رفتار انسانی امام حسین با دشمنان
امروز که نگاه میکنیم، میبینیم امام حسین۷ رفتند و ایستادگی کردند و طبق تفسیر رایج، در مقابل ستم، خروج کردند به معنای قیام یا خارج شدند به معنای بیرون رفتن از مدینه. در مقابل ظلم ایستادند و شعار آزادی دادند. «هیهات منا الذله» گفتند اما در تمام این مراحل، انسانیتِ رقیب و دشمن خودش را پایمال نکرد. دشمن را هم به عنوان یک انسان قبول داشت و با او به عنوان یک انسان رفتار میکرد، گرچه آنها اینطوری رفتار نمیکردند. لذا وقتی که در همین ایام مثل تاسوعا گفته میشود که از آن طرف آمدند و یک اماننامه برای حضرت اباالفضل آورده بودند، وقتی شمر آمد و خطاب به حضرت اباالفضل گفت: «اَینَ بَنُو اُختِنٰا»، و حضرت جواب ندادند، این طور نقل شده که امام حسین اعتراض کردند که دارد شما را صدا میزنند چرا جواب نمیدهید؟ پاسخ دادند: بزرگ ما شمایید، قاعدهاش این است که وقتی یک جا کسی میآید با بزرگشان حرف بزند. این یک طرف ادب است. از آن طرف امام میفرماید: شما را صدا زدند، جواب بدهید. این یعنی یک آدم است ولو شمر است، وقتی حرف زد جوابش را بدهید.[۱] یعنی در همان حماسه، در همان مبارزه و در همان شهادت طلبی، انسانیت باید مورد توجه قرار بگیرد. آن دشمن هم قبل از اینکه شمر باشد انسان است، قبل از اینکه شمر باشد عیال الله است. او هم خدا خلق کرده، آن هم مخلوق خداست، آن هم بنده خداست. ما با انسانی که شمر شده مواجه هستیم. خوب به خاطر شمر شدنش او را مذمت میکنیم، اما قبل از آن انسان است. این نگاهها مکمل یکدیگر است.
پس سه رویکرد را ما در طول تاریخ میبینیم و این رویکردها در تلقی اهداف تاثیرگذار است، یعنی اگر بخواهیم آن اهداف را با رویکردها تطبیق بدهیم، میبینیم بحث حکومت که خیلی داغ میشود در همان دورهای است که بحث در ایران، بحث نهضت پانزده خرداد و نهضت امام مطرح میشود، آنجا آن بحث جدیتر مطرح میشود و پر و بال پیدا میکند، این یک مبحث.
[۱] . مقتل الحسین «خوارزمی»: ۱ / ۲۴۶.


















هیچ نظری وجود ندارد