هـ) معاد
در علویگری اعتقاد به معاد هم از مسلّمات است. با پژوهش در تمام كتابها و اشعار و در تحقیقات میدانی و مصاحبه با ددهها و علما و تحصیلكردههای آنها، به این نتیجه رسیدیم كه اعتقاد به معاد و زندگی بعد از مرگ، از اصول دین علویگری محسوب میشود. معاد در دیدگاه علویان اعتقاد داشتن به روز قیامت و حساب و بهشت و جهنم است.(81) معاد ایمان آوردن به روز قیامت و دوباره زنده شدن است.(82) اعتقاد به معاد به معنای اعتقاد به زنده شدن بعد از مرگ و مجازات و یا مكافات در مقابل اعمالی است كه در دار دنیا انجام دادیم.(83)
پیر سلطان ابدال در یك شعر زیبا چنین میگوید:
پیر سلطان هستم دنیا فانی است فانی راه او از دنیا به آخرت طولانی است به انسان امانت دادهاند جان را و غیر از این راه نیست كه برگردی(84)
در تلقین میت نیز عبارتهایی میآید كه به اعتقاد به معاد دلالت میكند.(85)
و) اعتقادات دیگر
١. چهار در، چهل مقام
علویگری در قسمت معنویات بیشتر رنگ تصوف دارد. آنان در موضوع رسیدن به خدا و كمالات یك تعبیر «چهار در، چهل مقام» دارند. این موضوع در بیشتر كتابهایی كه در مورد علویگری و بكتاشیگری نوشته شده و در سایتهای اینترنتی علویان و در مصاحبههایی كه ما با ددهها و علمای علویان انجام دادیم آمده و توضیح داده شده است. برای هر یك از چهار در «شریعت»، «طریقت»، «معرفت» و «حقیقت» ده مقام گفته شده است كه جمعاً چهل مقام میشود.
١. در شریعت
در اول از محمد مصطفی(صلی الله علیه و آله) مانده است. این در عظیمی است كه حق را از باطل جدا میكند. این در با ایمان واقعی خدمت كردن و در نتیجه به ملاقات خدا رسیدن است. به مهمانان خدا خدمت كردن و به آنها احترام گذاشتن و به اهل شریعت با چشم حقارت نگاه نكردن است. ده مقام این در هم به این شرح است:
مقام اول: ایمان آوردن.
مقام دوم: یاد گرفتن علم.
خدای متعال در این مورد چنین فرموده است:
و از انسانها كسانی هستند كه میگویند پروردگارا به ما در دنیا بهره نیك و در آخرت هم بهره نیك عطا فرما و ما را از آتش دوزخ در امان بدار.(86)
مقام سوم: عبادت كردن. این كار با نماز خواندن و روزه گرفتن و زكات دادن انجام میشود. خداوند در این مورد چنین میفرماید:
بگو من بشری همانند شما هستم، [با این تفاوت] كه به من وحی میشود كه خدای شما خدای یگانه است؛ حال هر آن كسی كه امید در لقای پروردگارش بسته است، باید كار نیكو پیشه كند و در پرستش پروردگارش كسی را شریك نیاورد.(87)
مقام چهارم: خوردن روزی حلال و نخوردن ربای فاحش. مقام پنجم: اجتناب از حرام. مقام ششم: در حال حیض و نفاس با همسر نزدیكی نكردن. مقام هفتم: داخل شدن به خانه شریعت. مقام هشتم: مهربانی. مقام نهم: پاك خوردن و پاك پوشیدن. مقام دهم: امر به معروف كردن.(88)
در كتابهای دیگر، مثل مقالات حاج بكتاش، همین مطالب با فرقهای جزئی و توضیحات بیشتر به همراه آیات و روایات آمده است.(89)
٢. در طریقت
در دوم هم از ده مقام تشكیل شده است. در كتاب بویروك چنین آمده است:
حضرت محمد(صلی الله علیه و آله) فرموده است كه طریقت با ده چیز باز میشود و با ده چیز هم بسته میشود. چیزی كه آن را باز میكند ده مقام طریقت است. اگر كسی چیزهایی را كه در ده مقام است، به جا بیاورد، در طریقت برای او باز میشود و اگر به جا نیاورد، در طریقت برای او بسته میشود.
مقام اول: از مرشدی مسئولیت گرفتن و توبه كردن. خدای متعال در قرآن كریم چنین میفرماید: ای مؤمنان، به درگاه خداوند توبهای خالصانه كنید. چه بسا پروردگارتان گناهانتان را از شما بزداید و شما را به بوستانهایی كه جویباران از فرودست آن جاری است، درآورد.٩٠
مقام دوم: طالب شدن.
مقام سوم: به موها و لباسها اهمیت ندادن و به نعمتهای دنیا وابسته نشدن.
مقام چهارم: صابر بودن.
مقام پنجم: به دیگران احترام گذاشتن.
مقام ششم: خوف. طالب باید از خدا بترسد و در مقابل او باید راستگو باشد. خداوند چنین فرموده است:
و در راه خدا چنانكه سزاوار جهاد اوست جهاد كنید؛ او شما را برگزیده است و برای شما در دینتان محذوری قرار نداده است. همه شما را مسلمان نامید. و در این [كتاب] هم [مسلمان نامیده شدهاید]، تا سرانجام پیامبر گواه بر شما و شما گواه بر مردمان باشید. پس نماز برپا دارید و زكات بدهید و به خداوند پناه ببرید، او سرور شماست، نیكو سروری و نیكو یاوری است.(91)
مقام هفتم: از خداوند قطع امید نكردن.
مقام هشتم: مقام هدایت. خداوند با كتابهای مقدس به انسانها راه راست و كج را نشان داده است. انتخاب راه راست بر عهده خود انسانهاست.
مقام نهم: در میان جامعه با مدارا بودن و به نصیحت گوش دادن و با دیگران مهربان بودن.
مقام دهم: مقام عشق و شوق و صفا. دوست داشتن انسانها و در میان همه فقر را انتخاب كردن.(92)
٣. در معرفت
در سوم در معرفت است و آن مقدمهای برای حقیقت است. این در هم ده مقام دارد كه عرفایی كه ذات خویش را میشناسند این مقامها را طی میكنند. این مقامها به این شرح است:
مقام اول: ادب.
مقام دوم: هیبت. در این مورد خداوند چنین فرموده است:
اگر این قرآن را بر كوهی فرو فرستاده بودیم، بیشك او را از ترس خداوند خاكسار و فروپاشیده میدیدی؛ و این مثالها را برای مردم میزنیم باشد كه اندیشه كنند.(93)
مقام سوم: صبر. خداوند در این موضوع چنین میفرماید:
ای مؤمنان از صبر و نماز یاری بجویید كه خدا با صابران است.(94)
مقام چهارم: قناعت. انسان باید قانع باشد و به كم كفایت كند تا زیاد را پیدا كند.
مقام پنجم: حیا. مقام ششم: سخاوت. مقام هفتم: علم. مقام هشتم: تسلیم و راضی شدن. مقام نهم: معرفت. مقام دهم: شناختن نفس خود. حضرت پیغمبر(صلی الله علیه و آله) چنین میفرماید:
هر كسی كه نفس خودش را بشناسد، به تحقیق پروردگار خودش را هم میشناسد.(95)
٤. در حقیقت
در حقیقت كه در چهارم است هم ده مقام دارد.
مقام اول: تراب شدن. كسی كه این چهار در را قبول دارد، باید متواضع باشد، تمام انسانها را بزرگوار بشمارد و به آنها احترام بگذارد. خودپسندی مرض ذات انسان است.
آدمی باید هفتاد و دو ملت را یكی ببیند و پشت سر هیچ كسی حرف نزند.
مقام دوم: ایمان به وحدانیت خدا و به راه محمد(صلی الله علیه و آله) و علی(علیهالسلام) سر گذاشتن. در این موضوع خداوند متعال چنین میفرماید:
ای پیامبر! بیگمان كسانی كه با تو بیعت میكنند، در واقع با خداوند بیعت میكنند. دست خداوند بر فراز دست ایشان است؛ پس هر كسی كه پیمان شكند، همانا به زیان خویش پیمان شكسته است؛ و هر كس كه به آنچه با خداوند پیمان بسته، وفا كند، بزودی كه به او پاداش عظیم ببخشد.(96)
مقام سوم: مواظب دست و عفت و زبان بودن. چون خداوند در این مورد چنین میفرماید: منافقان میگویند: چون به مدینه باز گردیم، بلندپایگان، فرومایگان را از آنجا بیرون خواهند كرد؛ حال آنكه عزت، خاص خداوند و پیامبر و مؤمنان است، ولی منافقان این حقیقت را نمیدانند.(97)
مقام چهارم: امنیت.
مقام پنجم: توكل. در این مورد خداوند چنین میفرماید:
و هر كس بر خدا اعتماد كند او برای وی بس است.(98)
مقام ششم: صحبت.
مقام هفتم: سرّ.
مقام هشتم: رضا. خداوند در این مورد چنین میفرماید:
خدا فرمود: این روزی است كه راستگویان را راستیشان سود بخشد. برای آنها باغهایی است كه از زیر ]درختان[ آن نهرها روان است. همیشه در آن جاویداناند. خدا از آنان خشنود است و آنان ]نیز[ از او خشنودند. این است رستگاری بزرگ.(99)
مقام نهم: تفكر. در مورد تفكر حضرت محمد(صلی الله علیه و آله) چنین میفرماید:
یك ساعت تفكر بهتر است از هفتاد سال عبادت كردن.
مقام دهم: شوق خداوند را از دل بیرون نكردن.(100)
٢. سه سنت
سنت اول، نام خداوند را از زبان و محبت او را از دل بیرون نكردن است. سنت دوم، حضرت محمد(صلی الله علیه و آله) است. بنابراین انسان باید كینه و كبر و عداوت را از دلش بیرون كند و با جامعه مدارا داشته باشد. سنت سوم، حضرت علی(علیهالسلام) و با رضای دل به راه او تسلیم شدن است.(101)
٣. هفت فریضه
فریضه اول گرفتن یك مصاحب (برادر دینی) است. فریضه دوم انتخاب كردن مربی و در تنور حق پختن است. صاحب رهبر شدن، به مرشد تسلیم شدن، آشنا پیدا كردن، پیروی از او و متواضع شدن فریضههای دیگرند.(102)
٤. علویان در آینه احكام و اخلاق
الف) فروع دین
علویان در مذهب فقهی جعفری هستند. در تحقیقات میدانی و در دیدارها و مصاحبههایی كه با ددهها و علمای علویان انجام دادیم، تمام آنها بدون استثنا در پاسخ سؤال ما كه مذهب فقهی چیست؟ جواب میدادند: جعفری. این مطلب در بعضی از كتابهای آنها هم ذكر شده است.
بدرالدین نویان كه از رهبران رده اول علویان است، در كتاب خویش تحت عنوان حضرت محمد(صلی الله علیه و آله) و جعفریها میگوید:
امروز مذهب جعفری، مذهب حضرت محمد(صلی الله علیه و آله) و دوستداران اوست و نیز مذهبی كه امامان حقیقی آن را ادامه دادند و توصیه كردند.
این مذهب را به نامهای جعفریه، اثناعشریه و امامیه نیز خواندهاند.(103)
این نویسنده بعد از این مطلب اصول دین و فروع دین را میشمارد.(104)
یكی از ددههای علویان، محرم ناجی اورهان، چنین میگوید:
علویگری نه یك دین است و نه یك مذهب و نه یك طریقت. بلكه علویگری مجموعه اعتقاداتی است: دین، اسلام است و مذهب، جعفری است و طریقت هم طریقت نازنین است. مراد از طریقت نازنین یك طریقت نیست، بلكه یا نام راهی است كه از محمد(صلی الله علیه و آله) و علی(علیهالسلام) میآید.(105)
شاهی بابا، یكی از شعرای علویان، در شعری بر جعفری بودن مذهب خود تصریح میكند و میگوید:
پیرم به گوشم تلقین كرد مذهبم جعفری صادق المتین كه به شاه ولایت نزدیك شدهایم خدا دوست به پیمان آمدم(106)
علویان در بعضی از كتابهای خود فروع دین را آورده و گفتهاند فروع دین عبارت است از: نماز و روزه و زكات و حج و خمس و جهاد و امر به معروف و نهی از منكر و تولی، یعنی دوستی با اهلبیت(علیهمالسلام) و دوستان آنان و تبری، یعنی دوست نداشتن و دوری جستن از دشمنان اهلبیت(علیهالسلام).(107)
ب) اخلاق
ریشه علویگری آناتولی اسلام است. ولی منبعی كه از آن رشد پیدا كرده، افكار حاج بكتاش ولی و مولوی و پیر سلطان ابدال و نسیمی و خطایی و امثال اینهاست. همه اینها در مكتب قرآن و اهلبیت(علیهمالسلام) رشد یافتند و معارف الهی را در سرزمین آناتولی نشر دادند. در میان اینها شاید بیشترین تأثیر را حاج بكتاش ولی گذاشته است. حاج بكتاش ولی فلسفه عظیمی را با چند كلمه در یك جمله بیان كرده است:
دست و زبان و عفتت را؛ آش و كار و همسرت را؛ ذات و چشم و حرفت را حفظ كن.(108)
این اساس اخلاقی، در خیلی از كتب و نشریات و مقالات و سخنرانیهای علویان به چشم میخورد و آنان انصافاً به این اساس پایبند هستند و با این خصوصیات اخلاقی در میان مردم شناخته میشوند. البته این اساس ریشه در كتاب و سنت دارد و به وسیله علمایی رواج یافته كه از هشت قرن پیش نوعاً از مناطق خراسان به سرزمین آناتولی آمدند و مردم این سرزمین را با معارف كتاب و سنت تربیت كردند.

















هیچ نظری وجود ندارد