۹ اردیبهشت ۱۴۰۵

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home انقلاب مهدوی

عصمت پیامبران (عصمت حضرت سلیمان -آیات ۳۴ و ۳۵ ص )

0
SHARES
6
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

عصمت پیامبران (عصمت حضرت سلیمان -آیات ۳۴ و ۳۵ ص )

 

 
{وَلَقَدْ فَتَنَّا سُلَیمَانَ وَاَلْقَینَا عَلی کُرْسِیهِ جَسَداً ثُمَّ اَنَابَ * قَالَ رَبِّ اغْفِرْ لِی وَهَبْ لِی مُلْکاً لاَّ ینبَغِی لاَحَدٍ مِّنْ بَعْدِی إِنَّکَ اَنتَ الْوَهَّابُ}
«ما سلیمان را آزمودیم و بر تخت او جسدی افکندیم سپس او به درگاه خداوند توبه کرد؛ گفت: پروردگارا! مرا ببخش و حکومتی به من عطا کن که بعد از من سزاوار هیچ کس نباشد، که تو بسیار بخشنده‌ای!»
لغات آیه:
۱٫ کرسی: به معنای تخت است و در عرف عامه به چیزی گفته می‌شود که برآن می‌نشینند. از نظر ریشه لغوی از «کِرس» (بر وزن ارث) گرفته شده که به معنی اصل و اساس و گاهی نیز به هر چیزی که به هم پیوسته و ترکیب شده است، گفته می‌شود و به همین دلیل به تخت‌های کوتاه «کرسی» می‌گویند و نقطه مقابل آن «عرش» است که به معنی چیز «مسقف» یا خود سقف یا تخت پایه بلند آمده است.([۱])
۲٫ جسد: جسم بی‌روح و أخص از جسم است؛ زیرا جسد بر غیر انسان اطلاق نمی‌شود و رنگ داشتن لازمه آن است، بر خلاف جسم که بر غیر انسان نیز اطلاق می‌شود و رنگ از لازمه آن نیست، مانند آب و هوا.([۲])
۳٫ انابه: مصدر و از ماده «نَوَبَ» و در لغت به معنی رجوع و برگشتن پی در پی و توبه است.
انابه به سوی خدا ـ به گفته راغب ـ به معنای بازگشت به سوی اوست، به توبه و اخلاص عمل.([۳])
بیان شبهه:
خداوند در این آیات می‌فرماید:
«ما سلیمان را آزمودیم و جسد بی روحی را بر کرسی او افکندیم، سپس او توبه نمود و به سوی خدا بازگشت و از خدا خواست که اورا بیامرزد و به او حکومتی دهد که بعد از او برای احدی سزاوار نباشد».
چند پرسش:
۱٫ ماهیت آزمون سلیمان چه بود؟
۲٫ طلب مغفرت از خدا، چگونه با مقام عصمت او سازگار است؟ اگر لغزشی از او صادر نشده بود، توبه و طلب مغفرت معنا نداشت.
۳٫ چرا برای خود حکومت می‌خواهد، آن هم حکومتی که به غیر از او سزاوار نباشد؟ آیا این جمله بوی بُخل نمی‌دهد؟
پاسخ:
درباره پرسش نخست، باید گفت که ظاهر آیه همین مقدار را می‌رساند که خدا سلیمان را با افکندن جسدی برروی تختش آزمود؛ اما اینکه این جسد از آن چه کسی بود و چگونه سلیمان با این کار در بوته آزمایش قرار گرفت، از خود آیه چیزی در این باره فهمیده نمی‌شود.
مفسرین اهل تسنن اقوال مختلفی را نقل کرده‌اند و هر یک از روایتی پیروی کرده که بسیاری از آنها شبیه اسرائیلیات است و در بعضی از کتب تفسیر شیعه نیز، متعرض نظرات آنان شده‌اند.([۴])
علامه طباطبائی(ره) بعد از نقل چند نمونه از این احادیث در بحث روایی این آیه در تفسیر المیزان می‌نویسد: «فهذه کلها مما لا یعبأ بها … و إنما هی مما لعبت بها أیدی الوضع»([۵]) اما آنچه از میان اقوال و روایات می‌توان پذیرفت، این است که جسد نامبرده جنازه کودکی از سلیمان(علیه السلام) بوده که خدا آن را بر تخت وی افکند، و در جمله «ثُمَّ أنابَ قالَ رَبِّ اغْفِرْ لِی» إشعار و بلکه دلالت دارد بر این که سلیمان(علیه السلام) از آن جسد امیدها داشته یا در راه خدا به او امیدها بسته بود و خدا او را قبض روح نمود و جسد بی‌جانش را بر تخت سلیمان افکند تا او بدین وسیله متنبه گشته، امور را به خدا واگذارد و تسلیم او شود.
از این بیان پاسخ پرسش دوم نیز روشن می‌گردد؛ زیرا توجه به فرزند و او را مظهر آمال و آرزوها دانستن، برای افراد عادی نه تنها گناه نیست، بلکه ترک أولی نیز حساب نمی‌شود؛ در حالی‌که برای پیامبران ـ با توجه به شناختی که از خدا و جهان دارند و می‌دانند که هیچ کاری بدون خواست او صورت نمی‌پذیرد ـ ترک اَولی است که اثر آن با انابه و طلب مغفرت از میان می‌رود. اگرچه داشتن فرزند، برای او مظهر و تجلیگاه آرزوهاست، در عین حال باید کارها را به خدا سپرد و تسلیم قضا و تقدیر او شد و پیوسته گفت:
{اُفَوِّضُ اَمْرِی إِلَی اللهِ إِنَّ اللهَ بَصِیرٌ بِالْعِبَادِ}.([۶])
علاوه بر این، درخواست مغفرت نشانه صدور جرم و گناه نیست؛ بلکه عظمت مسئولیت و بزرگی مقام اولیای الهی را پیوسته متوجه مقام ربوبی ساخته و از او طلب آمرزش می‌نمودند. اگر کاری ـ هرچند مباح ـ که شایسته مقام آنان نبود، انجام می‌دادند به همین دلیل رو به خدا آورده، انابه و طلب مغفرت می‌نمودند.([۷])
بنابراین در این آزمایش سلیمان مرتکب «ترک اولی» شد، و از این ترک اولی توبه کرد.([۸])
فخر رازی می‌نویسد:
انسان از ترک افضل و اولی، جدا نیست. در این صورت انسانهایی مانند سلیمان(علیه السلام) نیازمند طلب مغفرتاند؛ «إن حسنات الأبرار سیئات المقربین» و دیگر از جهت اینکه انبیا و اولیای الهی همیشه در مقام شکستن نفس و اظهار ذلت و خضوع‌اند.
پیامبر بزرگوار اسلام(صلی الله و علیه و آله) می‌فرماید:
«انی لأستغفر الله کل یوم مائه مره»([۹])یا «انی لأستغفر الله فی الیوم سبعین مره».([۱۰])
اما در پاسخ سؤال سوم باید گفت:
نخست: آنچه از ملک و حکومت به اذهان تبادر می‌کند، قدرت‌های همراه با ظلم و تعدی و مهار نشده است که درخواست چنین حکومتی شایسته هیچ عاقلی نیست تا چه رسد به پیامبران. ولی آنچه سلیمان از خداوند درخواست نمود، قدرت مهار شده‌ای بود که تحت مراقبت‌های شدید مقام نبوت و وحی آسمانی باشد و درخواست چنین حکومتی، درخواست خدمت به آیین خدا و خلق او و یکی از الطاف الهی است که آن را به بندگان خاص خود افاضه می‌کند.([۱۱])
دوم: فرق است بین اینکه ملکی را مختص برای خود درخواست کند یا آن را تنها برای خود بخواهد. سلیمان برای خود از خداوند مِلک درخواست می‌کند نه اینکه بخواهد دیگران را از سلطنتی چون سلطنت او محروم کند.([۱۲])
به عبارت دیگر او ملک و حکومتی خواست که نشانه نبوت و رسالتش باشد و جایگزین معجزات پیامبران گردد، بنابراین اگر می‌گوید: «لاینبغی لاحد من بعدی» مقصود وی کسانی است که در قلمرو نبوت او قرار می‌گیرند نه همه انسان‌هایی که تا روز قیامت گام برروی زمین می‌نهند، ولو مثل او معصوم باشند؛ زیرا سلیمان از خداوند حکومتی را درخواست کرد که در آن باد و دریا و شیاطین در اختیار او قرار گیرند و چنین حکومتی شایسته انسان‌های عادی و غیر معصوم نیست، به همین دلیل عرض کرد: «حکومتی به من بده که شایسته کسی پس از من نباشد» و مقصود او انسان‌های عادی بود نه انسان‌های معصوم و پاکی مانند بقیه انبیا و أئمه معصومین(علیهم السلام)؛ زیرا درخواست چنین اختصاصی در حالی که افراد دیگری با او هم شأن و هم ملاک یا بالاتر باشند، غیر منطقی است که شایسته مقام انسان عادی نیست تا چه رسد به پیامبران.([۱۳])

[۱]) ر.ک: تفسیر نمونه، ج ۲ ص ۲۷۲؛ قاموس قرآن، ج ۶، ص ۱۰۰؛ مفردات‏، ص ۷۰۶٫
[۲]) مفردات، ص ۱۹۶٫
[۳]) همان، ص۸۲۷
[۴]) ر.ک: الدر المنثور، ج‏۵، ص ۳۰۹ـ۳۱۳؛ مفاتیح الغیب، ج‏۹، ص ۳۹۴؛ ابوالفرج عبدالرحمن بن على ابن جوزى‏، زاد المسیر، ج‏۳، ص: ۵۷۳، بیروت‏: دار الکتاب العربی‏، چ ۱، ۱۴۲۲ق‏؛ مجمع البیان، ج ۸، ص ۴۷۶ـ ۴۷۵؛ تفسیر نمونه، ج‏۱۹، ص ۲۸۰؛ البحر المحیط، ج ۷، ص ۳۹۷٫
[۵]) المیزان، ج‏۱۷، ص ۲۰۷٫
[۶]) غافر/۴۴٫
[۷]) ر.ک: منشور جاوید، ج ۵، ص ۱۳۲٫
[۸]) در کتاب التبیان (ج ۸، ص ۵۶۲ ـ ۵۶۳) شیخ طوسی می‌نویسد: «والذی قاله المفسرون من أهل الحق ومن نزه الأنبیاء عن القبائح ونزه الله تعالى عن مثل ذلک هو انه لا یجوز أن یمکن الله تعالى جنیا لیتمثل فی صوره نبی لما فی ذلک من الاستبعاد. وإن النبوه لا تکون فی الخاتم وانه تعالى لا یسلب النبی نبوته، ولیس فی الآیه شئ من ذلک، وإنما قال فیها انه ألقى على کرسیه جسدا. وقیل فی معنى ذلک الجسد أقوال: منها ـ إن سلیمان قال یوما فی مجلسه وفیه جمع کثیر لأطوفن اللیله على مئه امرأه تلد کل امرأه منهن غلاما یضرب بالسیف فی سبیل الله، وکان له فی ما یروى عدد کثیر من السراری، فاخرج الکلام على سبیل المحبه لهذا الحال، فنزهه الله عما ظاهره الحرص على الدنیا، لئلا یقتدى به فی ذلک، فلم یحمل من نسائه إلا امرأه واحده ولدا میتا، فحمل حتى وضع على کرسیه جسدا بلا روح، تنبیها له على أنه ما کان یجب ان یظهر منه ما ظهر، فاستغفر الله وفزع إلى الصلاه والدعاء على وجه الانقطاع، لا على أن ذلک کان صغیره، ومن قال من حیث إنه لم یستثن مشیّه الله فی ذلک، فقوله فاسد، لأنه وإن لم یذکر مشیّه الله لفظا فلابد من تقدیرها فی المعنى وإلا لم یأمن أن یکون خبره کذبا، وذلک لا یجوز على الأنبیاء عند من جوز الصغائر علیهم. قال الحسن وغیره لا یجوز على الأنبیاء ومنها ـ انه روی أن الجن لما ولد لسلیمان ولد قالوا: لنلقین منه ما لقینا من سلیمان، فلما ولد له ولد أشفق منهم، فاسترضعه فی المزن، فلم یشعر إلا وقد وضع على کرسیه میتا تنبیها على أن الحذر لا ینفع مع القدر. ومنها ـ انه ذکر انه ولد لسلیمان ولد ابتلاه بصبره فی إماته ولده على کرسیه. وقیل: انه أماته فی حجره، وهو على کرسیه، فوضعه من حجره».
این تفسیر در کتب دیگر تفسیری شیعه نیز ذکر شده است: (التفسیر الصافی، الفیض الکاشانی، ج ۴، ص ۲۹۹، ح ۳۴ و ج ۶، ص ۲۳۰)، در کتاب الأمثل فی تفسیر کتاب الله المنزل (آیت الله مکارم الشیرازی، ج ۱۴، ص ۵۱۰ ـ۵۱۲) در این ارتباط توضیحات و جمع‌بندی مناسبی بیان شده است. (محقق کتاب)
[۹]) أبو محمد عبدالله بن عبدالرحمن الدارمی، سنن الدارمی، ج ۲، ص ۳۹۱، تحقیق: فواز أحمد زمرلی و خالد السبع العلمی، بیروت: دار الکتاب العربی، چ ۱، ۱۴۰۷؛ ابن حبان، صحیح ابن حبان، ج ۳، ص ۲۱۱، مؤسسهًْ الرساله، ۱۴۱۴٫
این روایت در متون اصلی حدیثی شیعه وجود ندارد و بیشتر در کتب اهل تسنن آمده است. (محقق کتاب)
[۱۰]) أبو الفضل أحمد بن علی بن حجر العسقلانی الشافعی، هدی الساری، مقدمه فتح الباری شرح صحیح البخاری، ج، ۱۱، ص ۱۱۰، تحقیق: محمد فؤاد عبد الباقی و محب الدین الخطیب، بیروت: دار المعرفهًْ، ۱۳۷۹؛ مفاتیح الغیب، ج‏۹، ص ۳۹۴٫
صحیح بخاری، ج ۷، ص ۱۴۵، کتاب الدعوات (با کمی تفاوت در الفاظ)؛ سنن ترمذی، ج۵، ص ۹۵، دارالفکر، بیروت. (محقق کتاب)
[۱۱]) ر.ک: منشور جاوید، ج ۵، ص ۱۳۲٫
[۱۲]) ر. ک: همان، ص ۱۳۱؛ المیزان، ج‏۱۷، ص ۲۰۴ـ ۲۰۷٫
[۱۳]) ر.ک: تنزیه الانبیاء، ص ۱۴۰؛ منشور جاوید، ج ۵، ص ۱۳۴٫
منبع : اختصاصی مجمع جهانی شیعه شناسی

