12 می 2026

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home بدون دسته ( پیشفرض)

رفتار منصور با امام صادق×

رفتار منصور با امام صادق×
0
SHARES
19
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

رفتار منصور با امام صادق×

اولين کسي که امام ششم را ملقب به صادق نمود، منصور بود، زيرا پيشگويي آن حضرت را درباره‌ي سلطنت خود صحيح يافت و همچنين محمد و ابراهيم دو فرزند عبد الله بن حسن را ـ که حضرت صادق × خبر داده بودند منصور مي‌کشد ـ منصور کشت و صدق گفتار آن حضرت روشن گرديد.([1])

منصور در ميان علويان، از امام صادق× بيشتر از همه بيم داشت؛ از اين رو با آنکه امام× روي مصالحي خود را به ظاهر از مناقشات و کش‌مکش‌هاي سياسي دور نگه داشته و به عبادت و تعليم و تربيت افراد و گسترش فرهنگ اسلامي مشغول بودند، بارها آن حضرت را احضار مي‌کرد و تصميم به قتل ايشان مي‌گرفت. اين در صورتي بود که منصور اعتراف مي‌کرد و مي‌گفت: جعفر بن محمد از آنهايي است که خداوند درباره آنها فرموده: ﴿ثُمَّ أوْرَثْنَا الْكِتابَ الَّذينَ اصْطَفَيْنا مِنْ عِبادِنا﴾ وارث کتاب آسماني بندگاني هستند که ما برگزيده‌ايم. در هر خانداني محدّثي وجود دارد، اکنون محدِّت ما جعفر بن محمد است.([2])

نمونه ديگر از اعترافات منصور نسبت به امام صادق× اين است که وي در طي نامه‌اي به يکي از علويان، به وضوح به مقام و شأن ومنزلت امام× اعتراف کرده است. او در نامه‌اش خطاب به آن سيد علوي چنين نوشته است:

«… در ميان شما علويان بعد از رسول خدا’، بهتر و برتر از علي بن الحسين× نيامده که او، از جد تو بهتر بود و بعد از او، در ميان شما، بهتر از محمد بن علي× نبود. که او هم بهتر از پدر تو بود و نه مانندي براي فرزندش جعفر صادق× بود، که او هم از تو بهتر بوده و هست».([3])

به نقل از يکي از نوادگان عباسي، چنين حکايت شده است:

«روزي بر منصور وارد شدم در حالي که محاسنش از اشک چشمانش تر شده بود! گفت: آيا مي‌داني که بر خويشاوندان تو چه گذشته است؟ گفتم: چه شده يا امير؟ گفت: بزرگشان و عالمشان و بهترين‌شان درگذشته است. پرسيدم او کيست؟ گفت: جعفر بن محمد الصادق×»!([4])

با اين همه اعتراف و ده‌ها اعتراف ديگر، منصور دوانيقي حضرت صادق× را از مدينه منوره به عراق احضار نمود و بارها قصد کشتن آن امام مظلوم را نمود و هر بار معجزه‌اي مي‌ديد و از تصميم بر قتل آن حضرت صرف نظر مي‌کرد. گاهي دستور مي‌داد مأمورين او بروند و لباس آن جناب را برگردنش بيندازند و او را نزد آن ظالم شقي بي‌حيا ببرند.([5])

مفضل بن عمر مي‌گويد: «منصور دوانيقي براي فرماندار مکه و مدينه، حسن بن زيد، چنين پيام داد: خانة‌ جعفر بن محمد امام صادق× را بسوزان، ا و اين دستور را اجرا کرد و خانة امام صادق× را سوزانيد که آتش آن تا به راه رو خانه سرايت کرد، امام صادق× بيرون آمد و ميان آتش گام برمي‌داشت و مي‌فرمود: «انا بن اعراق الثري، أنا بن ابراهيم خليل الله» منم فرزند اسماعيل که فرزندانش مانند رگ و ريشه در اطراف زمين پراکنده‌اند، منم فرزند ابراهيم، خليل خدا، که آتش نمرود بر او سرد و سلامت شد».([6])

شبي به دستور منصور، امام صادق× را در نيمه‌هاي شب با سر برهنه و بدون روپوش به حضور او آوردند. منصور با کمال جسارت و خشونت به آن حضرت گفت: «اي جعفر! با اين سن و سال آيا شرم نمي‌کني که خواهان رياست هستي و مي‌خواهي بين مسلمين فتنه و آشوب بپا کني؟ سپس شمشير خود را از غلاف بيرون کشيد تا گردن امام را بزند، ناگاه رسول خدا’ را در برابر خود ديد، شمشير را در غلاف گذاشت. براي بار دوم همين کار را کرد و باز رسول خدا’ را در برابر خود ديد. براي بار سوم نيز تکرار کرد، باز رسول خدا’ را در برابر خود ديد. سرانجام از قتل امام صادق× منصرف گرديد.([7]) محمد اسقنطوري مي‌گويد: وارد بر منصور شدم، ديدم در فکر عميقي فرو رفته است. گفتم: چرا فکر مي‌کني؟ منصور گفت: از اولاد دختر محمد| بيش از هزار نفر را کشته‌ام، ولي رهبر و بزرگ آنان ـ حضرت صادق× ـ را نکشته‌ام!! محمد گفت: او کيست که شما او را نکشته‌اي؟ منصور گفت: مي‌دانم که تو او را امام خود مي‌داني و اعتقاد داري که او امام من و تو و امام روي زمين است، ولي اکنون متوجه او مي‌گردم!([8])

سرانجام منصور بوسيلة انگوري که آن را زهرآلود کرده بود، به امام صادق× زهر خورانيد و آن حضرت را مسموم کرد. از آن پس روز به روز حال آن حضرت رو به وخامت مي‌گذاشت. يکي از اصحاب به حضورش رسيد، پرسيد: شما چرا اين گونه لاغر شده‌ايد و ديگر چيزي از بدن مبارکتان باقي نمانده است؟! سپس دلش سوخت و گريه کرد.

امام× به او فرمود: چرا گريه مي‌کني؟ او گفت: چگونه گريه نکنم با اينکه شما را در چنين حالي مي‌نگرم.

امام× فرمود: گريه نکن زيرا همة نيکي‌ها به مؤمن عرضه مي‌شود. اگر اعضاي بدنش را هم از هم جدا کنند براي او خير است، و اگر مالک مشرق و مغرب دنيا شود، باز براي او خير است. (يعني مؤمن به رضاي خدا هر چه باشد راضي است.)

آن حضرت چندين بار بي‌هوش شد و وقتي به هوش مي‌آمد، سخني مي‌فرمود و سپس بي‌هوش مي‌شد.([9])

[1]. شیعه و زمامداران خودسر، محمد جواد مغنیه، ترجمه مصطفی زمانی، ص278.

[2]. فراهانی، ولی الله، قانعی، سعید، زندگانی چهارده معصوم، بهار 1387، ص473.

[3]. همان، ص487.

[4]. همان، ص487.

[5]. علی عطائی اصفهانی، پرتوی از زندگانی شش معصوم مدینه منوره، ص181ـ182.

[6]. اشتهاردی، محمد، سوگنامه آل محمد’، ص84..

[7]. محمدی اشتهادری، محمد، سوگنامه آل محمد’، ص85.

[8]. شرح شافیه‌ی ابی فراس، در مناقب آل رسول الله| و مفاسد بنی عباس، ص171.

[9]. محمدی اشتهاردی، محمد، سوگنامه آل محمد’، ص86.

نوشته قبلی

مشهور بودن دشمني منصور با علويين

نوشته‌ی بعدی

رفتار منصور با امام کاظم

مرتبط نوشته ها

بدون دسته ( پیشفرض)

توحید از دیدگاه شیعه چگونه است؟

صفای باطن و دوری امامان (ع) از کینه توزی
بدون دسته ( پیشفرض)

صفای باطن و دوری امامان (ع) از کینه توزی

میانه روی در نهج البلاغه
بدون دسته ( پیشفرض)

میانه روی در نهج البلاغه

ادوار اجتهاد
بدون دسته ( پیشفرض)

ادوار اجتهاد

آثار محبّت اهل بیت (ع) در قرآن
بدون دسته ( پیشفرض)

آثار محبّت اهل بیت (ع) در قرآن

بدون دسته ( پیشفرض)

قاطعیت و عطوفت در سیره امام علی(علیه السلام)

نوشته‌ی بعدی
رفتار منصور با امام کاظم

رفتار منصور با امام کاظم

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

حاج شیخ عباس قمی؛ اسوۀ اخلاص

حاج شیخ عباس قمی؛ اسوۀ اخلاص

هویت ایرانی و اسلامی در هم تنیده است.

هویت ایرانی و اسلامی در هم تنیده است.

مداحی جای تحریف دین نیست.

مداحی جای تحریف دین نیست.

وکلاى حضرت مهدى (عج)

وکلاى حضرت مهدى (عج)

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا