ظرفیت متون مقدس برای برداشتهای مختلف
آن چیزی که در اینجا میخواهم اضافه کنم این است که فکر میکنم میتوانیم ما اینطور بگویم که متون دینی وآن دسته از قضایای تاریخی که با امور مقدس ارتباط پیدا میکند، از چنین ظرفیتی برخوردار است که بشود از آن برداشتهای متفاوت در طول تاریخ متناسب با حال و هوای انسانها داشت. من اینطوری تفسیر میکنم. این ظرفیت یعنی این آیه قرآن یا این حدیث را مثلا علامه حلی آنطور معنا میکرده و فقیه امروزی ما اینطور معنا میکند. در آن فضا برداشت طبق ظاهر بوده، چون خلاف ظاهر که عمل نمیکنند. آن موقعی که اینطوری معنا میکرده، برایش ظاهر لفظ این بوده، ظاهر آیه و این حدیث این بوده، امروز هم که دارد اینطوری معنا میکند، باز ظاهر لفظ این است. این نشان میدهد که یک ظرفیتی در اینها وجود دارد که این ظرفیت هم قاعدتا در متون مرتبط با امور مقدس بیشتر است.
تکرار میکنم: تاریخهای مرتبط با امور مقدس؛ چون گاهی وقتها تاریخها خشک است، برداشتهای مختلف ندارد و خیلی کم است و شاید آنجا هم باشد. ولی در آن تاریخهای مرتبط با یک امر مقدس، پیشوایی است که وجهه آسمانی دارد و از ارتباطهای معنوی و غیبی برخوردار است. وقتی حوادث پیرامون او رخ میدهد، یک چنین ظرفیتهایی دارد. پس نسبت این بحث را با اهداف من اینطوری میبینم که فکر نکنیم بحث اهداف بحث خشک سخت افزاری است که ما هستیم و کلمات امام حسین۷ و ما هستیم و آن جملاتی که در تاریخ عاشورا گفته شده! این یک بُعد قصهاش است. آن رویکردها که تابع آن حوادث فرهنگی سیاسی، اجتماعی در هر دوره زمانی هستند، بی تاثیر در نوع تلقی اهداف نیستند. این مطلب اولی بود که میخواستم در رابطه اهداف بگویم که فقط در حد طرح بحث و آنچه که به ذهن خودم رسیده است. علی ای حال خوانندگان محترم اهل فضل و استاد و محقق هستند و نقد و اشکال میکنند. حالا این یک نکته بود. و جمع بندی من هم این بود که این کار را کار ناصوابی نمیدانم، یعنی این تحولاتی که رویکردها دارد، نشان دهنده این ظرفیتهاست. بنابراین ما الان میتوانیم با هر سه رویکرد به عاشورا نگاه بکنیم، منتها هر کدام در جای خودش، یعنی آن بعد عاطفی عاشورا، محفوظ است، آن بعد حماسی عاشورا محفوظ است، آن بعد انسانی عاشورا هم محفوظ است و هیچ کدام جای قبلی را نمیگیرد و در کنار قبلی مطرح میشود یعنی برای ما که در مقطع سوم قرار دادیم، هم آن بحث عاطفی زنده است، مصیبت و اندوه و روضه، و سینهزنی، و عزاداری، هم آن بعد حماسی باید مطرح باشد چون از جوامع انسانی هنوز بحث ظلم و ستم برچیده نشده و الاّ ظهوری نبود و قیامی و امام زمانی نبود، بنابراین آن بعدش هم باید زنده باشد.
این بحث سوم بُعد جدیدی است که انسانها در تجربه زندگی خودشان، به آن توجه کردند، که در کنار همان حماسه و همان مبارزه و همان دفاع از آزادی و در کنار همان شهادت طلبی، یک چیزهای دیگر به نام کرامت انسان، عزت انسان، ظهور زنان، ارزشهای اخلاقی میتواند باشد. این رویکرد قبلا دیده نمیشد، امّا یک چیز اضافه نیست؛ لذا این رویکردها میشود مکمّل باشد و در واقع یک وجهه جدید و یک بعد تازه ایجاد میکند. بنابراین امر مذمومی نیست.

















هیچ نظری وجود ندارد