 

 

 

http://shiastudies.com

عصمت پیامبران (عصمت حضرت سلیمان -آیات ۳۴ و ۳۵ ص ). عصمت پیامبران (عصمت حضرت سلیمان -آیات ۳۴ و ۳۵ ص ). عصمت پیامبران (عصمت حضرت سلیمان -آیات ۳۴ و ۳۵ ص ). عصمت پیامبران (عصمت حضرت سلیمان -آیات ۳۴ و ۳۵ ص ). عصمت پیامبران (عصمت حضرت سلیمان -آیات ۳۴ و ۳۵ ص ). عصمت پیامبران (عصمت حضرت سلیمان -آیات ۳۴ و ۳۵ ص ). عصمت پیامبران (عصمت حضرت سلیمان -آیات ۳۴ و ۳۵ ص ). عصمت پیامبران (عصمت حضرت سلیمان -آیات ۳۴ و ۳۵ ص ). عصمت پیامبران (عصمت حضرت سلیمان -آیات ۳۴ و ۳۵ ص ). عصمت پیامبران (عصمت حضرت سلیمان -آیات ۳۴ و ۳۵ ص ).عصمت پیامبران (عصمت حضرت سلیمان -آیات ۳۴ و ۳۵ ص ). عصمت پیامبران (عصمت حضرت سلیمان -آیات ۳۴ و ۳۵ ص ). عصمت پیامبران (عصمت حضرت سلیمان -آیات ۳۴ و ۳۵ ص )
برچسب ها: عصمتshia
نوشته قبلی

عصمت پیامبران (عصمت حضرت ایوب – آیه۴۱ ص )

نوشته‌ی بعدی

عصمت پیامبران (عصمت حضرت داوود -آیات ۲۱ ـ ۲۴ ص )

مرتبط نوشته ها

پیامبر اکرم (ص) از نگاه امام صادق (ع)
پیامبر اکرم (ص)

پیامبر اکرم (ص) از نگاه امام صادق (ع)

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)
انقلاب مهدوی

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)

چرا امام قائم (عج) در قرآن نیامده است‌؟
انقلاب مهدوی

جهانی شدن و حکومت جهانی مهدی (عج)

نقش انتظار در پویایى جامعه اسلامى
انقلاب مهدوی

نقش انتظار در پویایى جامعه اسلامى

اهل کتاب در دولت مهدوی (عج)
انقلاب مهدوی

جهانی شدن و حکومت جهانی حضرت مهدی (عج)

مدینه فاضله امام زمان (عج)
انقلاب مهدوی

مدینه فاضله امام زمان (عج)

نوشته‌ی بعدی

عصمت پیامبران (عصمت حضرت داوود -آیات ۲۱ ـ ۲۴ ص )

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

ستاره اندلس مادر امام موسی کاظم (ع)

ستاره اندلس مادر امام موسی کاظم (ع)

حیات سیاسی امام رضا (ع)

حیات سیاسی امام رضا (ع)

پیامبر اکرم (ص) از نگاه امام صادق (ع)

پیامبر اکرم (ص) از نگاه امام صادق (ع)

Home 1

برکات جنگ رمضان

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا