‌ قيام‌ امام‌ حسين‌ (ع)

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

آزادى از منظر شیعه

آزادى از منظر شیعه

ایران هوشیار است.

ایران هوشیار است.

مذهب شیعه چرا مذهب جعفری نامیده شد؟

مذهب شیعه چرا مذهب جعفری نامیده شد؟

دعاى بهشتیان

دعاى بهشتیان

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا