دلیل نام گذاری ناکثین و قاسطین و مارقین
خلاصه پرسش
گروههایی که با امام علی(ع) در دوران خلافتشان به ستیز برخاستند، ناکثین، قاسطین و مارقین نام داشتند. دلیل این نامگذاری چه بود؟
پرسش
سه جریان و گروه عمده مخالف حکومت حضرت علی(ع) وجود داشتند، میخواهم بدانم که آن گروهها چه کسانی بودند؟
پاسخ اجمالی
در مدت کوتاه ۴ سال و ۹ ماه از حکومت امام علی(ع)،[۱] گروههایی علیه آنحضرت دست به شورش برداشته و آنحضرت نیز با آنان وارد نبرد شدند.
در همین راستا، امام علی(ع) هنگام روبرویی با سپاه شام میفرماید: «پیامبر خدا(ص) به من دستور داد که با ناکثین بجنگم و من این کار را انجام دادم و فرمان داد تا با قاسطین بجنگم که شما مصداقش هستید، اما در مورد مارقین نمیدانم که چه وقتی نوبت آنان خواهد شد».[۲]
بر این اساس، این پیامبر اسلام(ص) بود که گروههای شورشی را با عناوین سهگانه نامگذاری کرد.
با توجه به این نکته، اکنون به معرّفی مختصر این گروهها میپردازیم.
۱٫ ناکثین(جنگ جمل)[۳]
واژه «ناکثین» از ریشه «نکث»، به معنای نقض عهد و پیمانشکنی بعد از محکم کردن آن بهکار میرود.[۴] و به همین مناسبت، به گروه پیمانشکنی که بعد از بیعت با امام علی(ع) در برابر حضرتشان شورش کرده و به فرماندهی طلحه و زبیر و با همراهی عایشه (همسر پیامبر) جنگ جمل را به راه انداختند «ناکثین» گفته میشود.[۵]
۲٫ قاسطین(جنگ صفین)[۶]
«قاسطین» در لغت به معنای متجاوزین از حد وسط و راه عدالت است.[۷] اما این واژه در دانش تاریخ و نیز در روایات، لقب گروهى است که با فرماندهی و مدیریت معاویه و عمرو بن عاص، خلافت امام علی(ع) را نپذیرفته و با دور شدن از شاهراه هدایت در منطقه شام اعلان خودمختاری کرده و در منطقه صفین با حضرتشان به نبرد برخاستند.[۸]
۳٫ مارقین(جنگ نهروان)
واژگان «مارقین» برگرفته از ریشه «مرق» است که به افرادی گفته میشود که از دین خارج شده باشند.[۹] در اصطلاح تاریخی به گروهى از دشمنان امام على(ع) که بعد از نبرد صفین از سپاه آن حضرت خارج شده و نبرد نهروان را به راهانداختند «مارقین» گفته میشود.[۱۰] نام دیگر این گروه شورشی، «خوارج» است.[۱۱]
[۱]. طبری، محمد بن جریر، تاریخ الأمم و الملوک، تحقیق، ابراهیم، محمد أبو الفضل، ج ۵، ص ۱۵۲، بیروت، دار التراث، چاپ دوم، ۱۳۸۷ق.
[۲]. ابن اعثم کوفى، أبومحمد أحمد، الفتوح، تحقیق، شیرى، على، ج ۳، ص ۷۷، بیروت، دارالأضواء، چاپ اول، ۱۴۱۱ق؛ منقرى، نصر بن مزاحم، وقعه صفین، ص ۳۳۸، قاهره، المؤسسه العربیه الحدیثه، چاپ دوم، ۱۳۸۲ق.
[۴]. فراهیدى، خلیل بن احمد، کتاب العین، ج ۵، ص ۳۵۱، قم، هجرت، چاپ دوم، ۱۴۱۰ق.
[۵]. ابن منظور، لسان العرب، ج ۲، ص ۱۹۷، بیروت، دار صادر، چاپ سوم، ۱۴۱۴ق؛ نک: ابن عبدالبر، یوسف بن عبدالله بن محمد، الاستیعاب فى معرفه الأصحاب، تحقیق، بجاوى، على محمد، ج ۲، ص ۴۹۸ – ۴۹۹، بیروت، دار الجیل، چاپ اول، ۱۴۱۲ق؛ ابن قتیبه دینوری، عبدالله بن مسلم، الإمامه و السیاسه، تحقیق، شیری، علی، ج ۱، ص ۷۰ – ۷۲، بیروت، دارالأضواء، چاپ اول، ۱۴۱۰ق؛ مقدسى، مطهر بن طاهر، البدء و التاریخ، ج ۵، ص ۲۱۱، بور سعید، مکتبه الثقافه الدینیه، بیتا؛ مسعودى، على بن حسین، اثبات الوصیه للامام علی بن ابیطالب(ع)، ص ۱۵۰، قم، انصاریان، چاپ سوم، ۱۴۲۳ق.
[۷]. لسان العرب، ج ۷، ص ۳۷۸٫
[۸]. همان؛ نک: البدء و التاریخ، ج ۵، ص ۲۱۷؛ ابو حنیفه احمد بن داود الدینورى، الأخبار الطوال، تحقیق عبد المنعم عامر مراجعه جمال الدین شیال، ص ۱۵۸ و ۱۹۰ – ۱۹۲، قم، منشورات الرضى، ۱۳۶۸ش.
[۹]. کتاب العین، ج ۵، ص ۱۶۰٫
[۱۰]. ابن أبی الحدید، عبدالحمید بن هبه الله، شرح نهج البلاغه، محقق، ابراهیم، محمد ابوالفضل، ج ۱، ص ۲۰۱، قم، مکتبه آیه الله المرعشی النجفی، چاپ اول، ۱۴۰۴ق.
[۱۱]. نک: «انحرافات خوارج»، ۷۲۹۹؛ الأخبار الطوال، ص ۱۹۶ و ۲۰۵٫

















یک نظر