6 می 2026

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home بدون دسته ( پیشفرض)

صدور شفاعت و شرایط پذیرش آن

0
SHARES
1
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

مقدمهبسیاری از بندگان خداوند، از یافتن روش و راه های صحیح ارتباط با خدا عاجزند و انسان اگر از سوی ولیّی هدایت نشود، احتمال هدایت و سعادت او بسیار ضعیف خواهد بود، گرچه خود میل قطعی داشته باشد و همه تلاش خود را نیز به کار گیرد. تا به سعادت برسد اما باید به معصوم توسل کرد و از آن‌ها کمک بگیریم و با گرفتن برنامه و روش صحیح ، قدم در راه بگذاریم راهی که بی شک ما را به آن چیزی که جلب رضایت حق تعالی است می‌رساند و مرحله به مرحله در سختی‌ها در آزمایشات از او مدد بگیریم تا به آنچه که مقصود و مطلوب است برسیم .از اینرو این نکته به اصل بعثت پیامبران و نصب اولیای الهی و فرستادن کتاب‌های آسمانی پیوند می‌خورد که معنای عام و فراگیر توسل و شفاعت است .چه کسانی مشمول شفاعت قرار می‌گیرند ؟اشخاصی که مشمول شفاعت قرار می‌گیرند ، باید بر طبق تربیت دینی باشد و با آن سازگاری داشته باشد ، هم چنان که قرآن کریم در سوره مدثر آیات 38- 48 می‌فرماید : کُلُّ نَفْسٍ به ما کَسَبَتْ رَهِینَةٌ، إِلَّا أَصْحابَ الْیَمِینِ ، فِی جَنَّاتٍ یَتَساءَلُونَ ، عَنِ الْمُجْرِمِینَ ما سَلَکَکُمْ فِی سَقَرَ؟ قالُوا: لَمْ نَکُ مِنَ الْمُصَلِّینَ، وَ لَمْ نَکُ نُطْعِمُ الْمِسْکِینَ ، وَ کُنَّا نَخُوضُ مَعَ الْخائِضِینَ، وَ کُنَّا نُکَذِّبُ به یومِ الدِّینِ ، حَتَّی أَتانَا الْیَقِینُ، فَما تَنْفَعُهُمْ شَفاعَةُ الشَّافِعِینَ، هر کسی گروگان کرده خویش است، مگر اصحاب یمین ، که در بهشت‌ها قرار دارند، و از یکدیگر سراغ مجرمین را گرفته، می‌پرسند: چرا دوزخی شدید؟ میگویند: ما از نمازگزاران نبودیم، و به مسکینان طعام نمی‌خوراندیم ، و همیشه با جستجوگران در جستجو بودیم، و روز قیامت را تکذیب می‌کردیم، تا وقتی که یقین بر ایمان حاصل شد، در آن هنگام است که دیگر شفاعت شافعان سودی برای آنان ندارد .در این آیه می‌فرماید : در روز قیامت هر کسی به خاطر گناهانی که مرتکب شده مجازات می‌شود و سبب نارضایت پروردگار قرار می-گیرد مگر اصحاب و افرادی که داخل این گروه نباشند که قرآن کریم از آن‌ها تعبیر به اصحاب یمین می‌کند . و در بهشت مستقر می-شوند، و می‌فرماید : این گروه در عین اینکه در بهشت هستند ، مجرمین را در حالی که درگیر اعمالشان هستند ، می‌بینند ، و از آنان می‌پرسند ، و آنان علتهایی را که باعث دوزخی شدن آن‌ها شده بود را بیان می‌کنند که آن علت‌ها باعث شده است شفاعت شافعان در آن‌ها اثر نکند .و اقتضای این بحث این است که اصحاب یمین نباید دارای آن صفات باشند صفاتی که باعث شد دوزخیان مشمول شفاعت قرار نگیرند و زمانی که موانع شفاعت کردن در عملشان نباشد دیگر شفاعت شامل حالشان می‌شود .بنابراین در آیات قرآنی ، اصحاب یمین کسانی هستند که اوصاف دوزخیان را ندارند و اهل دوزخ کسانی هستند که نماز را ترک گفته بودند ، پس معلوم می‌شود مراد به نماز در آیه 38- 48 از سوره مدثر ، توجه به خدا با خضوع بندگی است ، و مراد به طعام مسکین هم، مطلق انفاق بر محتاجان به خاطر رضای خداست ، نه اینکه مراد به نماز و زکات ، نماز و زکات معمول در شریعت اسلام باشد . (1)پس اهل دوزخ به خاطر داشتن چهار صفت دوزخی شده‌اند :1. ترک نماز برای خدا2. ترک انفاق در راه خدا3. فرورفتگی در بازیچه دنیا4. تکذیب روز حسابو این چهار صفت اموری هستند که ارکان دین را متزلزل می‌کند ، و با داشتن ضد آن صفت‌ها ، دین خدا در دلشان محکم‌تر و استوارتر صورت می‌پذیرد ، چون دین عبارتست از اقتدارِ کسانی که معصوم و پاک باشند و این صورت نمی‌گیرد ، مگر اینکه از دلبستگی‌های دنیا اجتناب کنند و به طرف خداوند روی آورند ، که اگر این دو صفت تحقق یابد ، هم از (خوض با خائضین) اجتناب شده ، و هم از (تکذیب یوم الدین) .و لازمه این دو صفت با عبودیت و یاد خداوند و تلاش در رفع حوائج جامعه اسلامی صورت می‌گیرد . که عبودیت با اقامه نماز و از یاد خداوند انفاق در راه خدا تعبیر می‌شود . از اینرو استقامت دین از دو جهت علم و عمل به این چهار صفت است ، و این چهار صفت بقیه ارکان دین را هم در پی دارد .پس اصحاب یمین کسانی هستند که از شفاعت بهره‌مند می‌شوند . (2)قرآن کریم در سوره نساء آیه 31 فرموده است : إِنْ تَجْتَنِبُوا کَبائِرَ ما تُنْهَوْنَ عَنْهُ، نُکَفِّرْ عَنْکُمْ سَیِّئاتِکُمْ اگر از گناهان کبیره اجتناب کنید، گناهان دیگرتان را جبران می‌کنیم و به طور مسلم منظور از این آیه این است که گناهان صغیره را خدا می‌آمرزد، و احتیاجی به شفاعت ندارد ، و گناهان کبیره آنان تا روز قیامت باقی مانده، و به وسیله توبه و یا اعمال حسنه دیگر از بین نرفته است ، و از اینجا معلوم می‌شود شفاعت، مربوط به اهل کبائر از اصحاب یمین هم است .رسول خدا (صلی الله علیه و اله وسلم ) فرمود: کسی که به حوض من ایمان نداشته باشد، خداوند او را در حوضم وارد نکند ، و کسی که به شفاعت من ایمان نداشته باشد ، خداوند او را به شفاعتم نائل نسازد ، آنگاه فرمود: تنها شفاعت من مخصوص کسانی از امت من می‌شود که مرتکب گناهان کبیره شده باشند ، و اما نیکوکاران از ایشان هیچ گرفتاری پیدا نمی‌کنند ، حسین ابن خالد می‌گوید: من به حضرت رضا عرضه داشتم : یا بن رسول اللَّه! پس معنای این کلام خدای تعالی که می‌فرماید: (وَ لا یَشْفَعُونَ إِلَّا لِمَنِ ارْتَضی) چیست؟ فرمود: شفاعت نمی‌کنند ، مگر کسی را که خدا دینش را پسندیده باشد . (3 )و از جهتی دیگر، اگر نیکوکاران را اصحاب یمین خوانده‌اند، در مقابل بدکارانند که اصحاب شمال نامیده شده‌اند، و چه بسا طائفه اول را اصحاب میمنه، و طائفه دوم را اصحاب مشئمه هم خوانده شده‌اند، و این الفاظ از اصطلاحات قرآن کریم است و از اینجا است که نامه اعمال بعضی‌ها در دست راستشان است و نامه اعمال بعضی‌ها در دست چپشان قرار داده می‌شود .هم چنان که قرآن کریم در این باره در سوره اسری آیه 72 می‌فرماید: یَوْمَ نَدْعُوا کُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ، فَمَنْ أُوتِیَ کِتابَهُ بِیَمِینِهِ، فَأُولئِکَ یَقْرَؤُنَ کِتابَهُمْ، وَ لا یُظْلَمُونَ فَتِیلًا، وَ مَنْ کانَ فِی هذِهِ أَعْمی، فَهُوَ فِی الْآخِرَةِ أَعْمی، وَ أَضَلُّ سَبِیلًا، روزی که هر جمعیتی را بنام امامشان می‌خوانیم، پس کسانی که نامه‌شان بدست راستشان داده شود، نامه خویش می‌خوانند، و می‌بینند که حتی به قدر فتیلی ظلم نشده‌اند، و کسانی که در این عالم کور بودند، در آخرت کور، و بلکه گمراه‌ترند .مراد از اینکه نامه‌شان به دست راستشان داده می‌شود ، پیروی امام بر حق است، و مراد از آن دسته ، پیروی از پیشوایان ضلالت است، هم چنان که در باره فرعون در سوره هود آیه 98 می‌فرماید : یَقْدُمُ قَوْمَهُ یَوْمَ الْقِیامَةِ، فَأَوْرَدَهُمُ النَّارَ، فرعون روز قیامت پیشاپیش پیروانش می‌آید، و همگی را در آتش می‌کند .مطلب دیگری که تذکرش لازم است ، خداوند در یک جا شفاعت را برای کسی که خودش راضی باشد اثبات کرده و در سوره انبیاء آیه 28 فرموده است : وَ لا یَشْفَعُونَ إِلَّا لِمَنِ ارْتَضی و این ارتضاء را به هیچ قیدی مقید نکرده ، و معین ننموده آن اشخاص چه اعمالی دارند ، و نشانه‌هایشان چیست؟ هم چنان که همین مبهم گویی را در سوره طه آیه 109 فرموده است : إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمنُ، وَ رَضِیَ لَهُ قَوْلًا، مگر کسی که رحمان اجازه‌اش داده باشد ، و سخنش پسندیده باشد که می‌بینید در این آیه نیز معین نکرده، اینگونه اشخاص چه کسانند؟ از اینجا دانسته می‌شود که مقصود از پسندیدن آنان ، پسندیدن دین آنان است ، نه اعمال آنان ، بنابراین اهل شفاعت کسانی هستند که خدا دین آنان را پسندیده باشد و نه اعمال آنان را .از سوی دیگر در سوره مریم آیه 87 فرموده است : یَوْمَ نَحْشُرُ الْمُتَّقِینَ إِلَی الرَّحْمنِ وَفْداً، وَ نَسُوقُ الْمُجْرِمِینَ إِلی جَهَنَّمَ وِرْداً، لا یَمْلِکُونَ الشَّفاعَةَ، إِلَّا مَنِ اتَّخَذَ عِنْدَ الرَّحْمنِ عَهْداً، روزی که پرهیزکاران را برای مهمانی و خوان رحمت خود محشور می‌کنیم و مجرمین را برای ریختن به جهنم به آن سو سوق می‌دهیم ، آنان مالک شفاعت نیستند ، مگر کسی که قبلا از خدای رحمان عهدی گرفته باشد .به دلیل اینکه در سوره طه آیه 75 فرمود : إِنَّهُ مَنْ یَأْتِ رَبَّهُ مُجْرِماً، فَإِنَّ لَهُ جَهَنَّمَ، لا یَمُوتُ فِیها، وَ لا یَحْیی، وَ مَنْ یَأْتِهِ مُؤْمِناً، قَدْ عَمِلَ الصَّالِحاتِ، فَأُولئِکَ لَهُمُ الدَّرَجاتُ الْعُلی، به درستی وضع چنین است، که هر کس با حال مجرمیت نزد پروردگارش آید، آتش جهنم دارد، که نه در آن می‌میرد، و نه زنده می‌شود، و هر کس که با حالت ایمان بیاید، و عمل صالح هم کرده باشد، چنین کسانی درجات والایی دارند .از اینرو هر کس مؤمن باشد ، ولی عمل صالح نکرده باشد ، باز مجرم به حساب می‌آید ، پس مجرمین دو گروه هستند ، یکی آنکه نه ایمان آورده است ، و نه عمل صالح انجام داده، و دومین گروه کسانی هستند که ایمان آورده‌اند، ولی عمل صالحی ندارند و این گروه همان کسی است که جمله إِلَّا مَنِ اتَّخَذَ عِنْدَ الرَّحْمنِ عَهْداً ، در به اره‌اش تطبیق می‌کند .چون این کسی است که عهد خدا را دارد ، آن عهدی که آیه 61 سوره یس می‌فرماید : أَ لَمْ أَعْهَدْ إِلَیْکُمْ یا بَنِی آدَمَ أَنْ لا تَعْبُدُوا الشَّیْطانَ، إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُبِینٌ، وَ أَنِ اعْبُدُونِی، هذا صِراطٌ مُسْتَقِیمٌ، مگر به شما ای بنی آدم فرمان ندادم که شیطان را نپرستید؟ که او دشمن آشکار شما است، و اینکه مرا بپرستید ، که این صراط مستقیم است؟ این پیام را می‌رساند که عهد خدا همان پرستیدن خداوند است که عهد در آن به معنای امر است ، و عبارت هذا صِراطٌ مُسْتَقِیمٌ ، عهد به معنای التزام است .پس این گروهی که ایمان داشته‌اند ، ولی عمل صالحی نداشتند کسانی هستند که عهدی از خدا داشتند ، و به خاطر اعمال مذمومشان وارد جهنم می‌شوند ، که به دلیل عهد داشتن ، مشمول شفاعت شده ، و از آتش جهنم رهایی می‌یابد .آیه شریفه 80 سوره بقره می‌فرماید: وَ قالُوا: لَنْ تَمَسَّنَا النَّارُ إِلَّا أَیَّاماً مَعْدُودَةً، قُلْ أَتَّخَذْتُمْ عِنْدَ اللَّهِ عَهْداً، گفتند: آتش دوزخ جز چند روزی به ما نمی‌رسد ، بگو مگر شما از خدا عهد گرفته بودید؟، نیز به این حقیقت اشاره دارد، و این آیات به همان آیات قبل دلالت دارد . (4)شرایط شفاعت شوندگانقرآن و روایات ، کسانی را مشمول شفاعت معرفی می‌کند که دارای شرایطی باشند که از این قرار است :الف) اهل ایمان و نماز باشند چون در سوره مدثر آیه 43 می‌فرماید :قَالُواْ لَمْ نَکُ مِنَ الْمُصَلِّینَ گویند: ما از نمازگزاران نبودیم . بنابراین فَمَا تَنفَعُهُمْ شَفَاعَةُ الشَّافِعِینب) اهل انفاق در راه خدا باشند که در سوره مدثر آیه 44 می‌فرماید :وَ لَمْ نَکُ نُطْعِمُ الْمِسْکِینَ و به فقیر و تهیدست طعام نمی‌دادیم . بنابراین فَمَا تَنفَعُهُمْ شَفَاعَةُ الشَّافِعِینج) عمر را به هدر نداده باشند که در سوره مدثر آیه 45 می‌فرماید :وَ کُنَّا نخَُوضُ مَعَ الخَْائضِینَ و با اهل باطل (در کارها و گفتارهای بیهوده) غور می‌کردیم . بنابراین فَمَا تَنفَعُهُمْ شَفَاعَةُ الشَّافِعِیند) ایمان به معاد داشته باشند که در سوره مدثر آیه 46 می‌فرماید :وَ کُنَّا نُکَذِّبُ به یومِ الدِّین و روز جزا را تکذیب و انکار می‌کردیم . بنابراین فَمَا تَنفَعُهُمْ شَفَاعَةُ الشَّافِعِیناز اینرو کسانی که این شرایط را نداشته باشند آیه 48 سوره مدثر بیان می‌کند که فَمَا تَنفَعُهُمْ شَفَاعَةُ الشَّافِعِین پس آن‌ها را شفاعت شفیعان سودی نخواهد بخشید .ه) خداوند به شفاعت آنان اذن داده باشد . که در سوره بقره آیه 255 آمده مَنْ ذَا الَّذِی یَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلَّا بِإِذْنِهِ کیست که در نزد او، جز به فرمان او شفاعت کند؟!و) با ایمان از دنیا برود .ز) رابطه‌ایی میان شفیع و شفاعت شونده وجود داشته باشد و ارتباطشان با آنان قطع نشده باشد . کسی که با شافعان ارتباطی مکتبی نداشته باشد ، مشمول شفاعت قرار نمی‌گیرد . (5)ح) کسی که مورد رضایت خدا باشد . و خداوند در سوره انبیاء آیه 28 می‌فرماید : وَ لا یَشْفَعُونَ إِلاَّ لِمَنِ ارْتَضیو آن‌ها جز برای کسی که خدا راضی (به شفاعت برای او) است شفاعت نمی‌کنند .ط) ظالمان ، دوست شفاعت کننده‌ای ندارند . و خداوند در سوره غافر آیه 18 می‌فرماید :ما لِلظَّالِمینَ مِنْ حَمیمٍ وَ لا شَفیعٍ یُطاع برای ستمکاران دوستی وجود ندارد، و نه شفاعت کننده‌ای که شفاعتش پذیرفته شود . (6)صدور شفاعت از چه کسانی صادر می‌شود ؟شفاعت دو قسم است ، یکی تکوینی ، و دیگری تشریعی و قانونی ،شفاعت تکوینی آن است که از تمامی اسباب سر می‌زند ، و همه این اسباب نزد خدا شفیع هستندشفاعت تشریعی آن است که مربوط به احکام است و اگر این احکام صورا بگیرد در دائره تکلیف و مجازات واقع می‌شود و این نوع شفاعت دارای دو قسم است که یکی از آن‌ها شفاعتی است که در دنیا اثر می‌گذارد ، و باعث آمرزش خدا ، و یا قرب به درگاه او می‌گردد ، که شفیع میان خدا و بنده در این قسم چند گروه هستند .1. توبه از گناه ، که خود از شفیعان است ، چون باعث آمرزش گناهان است ، هم چنان که در سوره زمر آیه 54 فرمود: قُلْ: یا عِبادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلی أَنْفُسِهِمْ، لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ، إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعاً، إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ، وَ أَنِیبُوا إِلی رَبِّکُمْ، بگو: ای بندگانم، که بر نفس خود زیاده روی روا داشتید، از رحمت خدا مایوس نشوید، که خدا همه گناهان را می‌آمرزد، چون او آمرزگار رحیم است، و به سوی پروردگارتان توبه ببرید ، که عمومیت این آیه، حتی شرک را هم شامل می‌شود، و توبه شرک را هم از بین می‌برد .2. ایمان به رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) است، که در به اره‌اش در سوره حدید آیه 28 فرموده : آمِنُوا بِرَسُولِهِ تا آنجا که می‌فرماید: یَغْفِرْ لَکُمْ، به رسول او ایمان بیاورید، تا چه و چه و چه، و اینکه گناهانتان را بیامرزد .3. از دیگر شفیعان عمل صالح است ، که در به اره‌اش در سوره مائده آیه 9 فرموده : وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ: لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَ أَجْرٌ عَظِیمٌ، خدا کسانی را که ایمان آورده، و اعمال صالح کردند، وعده داده: که مغفرت و اجر عظیم دارند، و نیز در سوره مائده آیه 35 فرموده: یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ، وَ ابْتَغُوا إِلَیْهِ الْوَسِیلَةَ، ای کسانی که ایمان آورده‌اید، از خدا بترسید، و (بدین وسیله) وسیله‌ای بدرگاهش بدست آورید .4. از دیگر شفیعان قرآن کریم است ، که خودش در این باره در سوره مائده آیه 16 فرموده : یَهْدِی بِهِ اللَّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوانَهُ، سُبُلَ السَّلامِ وَ یُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَی النُّورِ بِإِذْنِهِ، وَ یَهْدِیهِمْ إِلی صِراطٍ مُسْتَقِیمٍ، خداوند بوسیله قرآن کسانی را که در پی خوشنودی اویند، به اذن خودش بسوی راه‌های سلامتی هدایت نموده، و ایشان را از ظلمت‌ها بسوی نور هدایت نموده، و نیز بسوی صراط مستقیم راه می‌نماید .امیرالمؤمنین علی علیه السلام می‌فرماید: روز قیامت ، قرآن از شفاعت کنندگان است . (7)5. هر چیزی که با عمل صالح ارتباطی داشته باشد از شفیعان قرار می‌گیرد ، مانند مسجدها ، و مکان‌های شریفه، و متبرکه ، و ایام شریفه ، و انبیاء ، و رسولان خدا ، که برای امت خود طلب مغفرت می‌کنند ، هم چنان که درباره انبیاء در سوره نساء آیه 64 فرموده : وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ، جاؤُکَ، فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ، لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّاباً رَحِیماً، و اگر ایشان بعد از آنکه به خود ستم کردند ، آمدند نزد تو ، و آمرزش خدا را خواستند ، و رسول هم برایشان طلب مغفرت کرد ، خواهند دید که خدا توبه پذیرِ رحیم است .بنابراین از اسباب شفاعت در قیامت ، عبادات بندگان خواهد بود . الصیام و القرآن شفیعان للعبد یوم القیامة (8)6. از دیگر شفیعان ، ملائکه‌ها هستند که برای مؤمنین طلب مغفرت می‌کنند ، هم چنان که در سوره مؤمن آیه 7 فرمود : الَّذِینَ یَحْمِلُونَ الْعَرْشَ وَ مَنْ حَوْلَهُ، یُسَبِّحُونَ به حمدِ رَبِّهِمْ، وَ یُؤْمِنُونَ بِهِ، وَ یَسْتَغْفِرُونَ لِلَّذِینَ آمَنُوا ، آن فرشتگان که عرش را حمل می‌کنند ، و اطرافیان آن ، پروردگار خود را به حمد تسبیح می‌گویند ، و به او ایمان دارند ، و برای همه آن کسانی که ایمان آورده‌اند ، طلب مغفرت می‌کنند .در روز قیامت ، به فرشتگان و شهدا اجازه داده می‌شود تا (از کسانی که می‌خواهند) شفاعت کنند: « یؤذن للملائکة و الشهداء ان یشفعوا » (9)7. از دیگر شفیعان مؤمنین هستند که برای خود ، و برای برادران ایمانی خود ، استغفار می‌کنند ، و خدای تعالی از ایشان حکایت کرده و در سوره بقره آیه 286 می‌فرماید : وَ اعْفُ عَنَّا، وَ اغْفِرْ لَنا، وَ ارْحَمْنا، أَنْتَ مَوْلانا، و بر ما ببخشای، و ما را بیامرز و به ما رحم کن، که تویی سرپرست ما .8. وساطت در امر ازدواج . (10)9. اصلاح بین مردمپیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می‌فرماید : مَا عَمِلَ رَجُلٌ عَمَلًا بَعْدَ إِقَامَةِ الْفَرَائِضِ خیر [خَیْراً مِنْ إِصْلَاحٍ بَیْنَ النَّاسِ یَقُولُ خَیْراً وَ یَتَمَنَّی خَیْرا – برای مرد ، بعد از به پا داشتن واجبات عملی بهتر از آشتی دادن بین مردم نیست که نیتش خیر است و خیر را هم می‌گوید . (11)قسم دوم از شفاعت ، شفیعی است که در روز قیامت شفاعت می‌کند و این شفیعان از موارد ذیل می‌باشند :1. یکی از این شفیعان انبیاء علیهم السلام هستند ، که قرآن کریم درباره شفاعتشان در سوره انبیاء آیه 28 می‌فرماید: وَ قالُوا: اتَّخَذَ الرَّحْمنُ وَلَداً، سُبْحانَهُ، بَلْ عِبادٌ مُکْرَمُونَ، تا آنجا که می‌فرماید: (وَ لا یَشْفَعُونَ إِلَّا لِمَنِ ارْتَضی ، مشرکین می‌گفتند : خدا فرزند گرفته منزه است خدا ، بلکه فرشتگان بندگان مقرب خدایند ، (تا آنجا که می‌فرماید) و شفاعت نمی‌کنند مگر برای کسی که خدا بپسندد .که یکی از آنان حضرت عیسی بن مریم علیه السلام است ، که در روز قیامت شفاعت می‌کند ، و در سوره زخرف آیه 86 آمده که می‌فرماید : وَ لا یَمْلِکُ الَّذِینَ یَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ الشَّفاعَةَ، إِلَّا مَنْ شَهِدَ بِالْحَقِّ، وَ هُمْ یَعْلَمُونَ ، آن کسانی که مشرکین بجای خدا می‌خوانند، مالک شفاعت نیستند، تنها کسانی مالک شفاعتند، که به حق شهادت می‌دهند و خود دانای حقند .و این دو آیه شریفه ، هم دلالت بر شفاعت انبیاء دارد و هم دلالت بر شفاعت ملائکه .2. از دیگر شفیعان ملائکه هستند ، که قرآن کریم درباره شفاعت کردن آنان در سوره نجم آیه 26 می‌فرماید : وَ کَمْ مِنْ مَلَکٍ فِی السَّماواتِ، لا تُغْنِی شَفاعَتُهُمْ شَیْئاً، إِلَّا مِنْ بَعْدِ أَنْ یَأْذَنَ اللَّهُ لِمَنْ یَشاءُ وَ یَرْضی، و چه بسیار فرشته که در آسمانهایند ، و شفاعتشان هیچ اثری ندارد ، مگر بعد از آنکه خدا برای هر کس بخواهد اجازه دهد ،3. طائفه دیگر از شفیعان شهدا هستند ، که در سوره بقره آیه 143 می‌فرماید : وَ لا یَمْلِکُ الَّذِینَ یَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ الشَّفاعَةَ، إِلَّا مَنْ شَهِدَ بِالْحَقِّ، وَ هُمْ یَعْلَمُونَ ، چون این طائفه نیز به حق شهادت دادند ، پس هر شهیدی شفیعی است ، که مالک شهادت است ، و شهادت آنان ، مربوط به اعمال است ، نه شهادت به معنای کشته شدن در میدان جنگ ، از اینرو مؤمنین هم از شفیعان روز قیامت محسوب می‌شوند . برای این موضوع خداوند در سوره حدید آیه 19 فرموده است : وَ الَّذِینَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ رُسُلِهِ ، أُولئِکَ هُمُ الصِّدِّیقُونَ ، وَ الشُّهَداءُ عِنْدَ رَبِّهِمْ ، و کسانی که به خدا و رسولش ایمان آوردند ، ایشان همان صدیقین و شهداء نزد پروردگارشانند . (12)4. گروه دیگر از شفیعان ، امامان معصوم و شیعیان واقعی هستند که شفاعت می‌کنند . در روایتی از امام معصوم علیه السلام می‌خوانیم : وَ لَنَا شَفَاعَةً وَ لِأَهْلِ مَوَدَّتِنَا شَفَاعَة در قیامت ، شفاعت برای ما و شیعیان ما خواهد بود . (13)5. یکی دیگر از شفیعان روز قیامیت خود شخصیت شریف و مبارک پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم می‌باشد که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می‌فرماید : « انا اول شافع » اوّلین کسی که شفاعت (امّت خود را) می‌کند ، من هستم . (14)امام صادق علیه السلام می‌فرماید : إِذَا کَانَ یَوْمُ الْقِیَامَةِ جَمَعَ اللَّهُ الْأَوَّلِینَ وَ الْآخِرِینَ فِی صَعِیدٍ وَاحِدٍ فَتَغْشَاهُمْ ظُلْمَةٌ شَدِیدَةٌ فَیَضِجُّونَ إِلَی رَبِّهِمْ وَ یَقُولُونَ یَا رَبِّ اکْشِفْ عَنَّا هَذِهِ الظُّلْمَةَ قَالَ فَیُقْبِلُ قَوْمٌ یَمْشِی النُّورُ بَیْنَ أَیْدِیهِمْ قَدْ أَضَاءَ أَرْضَ الْقِیَامَةِ فَیَقُولُ أَهْلُ الْجَمْعِ هَؤُلَاءِ أَنْبِیَاءُ اللَّهِ فَیَجِیئُهُمُ النِّدَاءُ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مَا هَؤُلَاءِ بِأَنْبِیَاءَ فَیَقُولُ أَهْلُ الْجَمْعِ فَهَؤُلَاءِ مَلَائِکَةٌ فَیَجِیئُهُمُ النِّدَاءُ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مَا هَؤُلَاءِ بِمَلَائِکَةٍ فَیَقُولُ أَهْلُ الْجَمْعِ هَؤُلَاءِ شُهَدَاءُ فَیَجِیئُهُمُ النِّدَاءُ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مَا هَؤُلَاءِ بِشُهَدَاءَ فَیَقُولُونَ مَنْ هُمْ فَیَجِیئُهُمُ النِّدَاءُ یَا أَهْلَ الْجَمْعِ سَلُوهُمْ مَنْ أَنْتُمْ فَیَقُولُ أَهْلُ الْجَمْعِ مَنْ أَنْتُمْ فَیَقُولُونَ نَحْنُ الْعَلَوِیُّونَ نَحْنُ ذُرِّیَّةُ مُحَمَّدٍ رَسُولِ اللَّهِ ص نَحْنُ أَوْلَادُ عَلِیٍّ وَلِیِّ اللَّهِ نَحْنُ الْمَخْصُوصُونَ بِکَرَامَةِ اللَّهِ نَحْنُ الْآمِنُونَ الْمُطْمَئِنُّونَ فَیَجِیئُهُمُ النِّدَاءُ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ اشْفَعُوا فِی مُحِبِّیکُمْ وَ أَهْلِ مَوَدَّتِکُمْ وَ شِیعَتِکُمْ فَیَشْفَعُونَ فَیُشَفَّعُونچون روز قیامت شود خدا خلق اولین و آخرین را در یک زمین گرد آورد و تاریکی سختی همه را فراگیرد و به پروردگار خود بنالند و گویند پروردگارا این تاریکی را از ما بر طرف کن فرمود جمعی آیند و نوری برابر آن‌هاست که عرصه قیامت را روشن کرده حاضران قیامت گویند اینان پیغمبران خدایند ، از خدا ندا رسد که اینان پیغمبر نیستند همه گویند این‌ها فرشته‌اند ندا رسد از جانب خدا اینان فرشته نیستند همه گویند اینان شهیدانند ندا رسد که از خود آن‌ها بپرسید کیانند؟ همه گویند شما چه کسانی هستید ؟ گویند ما علویه و ذریه محمد رسول خدا صلی الله علیه و آله و اولاد علی ولی خدائیم مائیم مخصوص به کرامت خدا در آسایش و در اطمینان هستیم به آن‌ها از طرف خدا ندا رسد که دوستان و شیعیان خود را شفاعت کنید و هر که را باید شفاعت کنند . (15)همچنین می‌فرماید : شِیعَتُنَا مِنْ نُورِ اللَّهِ خُلِقُوا وَ إِلَیْهِ یَعُودُونَ وَ اللَّهِ إِنَّکُمْ لَمُلْحَقُونَ بِنَا یَوْمَ الْقِیَامَةِ وَ إِنَّا لَنَشْفَعُ فَنُشَفَّعُ وَ وَ اللَّهِ إِنَّکُمْ لَتَشْفَعُونَ فَتُشَفَّعُونَ وَ مَا مِنْ رَجُلٍ مِنْکُمْ إِلَّا وَ سَتُرْفَعُ لَهُ نَارٌ عَنْ شِمَالِهِ وَ جَنَّةٌ عَنْ یَمِینِهِ فَیُدْخِلُ أَحِبَّاءَهُ الْجَنَّةَ وَ أَعْدَاءَهُ النَّار به خدا قسم شیعیان ما از نور خدا آفریده شده‌اند و به سوی خدا بازگشت مین مایند ، به خدا قسم شما شیعیان در قیامت به ما ملحق خواهید شد ، و ما شفاعت می‌کنیم و قبول می‌شود و شما نیز شفاعت می نمائید و قبول می‌گردد، و در سمت راست هر یک از شما بهشت و در طرف چپ جهنم قرار می‌گیرد ، و دوستان خود را (از مؤمنین که به درجه شفاعت کردن نرسیده‌اند) شفاعت می‌کنید و داخل بهشت می نمائید و دشمنان (دینی) خود را به جهنم خواهید انداخت . (16)میسّر از امام صادق علیه السّلام روایت کرده است که فرمود: إِنَّ الْمُؤْمِنَ مِنْکُمْ یَوْمَ الْقِیَامَةِ لَیَمُرُّ بِهِ الرَّجُلُ لَهُ الْمَعْرِفَةُ بِهِ فِی الدُّنْیَا وَ قَدْ أُمِرَ بِهِ إِلَی النَّارِ وَ الْمَلَکُ یَنْطَلِقُ بِهِ قَالَ فَیَقُولُ یَا فُلَانُ أَغِثْنِی فَقَدْ کُنْتُ أَصْنَعُ إِلَیْکَ الْمَعْرُوفَ فِی الدُّنْیَا وَ أُسْعِفُکَ فِی الْحَاجَةِ تَطْلُبُهَا مِنِّی فَهَلْ مِنْ عِنْدِکَ الْیَوْمَ مُکَافَاةٌ فَیَقُولُ الْمُؤْمِنُ لِلْمَلَکِ الْمُوَکَّلِ بِهِ خَلِّ سَبِیلَهدر روز قیامت ، کسی که به آتش محکوم شده و فرشته او را به طرف دوزخ می‌برد ، در مسیر خود به مؤمنی از شما – که در دنیا با او سابقه آشنایی داشته است – برخورد می‌کند و می‌گوید: ای فلانی! به داد من برس که من در دنیا در حقّ تو نیکی و احسان کردم و هر خواسته‌ای که از من داشتی ، برآوردم ، آیا امروز پاداش مرا خواهی داد؟ پس آن مؤمن به فرشته مأمور به وی می‌گوید : او را آزاد کن! و خداوند که سخن آن مؤمن را می‌شنود به فرشته فرمان دهد که دستور او را اطاعت کن ، و فرشته او را رها می‌کند . (17)شبهه :چرا خود خداوند گناهکاران را مورد بخشش قرار نمی‌دهد تا نیازی به شفاعت دیگران نباشد؟پاسخ:الف- شاید به این دلیل است که با این کار در بین مردم و در برابر بندگان صالح تواضع ایجاد شود تا روح تکبرشان نابود شود ، همان گونه که به شیطان دستور داده در برابر آدم سجده کند ، ولی او تکبر کرد و از سجده کردن امتناع جست . و قرآن درباره گروهی در سوره منافقون آیه 5 می‌فرماید : وَ إِذَا قِیلَ لهَُمْ تَعَالَوْاْ یَسْتَغْفِرْ لَکُمْ رَسُولُ اللَّهِ لَوَّوْاْ رُءُوسَهُمْ وَ رَأَیْتَهُمْ یَصُدُّونَ وَ هُم مُّسْتَکْبرُِونو چون به آن‌ها گفته شود : بیایید تا رسول خدا برای شما آمرزش بطلبد ، (از روی انکار و تکبر) سرهایشان را برمی‌گردانند ، و آن‌ها را بینی که اعراض می‌نمایند و دیگران را نیز باز می‌دارند در حالی که متکبر و گردن فرازند .ب- خداوند برای بندگی و عبودیت پاداشی را قرار داده است که مقام شفاعت را به اولیای خدا ارزانی می‌شود .ج- انسان زمانی که بداند کسانی مانند اولیای خدا ، و علما ، شهدا ، صالحان و قرآن کریم ، در قیامت صاحب شفاعت هستند ، می‌کوشد که خود را به آنان نزدیک کرده ، تا از نور آنان بهره بگیرد و این خودش از آثار و فوائد شفاعت خواهد بود . (18)شفاعت چه وقت فائده می‌بخشد؟منظور از شفاعت ، شفاعتی است که عذاب را از گنهکاران در روز قیامت بر می‌دارد و شفاعت تنها در رهایی از دوزخ ، و یا آزادی خلود در دوزخ قابل مؤثر است ، و دلالتی بر این نداریم که شفاعت در مشکلات قبل از حساب و قیامت هم مؤثر باشد ، بلکه شفاعت تنها در عذاب دوزخ مؤثر است ، و در ناگواریهای قبل از آن مؤثر نیست .از اینرو بعد از آنکه اهل بهشت در بهشت و اهل دوزخ هم در دوزخ قرار گرفتند ، در چنین زمانی شفاعت شامل گروهی از گنهکاران می‌شود و آنان را از آتش جهنم نجات و رهایی می‌یابند و شفاعت تا آخرین موقف از مواقف قیامت به کار می‌رود ، که یا گنهکار به وسیله شفاعت مشمول آمرزش واقع شده و اصلا داخل آتش نمی‌شود ، و یا ممکن است بعد از اینکه در آتش وارد شد ، به وسیله شفاعت نجات می‌یابد ، و شفاعت باعث می‌شود که خدا به احترام شفیع ، رحمت خود را گسترش می‌دهد . (19)روایاتی درباره شفاعت و شفعاءاز سماعة بن مهران ، از ابی ابراهیم ، حضرت کاظم علیه السلام روایت آورده ، که در ذیل آیه 79 سوره اسری ( عَسی أَنْ یَبْعَثَکَ رَبُّکَ مَقاماً مَحْمُوداً ، امید آن داشته باش ، که پروردگارت به مقام محمودت برساند ) فرمود : روز قیامت مردم همگی از شکم خاک بر می‌خیزند ، و مقدار چهل سال می‌ایستند ، و خدای تعالی آفتاب را دستور می‌دهد تا بر فرق سرهایشان آن چنان نزدیک شود ، که از شدت گرما عرق بریزند ، و به زمین دستور می‌رسد ، که عرق آنان را در خود فرو نبرد ، مردم به نزد آدم می‌روند ، و از او می‌خواهند ، تا شفاعتشان کند ، آدم مردم را به نوح ، و نوح ایشان را به ابراهیم ، و ابراهیم به موسی، و موسی به عیسی و عیسی به ایشان می‌گوید: بر شما باد به محمد (صلی الله علیه واله و سلم) خاتم النبیین ، پس محمد (صلی الله علیه واله و سلم) می‌فرماید: آری من آماده این کار هستم ، پس به راه می‌افتد ، تا به دم درِ بهشت می‌رسد ، و دق الباب می‌کند ، و از درون بهشت می‌پرسند : که هستی؟ و خدا داناتر است ، پس محمد می‌گوید: من محمدم ، از درون خطاب می‌رسد: در را به رویش باز کنید ، چون در به رویش گشوده می‌شود ، به سوی پروردگار خود روی می‌آورد ، در حالی که سر به سجده نهاده باشد ، و سر از سجده بر نمی‌دارد ، تا اجازه سخن بوی دهند ، و بگویند حرف بزن ، و درخواست کن ، که هر چه بخواهی داده خواهی شد و هر که را شفاعت کنی پذیرفته خواهد شد .پس سر از سجده بر می‌دارد ، دوباره رو به سوی پروردگارش نموده ، از عظمت او به سجده می‌افتد ، این بار هم همان خطاب‌ها بوی می‌شود ، و سر از سجده بر می‌دارد ، و آن قدر شفاعت می‌کند ، که دامنه شفاعتش حتی به درون دوزخ رسیده ، و شامل حال کسانی که به آتش سوخته‌اند ، نیز می‌شود ، پس در روز قیامت در تمامی مردم از همه امت‌ها ، هیچ کس آبروی محمد (صلی الله علیه و اله و سلم) را ندارد ، این است آن مقامی که آیه شریفه (عَسی أَنْ یَبْعَثَکَ رَبُّکَ مَقاماً مَحْمُوداً) ، به آن اشاره دارد .این روایات بر این دلالت دارند که مقام محمود در آیه شریفه همان مقام شفاعت است ، البته منافاتی ندارد که غیر آن حضرت ، یعنی انبیاء و غیر انبیاء هم بتوانند شفاعت کنند ، و شفاعت آنان فرع بر شفاعت آن حضرت است ، و باب شفاعت به دست آن حضرت باز می‌شود . (20 )از عبید بن زراره روایت آمده است که گفت: شخصی از امام صادق (علیه السلام) پرسید : آیا مؤمن هم شفاعت می‌کند ؟ فرمود : بله، فردی از حاضران پرسید: آیا مؤمن هم به شفاعت محمد (صلی الله علیه و اله و سلم ) در آن روز محتاج می‌شود؟ فرمود: بله، برای اینکه مؤمنین هم گناهانی دارند ، و هیچ کسی پیدا نمی‌شود که محتاج و نیاز به شفاعتِ آن حضرت نداشته باشد ، راوی می‌گوید: مردی از این گفتار رسول خدا پرسید: که فرمود: من سید و آقای همه فرزندان آدمم ، و در عین حال افتخار نمی‌کنم حضرت فرمود: بله صحیح است ، آن حضرت حلقه در بهشت را می‌گیرد ، و بازش می‌کند ، و سپس به سجده می‌افتد ، خداوند می‌فرماید : سر بلند کن ، و شفاعت نما ، که شفاعتت پذیرفته است ، و هر چه می‌خواهی بطلب که به تو داده می‌شود ، پس سر بلند می‌کند و دوباره به سجده می‌افتد باز خداوند می‌فرماید: سر بلند کن و شفاعت نما که شفاعتت پذیرفته است و درخواست نما که درخواستت برآورده است پس آن حضرت سر بر می‌دارد و شفاعت می‌نماید ، و شفاعتش پذیرفته می‌شود و درخواست می‌کند ، و به او هر چه خواسته می‌دهند . (21)از محمد بن قاسم بن عبید ، از بشر بن شریح بصری ، روایت آورده ، که گفت: من به محمد بن علی علیه السلام عرضه داشتم : کدامیک از آیات قرآن امیدوار کننده‌تر است؟ فرمود: قوم تو در این باره چه می‌گویند؟ عرضه داشتم: می‌گویند آیه قُلْ یا عِبادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلی أَنْفُسِهِمْ ، لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ ، بگو ای کسانی که در حق خود زیاده‌روی و ستم کردید ، از رحمت خدا ناامید نشوید، فرمود: و لکن ما اهل بیت این را نمی گوئیم، پرسیدم: پس شما کدام آیه را امیدوارکننده‌تر می‌دانید؟ فرمود: آیه وَ لَسَوْفَ یُعْطِیکَ رَبُّکَ فَتَرْضی به خدا سوگند شفاعت ، به خدا سوگند شفاعت ، به خدا سوگند شفاعت . (22)نهی از شفاعت و وساطت در کار بد و وساطت برای منافقیناین مسئله برای تذکر به مؤمنین است تا بهمند شفاعت بدون تاثیر نیست و در هر کاری شفاعت نکنند ، و آنجا که لازم است شفاعت کنند ، مثلا در شر و فسادی که هدف منافقین است وساطت نکنند ، چرا که از فساد جلوگیری نکردن و اجازه دادن در رشد و نمو فساد ، خودش فسادی است که به آسانی نمی‌توان آن را منهدم کرد ، و این فسادی است که مستلزم هلاکت نسل می‌شود .بنابراین آیه شریفه 86 سوره نساء در معنای نهی از شفاعت در کار بد است ، و اهل ظلم و نفاق مفسدین فی الارض هستند و نباید در کار آنان وساطت و شفاعت کرد .مَّن یَشْفَعْ شَفَاعَةً حَسَنَةً یَکُن لَّهُ نَصِیبٌ مِّنهَْا وَ مَن یَشْفَعْ شَفَاعَةً سَیِّئَةً یَکُن لَّهُ کِفْلٌ مِّنْهَا وَ کاَنَ اللَّهُ عَلیَ کلُ‌ِّ شیَ‌ْءٍ مُّقِیتًا کسی که شفاعت [تشویق و کمک] به کار نیکی کند، نصیبی از آن برای او خواهد بود و کسی که شفاعت [تشویق و کمک] به کار بدی کند، سهمی از آن خواهد داشت . و خداوند ، حسابرس و نگهدار هر چیز است . (23)گمراهی منافقین مستند به خدا است و با شفاعت و دلسوزی هدایت نمی‌شونددر سوره نساء آیه 88 می‌فرماید : فَما لَکُمْ فِی الْمُنافِقینَ فِئَتَیْنِ وَ اللَّهُ أَرْکَسَهُمْ به ما کَسَبُوا أَ تُریدُونَ أَنْ تَهْدُوا مَنْ أَضَلَّ اللَّهُ وَ مَنْ یُضْلِلِ اللَّهُ فَلَنْ تَجِدَ لَهُ سَبیلاچرا درباره منافقین دو دسته شده‌اید؟! (بعضی جنگ با آن‌ها را ممنوع ، و بعضی مجاز می‌دانید .) در حالی که خداوند به خاطر اعمالشان، (افکار) آن‌ها را کاملًا وارونه کرده است! آیا شما می‌خواهید کسانی را که خداوند (بر اثر اعمال زشتشان) گمراه کرده ، هدایت کنید؟! در حالی که هر کس را خداوند گمراه کند ، راهی برای او نخواهی یافت .کلمه” فئه” در آیه شریفه به معنای طائفه است و کلمه” ارکاس” به معنای رد است .مفهوم آیه این است که شفاعت ناپسند سهمی از بدی و زشتی خود را به واسطه و شفیع می‌دهد ، و آیا مومنین می‌خواهند با شفاعت خود کسانی را هدایت کنند که خداوند گمراهشان کرده ؟ با اینکه وقتی خدا کسی را گمراه کرد دیگر راهی به سوی هدایت ندارد . (24 )محرومین شفاعتکسانی هستند که به دلیل داشتن ویژگی‌های ناپسند و مذموم از شفاعت قرار گرفتن محروم می‌شوند و این لطف عظیم پروردگار شامل حال آنان نخواهد شد روزی که این افراد ، نیاز مبرم به شفاعت پیدا می‌کنند اما افسوس به خاطر صفات و رذائل از آن محروم می‌مانند . و این صفات از این قرار است :1. تکذیب کردن شفاعت پیامبرانپیامبر اکرم صلی اللَّه علیه و آله و سلّم فرمودند : مَنْ لَمْ یُؤْمِنْ به شفاعتی فَلَا أَنَالَهُ اللَّهُ شَفَاعَتِی هر که به شفاعت من ایمان نیاورد خدا شفاعت مرا نصیبش ننماید . (25)2. اذیّت کننده خاندان پیامبر صلی اللَّه علیه و آله و سلّمرسول خدا صلی اللَّه علیه و آله و سلّم فرمودند : إِذَا قُمْتُ الْمَقَامَ الْمَحْمُودَ تَشَفَّعْتُ فِی أَصْحَابِ الْکَبَائِرِ مِنْ أُمَّتِی فَیُشَفِّعُنِی اللَّهُ فِیهِمْ وَ اللَّهِ لَا تَشَفَّعْتُ فِیمَنْ آذَی ذُرِّیَّتِی چون در مقام محمود برآیم برای معصیت‌کاران گناه کبیره از امتم شفاعت کنم و خدا بپذیرد و به خدا که در باره کسانی که ذریه مرا آزار کرده‌اند شفاعت نکنم . (26)3. سبک شمردن نمازرسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود : لا ینال شفاعتی من استخفّ بصلاته، لا یرد علیّ الحوض لا و اللّه. به شفاعت من نائل نمی‌شود کسی که نمازش را کوچک بشمارد ، و بر من کنار حوض (کوثر) وارد نشود ، به خدا قسم بر من وارد نشود . (27)4. خاضع نبودن در برابر خدا ، ترک انفاق در راه خدا ، فرو رفتن در باطل و تکذیب قیامت .5. شرک به خداقرآن کریم در سوره نساء آیه 48 می‌فرماید : إِنَّ اللَّهَ لا یَغْفِرُ أَنْ یُشْرَکَ بِهِ وَ یَغْفِرُ ما دُونَ ذلِکَ لِمَنْ یَشاءُ وَ مَنْ یُشْرِکْ بِاللَّهِ فَقَدِ افْتَری إِثْماً عَظیما – خداوند (هرگز) شرک را نمی‌بخشد ! و پایین‌تر از آن را برای هر کس (بخواهد و شایسته بداند) می‌بخشد . و آن کسی که برای خدا ، شریکی قرار دهد ، گناه بزرگی مرتکب شده است .و این حقیقت از نظر قرآن حتمی است که شفاعت شامل مشرکان و کافران نمی‌شود ، و ایمان شرط لازم برای شامل شدن شفاعت است . و رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود : شَفاعَتی نائِلَةٌ انْ شاءَ اللَّهُ مَنْ ماتَ وَ لا یُشْرِکْ بِاللَّهِ شَیْئاً شفاعت من به خواست خدا به کسانی می‌رسد که مشرک از دنیا نروند . (28)6. سلطان ستمگر و خیانت کننده در دینرسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود : دو کس به شفاعتم نمی‌رسند ، سلطان ستمگر و غاصب ، و خیانتگر در دین ، که به سبب بدعت از دین خارج شده است . (29)شفاعت پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم و ائمه معصومین علیه السلام و اولیاء اللَّه شرک نیست .بعضی از مفسرین شفاعت پیغمبر و معصومین و یا اولیای کرام از امتش را مشرک بدانند ، و معتقدند هر کس این حضرات را درباره حاجتی از حوائج دنیا و آخرت خود ، شفیع قرار دهد مشرک است . و این‌ها از این غافلند که پروردگار متعال ، خودش شفاعت را همراه با اذنش در کلام شریفش بدون اینکه به آن تقیید دنیا و آخرت بزند اثبات کرده است و در سوره بقره آیه 255 فرموده است :” مَنْ ذَا الَّذِی یَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلَّا بِإِذْنِهِ” علاوه بر اینکه در سوره زخرف آیه 86 فرموده است :” وَ لا یَمْلِکُ الَّذِینَ یَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ الشَّفاعَةَ إِلَّا مَنْ شَهِدَ بِالْحَقِّ وَ هُمْ یَعْلَمُونَ کسانی را که غیر از او می‌خوانند قادر بر شفاعت نیستند مگر آن‌ها که شهادت به حق داده‌اند و به خوبی آگاهند! ” .پس اگر بتوان در شفاعت اولیای کرام از امت شک و تردید کرد ، شفاعت این برگزیدگان خلق خصوصا رسول اللَّه (صلی الله علیه و آله و سلم) به هیچ وجه قابل تشکیک نیست ، که خداوند متعال هم حق بودن وی را تصدیق کرده است و در سوره نساء آیه 40 فرموده است :” وَ جِئْنا بِکَ عَلی هؤُلاءِ شَهِیداً” و تو را نیز بر آنان گواه خواهیم آورد و هم در باره علمش در سوره نحل آیه 89 فرموده است : وَ نَزَّلْنا عَلَیْکَ الْکِتابَ تِبْیاناً لِکُلِّ شَیْ‌ءٍ” و نیز در سوره شعراء آیه 194 فرموده است :” نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِینُ * عَلی قَلْبِکَ …” روح الامین آن را نازل کرده است * بر قلب (پاک) تو…و وقتی قرآن بر قلب کسی نازل شود صاحب آن قلب ، عالم به قرآن خواهد بود ، و معقول نیست چنین کسی عالم به آن نباشد ، هم چنان که معقول نیست خداوند کسی را برای شهادت مبعوث کرده باشد و او شهادت به حق ندهد .در سوره بقره آیه 143 می‌فرماید : ” لِتَکُونُوا شُهَداءَ عَلَی النَّاسِ وَ یَکُونَ الرَّسُولُ عَلَیْکُمْ شَهیدا تا بر مردم گواه باشید و پیامبر هم بر شما گواه است ” و سوره آل عمران آیه 140 می‌فرماید :” وَ یَتَّخِذَ مِنْکُمْ شُهَداءَ” و خداوند از میان شما، شاهدانی بگیرد و در سوره عنکبوت آیه 43 می‌فرماید :” وَ تِلْکَ الْأَمْثالُ نَضْرِبُها لِلنَّاسِ وَ ما یَعْقِلُها إِلَّا الْعالِمُونَ” این‌ها مثالهایی است که ما برای مردم می‌زنیم، و جز دانایان آن را درک نمی‌کنند . علاوه بر انبیا و خاتم النبیین ، شهدا و علمای دیگری را در امت اسلام اثبات می‌کند، و روشن است که خداوند جز حق اثبات نمی‌فرماید .و در خصوص اهل بیت پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در سوره احزاب آیه 33 می‌فرماید:” إِنَّما یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیراً” خداوند فقط می‌خواهد پلیدی و گناه را از شما اهل بیت دور کند و کاملًا شما را پاک سازد . این آیه بیان می‌کند که اهل بیت پیغمبر (علیه السلام) به تطهیر خود پروردگار طهارت یافته‌اند، آیه 78 و 79 سوره واقعه می‌فرماید : ” إِنَّهُ لَقُرْآنٌ کَرِیمٌ فِی کِتابٍ مَکْنُونٍ لا یَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ که در نوشته‌ای مستور (و لوحی محفوظ از تغییر و تبدیل نگاشته شده) است * که جز فرشتگان پاکیزه شده(از کدورت تجسم و معاصی)، آن (لوح نوشته) را لمس نکند و جز پاکان از حدث، خطوط این قرآن را لمس نکند و جز پاکیزگان از رذایل اخلاقی معارف آن را نداند ، و جز پاکان از تعلّق دل به غیر معبود حقایق عرفانی آن را درک ننماید . ” از اینرو دانسته شد که قرآن را جز مطهرون (پاکان) نمی‌فهمند ، در نتیجه ثابت می‌شود که اهل بیت پیغمبر (علیهم السلام) پاکان و علمای به قرآنی هستند که تبیان هر چیز است ، نتیجتاً نباید گفت شفیع قرار دادن آنان را در درگاه خدا ، شرک است. (30)روایتی است در مورد اینکه چه کسانی مالک شفاعت نیستند از ابی بصیر از امام صادق (علیه السلام) روایت کرده که گفت: از آن جناب معنای آیه” لا یَمْلِکُونَ الشَّفاعَةَ إِلَّا مَنِ اتَّخَذَ عِنْدَ الرَّحْمنِ عَهْداً ( آنان هرگز مالک شفاعت نیستند مگر کسی که نزد خداوند رحمان، عهد و پیمانی دارد.) را پرسیدم ، فرمود: کسی که به ولایت امیر المؤمنین و امامان بعد از او معتقد شده باشد ، نزد خدا عهد و پیمان دارند . (32)شفاعت ملائکه مشروط به اذن و رضای خدای سبحانخداوند در سوره نجم آیه 26 می‌فرماید : ” وَ کَمْ مِنْ مَلَکٍ فِی السَّماواتِ لا تُغْنِی شَفاعَتُهُمْ شَیْئاً إِلَّا مِنْ بَعْدِ أَنْ یَأْذَنَ اللَّهُ لِمَنْ یَشاءُ وَ یَرْضی چه بسیار از فرشته در آسمان‌ها هستند که شفاعتشان هیچ اثری ندارد، مگر بعد از آنکه خدا به هر یک از ایشان که بخواهد و راضی باشد اجازه شفاعت داده باشد . “فرق میان” اذن” و” رضا” این است که رضا امر باطنی است ، ولی اذن أمر ظاهری است و صاحب اذن می‌خواهد اعلام کند از طرف من هیچ مانعی نیست که تو فلان علم را انجام بدهی ، و این هم با داشتن رضای باطنی می‌سازد و هم با نبودن آن ، ولی رضا بدون اذن نمی‌سازد .و این آیه در صدد این است که بفرماید ملائکه از ناحیه خود مالک هیچ شفاعتی نیستند ، و اگر هم شفاعتی برای فرشته‌ای باشد ، بعد از آن است که خدا به شفاعتش راضی باشد و اذنش داده باشد . پس چیزی که هست شفاعت ملائکه را مقید به اذن و رضایت خداوند متعال کرده است . (33)نتیجه گیریاز ابزارهایی که در پیمودن راه به قرب الهی و سیر و سلوک معنوی نقش به سزایی دارد، استفاده از شفاعت پیامبران ، امامان و بندگان صالح خدا و توسّل به دامان عنایات آن بزرگواران است و هرچه ولیّ خدا از مقام بالاتری برخوردار باشد ، بیشتر شفاعت می‌کند و بندگان بیشتری به او توسّل می‌جویند و دامنه توسّل در این دنیا به شفاعت در آخرت کشیده می‌شود .پی‌نوشت‌ها:1. سید محمد باقر موسوی همدانی ، ترجمه المیزان ، 1 / 2562. سید محمد باقر موسوی همدانی ، ترجمه المیزان ، 1 / 2573. شیخ صدوق، امالی صدوق ، 164. سید محمد باقر موسوی همدانی ، ترجمه المیزان ، 1 / 2585. محسن قرائتی ، تفسیر نور ، 10 / 2996. محسن قرائتی ، پرتوی از نور ، 417. سید رضی، نهج‌البلاغه ، خطبه 1768. احمد حنبل ، مسند احمد ، 2 / 1749. احمد حنبل ، مسند احمد ، 5 / 4310. محسن قرائتی ، مجموعه فیش‌های تبلیغی(6) ، 111. شیخ حسن دیلمی ، إرشاد القلوب إلی الصواب ، 1 / 16512. سید محمد باقر موسوی همدانی ، ترجمه المیزان ، 1 / 26013. شیخ صدوق ، الخصال ، 2 / 62414. مسلم بن حجاج نیشابوری ، صحیح مسلم ، 2 / 13015. شیخ صدوق، أمالی الصدوق ، 28416. شیخ صدوق، علل الشرائع ، 1 / 9417. شیخ صدوق، ثواب الأعمال و عقاب الأعمال ، 17218. صفر علیپور- ابراهیم زاده ، معاد استدلالی، 9219. سید محمد باقر موسوی همدانی ، ترجمه المیزان ، 1 / 26420. محمد بن مسعود عیاشی ، کتاب التفسیر ، 2 / 31521. محمد بن مسعود عیاشی ، کتاب التفسیر ، 2 / 31422. ابوالقاسم فرات بن ابراهیم فرات کوفی ، تفسیر فرات ، 21523. سید محمد باقر موسوی همدانی ، ترجمه المیزان ، 5 / 4324. سید محمد باقر موسوی همدانی ، ترجمه المیزان ، 5 / 4425. شیخ صدوق و شیخ مفید ، اعتقادات الإمامیة و تصحیح الاعتقاد ، 1/ 6626. شیخ صدوق ، أمالی الصدوق ، 29427. میرزا احمد آشتیانی – شاگردان ، طرائف الحکم یا اندرزهای ممتاز ، 2 / 17928. صفر علیپور – ابراهیم زاده ، معاد استدلالی ، 9429. علی نمازی شاهرودی ، سفینةالبحار ، 1 / 70630. سید محمد باقر موسوی همدانی ، ترجمه المیزان ، 7 / 6131. محمد باقر کمره‌ای ، اصول کافی ، 3 / 22332. سید محمد باقر موسوی همدانی ، ترجمه المیزان ، 19 / 63منابع :1. قرآن کریم2. آشتیانی میرزا احمد – شاگردان ، طرائف الحکم یا اندرزهای ممتاز ، سوم ، تهران ، کتابخانه صدوق ،1362 ش .3. دیلمی ، شیخ حسن ، إرشاد القلوب إلی الصواب ، اول ، قم ، شریف رضی ،1412 ق .4. سید رضی ، نهج البلاغة ، اول ، قم ، هجرت ،1414 ق .5. شیخ صدوق ، الخصال ، اول ، قم ، جامعه مدرسین ،1362 ش .6. شیخ صدوق و شیخ مفید ، اعتقادات الإمامیة و تصحیح الاعتقاد ، دوم ، قم ، کنگره شیخ مفید ، 1414 ق .7. شیخ صدوق ، علل الشرائع ، اول ، قم ، داوری ، بی تا8. شیخ صدوق ، أمالی الصدوق ، پنجم ، بیروت ، اعلمی ،1400 ق .9. شیخ صدوق،ثواب الأعمال و عقاب الأعمال ، اول ، قم ، دار الرضی ، 1406 ق .10. علیپور صفر – ابراهیم زاده ، معاد استدلالی، بی چا ، بی جا ، بی نا ، بی تا11. فرات کوفی ابوالقاسم فرات بن ابراهیم ، تفسیر فرات الکوفی ، محمد کاظم محمودی ، اول ، تهران ، سازمان چاپ وانتشارات وزارت ارشاد اسلامی ،1410 ق .12. قرائتی محسن ، پرتوی از نور ، دوم ، تهران ، مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن ، 1388 ش .13. قرائتی محسن ، تفسیر نور ، یازدهم ، تهران ، مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن ، 1383 ش .14. قرائتی محسن ، مجموعه فیش‌های تبلیغی(6) ، بی چا ، بی جا ، بی نا ، بی تا15. کمره‌ای، محمد باقر، اصول کافی، سوم، قم، انتشارات اسوه،1375 ش .16. موسوی همدانی سید محمد باقر ، ترجمه تفسیر المیزان، پنجم ، قم ، دفتر انتشارات اسلامی جامعه‌ی مدرسین حوزه علمیه قم ، 1374 ش .17. نمازی شاهرودی ، علی ، مستدرک سفینه البحار ، اول ، قم ، جامعه مدرسین، 1418 ق .18. عیاشی ، محمد بن مسعود ، کتاب التفسیر ، بی چا ، تهران ، چاپخانه علمیه ،1380 ق .

 
 

نوشته قبلی

فضائل وسيره فردي امام هادى (علیه السّلام)

نوشته‌ی بعدی

صحاح سته اهل سنت (معرفی و بررسی علت نام گذاری کتابهای اصلی اهل سنت به صحاح)

مرتبط نوشته ها

بدون دسته ( پیشفرض)

توحید از دیدگاه شیعه چگونه است؟

صفای باطن و دوری امامان (ع) از کینه توزی
بدون دسته ( پیشفرض)

صفای باطن و دوری امامان (ع) از کینه توزی

میانه روی در نهج البلاغه
بدون دسته ( پیشفرض)

میانه روی در نهج البلاغه

ادوار اجتهاد
بدون دسته ( پیشفرض)

ادوار اجتهاد

آثار محبّت اهل بیت (ع) در قرآن
بدون دسته ( پیشفرض)

آثار محبّت اهل بیت (ع) در قرآن

تعریف عدل تکوینی و تشریعی؟
بدون دسته ( پیشفرض)

تعریف عدل تکوینی و تشریعی؟

نوشته‌ی بعدی

صحاح سته اهل سنت (معرفی و بررسی علت نام گذاری کتابهای اصلی اهل سنت به صحاح)

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

اهلبیت (ع) برترین های جهان هستی

اهلبیت (ع) برترین های جهان هستی

نسخۀ عربیِ اسرائیل

نسخۀ عربیِ اسرائیل

امتیازات شیعه راستین در آخرالزمان

امتیازات شیعه راستین در آخرالزمان

آیه اطاعت دلیل حقانیت مذهب شیعه

آیه اطاعت دلیل حقانیت مذهب شیعه

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا