صدور جمله «من کنت مولاه فهذا علی مولاه» از رسول خدا |
مقدمه دوم استدلال شیعه این است که رسول خدا | در خطبه غدیریه جمله «من کنت مولاه فهذا على مولاه» را گفتهاند.
خطبه غدیریّه رسول خدا | از همان زمان صدور مورد توجه مسلمانان و در عصر تدوین نیز مورد توجه مورخان، محدثان و مفسران بوده است و همه کسانى که این خطبه را نقل کردهاند، صدور این جمله را از رسول خدا | نوشتهاند. از این رو درباره این حدیث – که حدیثى متواتر است – نیازى به ارائه طرق و اثبات سند آن نیست و تنها به اظهارنظر چند نفر از دانشمندان اهل سنت درباره طرق آن اکتفا مىکنیم:
۱- ابن مغازلى بعد از آن که حدیث غدیر را با سیزده سند نقل کرده است، از قول بعضى از محدثان صحت حدیث را یادآور شده مىنویسد:
«و قد روى حدیث غدیر خم عن رسولالله |نحو من مائه نفس منهم العشره و هو حدیث ثابت لا اعرف له علّه، تفرد علىّ بهذه الفضیله لیس یشرکه فیها احد.»([۱])
«حدیث غدیر را یکصد نفر از صحابه رسول خدا | از جمله عشره مبشره نقل کردهاند؛. این حدیث ثابتى است که من نسبت به آن نقصى نمىشناسم. این امتیازى است که تنها على داراى آن است و کسى با او در این امتیاز شریک نیست».
۲- ابوجعفر اسکافى معتزلى درباره این حدیث مىنویسد:
«حدیث الغدیر المتواتر بین المسلمین.»([۲])
«حدیث غدیر بین مسلمانان متواتر است.»
۳- جزرى شافعى درباره این حدیث مىنویسد:
«تواتر عن امیرالمؤمنین على و هو متواتر ایضا عن النبى| و رواه الجم الغفیر عن الجم الغفیر و لا عبره بمن حاول تضعیفه ممّن لااطلاع له فى هذا العلم.»([۳])
«این حدیث از امیرالمؤمنین على × متواتر است، همان طور که از رسول خدا | نیز به تواتر نقل شده است. گروه زیادى از گروههای دیگر نقل کردهاند و نباید به تلاش عدهاى براى تضعیف آن که در علم حدیث تخصصى ندارند، اعتنا کرد».
باید توجه داشت که دانشمندان اهل سنت نه تنها آن را متواتر مىدانستند، بلکه کتابهاى بسیارى هم درباره تواتر آن نوشتهاند که به ذکر چند نمونه اکتفا مىکنیم:
۱- شیخ سلیمان حنفی قندوزى صاحب «ینابیع الموده» مینویسد:
«حکى ابوالمعالى الجوینى الملقّب بامام الحرمین استاذ ابى حامد الغزالى رحمهما الله یتعجب و یقول رایت مجلدا فى بغداد فى ید صحّاف فیه روایات خبر غدیرخم مکتوبا علیه المجلده الثامنه و العشرون من طرق قوله | من کنت مولاه فعلى مولاه و یتلوه المجلده التاسعه و العشرون.»([۴])
«ابوالمعالى جوینى ملقب به امام الحرمین که استاد ابوحامد غزالى است – که رحمت خدا بر آن دو باد – با تعجب حکایت مىکند و مىگوید در بغداد در دست کتابفروشى کتابى دیدم که درباره روایات حدیث غدیر بود و روى جلد آن نوشته شده بود جلد بیست و هشتم از طرق حدیث من کنت مولاه فعلى مولاه و جلد بیست و نهم بعد از آن خواهد آمد».
۲- ذهبى مورخ مشهور اهل سنت در شرح حال محمد بن جریر طبرى مىنویسد:
«جمع طرق حدیث غدیر خم فى اربعه اجزاء رایت شطره فبهرنى سعه روایاته و جزمت بوقوع ذلک.»([۵])
«محمد بن جریر طبرى راویان حدیث غدیرخم را در چهار جلد گردآورى کرده است که من بخشى از آن را دیدهام، با دیدن این کتاب و گستردگى روایات غدیرخم مبهوت شدم و یقین پیدا کردم که چنین حادثهاى در تاریخ اسلام از طرف رسولخدا| اتفاق افتاده است»!
۳- حاکم حسکانى صاحب کتاب شواهدالتنزیل لقواعد التفصیل مىنویسد:
«و طرق هذا الحدیث مستقصات فى کتاب دعاء الهداه الى اداء حق الموالات من تصنیفى فى عشره اجزاء.»([۶])
«بررسى کامل طرق این حدیث در کتابم به نام دعوت هدایتگران به ادا کردنِ حق ولایت در ده جلد انجام گرفته است».
آنچه بیان شد، بخشى از کتابهایى است که دانشمندان اهلسنت در چندین جلد درباره این حدیث نوشتهاند و اگر بنا باشد تک تک کتبى که اهلسنت درباره حدیث غدیر نوشتهاند بیان کنیم، سخن بسیار به درازا خواهد کشید و در منابع شیعه نیز چندین برابر است که تنها علامه امینى+ در قرن حاضر کتابى جامع درباره این حدیث در یازده جلد تألیف کرده است که با مطالعه آن هر محقق منصفى به این باور مىرسد که این حدیث را رسول خدا |بیان کرده است.
([۱]) مناقب، ابن مغازلى، ص ۲۷.
([۲]) المعیار و الموازنه، ص ۲۱۰.
([۳]) اسنى المطالب فى مناقب على بن ابى طالب، ص ۴۸.
([۴]) ینابیع الموده، الباب الرابع، ص ۳۶.

















هیچ نظری وجود ندارد