۵ اردیبهشت ۱۴۰۵

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home انقلاب مهدوی

دشمن، پشت دروازه ها

0
SHARES
1
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

ماه شوال سال سوم هجری، یک سال و چند روز از پیروزی مسلمانان در جنگ بدر می گذشت و سپاه قریش، خودش را برای گرفتن انتقام کشته شدگان بدر آماده می کرد. فرماندهی سپاه با ابوسفیان بود. قریشی ها تصمیم گرفتند، زنانشان را هم با خودشان ببرند تا با رقص و آوازهایشان افراد سپاه را برای جنگیدن تحریک کنند. هند، زن ابوسفیان هم بود. سه هزار نفر با دویست اسب و سه هزار شتر، هلهله کنان به سمت مدینه راه افتادند.خبر رسیدن سپاه دشمن به مدینه رسید. مسلمانان باید تصمیم می گرفتند داخل شهر منتظر بمانند و همان جا با دشمن درگیر شوند، یا سپاه را برای جنگ به بیرون از شهر بفرستند. پیامبر و بزرگان مهاجران و انصار، ماندن در شهر را بهتر می دیدند، اما جوان ترها و بعضی از یاران پیامبر، اصرار می کردند که از شهر خارج شوند. بعضی ها شوق جنگیدن داشتند و بعضی ها هم فکر می کردند اگر بمانند، دشمن، آن ها را ترسو به حساب می آورد و باز جرأت می کند به شهر حمله کند. بالاخره تصمیم به رفتن شد.عصر روز جمعه، سپاه از مدینه حرکت کرد. در میان راه، هزار نفری که همراه پیامبر بودند، سیصد نفر برگشتند. و سر دسته این ها شخصی بود به نام عبدالله بن ابی. می گفت ما تعهد کرده بودیم داخل شهر بمانیم و بجنگیم، اما، پیامبر حرف ما را قبول نکرد.سپاه از راهی که به دشمن برخورد نکند، به دامنه کوه احد رفت. کوه عینین، سمت چپ سپاه بود، احد پشت سر، و مدینه رو به رویشان. پیامبر، صف های سپاه را منظم کرد و برایشان گفت این جنگ، جنگ سختی است که تنها صبر می تواند آسانش کند.هنگامی که درگیری بین دو سپاه شروع شد، همه چیز به نفع مسلمانان پیش می رفت. زنان قریشی پراکنده شدند و دیگر در آوازهایشان کسانی را که فرار می کردند، سرزنش نمی کردند. بالاخره سپاه مشرکان شکست خورد و غارت اموال لشگرگاهشان شروع شد. در این میان، کسانی که پیامبر گذاشته بود تامراقب باشند دشمن از پشت سر حمله نکند، از ترس اینکه از غنیمت های جنگی به آن ها چیزی نرسد، از کوه عینین پایین آمدند. پیامبر، قبل از جنگ به آنها سپرده بود حتی اگر دیدند که دشمن شکست خورده، از جای خود تکان نخورند. فقط فرمانده این گروه، با ۱۰ نفر دیگر، سر جایشان ماندند و آن قدر مقاومت کردند تا همه شهید شدند. بعد از آن، سپاه دشمن بر سر مسلمانان ریخت که پراکنده شده بودند، و حسابی غافلگیرشان کرد. اوضاع آن قدر آشفته شد که مسلمان ها با اشتباهی به هم شمشیر می زدند. در این میان، شایعه کشته شدن پیامبر در لشگرگاه پیچید. خیلی ها این خبر را که شنیدند، از جنگیدن دست برداشتند و فرار کردند. در آخر فقط پیامبر مانده بود و چند نفر از یارانش، هفتاد نفر شهید شدند و پیامبر هم زخمی شد. مشرکان، جنازه بیشتر شهدا از جمله حمزه عموی پیامبر را مثله کردند.«اگر خواستید حکایت احد را بخوانید، ال عمران را بخوانید. در ان صورت، انگار با ما بوده اید.» این را ابن عوف، یکی از کسانی که در این جنگ حاضر بوده، گفته است.وحشی، غلام سیاهی که تخصص اش انداختن نیزه بود و «هند» برای کشتن حمزه، اجیرش کرده بود، از معدود آدم هایی بود که پیامبر در فتح مکه، امر به کشتنش کرده بود. اما وحشی اسلام آورد و پیامبر از قتلش صرف نظر کرد. بعد، از او خواست بگوید عمویش را چطور کشته؟ وحشی با خونسردی، ماجرا را تعریف کرد. جمله آخر را که گفت، پیامبر صورتش را برگرداند و گفت: «از جلوی چشمم دور شو و کاری کن تا زنده ام، تو را نبینم.»
منبع: هفته نامه همشهری جوان شماره ۴۵

برچسب ها: معصوم شناسی
نوشته قبلی

عفو و کرم رسول خدا( صلی الله علیه و آله)

نوشته‌ی بعدی

یک اقیانوس مهربانی!

مرتبط نوشته ها

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)
انقلاب مهدوی

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)

چرا امام قائم (عج) در قرآن نیامده است‌؟
انقلاب مهدوی

جهانی شدن و حکومت جهانی مهدی (عج)

نقش انتظار در پویایى جامعه اسلامى
انقلاب مهدوی

نقش انتظار در پویایى جامعه اسلامى

اهل کتاب در دولت مهدوی (عج)
انقلاب مهدوی

جهانی شدن و حکومت جهانی حضرت مهدی (عج)

مدینه فاضله امام زمان (عج)
انقلاب مهدوی

مدینه فاضله امام زمان (عج)

سه برداشت از شکوفایی علم در عصر ظهور
انقلاب مهدوی

سه برداشت از شکوفایی علم در عصر ظهور

نوشته‌ی بعدی

یک اقیانوس مهربانی!

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

قدرت خاموش ساختار غیرنظامی ایران

قدرت خاموش ساختار غیرنظامی ایران

امتیاز شیعه در حوزه اجتهاد

امتیاز شیعه در حوزه اجتهاد

اعتقاد به عصمت ائمه علیهم السلام

اعتقاد به عصمت ائمه علیهم السلام

زیارت در اندیشه و بینش شیعی

زیارت در اندیشه و بینش شیعی

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا