9 جولای 2026

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • محور مقاومت
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • محور مقاومت
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home نهضت حسینی

سنت الهى تعميم در قرآن و نمود آن در نهضت عاشورا (3)

0
SHARES
0
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

نفرين‏شدگان در زيارت وارث سه گروه در زيارت وارث نفرين شده بودند: قاتلان، تأييد كنندگان و خشنود شوندگان.متن زيارت چنين است:«لعن الله ُأمةً قتلتْكم، و لعن اللّهُ أمةً ظلمتكم، و لعن الله أمةً سمعتْ بذلك فرضيتْ به؛بدان راضى شد.»گروه نخست محدود به حاضران در كربلا، در محرم 61هجرى است. گروه دوم گسترده‏تر از دسته اوّل، و شامل كسانى است كه پشتيبانى كردند و كار قاتلان را تأييد نمودند وبه امام ستم كردند؛ چه در عاشوراى 61 هجرى، در كربلا حاضر باشند، چه در اين‏تاريخ، دركربلا نباشند.دسته سوم، از اين دو گروه فراتر رفته، طول تاريخ را شامل مى‏شود و حلقات و رشته‏هاىآن تا به امروز كه هستيم و زندگى مى‏كنيم، به هم مرتبط است. شگفت است كه گروه سوم مانند نخستين و دومين دسته، سزاوار لعن و عذاب و برائت است. اگر امام حسين(ع) از كسى يارى مى‏خواست و وى اجابت نمى‏كرد، امام به او توصيه مى‏كرد دور شود تايارى‏خواهى‏اش را نشنود. وى فرمود:«مَن سمع و اعيتنا فلمْ يُعِنّا، كان حقّاً على الله أنْ يكبّه على منخرهِ فى النار؛هر كه نداى ما را بشنود و ما را يارى نكند، خداوند حق دارد او را با صورت در آتش اندازد.»بينش تاريخى تعميم و فراش مولى و ربط حاضران با گذشتگان و نسلها با هم‏ديگر، بهصورت روشن و با گفته‏هايى تأثيرگذار، در زيارت عاشورا بازتاب دارد. در ادامه برخى ازاين نصوص را نقل‏مى‏كنيم:«لعن الله أمةً أسّستْ أساسَ الظلم و الجور عليكم أهل البيت. و لعن الله أمةً دفعتْكم عَنمقامكم و أزالتْكم عن مراتبكم التى رتَّبكم اللهُ فيها و لعن اللهُ الممهّدين لهم بالتمكين مِنقتالكم. برئتُ إلى الله و إليكم منهم و مِن أشياعهم و أتباعهم و أوليائهم. إنّى سلمٌ لمَنسالمكم، و حربٌ لمَن حاربكم إلى يوم القيامه؛خداى لعن كند امتى كه اساس ظلم و جور بر شما اهل بيت را پى ريخت. نفرين خدا بر امتىبادكه شما را از جايگاه و مقامتان (خلافت) را ند و مرتبه‏اى را كه خدا برايتان مقرر داشته بود،گرفت. خدا لعنت كند مردمى را كه از امراى ظلم و جور براى جنگ با شما اطاعت كردند.براى رضايت خدا و شما، از آن ظالمان و پيروان و دوستانشان بيزارى مى‏جويم و منتاروز قيامت، در صلحم با هر كه با شما در صلح است و در جنگ و نبردم با هر كه با شمادرجنگ است.»
عاشورا مَحَك ولايت و برائت زندگى ميدان مبارزه است و كشمكش ستون فقرات تاريخاست. بهتر از اين نمى‏توان تاريخ را تعريف كرد. تاريخ جز مبارزهو نبرد نيست و هر چه جز اين مى‏باشد، در حاشيه تاريخ است، نهدر صُلْب و متن آن. مقصود از مبارزه، تضاد طبقاتى نيست (چنانكه ماركس مى‏گويد) يا هماوردى نظامى و يا رقابت اقتصادى وسياسى، بلكه منظور، نبرد ميان توحيد و شرك و جنگ ميان حق وباطل است. اين نبرد جوهر و ستون فقرات تاريخ است و هرمبارزه ديگر، در حاشيه و كنار تاريخ بوده، از دل تاريخ نيست.ابراهيم(ع) با امامت و رهبرى خويش، در تاريخ اين نبرد راآغاز كرد و پيامبران، رسولان و بندگان شايسته و صالح آن را ادامهدادند. اين نبرد است كه ساحت حيات را تقسيم مى‏كند و همگان،با درجات و مراتب مختلف، ميان دو جبهه نبرد[حق و باطل‏]هستند. گاه جنبه‏ها و طرف‏هاى درگير، در هم شده، خط و خطوطآميخته مى‏شود، آن چنان كه شناخت حق و باطل در جبهه نبردسخت و مشكل مى‏گردد و آن كه مى‏خواهد جانب حق را بگيرد،مى‏بايست شناخت دقيق داشته باشد و براى تشخيص حق ازباطل، آگاهى و بصيرت يابد. در اين فضاى مه‏آلود و مشوش،انسان نمى‏تواند موضع درستى بگيرد مگر آن كه آگاهى و معرفتداشته باشد. عامل مهم آگاهى، تقوا و پارسايى است:«اتّقوا الله و يعلّمكم الله؛[40]از خدا بترسيد تا شما را تعليم و آگاهى دهد.»«يا أيّها الذين آمنوا اتَّقوا الله و آمِنوا برسوله يُؤْتِكم كفلين مِن رحمته ويجعل لكم نوراً تمشون‏به؛[41]اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد!ازخدابترسيدو به پيامبرش ايمان بياوريد تاشمارا ازرحمت خود دو نصيب دهدو شما رانورىعطاكند كه در روشنايىآن، راه بجوييد.»عاشورا عامل دقيقى براى تشخيص حق و باطل استهر چند حق و باطل به هم آميخته شود. كاش مى‏دانستيم چه سرّ و حكمتى خداى متعال دراين روز شگفت قرار داده است! عاشوراى 61 هجرى عاملى اساسى براى تقسيم مردم دردوجبهه مشخص بود؛ جبهه حسينى و جبهه ضد حسينى. جبهه نخست در طول تاريخ باپيامبران و رسولان و مردمان صالح بوده، جبهه دوم در برابر دعوت پيامبران ايستاده و بامجرمان ومفسدان بوده است.از آن رو كه حسين(ع) وارث پيامبران و رسولان است، دعوت او در امتداد و دنباله دعوتان بياست و يزيد چون وارث طاغيان تاريخ و وارث طغيانگرى و سرشت آنان است، ازسردمداران طاغوت و از خيل سپاه آنان به شمار مى‏آيد.جبهه حق و باطل در طول تاريخ امتداد داشته، هر يك تاريخ را با رنگ و بوى خودآراسته‏اند. هر جبهه كه يگانه‏پرستى و ارزشها را به ارث برده، با حق بوده، از موضع‏گيرى امام خشنود است و كرده بنى‏اميه در عاشورا را نمى‏پسندد، با حسين و در خط پيامبران و رسولاناست. اما آن كه در پى ميراث بنى‏اميه و استكبار بوده، از مرز الهى و احكام خدا بيرون رفته، دربرابر سبيل الله ايستاده و در عاشورا بر حسين خشم گرفته، برضد وى بوده، در خط طاغيان ومستكبران تاريخ است.عاشورا خط معيار اين دو جبهه در طول تاريخ و در هر جامعه‏اى است. عاشوراتاريخ‏وجامعه را به قطب متضاد حق و باطل تقسيم مى‏كند. گرچه تمامى درگيرى‏هاى ميان‏حق و باطل مى‏تواند اين دو را در طول تاريخ و در هر جامعه‏اى، از هم جدا ومشخص‏سازد، اما خداوند از بين رخدادهاى بسيار به عاشورا چنين ويژگى عظيم وروشنى‏بخشيده است. موضع‏گيرى در اين دو جبهه، به دوستى يا بيزارى است. دوستى نشانه جبهه نخست و دشمنى نشانه دسته دوم است و حسين حدّ فاصل و جداكننده ميان جبهه حقو باطل است:«إنّى سلمٌ لِمَن سالمكم و حربٌ لِمَن حاربكم و ولىٌّ لِمَن والاكم و عدوٌّ لِمَن‏عاداكم.»گستره اين دو جبهه در طول تاريخ و جوامع گسترش يافته، پهناورترين گستره درحيات‏آدمى است و خشنودى يا ناخشنودى آن را رنگ دوستى يا دشمنى، ولايت يا عداوت زده است.دوستى يا دشمنى، به عمل استدوستى و دشمنى بدان معنا نيست كه آدمى فقط در دل دوست بدارد يا دشمن باشد و اقبالو ادبار قلبى داشته باشد بلكه به معناى تمام كلمه، موضع‏گيرى عملى است. شايددرست‏ترين سخن براى تعبير از موضع‏گيرى عملى، جمله تأثيرگذار و رسايى است كه درزيارت عاشورا به چشم مى‏خورد:«با دوستانتان، در صلح و سلامتم و با دشمنانتان، در جنگ و نبرد.دوستدار علاقه‏مندان شمايم و از خصمتان بيزارم.»گستره صلح يا جنگ با دوستان يا دشمنان حسين(ع) فقط عاشورا نيست بلكه در هرتاريخ و جامعه‏اى است [كلّ يومٍ عاشورا و كلّ أرضٍ كربلا] و عامل گسترش، رضا يا سَخَطاست. از زيارت عاشورا پى به اين بينش ژرف در مورد تاريخ و جامعه مى‏بريم:«لعن اللهُ أمةً قتلتْكم و لعن اللهُ الممهّدين لهم بالتمكين.»اين دو گروه در گستره پهناورى از جامعه وجود داشته، زيارت وارث گروه سوم را نيزمشمول لعن و برائت مى‏داند:«لعنت خدا بر امتى باد كه اين ستم را شنيدند و بدان راضى بودند!».پس از اين گستردگى و شمول، در هر تاريخ و جامعه‏اى، صلح و جنگ، دوستى و دشمن جريان دارد و عاشورا نقطه برخورد دو جبهه حق و باطل، توحيد و شرك است كه در طول تاريخ با هم نبرد داشته‏اند و انتساب و اَنگ هر جبهه را داشتن، به عمل و رضايت است.رضايت‏مندى سطحى و عمقىآنچه از تأثير رضايتمندى گفتيم، در صورتى است كه راستى باشد، اما آرزوها وخواسته‏هاى دروغين و دوستى سطحى، آدمى را به دايره ولايت وارد نكرده، او را از برائتبيرون نمى‏برد. رضايت يا نارضايتى جز با عمل و عزم، درست نخواهد بود. اگر خشنودى ياناخشنودى، تهى از عزم و عمل باشد، ارزشى ندارد. فرزدق شاعر – رحمة الله عليه – بدين حقيقت آگاه بود و وقتى امام از وى از حال اهالى عراق پرسيد، پاسخ درست داد و عرض كرد:دلهايشان با توست و شمشيرهايشان بر توست! اين واقعه پس از آن بود كه امام در ذی‏حجه سال شصت هجرى، حجاز را به سوى عراق ترك كرد. اگر دلها جداى از شمشيرها و همراه در رضايت و نارضايتى همراه نباشند. اما آثار اين سنت، فقط در دنياست نه در آخرت، در حالى كه سنتتعميم – كه از آن سخن مى‏گوييم – در دنيا و آخرت، همگان را اگر در رضا و نارضايى شريك باشند در برمى‏گيرد و كسانى را كه در رضا و نارضايى با آنان همراه نيستند، شامل نمى‏شود.
پي‌نوشت‌ها:

[40]. بقره، 282.[41]. الحديد، 28 منبع فصلنامه حکومت اسلامی شماره 27
 

برچسب ها: آثار نهضت امام حسین (ع)
نوشته قبلی

سنت الهى تعميم در قرآن و نمود آن در نهضت عاشورا (2)

نوشته‌ی بعدی

ابزارهاي برگزيده آخر الزماني شيطان!

مرتبط نوشته ها

عاشورا در مکتب عقل و اخلاق
نهضت حسینی

عاشورا در مکتب عقل و اخلاق

تلاش تبلیغاتى اهل بیت امام حسین (ع)
نهضت حسینی

تلاش تبلیغاتى اهل بیت امام حسین (ع)

پیامدهاى اجتماعى نهضت حسینى
نهضت حسینی

حسین (ع) سرآغازی برای شناختن

نهضت حسینى، ستیز با پایه‌ گذاران ظلم
نهضت حسینی

نهضت حسینى، ستیز با پایه‌ گذاران ظلم

حیاتِ الگویی امام حسین (ع)
نهضت حسینی

حیاتِ الگویی امام حسین (ع)

فرهنگ عاشورا در سیره معصومین (ع)
نهضت حسینی

نهضت کربلا از دیدگاه اهل سنت

نوشته‌ی بعدی

ابزارهاي برگزيده آخر الزماني شيطان!

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

مناجات شعبانیه

آقای شهید ایران در مشهد مقدس

یا لثارات الحسین علیه‌السلام

یا لثارات الحسین علیه‌السلام

آقای شهید ایران در کربلای معلی

آقای شهید ایران در کربلای معلی

آقای شهید ایران در نجف اشرف

آقای شهید ایران در نجف اشرف

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا