31 می 2026

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • محور مقاومت
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • محور مقاومت
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home بدون دسته ( پیشفرض)

طرح جانشينى در زمان حيات رسول خدا

ولایت سیاسی علی در غدیر خم
0
SHARES
2
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

طرح جانشينى در زمان حيات رسول خدا |

از نظر عقلى قابل پذيرش نيست كه بگوييم پيامبرى كه اين همه حساسيت نسبت به اسلام و مسلمانان داشت، به آينده مسلمانان و اسلام بى‏توجه باشد.

خداوند حساسيت رسولش را نسبت به مسلمانان در آيات متعددى بيان كرده است. به اين آيه توجه کنید:

{لَقَدْ جاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ ما عَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيْكُمْ بِالْمُـؤْمِنِـينَ رَؤُوفٌ رَحِـيمٌ} ([1])

«همانا رسولى از جنس خودتان براى هدايت خلق آمد كه از فرط محبت و نوع‏پرورى فقر و پريشانى و جهل و فلاكت شما بر او سخت مى‏آيد و بر (آسايش و نجات) شما بسيار حريص و به مؤمنان رئوف و مهربان است.»

همچنين درباره حساسيت رسولش نسبت به اسلام مى‏فرمايد:

{فَلَعَلَّكَ باخِـعٌ نَفْسَكَ عَلى آثارِهِمْ إِنْ لَمْ يُـؤْمِنُوا بِـهذا الحَدِيثِ أَسَفاً}([2])

«اى رسول به خاطر ايمان نياوردن امت به قرآن و از شدت حزن و تأسف بر آنان نزدیک است که جان عزیزت را از دست بدهى».

بنابراين نمى‏توان باور كرد كه رسول خدا |نسبت به آينده اسلام و مسلمانان بى‏توجه باشد. از نظر اجتماعى نيز نمى‏توان پذيرفت مردمى كه نسبت به گذشته و آينده جهان و مسائل روزمره از آن حضرت سؤالهاى فراوانى مى‏كردند امّا نسبت به اين مسأله حساس چيزى نپرسيده باشند؟

از نظر سياسى نيز قابل قبول نيست كه حكومتى كه اين همه مخالف – از منافقان داخلى تا سياستمداران خارجى – دارد، نسبت به آينده آن هيچ بحثى را مطرح نكرده باشند.

برعكس براساس اسناد و مدارك تاريخى اين بحث هم از طرف آن حضرت مطرح شده است و هم از طرف مسلمانان و هم از طرف مخالفان آن حضرت.

رسول خدا | مسأله جانشينى را در سه مقطع حساس تاريخی زیر مطرح كرده است.

الف – در آغاز بعثت به هنگام دعوت علنى

امروزه انسانهاى متفكر پس از تحولات گسترده اجتماعى، فرهنگى، سياسى و… و پيشرفت در زمينه‏هاى ارتباطى و تعامل فرهنگى و تجربه تلخ جنگها، خونريزيها، اسارتها و… به اين نتيجه رسيده‏اند كه براى رفع اين همه فجايع بايد به وحدت جهانى انديشيد و جامعه بشرى را از اين تفرقه و جدايى تحت هر عنوانى نجات داد؛ از اين رو، براى رسيدن به اين هدف شعارى را مطرح كرده‏اند كه جهانى بينديشيم و منطقه‏اى عمل كنيم؟!

رسول اكرم | یک هزار و چهار صد سال قبل – كه بشر در مقايسه با امروز دوران ابتدايى خود را مى‏گذراند – جهانى مى‏انديشيد ولى منطقه‏اى عمل مى‏كرد.

از روزى كه رسول خدا | به رسالت برانگيخته شد، رسالتش را جهانى مى‏دانست و انديشه‏اش را براى همه انسانهاى تاريخ مى‏دانست، ولى براى رسيدن به اين هدف، با توجه به شرايط محيط مكه عمل مى‏كرد. او كار را از صفر شروع كرد و بدون اينكه عجلهای داشته باشد – با توجه به محيط و شناختى كه از افراد داشت – تا سه سال براى تبليغ رسالت تنها به ارتباط شخصى و دعوت خصوصى افرادى كه آنان را از نزديك مى‏شناخت و زمينه مساعدى داشتند، اكتفا مى‏كرد، تا اينكه توانست در اين دوران حدود چهل تن را به راه راست هدايت كند.

دعوت رسول اكرم | تحولى بنيادين در محيط بود. او خود مى‏دانست كه اين دعوت همه چيز آن جامعه اعم از فرهنگ، عقايد، سياست، اقتصاد، خانواده، اخلاق و… را تحت تأثير قرار مى‏دهد و به‏روشنى دريافته بود كه چنين انديشه‏اى نمى‏تواند بدون دشمن باشد، بلكه دشمنانى لجوج و عنود خواهد داشت كه در برابر آنها چاره‏اى جز آمادگى و دفاع از خود و ياران و انديشه‏اش ندارد. اگر پيامبر بخواهد دعوت آشكار را آغاز كند، بى‏گمان درگيرى نيز آغاز خواهد شد و آن گاه بايد خود را آماده دفاع كند و اين چهل تن نمى‏توانند در برابر تهاجم قبيله‏اى مقاومت كنند، به خصوص كه آنها نيز از افراد متوسط و سطح پايين همين قبائل هستند و در صورت بروز درگيرى براساس قوانين موجود، بايد از رئيس قبيله پيروى كنند و يا دست‏كم خود را كنار بكشند در نتيجه نمى‏توانند از رسول خدا | دفاع ‏كنند.

براساس آنچه گفته شد پيامبر منطقه‏اى عمل مى‏كرد، بايد طرحى مى‏ريخت كه از نظام قبيله‏اى موجود استفاده كند و قبيله بنى‏هاشم را كه خود وابسته به آن بود به كمك بگيرد، ولى چگونه و با چه اميدى، تا جايى كه اين انديشه او را بيماركرد،([3]) تا اينكه جبرئيل نازل شد؛ {أَنْـذِرْ عَـشِـيرَتَكَ الأَقْـرَبِينَ} ([4]) و اين راهى بود كه بتواند از آن براى خود و ياران و انديشه خود يك کمربند حفاظتى درست كند ولى با توجه به شناختى كه رسولخدا| از اقوام خود و فرهنگ حاكم بر آنان و شرايط سياسى نظام قبيله‏اى داشت اين كار را بسيار دشوار مى‏دانست كه جبرئيل نازل شد:

«يا محمد الا تفعل ما تؤمر به يعذّبك ربّك.»([5])

«اى محمد! اگر ماموريت خداوند را انجام ندهى، خداوند تو را عذاب مى‏كند».

به دنبال اين جريان، پيامبر| على× را فرا خواند و ضمن مطلع ساختن وى از او خواست كه غذايى فراهم سازد و شيرى نيز آماده كند. سپس 45 نفر از سران بنى‏هاشم را دعوت كرد و تصميم گرفت در آن مهمانى مسأله پيامبرى را براى آنان بيان كند تا شايد آنان را هدايت نمايد و از حمايت آنان برخوردار گردد؛ حمايتى كه مى‏توانست جلو بسيارى از تهاجمات عليه او و ياران و انديشه‏اش را بگيرد. پس از اين‏كه مهمانان آمدند و غذا خوردند، پيش از آن كه حضرت سخنى بگويد، با شرایطی که ابوجهل پیش آورد و با توجه به نكته‏اى كه گفته شد – پیامبر جهانى مى‏انديشيد، ولى منطقه‏اى عمل مى‏كرد – آن حضرت مصلحت نديد كه مسأله نبوت را مطرح كند. جمعيت نيز پراكنده شدند و در پايان، علت عدم طرح مسئله را با على × در ميان گذاشت و از او تقاضا كرد كه دعوت را دوباره تكرار كند.

روز بعد كه دعوت تكرار شد، پس از صرف غذا و قبل از اين كه مجلس از كنترل خارج شود، رسول خدا | شروع به سخن گفتن نمود و پس از ستايش خدا و اعتراف به وحدانيت او فرمود:

«به‏راستى هيچ گاه راهنماى جمعيتى به همراهان و كسان خود دروغ نمى‏گويد. سوگند به خدايى كه جز او خداوندى نيست، من فرستاده خداوند به سوى شما و همه جهانيان هستم. اى خويشاوندان من آگاه باشيد همانند خفتگان مى‏ميريد و همانند بيداران دو مرتبه زنده مى‏شويد و طبق رفتار خود مجازات مى‏شويد و بهشت و جهنم خداوند جاودان است».([6])

سپس افزود: هيچ كس از مردم براى كسان خود چيزى بهتر از آنچه من براى شما آورده‏ام نياورده است. من خير دنيا و آخرت را براى شما آورده‏ام. خدايم به من دستور داده است كه شما را به سوى او فراخوانم.

سخن رسول خدا | به اين‏جا كه رسيد، فرمود:

{فأيّكم يوازرنى على هذا الامر على ان يكون اخى و وصيّى و خليفتى فيكم}([7])

«كدام يك از شما پشتيبان من خواهد بود تا برادر و وصى و جانشين من در ميان شما باشد؟»

در پى اين سخنان نبى‏اكرم | سكوت مطلق بر مجلس حاكم شد و هيچ كس جواب نداد.

على × گفت: من يا رسول اللّه!

با اين كه رسول خدا | سه بار سخن خود را تكرار كرد، هر بار تنها على× پاسخ داد. حضرت رو به جمعيت کرد و فرمود:

«انّ هذا اخى ووصيّى و خليفتى فيكم، فاسمعوا له و اطيعوه»

«فقام القوم يضحكون فيقولون لابى‏طالب قد امرك ان تسمع لابنك و تطيع»([8])

«مردم! اين جوان برادر، وصى و جانشين من در ميان شماست. به سخنان او گوش فرادهيد و از او پيروى كنيد.در اين هنگام مجلس پايان يافت و حاضران با خنده و تمسخر رو به ابوطالب نمودند و گفتند: محمد دستور داد كه از پسرت پيروى كنى و از او فرمان ببرى و او را بزرگ تو قرار داد.»

همان طور كه ملاحظه مى‏كنيد، رسول خدا | در اولين روز دعوت عمومى خود مسأله جانشينى خود را مطرح كرده و به صراحت رهبر آينده اين حركت را مشخص نموده است. اينكه رسول اكرم | در همان روز اول رهبرى آينده حركت را ترسيم مى‏كند، بدين دلیل است كه يكى از علل شكست حركتهاى اجتماعى و انقلابهاى فكرى و فرهنگى ابهام طرحها و مشخص نبودن آينده حركت است كه به كجا مى‏خواهد مردم را ببرد و چه كسى مى‏خواهد اين كار را انجام دهد؟ به خصوص در حركتهاى فرهنگى كه به بار نشستن آنها زمانى طولانى را مى‏طلبد و چه بسا عمر بنيانگذار آن به پايان مى‏رسد؛ از اين رو ضرورت دارد كسانى كه به اين انديشه گرايش پيدا مى‏كنند، بدانند اگر براى رهبرى اين حركت حادثه‏اى اتفاق افتاد، ادامه حركت چه خواهد شد؟ آيا عقب گرد است؟ درجا زدن است؟ انحراف است؟ و… و تكليف سرمايه‏هاى مالى، جانى، فكرى و… كه در اين زمينه هزينه شده است، چه خواهد شد؟ بر اين اساس، پيامبر بايد از همان روز نخست آينده حركت را ترسيم كند تا ديگران با اطمينان و دلگرمى به ادامه راه به اين حركت بپيوندند.

شايد بتوان گفت گوياترين كلمه‏اى كه بر جانشينى دلالت دارد، كلمه خليفه و وصى است كه رسول خدا | در اين حديث به كار گرفته است.

به راستى هركس كمترين آگاهى از زبان عربى داشته و نسبت به مسأله پيشداورى نداشته باشد، از اين حديث، تعيين رهبرى را مى‏فهمد. مخاطبان كلام رسول خدا | كه سران بنى‏هاشم و همگان عرب زبان و فصيح بودند، همين مسأله رهبرى را فهميدند و دليل آن، سخنى است كه به ابوطالب گفتند.

در اين جا اين سؤال مطرح است كه آيا نصب على × به عنوان جانشين، از طرف خداوند بوده است يا از طرف رسول خدا |؟ براى يافتن پاسخ اين سؤال بايد سؤال ديگرى مطرح كرد و آن اين است كه پيامبر در طرح تشكيل امت اسلامى چه مقدار متكى به وحى و چه مقدار متكى بر انديشه خود بوده است؟

در اين كه پيامبر | عاقلترين و باهوش‏ترين مردم بوده است ترديدى نيست، ولى آيا احكام و قوانينى كه وضع و اجرا مى‏كرد از طرف خدا بود يا اين كه خود شخصا تصميم مى‏گرفت و به خدا نسبت مى‏داد؟

بدون ترديد و با توجه به عصمتى كه ما براى پيامبر قائليم، پذیرفتنی نیست كه او كارى را بدون اجازه خدا انجام دهد و به خداوند نسبت دهد.

به این آیه توجه کنید:

{وَلَوْ تَقَـوَّلَ عَلَيْنا بَعْضَ الأَقاوِيلِ * لَأَخَذنا مِنْهُ بِالَيمِـينِ * ثُـمَّ لَقَطَعْنا مِنْهُ الوَتِـينَ * فَما مِنْكُمْ مِنْ أَحَدٍ عَنْهُ حاجِزِينَ}([9])

«اگر محمد به دروغ سخنانى را به ما نسبت میداد، او را به دست راست مى‏گرفتيم. سپس رگ قلبش را پاره مى‏كرديم و هيچ‏يك از شما مانع از [عذاب] او نمى‏شد».

خود پيامبر در مسأله جانشينى بارها تصريح كرده است كه هيچ نقشى نداشته و ندارد و تنها دستور خداوند را اجرا كرده است.

قرطبى مى‏نويسد: در جريان حجة‏الوداع پس از اين كه رسول خدا | اميرالمؤمنين × را به عنوان جانشين خود معرفى كرد، وقتى به حارث بن نعمان خبر رسيد كه پيامبر | در حق على × گفته است:

«من كنت مولاه فعلىّ مولاه»؛ سوار شتر خود شد و خدمت رسول خدا | رسيد و گفت:

اى محمد! به ما دستور دادى كه به وحدانيت خدا و رسالت تو شهادت بدهيم. ما هم قبول كرديم.

اى محمد! به ما دستور دادى در طول شبانه روز پنج بار نماز بخوانيم؛ از تو پذيرفتيم.

اى محمد! به ما دستور دادى كه زكات اموالمان را بدهيم؛ از تو قبول كرديم.

اى محمد! به ما دستور دادى كه در هر ماه رمضان روزه بگيريم؛ پذيرفتيم.

اى محمد! به ما دستور دادى كه به زيارت خانه خدا برويم؛ از تو قبول كرديم.

اى محمد! به اين همه راضى نشدى، تا اين كه پسر عمويت را بر ما برترى دادى. اين دستور از ناحيه توست يا از طرف خداست؟

پيامبر فرمود:

«واللّه الذى لا اله الا هو ما هو الا من اللّه.»

قسم به خدايى كه جز او خدايى نيست، اين دستور از طرف خداست.

حارث بعد از شنیدن سخن رسول خدا |در حالی که به طرف شترش برمیگشت، مى‏گفت:

«اللّهم ان كان ما يقول محمد حقا فامطر علينا حجارة من السماء او ائتنا بعذاب اليم. فواللّه ما وصل الى ناقته حتى رماه اللّه بحجر فوقع على دماغه فخرج من دبره فقتله، فنزلت سأل سائل بعذاب واقع.»([10])

حارث گفت: خدايا! اگر آنچه محمد مى‏گويد حق است، از آسمان عذابى دردناك بفرست يا سنگى بر ما ببار!

به خدا قسم هنوز حارث به شترش نرسيده بود كه خداوند با سنگى از آسمان او را نشانه رفت و بر فرق سرش فرود آمد و از نشيمنگاهش خارج شد و او را كشت و آن گاه اين آيه نازل شد: {سأل سائل بعذاب واقع}

ب – در آغاز هجرت به مدينه

بعد از مرگ ابوطالب و مشكلاتى كه براى رسول خدا | در مكه به وجود آمد، آن حضرت درصدد برآمد تا از خارج از مكه براى ايجاد يك خط دفاعى كمك بگيرد و در اين راستا به طائف سفر كرد، ولى در طائف توفيق چندانى نيافت.

به دنبال آن در ايام حج كه از قبائل مختلف عربستان به شهر مكه مى‏آمدند و رسول خدا | آزادى بيشترى داشت، مسأله پيامبرى خود را مطرح مى‏كرد تا اين كه به يثربيان برخورد و آنان به دليل مشكلات داخلى يثرب و… از پيامبرى آن حضرت استقبال كردند. اين امر به انعقاد پيمان بين حضرت رسول خدا | و آنان انجاميد و چون محتواى پيمان اول با محتواى پيمانى كه رسول خدا | در فتح مكه با زنان بست يكى است به بيعه‏النساء شهرت يافت.، ولى پيمان دوم كه مقدمه هجرت رسول خدا | به يثرب است و در ضمن اين پيمان، پيامبر براى خود و خانواده‏اش خط دفاعى ايجاد كرد به «بيعة‏الحرب» شهرت يافته است.

در اين پيمان مردم يثرب شرايطى داشتند كه آنها را مطرح كردند و پس از آن كه پيامبر شرايط آنان را پذيرفت، آنان از رسول خدا | خواستند كه شرايطش را براى هجرت به يثرب اعلام كند كه رسول خدا | در اين پيمان، سه شرط عمده را به اين شرح بيان كرده است:

1- همان طور كه از خودشان دفاع مى‏كنند، از رسول خدا | دفاع كنند؛

2- همان طور كه از فرزندان و همسران خود دفاع مى‏كنند، از اهل‏بيت رسول‏خدا | دفاع كنند؛

3- «ان لا ينازعوا الامر اهله»([11])؛

با رهبران پس از پيامبر به مخالفت برنخيزند.

بدين سان پيامبر | در مكه، كه به حسب ظاهر آينده او معلوم نيست، از همان ابتدا رسما به مسلمانان اعلام كرد كه در انتخاب رهبران بعد از خود نقش ندارند و نبايد چنين انتظارى داشته باشند و اين مسأله از حوزه اختيار او و مسلمانان خارج است و تنها در اختيار خداست.

گرچه حاكمان بعد از رسول خدا | براى سركوب شورشها و اعتراضها از اين نوع روايات سوء استفاده كرده، آنها را بر خودشان تطبيق كردند و حتى طرفداران آنان در كتب حديثى خود بابى با عنوان «باب البيعة على ان لا ننازع الامر اهله» باز كرده‏اند، ولى بايد توجه داشت كه شأن نزول اين روايات قبل از آمدن رسول خدا |به يثرب و قبل از شكل گرفتن انصار و مهاجرين است تا چه رسد به اختلاف آنان بر سر خلافت و خارج كردن انصار از ميدان.

ج – در پايان عمر

طرح مسأله رهبرى و جانشينى جامعه اسلامى از همان ابتداى بعثت براى رسول خدا |اهميت داشت كه نمونه‏هاى آن را بیان كرديم، ولى هرچه زمان پيش مى‏رفت و آن حضرت به پايان عمر شريفش نزديك مى‏شد، طرح مسأله امامت امام على × نيز شدت مى‏يافت كه اوج اين مسأله در جريان حجة‏الوداع است كه در آينده مورد بحث قرار مى‏گيرد.

([1]) توبه/128.

([2]) كهف/6.

([3]) ابن اثير، الکامل فی التاريخ، ج 2، ص 61.

([4]) شعراء/214.

([5]) ابن اثير، الکامل فی التاريخ، ج 2، ص 62.

([6]) سيره حلبى، ج 1، ص 321.

([7]) ابن اثير، الكامل فی التاريخ، ج 2، ص 63؛ شرح نهج‏البلاغه، ابن ابى‏الحديد، ج 13، ص 244؛ تاريخ، طبرى، ج 2، ص 63؛ السيرة النبويه، ابن كثير، ج 1، ص 460-459؛ خصائص نسايى، ص 99؛ مجمع الزوائد، ج 8، ص 303، 305؛ ينابيع المودّه، ص 105؛ البداية و النهايه، ج 2، ص 381؛ الصحيح من سيرة النبى، ج 3، ص 60؛ مختصر تاريخ ابى الفداء، ج 2، ص 14؛ ترجمة الامام على ×، ج 1، ص 88 – 87؛ كفاية الطالب، ص 205؛ اثبات الوصية، ص 116 – 115.

([8]) منابع پيشين.

([9]) حاقه/47-44.

([10]) تفسير قرطبى، ج 18، ص 278.

([11]) مسند، احمد بن حنبل، ج 6، ص 431؛ سنن، نسايى، ج 7، ص 145؛ صحيح، مسلم، جزء 6، ص 16؛ الصحيح، البخارى، ج 8، ص 122؛ سيره ابن هشام، ج 2، ص 442؛ البداية و النهاية، ج 2، ص 542.

نوشته قبلی

استدلال امام على به آيه «انما» در منابع شيعه

نوشته‌ی بعدی

طرح جانشينى رسول خدا | از طرف سياستمداران

مرتبط نوشته ها

بدون دسته ( پیشفرض)

توحید از دیدگاه شیعه چگونه است؟

صفای باطن و دوری امامان (ع) از کینه توزی
بدون دسته ( پیشفرض)

صفای باطن و دوری امامان (ع) از کینه توزی

میانه روی در نهج البلاغه
بدون دسته ( پیشفرض)

میانه روی در نهج البلاغه

ادوار اجتهاد
بدون دسته ( پیشفرض)

ادوار اجتهاد

آثار محبّت اهل بیت (ع) در قرآن
بدون دسته ( پیشفرض)

آثار محبّت اهل بیت (ع) در قرآن

بدون دسته ( پیشفرض)

قاطعیت و عطوفت در سیره امام علی(علیه السلام)

نوشته‌ی بعدی

طرح جانشينى رسول خدا | از طرف سياستمداران

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

دوستی و محبت اهل بیت (ع) از دیدگاه علی (ع)

دوستی و محبت اهل بیت (ع) از دیدگاه علی (ع)

جایگاه سیاسی شیعیان امارات

جایگاه سیاسی شیعیان امارات

مشروعیت و عدالت در اندیشه سیاسی شیعه

مشروعیت و عدالت در اندیشه سیاسی شیعه

ما مسلح به الله اکبریم

ما مسلح به الله اکبریم

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا