ای آنکه توئی جامع اوصاف حمیدهنه چشم چو تو دیده و نه گوش شنیدهزلفین تو زنجیر و دو ابروی تو شمشیراین کشته بسی دارد و آن بند کشیدهگویند اگر صورت تو ماه زمین استنور رخ تو از چه به افلاک رسیدهسلطان سلاطین و شاهنشه خوبانچشمی چون تو اندر همه آفاق ندیدهیارب گذرد باد بهار از طرف باغیا شمّ وصال از طرف یار رسیدهیارب چه شود گر گذرد این شب هجرانتا صبح وصالش زند از شرق سپیدهخوانند تو را یوسف کنعان و بدیدمیوسف ز غمت جامه براندام دریدهای یار نما با «مدنی» مهر و محبّتامید که بازآیدش آن جان رمیده

















هیچ نظری وجود ندارد