در باب عزاداری حضرت سیدالشهدا، ابا عبدالله الحسین(ع) سخن بسیار است. عدهای پارهای از مصادیق عزاداری را تفریط و برخی دیگر را افراطگرایانه میدانند، لذا بهترین راه حل مراجعه به اقوال، فرمایشات و سیره أئمه اطهار(عهم) در این باب است، تا فصلالخطاب تمامی دیدگاهها قرار گیرد و قانون واحدی در این زمینه به دست آید.
عزاداری معصومین(عهم) و تقیه شدید
بر هر محقق آگاه و آشنا با تاریخ و سیره معصومین(عهم) این نکته دقیق و ظریف پوشیده نیست که عزاداری معصومین(عهم) در فضایی کاملا همراه با تقیه و در خفقان شدید صورت میگرفته است و لذا توقع برگزاری دستهجات باشکوه و سنگین در سطح شهر و یا برگزاری مصادیق متعدد و مختلف عزاداری از سوی معصومین(عهم) انتظاری کاملا نابجا و دور از واقعیت است.
در این خصوص به نقل یک روایت از کتاب شریف کافی بسنده میکنیم. مرحوم کلینی(ره) روایت میکند: سفیان بن مصعب عبدی، شاعر و مداح اهلبیت(عهم) خدمت امام صادق(ع) میرسد و آن حضرت او را به مرثیهسرایی در مصائب حضرت سیدالشهد(ع) امر میکنند و اهل خانه خود را نیز به نشستن و استماع روضه امر میکنند، با شروع مرثیهسرایی، صدای گریه و ناله زنان بلند میشود «… فصاحت وصحن النساء، فقال أبو عبدالله(ع): «الباب، الباب» فاجتمع اهل المدینه على الباب، قال: فبعث الیهم ابو عبدالله(ع): صبیّ لنا غشی علیه، فصحن النّساء»(کافی/ج۸/ص۲۱۶).
بعد از بلندشدن گریهی زنها، امام صادق(ع) دوبار فرمودند: درب، مواظب درب منزل باشید! فرمایش حضرت درست بود؛ زیرا اهل مدینه جلوی منزل حضرت اجتماع کرده بودند و جویای علت ناله و گریه زنها بودند. ولی حضرت که همواره اطرافیان را تشویق به اقامه عزای سیدالشهد(ع) میکردند، از مردم مدینه تقیه فرموده و پیام دادند: بچهای از فرزندان ما غش کرد و زنها صدا به گریه و ناله بلند کردند.
در حالی که زمان، ایام امامت امام صادق(ع) بوده نه زمان امام سجاد یا امام کاظم(عهم) یا امامان دیگر و مکان، مدینه منوره بوده نه شام و بغداد! و مجتمعین اهالی مدینه بودند نه مأموران حکومتی!
بنابراین شدت تقیه حاکم در عصر معصومین(عهم) اجازه برگزاری جلسات سوگواری رسمی و علنی و مصادیق مختلف عزاداری را نمیداده است. ولی آن حضرات نسبت به شیعیان خود در این امر مهم بیتفاوت نبوده و جدا از دستورهای موردی و راهگشا در یک مصداق خاص، یک قانون کلّی نیز به شیعیان خود ارائه دادهاند که آن قانون کلی مواسات در مصائب سیدالشهدا، ابا عبدالله الحسین(ع) است؛ یعنی مساوی شدن، همراهی و همدردی با امام حسین(ع) در مصائب ایشان.
مواسات در شادی و غم
در قرآن کریم نیز به این قانون کلی اشاره شده است، آن هنگام که مشرکان و دشمنان رسول خد(ص) در شادی آن حضرت ناراحت و در غم ایشان خوشحال هستند: ﴿إِن تُصِبْکَ حَسَنَهٌ تَسُؤْهُمْ وَإِن تُصِبْکَ مُصِیبَهٌ یَقُولُوا قَدْ أَخَذْنَا أَمْرَنَا مِن قَبْلُ وَیَتَوَلّوْا وَهُمْ فَرِحُونَ﴾(توبه/۵۰) و ﴿إِن تَمْسَسْکُمْ حَسَنَهٌ تَسُؤْهُمْ وَإِن تُصِبْکُمْ سَیّئَهٌ یَفْرَحُوا بِهَا﴾(آل عمران/۱۲۰) بنابراین شیعیان و دوستداران رسول خد(ص) باید برخلاف مشرکان در شادی حضرت مسرور و در غم ایشان، اندوهگین باشند. امیرالمؤمنین(ع) نیز درباره صفات شیعیان میفرمایند: «ینصروننا ویفرحون لفرحنا ویحزنون لحزننا»(خصال شیخ صدوق/ص۶۳۵) شیعیان اینگونه ما را یاری میکنند که در شادی ما شادند و در حزن و اندوه ما محزونند.
امام صادق(ع) نیز درباره شیعیان میفرمایند: «… یسؤوهم ما یسؤنا ویسّرهم ما یسّرنا»(امالی شیخ طوسی/ص۲۹۹) شیعیان را ناراحت و مصیبتزده میکند آنچه ما را ناراحت کند و آنها را مسرور میسازد آنچه ما را مسرور میکند.
روایات از معصومین(عهم) درباره مواسات در شادی و غم با ایشان و پاداش این عمل بسیار است، رجوع کنید به کامل الزیارات/ب۳۲/ح۶؛ عیون اخبار الرضا/ج۲/ص۲۶۸؛ امالی صدوق/ص۱۹۲؛ مشارق انوار الیقین/ص۳۱۶ و…
مواسات هنگام زیارت
مواسات در مصائب سیدالشهد(ع) چنان مقوله مهمی است که حتی در زیارت آن حضرت نیز امر به مواسات با ایشان شده است، تا آنجا که شهید اول(ره) فتوا به استحباب مواسات هنگام زیارت سید الشهد(ع) داده است (دروس/ج۲/ص۱۱).
مرحوم ابن قولویه قمی(ره) احادیث متعددی در این خصوص و پاداش اینگونه زیارت را در ابواب ۳۶، ۴۸و۶۹ کتاب گرانسنگ «کامل الزیارات» روایت کرده است مانند:امام صادق(ع) میفرمایند: «إذا أردت زیاره الحسین فزره وأنت کئیب حزین مکروب شعثاً مغبراً جائعاً عطشاناً فإن الحسین قتل حزیناً مکروباً شعثاً مغبراً جائعاً عطشاناً»(الزیارات کامل/ب۴۸/ح۳).هنگامی که خواستی امام حسین(ع) را زیارت کنی در حالی او را زیارت کن که اندوهگین، محزون، ناراحت، پریشان، خاکآلود، گرسنه و تشنه باشی؛ زیرا آن حضرت به شهادت رسیدند در حالی که اندوهگین، محزون، ناراحت، پریشان، خاکآلود، گرسنه و تشنه بودند.
مواسات در مشکی پوشیدن
لباس مشکی به تن کردن در مصیبت سیدالشهد(ع) جدا از دلایل عقلی، نقلی و عرفی که دارد مستند به قانون مواسات نیز است. چنانچه امام باقر(ع) میفرمایند: «قتل الحسین بن علی(عهم) وعلیه جبه خز دکناء»(کافی/ج۶/ص۴۵۲) امام حسین(ع) در حالی به شهادت رسیدند که لباسی از جنس خز و رنگ مشکی پوشیده بودند. در توضیح حدیث شریف آمده است: «الدکنه بالضم: لون یمیل إلى السواد ودکن الثوب إذا اتسخ واغبرلونه»(ر.ک: النهایه ابن اثیر/ج۲/ص۱۲۸؛ لسان العرب/ج۱۳/ص۱۵۷؛ مرآه العقول/ج۲۲/ص۳۳۱).
مواسات در عطش و امساک
از موارد وارد شده به عنوان مواسات در مصائب سیدالشهد(ع)، امساک از آب و غذا است، تا در عطش و گرسنگی نیز با آن حضرت، اهلبیت و اصحابش مواسات کرده باشیم. چنانچه امام صادق(ع) به عبدالله بن سنان در اعمال روز عاشورا فرمودند: «بدون نیت (روزه)، امساک کن و بدون خواندن دعا، ساعتی بعد از نماز عصر جرعهای آب بنوش زیرا در آن وقت جنگ تمام شد …» (مصباح شیخ طوسی/ص۷۸۲).
سید بن طاووس(ره) نیز در اقبال الاعمال خود، فصل ۱۸ اعمال ماه محرم را به مواسات در عطش و امساک اختصاص داده است؛ گرچه در فصل ۱۶ نیز بعد از نقل فرمایشی از امام رض(ع) به این مطلب اشاره دارد.
مواسات در لطم
یکی از موارد مواسات با مصائب سیدالشهد(ع) و اهلبیت ایشان مواسات با حضرت صدیقه صغری زینب کبری است که بارها در کربلا لطم به صورت زدهاند (ارشاد شیخ مفید/ج۲/ص۹۳؛ مثیر الاحزان/ص۳۵؛ لهوف/ص۴۹، تاریخ یعقوبی/ج۲/ص۲۴۴ و…).
حتی در فرمایشی از امام صادق(ع) تصریح و سپس امر به مواسات در این عمل با اهلبیت سیدالشهد(ع) شده است. شیخ طوسی(ره) در کتاب «تهذیب الاحکام» خود ـ یکی از کتب اربعه شیعه ـ اینگونه از امام صادق(ع) روایت کرده است: «وقد شققن الجیوب ولطمن الخدود الفاطمیات على الحسین بن علی(عهم) وعلى مثله تلطم الخدود وتشق الجیوب»(تهذیب الاحکام/ج۸/ص۳۲۵) اهلبیت امام حسین(ع) (زینب کبری، ام کلثوم، زنان و بچهها) در مصیبت سیدالشهدا گریبان چاکزده و به صورتها لطمه زدند و شما نیز در چنین مصیبتی به صورتها بزنید و گریبان چاک دهید.
مواسات انبیا با سیدالشهد(ع)
مواسات مقولهای است که حتی انبیای گذشته نیز از حضرت آدم تا ابراهیم و موسی با سیدالشهد(ع) در مصائبش مواسات نموده و به نحوی با آن حضرت همدردی نمودهاند.
الف ـ حضرت اسماعیل صادق الوعد: مرحوم ابن قولویه قمی(ره) در کتاب معتبر کامل الزیارات ۴ حدیث با اسانید مختلف و معتبر در مواسات این پیامبر با سیدالشهد(ع) آورده است از جمله: امام صادق(ع) میفرمایند: «… بعثه الله إلى قومه فأخذوه فسلخوا فروه رأسه ووجهه … فقال: لی أسوه بما یصنع بالحسین»(کامل الزیارات/ب۱۹/ح۲).
خداوند متعال او را به سوی قومش مبعوث نمود ولی آنها او را گرفته و سلاّخی نموده و پوست سر و صورتش را در حالی که هنوز زنده بود کندند، ملکی از جانب خداوند متعال نزد او آمد و گفت: خداوند مرا به سوی تو فرستاده است تا هر آنچه امر کنی انجام دهم (آنها را عذاب کنم) ولی او گفت: الگوی من در این مصائب، مصیبتهایی است که به حسین بن علی(ع) وارد میشود.
ب ـ حضرت آدم(ع): علامه مجلسی(ره) روایت میکند: حضرت آدم(ع) پس از هبوط به زمین در پی همسرش حوا به کربلا رسید:«فمرّ بکربلاء فاغتم وضاق صدره من غیر سبب، وعثر فی الموضع الذی قتل فیه الحسین، حتى سال الدم من رجله… فأوحى الله إلیه… یقتل فی هذه الأرض ولدک الحسین ظلماً فسال دمک موافقه لدمه…»(بحار/۴۴/۲۴۲)به کربلا رسید و غمی بر دل او نشست و بدون هیچگونه علتی سینهاش به تنگ آمد و پایش به محل شهادت امام حسین(ع) خورد و خون از پایش جاری شد، او دلیلش را از خداوند متعال جویا شد… در جواب، خداوند متعال فرمود: در این سرزمین فرزندت حسین ظالمانه کشته و خونش جاری خواهد شد و خون تو نیز به جهت موافقت و مواسات با او جاری گشت.
ج ـ حضرت ابراهیم(ع): باز علامه مجلسی(ره) در ادامه روایت میکند حضرت ابراهیم نیز گذرش به کربلا افتاد «… وهو راکب فرسا فعثرت به وسقط ابراهیم وشجّ رأسه وسال دمه… فنزل الیه جبرئیل وقال: … هنا یقتل سبط خاتم الأنبیاء … فسال دمک موافقه لدمه…»(بحار/ج۴۴/ص۲۴۳) ابراهیم از اسب افتاد و سرش شکست و خون از سرش جاری شد. او دلیلش را از خداوند متعال جویا شد… و جبرئیل نازل شد و گفت: در اینجا نوه خاتم الأنبیاء کشته و خونش جاری خواهد شد و خون تو نیز به جهت موافقت و مواسات با او جاری گشت.
د ـ حضرت موسی(ع): همچنین علامه مجلسی روایت کرده است: حضرت موسی(ع) نیز هنگام عبور از کربلا «انخرق نعله، وانقطع شراکه، ودخل الخسک فی رجلیه وسال دمه… فأوحى إلیه أن هنا یقتل الحسین(ع) وهنا یسفک دمه، فسال دمک موافقه لدمه…»(بحار/ج۴۴/ص۲۴۴) کفش حضرت موسی(ع) سوراخ شد و بند کفشش پاره گشته، خاری در پای او فرو رفت و خون از پایش جاری شد. او دلیلش را از خداوند متعال جویا شد… در جواب، خداوند متعال فرمود: در اینجا امام حسین(ع) کشته و خونش ریخته خواهد شدو خون تو نیز به جهت موافقت و مواسات با او جاری گشت.
مواسات امام سجاد(ع) با سیدالشهد(ع)
امام صادق(ع) در حالات جد بزرگوارشان امام سجاد(ع) میفرمایند: آن حضرت تا آخر عمر مبارک در مصیبت سیدالشهد(ع) میگریست، روزها را روزه بودند و شبها را به عبادت میگذراندند، هنگامی که زمان افطار میشد: «فإذا حضر الافطار جاء غلامه بطعامه وشرابه فیضعه بین یدیه فیقول: کل یا مولای، فیقول: قتل ابن رسول الله جائعاً، قتل ابن رسول الله عطشاناً فلا یزال یکرر ذلک ویبکی، حتى یبتل طعامهمن دموعه ثم یمزج شرابه بدموعه فلم یزل کذلک حتى لحق بالله عزّوجلّ»(لهوف/ص۱۲۱؛ مسکن الفؤاد شهید ثانی/ص۵).غلام آن حضرت افطار ایشان را حاضر میکرد و مقابل حضرت میگذاشت و عرض میکرد: ای مولای من بفرمایید میل کنید ولی امام سجاد(ع) میفرمود: فرزند رسول خد(ص) در حالی که گرسنه و تشنه بود، شهید گشت و این جمله را مرتب میفرمود و میگریست تا حدی که غذا و آب با اشک حضرت مخلوط میگشت و به این کار پایان ندادند تا به لقاء الله پیوستند.
مواسات در گریه، سینهزدن، تعزیه و…
تمامی عزاداریهای شیعه ـجدا از ادله و رجحانهای متعددی که دارد ـزیر مجموعه قانون کلی مواسات نیز میباشد به طور مثال:
الف) گریه: بارها حضرت سیدالشهد(ع) در روز عاشورا گریستند مانند گریه آن حضرت در بدرقه علی اکبر(ع)(لهوف/ص۶۷) حتی کتابی با این موضوع به نام «بکاء الحسین(ع)» (گریههای امام حسین(ع)) نگاشته شده است.
ب) عزاداری با پای برهنه: به یاد دویدن همراه با هراس آل الله در کربلا با پای برهنه پس از به آتش کشیده شدن خیام.
ج) مراسم آتش زدن خیمهها: به یاد غارت و آتش کشیده شدن خیام (عزاداری سنّتی شیعیان/ج۲/ص۸۸،۲۳۹و۳۳۹).
د) مراسم شام غریبان: به دست گرفتن شمع و خواباندن پرچمها به یاد غربت و اسارت آلالله و یتیمی کودکان.
هـ) خاک آلود نمودن سر و صورت، سقایی، تعزیه و شبیهخوانی، لعن بر قاتلین سیدالشهد(ع) و…
فواید مواسات در عزای سیدالشهد(ع)
در مواسات فواید بسیاری نهفته است که بر هیچ محقق آگاه و خبرهای پوشیده نیست، از جمله: عزاداری موردپسند و تأیید اهلبیت(عهم)، همدردی با سیدالشهد(ع) و اهلبیت و اصحاب ایشان، زنده ماندن تاریخ کربلا، فراموش نشدن و جلوگیری از انکار آن مصائب جانسوز و… .
منبع : نشریه امام شناسی ، شماره ۴۳

















هیچ نظری وجود ندارد