باز این چه نوحه و چه عزا و ماتم است
«وَ مَنْ یُعَظِّمْ شَعائِرَ اللّه فِانّها مِنْ تَقوَى القلوب؛ هر کس شعائر الهى را بزرگ شمارد، آن نشانه ى روح تقوى است.» (1)براستى که بقاى اسلام، مرهون جهاد، ایثار و شهادت امام حسین (ع) در راه خداست و بدون جریان عاشورا و سیّد الشهداء (ع) قرنها پیش، بنى امیّه، اسلام را از بین برده بودند؛ پس همواره حیات دین به زنده نگه داشتن یاد و خاطره ى عاشوراء وسیّد الشهدا مى باشد. بنابراین، ذکر مصیبتهاى امام حسین (ع) و برگزارى هر گونه عزادارى آن حضرت، از جمله شعائر الهى است که شیعیان و دوستداران اهل بیت پیامبر (ع) بدان امر شده اند و روشنى بخش این راه و مهمترین دلیل، براى برپا داشتن مجالس سوگوارى سالار شهیدان، سیره ى ائمه ى معصومین (ع) در این مورد است، که بدان مى پردازیم.
سیره ى امام سجاد (ع) در عزادارى
چو گل از غم کنم گریبان چاکامام سجاد (ع) و حضرت زینب (ع) بعد از شهادت امام حسین (ع) همواره با برپایى مجالس عزا و سوگوارى و ایراد خطبه هاى آتشین در زنده نگه داشتن یاد اباعبداللّه الحسین (ع) در قلوب همگان مى کوشیدند؛ تا جایى که محیط مملّو از خفقان و سیاهى کوفه و شام را دگرگون ساخته و همگان را در سوگ یوسف آل رسول نشاندند.از حالات حضرت سجاد (ع) در سوگوارى سیّد الشهدا (ع) خطبه ى آن حضرت در مسجد امویِ شام مى باشد که خطاب به یزید فرمودند: «اى یزید! محمّد (ص) جدّ توست یا جدّ من؟ اگر مى گویى که جدّ توست، دروغ مى گویى و کفر مى ورزى و اگر اعتقاد دارى که او جدّ من است، پس چرا عترت و خاندان او را کشتی؟! چرا پدرم را کشتى و حرم او و مرا اسیر کردی؟!» حضرت این سخن را گفت و دست به گریبان برد و جامه ى خود را چاک زد و گریه کرد؛ از گریه ى آن حضرت، صداى شیون و زارى از مجلس برخاست و مردم زار زار گریستند. (۲)
بگذار تا بگریم چون ابر در بهارانامام زین العابدین (ع) آنقدر در سوگ پدرشان گریستند، که سلامتى چشمهایشان به خطر افتاد و این در حالى بود که هر گاه ظرف آبى را مى گرفتنتد تا بنوشند، مُدام مى گریستند! (۳)امام صادق (ع) در شدّت حزن آن حضرت مى فرمودند: «حضرت سجاد (ع) چهل سال بر مصائب پدر بزرگوارش گریست؛ در حالى که روزها، روزه و شبها بیدار بود و خدا را عبادت مى کرد. هنگام افطار، وقتى غذا نزدش مى آوردند، در حالى که بشدّت مى گریست مى فرمود: چگونه آب بنوشم؟ در حالى که پدرم را با لب تشنه شهید کردند و گریه مى نمود، بطورى که غذا و نوشیدنیهایش با قطرات اشک او مى آمیخت. او همواره اینگونه مى زیست تا به لقاء اللّه پیوست.» (4)خادم آن حضرت نقل مى کند: «روزى، دنبال حضرت به صحرا رفتم؛ امام روى تخته سنگى مشغول عبادت شد و سر به سجده گذارد و در حالى که مى گریست، سر از سجده برداشت؛ به ایشان عرض کردم: مولاى من! آیا وقت آن نرسیده که کمتر گریه کنید؟ فرمودند: واى بر تو! یعقوب پیامبر دوازده، پسر داشت، یکى از آنها از جلو چشم او پنهان شده بود، آنقدر گریست که مویش سپید، قدش خمیده و چشمش نابینا؛ شد حال آنکه من، پدر و برادران و عموها و دیگر عزیزانم را روى زمین، قطعه قطعه دیدم؛ در حالى که سر بر بدن نداشتند!» (5)
سیره ى امام باقر (ع) در عزادارى
سینه از آتش دل در غم جانانه بسوخت.امام باقر (ع) در تشویق سوگواران حسینى فرمودند: «در روز عاشورا انسان باید براى امام حسین (ع) گریه و زارى کند و به اهل منزل خود دستور دهد که براى حضرتش گریه کنند و در خانه ى خود با اظهار ناراحتى براى آن حضرت، سوگوارى بر پا سازد و در خانه هاى یکدیگر به منظور گریه کردن براى سیّد الشهدا به ملاقات همدیگر روند و در مصیبت امام حسین (ع) به یکدیگر تسلیت بگویند؛ که اگر این کارها را بکنند، من براى آنان ضمانت مى کنم که خداوند، ثواب دو هزار حج و عمره و شرکت نمودن در جنگى در رکاب رسول خدا (ص) و ائمه ى معصومین (ع) به او عطا فرماید.» (6)
سیره ى امام صادق (ع) در عزادارى
غنچه ى سرخروزى، کُمیت شاعر بر حضرت صادق (ع) وارد شد؛ حضرت به او فرمود: «درباره ى جدّم حسین، برایم شعر بخوان!» پس از آنکه کُمیت، اشعارى در مصیبت امام حسین (ع) خواند، امام صادق (ع) گریه ى شدیدى نمودند؛ زنان و اهل حرم حضرت هم به گریه افتادند و در اطاقهاى خود صدا به گریه بلند نمودند. هنگامى که امام (ع) گریه مى کردند. ناگهان زنى از پشت پرده ظاهر شد در حالى که کودکى شیر خوار و کوچک در دست داشت؛ طفل شیر خوار را در دامن امام گذاشت و امام با دیدن طفل، گریه اش بیشتر و صدایش به گریه بلند شد و زنان پشت پرده هم، صدا به گریه بلند کردند.روشن است که منظور از نهادن طفل شیرخوار در دامن امام صادق (ع) به شبیه در آوردن على اصغر شیر خوار بوده است؛ تا بدین وسیله، اثر بیشترى در حُزن و اندوه گریه کنندگان گذاشته شود. (۷)
سیره امام موسى کاظم (ع) در عزادارى
هرگزم نقش تو از لوح دل و جان نروداز امام رضا (ع) در مورد عزادارى پدر بزرگوارشان، امام موسى کاظم (ع) براى سیّد الشهداء روایت است که: «پدرم، چون ماه محرم فرا مى رسید. خندان دیده نمى شد و همواره محزون بود تا روز دهم محرم، که روز مصیبت و حزن و گریه ى ایشان بود.» (8)
سیره ى امام رضا (ع) در عزادارى
ترسم که اشک در غم ما پرده در شوددعبل خزاعى مى گوید: «روز عاشورا خدمت مولایم، على بن موسى الرضا (ع) رسیدم؛ حضرت را دیدم که غمگین و محزون نشسته اند؛ یاران ایشان نیز همه غمگین اطرافشان حلقه زده بودند. وقتى مرا دیدند، فرمودند: «مرحبا بر تو اى دعبل!» سپس جائى براى من باز کردند و مرا نزد خود نشانیدند. سپس فرمودند: «اى دعبل! دوست دارم شعرى برایم بخوانى که این روزها، روز اندوه ما أهل بیت است!» و فرمودند: «اى دعبل هر کسى بر مصیبت جدّم، حسین (ع) گریه کند، خداوند گناهانش را بیامرزد.» سپس حضرت بلند شدند و پرده اى میان ما و زنهایشان زدند و اهل بیتشان را پشت پرده نشانیدند، تا براى مصیبت جدشان گریه کنند. سپس به من فرمودند: «اى دعبل! مرثیه بخوان!» پس من، گریان شدم و اشکم جارى شد و اشعارم را خواندم، امام رضا (ع) و أهل بیتشان نیز گریستند.» (9)
سیره ى امام مهدى (عج) در عزادارى
اى کاش در عزاى تو خون مى گریستمحضرت مهدى (عج) در مصیبت جدّ بزرگوارشان – در زیارت ناحیه ى مقدسه – این گونه مى فرمایند:«سلام بر تو (اى سالار شهیدان) سلام کسى که در غم عزایت مصیبت زده و اندوهگین و سرگشته و درمانده است؛ جانش فداى جان تو و اهل بیتش سپر بلاى اهل بیت تو باد! پس اگر روزگاران مرا به تأخیر انداخت و تقدیر الهى مرا از یارى تو بازداشت و نبودم تا با آنکه با تو جنگیدند، بجنگم و با آنانکه با تو بدشمنى برخاستند، بدشمنى برخیزم (در عوض) هر بامدادان و هر شامگاهان به یادت سرشک غم از دیده مى بارم و به جاى اشک، خون مى گریم تا آن زمان که در اثر سوز جانفرساى مصیبتت جان سپارم…ادامه دارد…
——————————————–پى نوشت ها :
1- سوره ى حج، آیه ۳۲.۲- سیره ى چهارده معصوم، ص ۳۹۷.۳- تاریخ النیّاحه، ص ۱۱۹.۴- ناسخ التواریخ، ج ۳، ص ۱۸۹.۵- الفروع من الکافى، ج ۱، ص ۲۴۰، بحار الانوار، ج ۴۵، ص ۱۸۸؛ وسائل الشیعه، ج ۲، ص ۸۹، سیاهپوشى در سوگ ائمه ى نور، ص ۱۱۶.۶- رمز المصیبه، ج ۱، ص ۲۴، کامل الزیارات، ص ۱۷۵، تاریخ النیّاحه، ص ۱۲۳.۷- معالى السبطین، ج ۱، ص ۱۵۳.۸- تاریخ النیّاحه، ص ۱۳۲، شهید کربلا، ص ۸۰.۹- معالى السبطین، ج ۱، ص ۱۵۴، رمز المصیبه، ج ۱، ص ۲۵.
منبع : نشریه خیمه، اسفند ۱۳۸۲ – شماره ۱۱

















هیچ نظری وجود ندارد