۵ اردیبهشت ۱۴۰۵

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home انقلاب مهدوی

رفتار با مردم حضرت فاطمه ی زهرا (سلام الله علیها)

0
SHARES
0
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

رابطۀ اهل بیت پیامبر (صلی الله علیه و آله ) با مردم ، رابطۀ عاشق و معشوق است . دوست باید تمام کمالات را در محبوب خود بیابد و از دریای فیض و معرفت او سیراب شود و محبوب نیز باید آنچه در توان دارد ، برای هدایت و سعادت رهروان خود بکار بندد . یکی از نقش آفرینی های در خشان فاطمۀ زهرا( سلام الله علیها ) بالا بردن فرهنگ جامعه ، رشد فکر و اندیشۀ مردم و دفع مشکلات و شبهات آنان است . آن حضرت از مسائل ساده گرفته تا پیچیده ترین مشکلات را پاسخگو بود و این میسّر نبود ، مگر با احاطۀ علمی ، قوّت فکری و همت بلند ایشان . این بانوی بزرگ اسلام ، زجر تبلیغ و رنج تعلیم و تربیت را تحمل نموده ، چون مشعلی فروزان در راه هدایت جامعه ، نور افشانی کرد و با سوختن خود به دل و جان مردم گرمی بخشید و پاسداری از ارزشها و مفاخر اصیل ، مبارزه پیگیر با بدعتها ، جهل ، کجرویها و رکورد جامعه را خط مشی خود قرار داد. از این رو ، امت نیز باید هر چه بیشتر به مقام و حقوق رهبر خود آگاه گردد و خود را چون شاگردی فروتن در برابر او احساس کند و به دامان او چنگ زند تا از نقص به کمال و از ضعف به قدرت و از ظلمت به نوربرسد . چنین امتی باید پرسش را عیب ندانسته و آنچه را نمی داند بپرسد (۱) تا درهای معرفت به رویش گشوده شود . امام صادق ( علیه السلام ) فرمود : بر در علم قفلی است که کلید آن سؤال است (۲) در جای دیگر ، امام کاظم ( علیه السلام ) فرمود : گفتگو با عالم در محلی نامناسب ، بهتر از سخن گفتن با جاهل رو ی تشک است . (۳) حضرت فاطمه ( سلام الله علیها) نمونۀ کامل این مقصود است . ایشان از کودکی در متن اجتماع به سر برده و با مردم ، همدم و همدرد بوده است . این بانو رابطه ای صمیمانه و عالمانه با یاران خود داشت . زنی به خدمت حضرت زهرا ( سلام الله علیها) رسید و عرض کرد : مادر پیر و ناتوانی دارم که در نماز بسیار اشتباه می کند ، مرا فرستاده تا از شما بپرسم که چگونه نماز بخواند . آن حضرت فرمود: هر چه می خواهی بپرس . آن زن سؤالات خود را مطرح کرد تا به ده سؤال رسید و حضرت زهرا (سلام الله علیها ) با روی گشاده جواب داد . زن از زیادی پرسش خود شرمنده شده ، گفت : شما را بیش از این زحمت نمی دهم. حضرت فاطمه ( سلام الله علیها ) فرمود: باز هم بپرس . آن گاه برای تقویت روحیۀ وی چنین فرمود: اگر به کسی کاری واگذار کنند ، برای مثال از او بخواهد که بار سنگینی را به ارتفاع بلندی حمل کند و در برابر این کار صد هزار دینار به او جایزه بدهند آیا اوبا توجه به آن پاداش احساس خستگی می کند ؟ زن جواب داد : نه . آن حضرت فرمود : من در مقابل هر پرسشی که جواب می گویم از خدا پاداشی بمراتب بیشتر دریافت می کنم و هرگز ملول و خسته نمی شوم . از رسول خدا (صلی الله علیه و آله ) شنیدم که روز قیامت دانشمندان اسلام در برابر خدا حاضر می شوند و به اندازۀ علم وتلاش و کوششی که در راه آموزش و هدایت مردم داشته اند از خدای خود پاداش می گیرند . (۴)
رسالت شیعهمردی همسرش را به نزد حضرت فاطمه ( سلام الله علیها ) فرستاد تا از ایشان سؤال کند که آیا او از پیروان و شیعیان آن حضرت محسوب می شود یا نه ؟ حضزت زهرا ( سلام الله علیها ) فرمود: به شوهرت بگو اگر به آنچه خواسته و هدف ماست عمل می کنی و از آنچه ما نهی می کنیم بیزاری می جویی ، بدان که از شیعیان ما خواهی بود . در غیر این صورت نه . زن جواب را به اطلاع شوی خود رساند . مرد از این پیام بسیار ناراحت شد و متوجه گردید که مسؤولیت شیعه بودن بسیار حساسو سنگین است . با خود گفت : وای برمن ! در امان ماندن از گناه بسیار مشکل است ، پس من اهل جهنم هستم و همیشه در آن خواهم ماند . آن زن جویای اندوه شوهر خود را برای فاطمۀ زهرا (سلام الله علیها ) تعریف کرد . آن حضرت فرمود: به او بگو آن طور که تو فکر می کنی نیست ، زیرا پیروان ما بهترین اهل بهشت هستند ، ولی هر کس ما و دوستان ما را دوست داشته و با دشمنان ما دشمن باشد و قلب و زبانش نیز با ما همراه باشد ، ولی امر ما را اطاعت نکند و از آنچه نهی نموده ایم پرهیز نکند جزو رهروان ما محسوب نمی شود . با این وجود ، شیعیان ما در بهشتند ، لیکن پس از آنکه گناهان و آلودگیهای آنان به واسطۀ زحمت و رنج فراوان در دنیا یا در قیامت پاک شود . (۵)
