رویکردهای حادثۀ عاشورا
۱. رویکرد عاطفی
وقتی ما به آنچه شیعیان ومحققان شیعی در طول تاریخ درباره عاشورا و امام حسین و این حادثه نوشتهاند، نگاه میکنیم. نگاههایشان یا به تعبیر دیگری رویکردهایشان را میشود به سه نوع تقسیم بندی کرد، یعنی سه رویکرد به حادثه عاشورا در طول تاریخ دیده میشود. میخواهم در اینجا به بحث «رابطه این رویکردها» با اهداف بپردازم. رویکرد اول یک رویکرد عاطفی است. به تعبیر دیگر در این نگاه عمدتا مصیبتهایی که بر خاندان پیامبر وارد شده، بیشتر دیده میشود. اینکه بهترین انسانها در بدترین شرائط با بدترین نوع رفتار و خشونت و سبعیّت و غربت، آن مصبیتها بر آنها وارد شد، این محور است. محور کتابهایی که تا قبل از صد ساله اخیر نوشته شده، عمدتاً این رویکرد است. لذا بحث گریه و حزن و اندوه و مصیبت و بعضی از کتابهایی که خود نوع کتابها میتواند این رویکرد و این نگاه را نشان بدهد. این تعبیرها اسم کتابهاست که ذکر میکنم: طوفان البکاء، محیط البکاء، انواع البکا، ریاض البکاء، مفتاح البکاء، مهیج الاحزان، احزان الشیعه، امواج البکاء، مخزن البکارء، معدن البکاء، فیض الدموع، عین الدموع، کنز الباکین، بحر الغموم، مثیر الاحزان، … و غیره از این قبیل تعبیرها فراوان است. کتابهایی که با این تعبیرها نوشته شده، نشان دهنده این رویکرد است، یعنی محور این نگاه بحث حزن و اندوه و گریه و مصیبت و اینگونه مسائل است. به نظر میرسد تا این صد ساله شاید یک مقدار هم این طرفتر این نگاه در میان نویسندگان شیعه و عالمانی که به حادثه عاشورا و حتی خود مقتل نویسی پرداختهاند، رایج بوده است. شما کتاب سید بن طاووس را نگاه کنید با این عنوان است: اللهوف علی قتل الطفوف یعنی بحث آه و مصیبت و دلسوختگی بر کشتگان. حتی تعبیر شهادت هم نیست، بحث کشته شدن است، مصیبت است، اشک ریختن است، این نگاه، نگاه رایج است.
۲ . رویکرد حماسی
در صد سال اخیر، حوادثی که در دنیا رخ داده، روی تلقی شیعهها یا محققان شیعه از حادثه عاشورا اثر گذاشته. در این صد سال و صد و پنجاه سال، انقلابهایی که در جهان صورت گرفته، چه انقلابهای شرق و چه انقلابهایی که در غرب شکل گرفته و با نگاه شرقی، انقلابهای کمونیستی، سوسیالیستی، بحث مبارزه، بحث حماسه، بحث شهادت، بحث چگوارا، اینها مطرح شده. شیعه هم به عنوان یک جمعیت گسترده، حداقل یک اقلیت دینی خواسته خودش را در این فضا مطرح کند و بگوید که ما هم همین ادبیات را داریم، و چیزهایی داریم که ما را به این ادبیات نزدیک بکند. کتابهایی که در این چهل پنجاه سال نوشته شده، مثل تعبیرهایی از قبیل: در سایه سرو آزادی، رهبر آزادگان، حسین و پرچم آزادی، حسین بزرگمرد آزاده، حسین مظهر آزادگی، حماسه حسینی، حماسه عاشورا، مردان انقلاب، رسالت انقلابی امام حسین، ثورهٔ الحسین، ثورهٔ الطف، رستاخیز حسینی، رستاخیز عاشورا، هدفهای اجتماعی حسین بن علی، نهضت امام حسین، قیام کربلا، نهضت عاشورا. این هم یک نوع نگاه است و نشان میدهد که این نامها با آن حوادثی که در این صد یا کمتر یا بیشتر که در جهان اتفاق افتاده، کاملا همخوانی دارد و با آن ادبیات به حادثه عاشورا نگاه میشود و حادثه عاشورا از آن منظر مورد تجزیه و تحلیل قرار میگیرد: آزادی، آزادگی، مبارزه، شهادت و حماسه. این هم یک نگاه.
۳. رویکرد انسانی
نگاه سومی هم به نظر من در این شاید ده بیست ساله یا خیلی تازهتر شکل گرفته که من از آن به «رویکرد انسانی به حادثه عاشورا» تعبیر میکنم. ممکن است اسمها دقیق نباشد، عنوان مشیر است و میخواهیم نشان بدهیم که در واقع در آن نگاه و در آن تفکر چه چیزهایی از حادثه عاشورا دیده میشود. رویکرد انسانی در این سالهای اخیر خیلی تازه است؛ یعنی حادثه عاشورا به نگاه انسانی. ادبیات کاملا فرق کرده: کرامت انسان در حادثه عاشورا، ارزشهای اخلاقی در حادثه عاشورا، عزت در حادثه عاشورا، زن در حادثه عاشورا، ماهیت انسانی قیام امام حسین۷ ـ که نوشته خود بنده است و من تحت تاثیر همین فضا مثلا چنین اسمی را انتخاب کردم ـ اینها در واقع نشان دهنده یک رویکرد جدید است. در این رویکرد عمدتا بحثهایی که در این سالها در جهان باز مطرح شده، بحث انسان، بحث شهروندی، بحث حقوق بشر، اینها مبنای این نگاه است. دیگر جهان از آن مبارزه امپریالیسم و کمونیست دست برداشته، دیگر جنگ گرم تبدیل به جنگ سرد و دیگر در دنیا بحثها به یک شکل دیگر روی آورده. اینها در واقع بحثهای حقوق بشر است. لذا بعضیها تلاش میکنند که امام حسین را بیشتر با صلح سازگاری بدهند تا آن بحثهای قبلی شهادت و خون و اینجور چیزها. این هم یک نوع نگاه است.
یک مثال برای قسمت سوم بزنم، بعضی چیزهای جزئی که اطرافمان اتفاق میافتد خیلی جلب توجه نمیکند، ولی نشاندهنده تحولات عمیق در جامعه است. شما اگر تا چند سال پیش شناسنامهها را نگاه بکنید، بیشتر اسامی، غلامعلی، غلاممحمد، غلامعباس، غلامحسین، غلامرضا و از این دست است. ولی حالا امیررضا، امیرحسین، امیرمحمد، امیرعلی همه امیر است، این تحول چه چیز را نشان میدهد؟ «تکلیف» به «حق» تبدیل شده، یعنی آنچه که میگفتند دوره قبل انسانها وظیفهمدار بودند و دنبال وظیفه بودند، غلام وظیفه دارد کارش را انجام بدهد، غلام ارباب دارد و در برابر اربابش باید بله قربان بگوید و امر و نهی است، اما انسان مدرن، انسانی است که حق دارد، مطالبهگر است لذا امیر است، همیشه درخواست میکند، پاسخگو نیست لذا میشود امیر. همان چیزهای مقدس است اما غلام رفته و جایش امیر آمده.
این تغییرات خیلی معنی دارد، نشان میدهد که آن نگاه متحول شده. شما از سادهترین چیز که نامگذاری و اسم است، شرح میکنیم تا برسیم به حادثه عاشورا. قاعدتا در تفسیر قرآن هم همینطور است، در فقه هم همینطور است و در کلام هم همینطور است، این نگاهها فقط در یک جا اتفاق نمیافتد، در همه عرصهها اتفاق میافتد. حالا بدی و خوبیاش بحث بعدی است. پس این هم یک رویکرد است. این رویکرد را در فقه میبینید، بحثهای حقوق بشر، بحثهای حقوق زن، در بحثهای کلامی میبینید، در بحثهای تاریخی، تفسیر قرآن، کاملا اینها خودش را نشان میدهد. این سه تا رویکرد را به حادثه عاشورا میبینیم.


















هیچ نظری وجود ندارد