قبل از بیان فرقههاى غلات باید اذعان نمود که متأسفانه در کتب کلام و ملل و نحل، برای احصاء و تعریف فرقههاى غلات هیچ گونه ضابطه روشمند اصول و علمى رعایت نگردیده است.
برخى که تعداد فرقههاى شناخته شده و داراى اصول و فروع را محدود دیدهاند و با حدیث مشهور رسیده از پیامبر اسلام که تعداد فرقههاى یهودیان را هفتاد و یک فرقه و تعداد فرقههاى مسیحیان را هفتاد و دو فرقه و تعداد فرقههاى مسلمان را هفتاد و سه دانستهاند،[۱] نتواستهاند به خوبی توجیه و یا تطبیق نمایند، سعى و تلاش در شمارش این فرقهها و رساندن تعداد آنها به این میزان نمودهاند.
برخى دیگر نیز گرفتار کمبود شدید اسم گردیده و هر گاه نام شخصى با نظریهاى خاص برده مىشده است، به سرعت و با مصغر کردن نام وى و اضافه نمودن آن به فرقههاى مسلمانان به حل معمّا و مشکل خود مىپرداختند. البتّه ناگفته پیداست که برخى فرقههایى را نام بردهاند که نه اصول و فروع عقیدتى و نه از تاریخچه تشکیل، رهبران تشکیلدهنده، پیروان، زمان و مکان تشکیل فرقه هیچ گونه اطلاع و آگاهى نداشته و یا اینکه اصل فرقه «سالبه به انتفاع موضوع» بوده و هرگز چنین فرقهاى زاده نشده است.
مسلم است که حدیث شریف پیامبر را این فرقهسازان، محدود به زمان خویش دانستهاند و یا اینکه لااقل بدون تفسیر و تحلیل درستى از آن، تنها معناى لغوى هفتاد و سه فرقه را ملاک عمل قرار دادهاند، اگر چه اصل سند روایت نیز قابل بررسى و نقد و نظر است.
روایت احمد بن حنبل در مسند و ابن ماجه در سنن تعداد فرقههاى مسلمین را هفتاد و دو فرقه[۲] و ترمذى در صحیح خود و دیگران تعداد فرق مسلمین را هفتاد و سه فرقه[۳] خواندهاند. نکته قابل توجّه در نقل این روایات در منابع پیروان مکتب خلفاء آن است که تلاش نمودهاند، پس از بیان صدر حدیث قسمت نهایى آن را بهگونهاى نقل کنند که خود را از فرقه ناجیه به حساب آورند، به همین دلیل گرفتار اختلاف و تناقض شدید شدهاند.
راویان مکتب اهلبیت^ تعداد فرقهها را هفتاد و سه فرقه خواندهاند؛
«لتفرقّن هذه الامه على ثلاثه و سبعین فرقه و الذى نفسى بیده و إن الفرق کلها ضاله اِلاّ مَن اتبعنى و کانَ مِنْ شیعتى»[۴]
«این امت به هفتاد و سه فرقه تقسیم خواهند شد و سوگند به آنکه جان من در دست اوست، همه این فرقهها گمراهند، مگر آن که از من پیروى کند و شیعه من باشد.»
در هر صورت روایات رسیده از منابع معتبر هر دو مکتب (اهلبیت و مکتب خلفا) حداکثر تعداد فرقههاى مسلمین را هفتاد و سه فرقه بیان نموده است و در هر صورت «فرقه ناجیه»[۵] را تنها یک فرقه دانستهاند.
[۱]. کلینى، الروضه من الکافى ص ۲۲۴ حدیث ۲۸۳.
[۲]. احمد بن حنبل، مسند احمد، ج ۲، ص ۲۳۲؛ ابن ماجه، سنن ابن ماجه، کتاب الفتن، باب ۱۷، ج ۲ ص ۱۳۲۱، بیروت، دارالاحیاء التراث العربى.
[۳]. ترمذى، الجامع الصحیح، کتاب الایمان، باب ۱۸، ج ۵، ص ۲۶ حدیث ۴۱.
[۴]. محمدى رى شهرى، میزان الحکمه، ج ۷ ص ۴۶۲، چاپ چهارم، دفترت تبلیغات اسلامى قم، به نقل از امالى شیخ مفید.
[۵]. آیا مذاهب اربعه اهلسنّت مىتوانند یک فرقه باشند با آن همه اختلاف در مبانى عقیدتى و فقهى، امّا به نظر فرقه شناسان مکتب شیعه امامیه اثنى عشرى یک فرقه به شمار میرود.


















هیچ نظری وجود ندارد