حمایت برای پیروزی بر رقیبروزی بین یک زن مؤمن و یک زن کافر مشاجره ای بر سر دین پیش آمد . این موضوع خدمت حضرت زهرا( سلام الله علیها ) مطرح شد . آن حضرت استدلال زن مؤمن را تأیید و تشریع نمود. در نتیجه او بر رقیب خود پیروز شد و از این پیروزی شادمان گشت . حضرت زهرا( سلام الله علیها ) به آن زن مؤمن فرمود: بدان که شادی فرشتگان به واسطۀ پیروزی توبر او بیش از خوشحالی توست . به جهت پشتیبانی فاطمه از آن زن ، هزار هزار درجه در بهشت برین بیش از آنچه برای این زن تعیین شده ، برایش منظور دارید و این را ملاکی قرار دهید که هر کس به کمک یاران حق بشتابد و راه پیروزی آنان را هموارسازد ، هزار هزار مرتبه بیش از پاداش مقرر به او عطا شود . (۶)
آموزش دعاسلمان که خود از بهترین اصحاب رسول اکرم (صلی الله علیه و آله ) بود می گوید : خدمت حضرت زهرا ( سلام الله علیها ) رسیدم . از آن حضرت خواهش کردم که چیزی به من یاد دهد . ایشان دعای نور را به من تعلیم داد . آن دعا چنین بود : « بسم الله الرحمن الرحیم بسم الله النّور بسمِِ الله نُورُ عَلی نُورٍ ، بسم الله الّذی هُوَ مُدَبِّر الاُمورِ، بسم الله الَّذی خَلَقَ النُّور مِنَ النّور ، الحمدُلله الَّذی خَلَقَ النَّورَ علی طورٍ فی کتابِ مسطورٍ فی رقّ ٍ مَنشورٍ بقدرٍ مقدورٍ علی نبیٍ مَحبُورٍ ، الحمدُلِلّه الّذی هُوَ بِعزٍّ مذکوُرٍ و بالفَخرِ مَشهورٍ وَ عَلی السّرّاءِ و الضَّرّاءِ مَشکورٍ و صلی اللهُ عَلی سیِّدنا محمّدٍ وآله الطّاهرین » من نیز آن دعا را به بیش از هزار نفر از اهالی مکه و مدینه آموزش دادم و برای آنها منشأ آثار و برکات خوبی بود . به منظور معرّفی شخصیّت علمی اجتماعی سلمان فارسی و مقام والایی که نزد پیامر و فاطمۀ زهرا و امامان معصوم داشت توضیح مختصری دربارۀ وی خالی از لطف نیست . سلمان از ایران آمده بود ، اما آن قدر به پیامبر ( صلی الله علیه و آله ) نزدیک شد که رسول خدا ( صلی الله علیه و آله ) او را از خود خواند و لقب زیبای سلمان محمدی را به او داد . گر چه معصوم نبود لیکن تا آنجا که ممکن بود به عصمت نزدیک شد . پیامبر (صلی الله علیه و آله ) در باره اش فرمود: سلمان دریایی است که هر چه از آن برداشته شود ، کم نمی شود و گنجی است که پایان ندارد ، سلمان از ما اهل بیت است . حکمش جاری و برهانش قوی است . امیر المؤمنین علی ( علیه السلام ) او را چون لقمان می دانست . گویند: او کسی بود که اسم اعظم می دانست و در بالاترین مرتبۀ ایمان قرار داشت . عالم به اسرار و نهان بوده ، از تحفه های بهشتی در دنیا استفاده کرده است . بهشت عاشق و مشتاق او بوده ، خدا و رسولش او را دوست می داشتند . سلمان یکی از چهار نفری بود که خداوند به پیامبر ( صلی الله علیه و آله ) دستور داد به آنها محبت کند . هر وقت جبرئیل نازل می شد ، از قول خدای تعالی به او سلام می رساند . وی شبها با رسول خدا ( صلی الله علیه و آله) بود و پیامبر (صلی الله علیه و آله ) و علی ( علیه السلام ) در مجلس انس و خلوت به او اسراری می آموختند که دیگران را توان فهم و تحمل آن نبود . امام صادق ( علیه السلام ) در باره اش فرمود: « سلمان علم اوّل و آخر را درک کرد » فرد باهوش و پژوهشگری بود که به دنبال حقیقت به این سو و آن سو می گشت ، در حالی که کام تشنه اش هرگز سیراب نشد . چندین بار او را فروختند تا عاقبت ، پیامبر ( صلی الله علیه و آله ) خریدارش شد . او به کمالاتی آراسته بود ، لیکن در میان فضایل او این سه خصلت از برجستگی خاصی برخوردار بود : اول آنکه دوستی و میل حضرت علی ( علیه السلام ) را بر میل و هوای نفس خود برگزید . دوم آنکه فقرا را بر ثروتمندان اختیار نمود و سوم آنکه به دانش و علم عشق فراوانی داشت . (۷) حضرت فاطمه (سلام الله علیها ) به ارزش و جایگاه سلمان توجه خاصی داشت و او را از یاد نمی برد . سلمان پس از رحلت رسول اکرم ( صلی الله علیه و آله ) مدتی از خانه بیرون نیامد . او خود می گوید : پس از ده روز از خانه بیرون آمدم . حضرت علی (علیه السلام ) مرا دید و فرمود: پس از پیامبر دربارۀ ما کم لطفی کردی . عرض کردم مولای من ! کوتاهی نبود، بلکه غم دوری پیامبر (صلی الله علیه و آله ) مرا خانه نشین کرده ، مانع آن شد که به دیدار شما بیایم . آن حضرت فرمود : به خانۀ فاطمه (سلام الله علیها) برو که مشتاق دیدار توست ، و هدیه ای از بهشت برایت نگه داشته است . از ایشان سؤال کردم: مگر بعد از پیامبر نیز از بهشت برای شما چیزی می آید؟ ! آن حضرت جواب داد : همین دیروز آمده است . من به خانۀ حضرت فاطمه ( سلام الله علیها) آمدم . ایشان در حجاب و پوشش بود . سپس فرمود: ای سلمان ! در حق ما کوتاهی کردی . عرض کردم : ای یادگار پیامبر این چنین نیست . آن حضرت فرمود: پس ، بنشین و گوش کن . ذیروز تشنه بودم . درِ خانه نیز قفل بود ، در این فکر بودم که چگونه وحی قطع شد و چرا فرشتگان دیگر به خانۀ ما نمی آیند ؟! در این هنگام در خانه باز شد و سه فرشته وارد شدند که از نظر زیبایی، کسی را مانند آنها ندیده بودم ، از آنها پرسیدم : اهل مکه اید یا مدینه ؟ گفتند: نه اهل مکه ایم نه اهل مدینه و نه اهل زمین ، بلکه از جمع حور العین و از دارالسلام هستیم ، خدا ما را به سوی شما فرستاده است و ما مشتاق دیدار شماییم . سپس خود را معرفی کردند و معلوم شد که آنها در بهشت ، همسر مقداد و اباذر و سلمان هستند . سلمان می گوید: پس از آن ، فاطمۀ زهرا (سلام الله علیها ) رطبی آورد که از برف سفید تر و از مشک خوشبوتر و فرمود: باآن افطار کن و فردا هسته اش را برای من بیاور . رطب را برداشتم و با خود به خانه آوردم . در بین راه هر کس از کنارم رد می شد ، تحت تأثیر بوی خوش رطب قرار گرفته ، سؤال می کرد . آیا مشک همراه داری ؟ می گفتم : آری .هنگام افطار آن را خوردم ، امّا هسته ای در آن نیافتم . هر چه جستجو کردم ، نتیجه ای نداشت . فردا خدمت حضرت زهرا( سلام الله علیها ) رسیدم و عرض کردم : با ان رطب افطار کردم ، ولی هستۀ آن را ندیدم ! آن حضرت فرمود: این رطب هسته و دانه ندارد و از درخت نخلی است که خداوند آن را رد دارالسلام کاشته و دانۀ آن کلمه ای است که پدرم به من آموخت و من هر صبح و شام آن را تکرار می کنم . (۸) عرض کردم : آن را به من بیاموز . آن حضرت دعای نور را به من آموخت .
تقسم کار با خدمتگذارحضرت فاطمه ( سلام الله علیها ) با همۀ بزرگواری و مقام و منزلتی که در پیشگاه خدا داشت ، کار خانه را خود انجام می داد و تا مدتها خدمتکار نداشت . روزی پیامبر (صلی الله علیه و آله) زنی را در یکی از جنگها اسیر گرفته بود ، نزد فاطمه (سلام الله علیها ) آورد و دست او را در دست آن حضرت گذاشته ، فرمود: ای فاطمه ! این زن در خدمت توست ، او اهل نماز است . سپس دربارۀ او سفارش کرد : فاطمه نگاهی به صورت پیامبر کرد و چنین گفت : کارِ خانه را تقسیم می کنیم یک روز من کار می کنم ، یک روز او (۹) اشک در چشمان پیامبر حلقه زد سپس فرمود: « الله اعلم حیث یجعل رسالته » (10) « ذریهً بعضها من بعض و الله سمیع علیم » (11) وعده ای که حضرت فاطکه ( سلام الله علیها ) به پدر بزرگوارش داد ، در تمام مراحل زندگی پیاده شد . آن حضرت نه تنها خدمتکار خود را به زحمت نمی انداخت ، بلکه گاهی در انتخاب نوع کار از او سؤال می کرد تا هر کاری که بیشتر دوست دارد بپذیرد . روزی به او فرمود: شما خمیر می کنی یا نان می پزی ؟ او در جواب عرض کرد : خمیر کردن و آوردن هیزم به عهدۀ من باشد . سپس آمادۀ انجام آن شد (۱۲) این خدمتکار نامش فضّه بود ، دختر پادشاه هند ، زنی زیبا ، شرین سخن ، دانشمند و با معرفت بود و در علم شیمی و تبدیل فلزات ، تخصصی چشمگیر داشت . همیشه در حال خواندن قرآن بود و حتی سؤال مردم را با آیۀ قرآن جواب می داد . (۱۳) در خانۀ حضرت فاطمه (سلام الله علیها ) وظایف خود را با خلوص و صداقت کامل انجام داده ، با اهل خانه همرراه و یکدل بود ؛ چنانچه آنها گرسنه بودند ، او نیز گرسنه بود و چنانچه تشنه بودند او نیز تشنه ؛اگر آنها نمی خوابیدند او نیز خواب را از چشمان خود می گرفت ؛ با خاندان حضرت علی (علیه السلام ) سه روز روزه گرفت و مشمول آیۀ « ویطعمون الطعام علی حبه مسکیناً و یتیماً و اسیراً » (14) شد ؛ از خوراک بهشت بهره مند گردید و امیر المؤمنین( علیه السلام ) درباره اش فرمود: « اللهم بارک لنا فی فضّتنا » . (15) در جریان بیعت گرفتن اجباری از امیر المؤمنین علی ( علیه السلام ) نخستین کسی بود که برای دفاع از ولایت از خانۀ حضرت زهرا ( سلام الله علیها ) بیرون آمد و از هیچ کوششی در راه حمایت و احقاق حق خاندان پیامبر ) صلی الله علیه و آله ) دریغ نکرد . وی در کربلا نیز با زینب کبری (سلام الله علیها) همراه بود.
رفتار با همسایگانیکی از حقوقی که در رسالۀ حقوق امام سجاد ( علیه السلام ) بیان شده است ، حق همسایه و همجوار ی است . حق همسایه آن است که در غیاب وی ، آبرویش را حفظ نموده و به هنگام ملاقات ، او را احترام کنی و در هر حال پشتبان او باشی . در صدد عیبجویی اش برنیایی و دربارۀ بدیهایش جستجو نکنی . اگر اتفاقاً عیبی از او دیدی سینه ات قلعۀ مستحکم عیوب او و اسرار او باشد ، بگونه ای که با سر نیزه نیز نتوان بدان دست یافت . اگر با کسی راز خود را در میان می گذارد به سخنان آنها گوش مده . او را در سختیها تنها مگذار . اگر او نادانی کرد ، تو بزرگواری و در عین حال ، شیوۀ مسالمت آمیز را از دستمده . در برابر بدگویان و بد خواهان ، مدافع او باش . حیلۀ افراد بظاهر نصیحتگو را برایش فاش کن و با او خوشرفتار باش . (۱۶) حضرت علی ( علیه السلام ) در حساسترین لحظات عمر خود که در بستر شهادت خفته بود ، دربارۀ همسایه چنین فرمود : از خدا بترسید ! از خدا بترسید! دربارۀ همسایگانتان که آنها سفارش شدۀ پیامبر شما هستند . رسول خدا( صلی الله علیه و آله ) آن قدر دربارۀ آنان سفارش فرمود که گمان کردیم می خواهد برای آنها ارث قرار دهد . (۱۷) زیباترین شیوۀ رفتار با همسایه در عمل فاطمه زهرا ( سلام الله علیها ) تجلی داشت . ایشان همیشه همسایگان را بر خود مقدم می دانست و در مناجاتهای شبانه برای آنان دعا می کرد و خیرشان را از خدا طلب می نمود . امام حسن ( علیه السلام ) در این زمینه چنین فرمود: مادرم شب جمعه یکسره در حال قیام بوده و تا صبح به رکوع و سجده نرفت و مدام برای مردم دعا می کرد و نام آنان را به زبان می آورد . صبح به ایشان گفتم در دعا ی دیشب برای خودتان چیزی طلب نکردید ؟آن حضرت جواب داد: اول برای دیگران ، پس از آن برای خود(۱۸) روایت امام کاظم نیز مؤید همین مطلب است . (۱۹)
هدیه ای از پیامبرمردی خدمت حضرت زهرا ( سلام الله علیها) رسید و عرض کرد : ای دختر رسول خدا ! آیا چیزی از پیامبر (صلی الله علیه و آله) نزد شما به یادگار مانده است تا به من هدیه کنید ؟ آن حضرت به کنیز خود فرمود: آن پارچه را بیاور . کنیز جستجو کرد ، لیکن آن را پیدا نکرد . حضرت فاطمه ( سلام الله علیها) فرمود : وای برتو ! زود آن را پیدا کن که ارزش آن پارچه برای من به اندازۀ حسن و حسین است . کنیز پس از مدتی پارچه را یافت که در آن چنین نوشته شده بود : حضرت محمد (صلی الله علیه و آله ) فرمود: از مؤمنان نیست کسی که همسایه اش از او امنیت نداشته باشد ؛ هر کس به خدا و قیامت ایمان داشته باشد ، همسایه را نمی آزارد . باید سخن نیک بگویید و گرنه ساکت باشید . خداوند افراد نیکوکار، صبور و با عفت را دوست می دارد و افاراد بد سخن ، لجوج، ستیزه گر و بخیل را دشمن می دارد . حیا از ایمان است و اهل ایمان در بهشتند و ناسزاگو در جهنم است . (۲۰)
تجلی ایثار در شب عروسیایثار، والاترین کرامت انسان ، بالاترین مرتبۀ ایمان ، بهترین عبادت و زینت زهد است . ایثار ، عبور از گردنۀ پر فراز و نشیب نفس و پا گذاشتن روی خود خواهی و پرداختن به دیگران است . ایثار ، گذشتن از منافع خود و شاد کردن دیگران است . خدای سبحان می فرماید: آنها دیگران را بر خود مقدم می دارند ، هر چند خود بدان محتاج باشند . (۲۱) چیزی که انسان ایثارگر آن را ایثار می کند ، هر قدر که بیشتر مورد نیازش باشد ، آن ایثار با ارزشتر و شکوه و عظمت آن بیشتر است . در این زمینه ، حضرت زهرا ( سلام الله علیها) گوی سبقت را از همه ربوده و زیباترین جلوۀ ایثار را نشان داده است . نمونۀ زیر بیانگر این مطلب است : فاطمۀ زهرا ( سلام الله علیها) در شب عروسی دو پیراهن داشت ، یکی کهنه و دیگری نو . پیامبر لباس نو را برای عروسی او تهیه کرده بود . غیر از این دو ، لباس دیگری نداشت . فقیری از آن حضرت پیراهن طلب کرد تا خود را با آن بپوشاند . در این هنگام ، صدیقۀ کبری آیۀ ۹۱ سورۀ آل عمران را به یاد آورد که می فرماید: هرگز به نیکوکاری نمی رسید مگر از آنچه خود دوست دارید انفاق کنید. آن حضرت پیراهن نو را به فقیر داد . چون هنگام رفتن به خانۀ داماد فرا رسید ، جبرئیل برپیامبر نازل شد و عرض کرد: خداوند سلامت می رساند و به من فرمود تا سلامش را به حضرت فاطمه ( سلام الله علیها ) تقدیم نمایم. خداوند هدیه ای از لباسهای بهشتی که از سُندُس سبز تهیه شده برای فاطمه فرستاده است . پیامبر (صلی الله علیه و آله) نیز سلام خداوند متعال را به فاطمه زهرا (سلام الله علیها ) رساند و آن پیراهن بهشتی را به ایشان داد . (۲۲)
پاورقی

۱- اصول کافی ، ج۱ ، ص۴۹ .۲- همان مدرک ، ص۴۹ .۳- همان مدرک ، ص ۴۸ .۴- بحار الانوار ، ج۲ ، ص۳ .۵- فاطمه بهجه قلب المصطفی ، ص۲۹۸ ، به نقل از دلایل الامامه ، ص۱ .۶- بحار الانوار ، ج۲ ، ص۸ .۷- منتهی الامال ، ج۱ ، ص۱۱۴ .۸- بحار الانوار ، ج۴۳ ، ص۶۶ -ریاحین الشریعه ، ج۱ ، ص۱۳۵ .۹- احقاق الحق ، ج۱۰ ، ص ۲۷۷ .۱۰- انعام ، آیۀ ۱۲۴ .۱۱- آل عمران ، آیل ۳۳٫۱۲- احقاق الحق ، ج۱۰ ، ص۲۷۶ .۱۳- مناقب ، ابن شهر آشوب ، ج۳ ، ص۳۴۳ .۱۴- دهر ،آیه۷ .۱۵- ریاحین الشریعه ، ج۲ ، ص۳۱۴ .۱۶- تحف العقول ، ص۴۲۱ ، ترجمه احمد حنتی .۱۷- نهج البلاغه ، فیض الاسلام ، ص۹۷۷ .۱۸- کشف الغمه ، ج۲ ، ص۹۴ .۱۹- بحار الانوار ، ج۴۳ ، ص ۸۲ و ۹۰ .۲۰- فاطمه بهجه قلب المصطفی ، به نقل از دلایل الامامه ، ص۱ .۲۱- حشر ، آیۀ ۹ .۲۲- احقاق الحق ، ج۱۰، ص۴۰۱ – فاطمه بهجه قلب المصطفی ، ص ۴۸۴ – فاطمه از ولادت تا شهادت ، ص ۱۶۴ .
منبع: پیام زن،

 

برچسب ها: shia
نوشته قبلی

رفتار با پدر حضرت فاطمه ی زهرا (سلام الله علیها)

نوشته‌ی بعدی

این است مزد رسالت؟

مرتبط نوشته ها

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)
انقلاب مهدوی

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)

چرا امام قائم (عج) در قرآن نیامده است‌؟
انقلاب مهدوی

جهانی شدن و حکومت جهانی مهدی (عج)

نقش انتظار در پویایى جامعه اسلامى
انقلاب مهدوی

نقش انتظار در پویایى جامعه اسلامى

اهل کتاب در دولت مهدوی (عج)
انقلاب مهدوی

جهانی شدن و حکومت جهانی حضرت مهدی (عج)

مدینه فاضله امام زمان (عج)
انقلاب مهدوی

مدینه فاضله امام زمان (عج)

سه برداشت از شکوفایی علم در عصر ظهور
انقلاب مهدوی

سه برداشت از شکوفایی علم در عصر ظهور

نوشته‌ی بعدی

این است مزد رسالت؟

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

امام صادق (ع) و اندیشه های صوفیان

امام صادق (ع) و اندیشه های صوفیان

پیام عاشورا

پیام عاشورا

معنای جانفدای ۳۰ میلیونی

معنای جانفدای ۳۰ میلیونی

فقه به مثابه‌ نرم‌افزار اداره‌ نظام

فقه به مثابه‌ نرم‌افزار اداره‌ نظام

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا